تیوال نمایش مشروطه بانو
S2 : 17:22:09
  ۰۲ تا ۲۶ اسفند ۱۳۹۰
  ۱۹:۰۰
  ۳ ساعت
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

: روزبه حسینی
: ( به ترتیب ورود صحنه )رویا نونهالی، رویا میر علمی، محمد مختاری، آذر خوارزمی، شهرام حقیقت دوست، مجید رحمتی، رضا بهرامی، رضا امامی، مهران امام بخش، خسرو شهراز، ایمان دبیری، وحید رهبانی، سعید چنگیزیان، آزاده صمدی، مسعود میر طاهری، لیلا برخورداری، بهناز جعفری، علیرضا محمدی، محمود جعفری، علی میلانی، مریم توکلی، فریده سپاه منصور، ایوب آقاخانی

: جواد پولادی، یوسف رستمی، شهرام مهدی زاده، حمید حسینی و حامد زارع
: جلال تهرانی
: پریدخت عابدین نژاد
: ابراهیم اثباتی
: نورالدین حیدری ماهر
: محمد گودرزیانی
: جواد پولادی
: یوسف رستمی، رضا بهرامی
: استودیو پاکدل
: موسی هاشم زاده

یادداشت کارگردان :

فکر استفاده از ایده پیرنگ نمایشنامه های تراز اول دنیای ادبیات دراماتیک فکر تازه ای نیست ، برخی از مهم ترین نمایشنامه نویسان فرنگی به این روش آثاری مستقل و شایسته تحسین نوشته اند و وام داری اثر خود را به اثر مشهوری که الهم بخش آنها بوده پنهان نکرده اند .
در ایران ما نیز از صد و چند سال پیش تا کنون این مسیر در ادبیات نمایشی ، داستانی و سینمایی طی شده و معدودی هم نتایج تامل برانگیز به بار آورده . این بنده در سالی که رفت به دو تا از نمایشنامه های آنتوان چخوف نگاهی داشتم که حاصلش شد نمایش " همه فرزندان خانم آغا " و قضاوتش برعهده تماشاگران . اما چون اصل و ذات این تجربه بدون پیش داوری درباره نتیجه اش به نمایشنامه نویسی کنونی ما که از کم رشدی فکر و مفهوم و سستی قصه و شخصیت سازی ماندگار رنج می برد ، کمک می کند .
باردیگر بر آن شدم که اقتباس دوری از ملاقات بانوی سالخورده فردریک درونمات انجام بدهم . اقتباسی که می کشود به ایده دراماتیک و پیرنگ اصلیاین اثر بزرگ محدود شود و در حوزه اندیشه و مفهوم و درون مایه مستقل و ایرانی بماند . معتقدم چنین آثاری زمانی می توانند بیشتر به نمایشنامه نویسی و تیاتر ایرانی یاری دهند که فقط محدود به برگزدان اسامی شخصیتها و تقلید نعل به نعل صحنه ها همراه با شوخی های وطنی نشوند .
اما متن و اجرای این نمایش را به استادی بزرگ پیشکش می کنم که نه تنها نمایشنامه ملاقان بانوی سالخورده که تیاتر را برای ما ترجمه کرد . کسی که نه شیفته تیاتر و فرنگستان که شیفته شناخت ذات انسان است . انسانی که در تیاتر ایرانی هم می تواند ذات و فردیت مستقل خود را بیابد و در دنیای ادبیات دراماتیک ماندگاربماند .
پیشکش به استاد حمید سمندریان

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
" اقتباس یا آداپتاسیون " ، یا " انتظاری که برآورده نشد "

دیر هنگام اما برای ثبت در تاریخ
با دستان خالی ، و به همراه قلبم ، تقدیم به حسام خالقی نازنین

بعد از کار درجه یک و دوست داشتنی ِ " همه ی فرزندان خانم آغا " این دومین کاری بود که از حسین کیانی عزیز دیدم .
در این مجال سعی دارم به صورت تطبیقی و مقایسه ای به بررسی این دو نمایش بپردازم . البته معمولا نقد تطبیقی بر دو اثری نگاشته می شود که یک نمایشنامه ی واحد و دو کارگردان متفاوت دارند . اما من به سه دلیل از این سبک نقد استفاده می کنم . اول این که نویسنده و کارگردان هر دو اثر یک نفر است . دوم اینکه بر نمایش " همه ی فرزندان خانم آغا " نقد و نظری ننوشتم و سوم و مهمتر اینکه ، متن هر دو اثر ، از نمایشنامه های بزرگ جهان اقتباس شده اند ؛ " همه ی فرزندان خانم آغا " از « باغ آلبالو » و « مرغ دریایی » چخوف ، و " مشروطه بانو " از « ملاقات بانوی سالخورده » فردریش دورنمات .

نخست اقتباس ؛
دکتر ناظرزاده کرمانی می گوید :
« در نمایشنامه‌نویسی ماندگار دو نوع ‏نمایشنامه وجود دارد ؛ یکی اَبَر نمایشنامه (مَستر پُلی) و دیگری کلان نمایشنامه . باغ آلبالو ، کرگدن ، ‏خانه برنارد آلبا ، خانه عروسک و در انتظار گودو ، جزء ابر نمایشنامه‌ها یا مستر پلی‌ها هستند . ابر ‏نمایشنامه‌ها خلق شده‌اند که ماندگار باشند و سبب خلق آثار دیگر شوند . راز ماندگاری این آثار و از ‏ویژگی‌هایی که می‌توانیم در این آثار بشناسیم ، این است که آنها الهام بخشند . الهام پذیری از این ‏آثار هم نوعی بینامتنی است و تجربه‌ای است که برای تئاتر می‌تواند راهگشا باشد . به نظرم ‏الهام‌پذیری از چنین آثاری راه خوبی است و این نوع نمایشنامه‌ها می‌تواند به همه نمایشنامه‌نویسان ‏جهان کمک کند . کار عمده در الهام پذیری این است که نمایشنامه‌نویس ، روح و فرهنگ غالب ‏سرزمین خود را در این آثار بدمد .»‏
حالا به نظر من ، این روح و فرهنگ ایرانی در هر دو نمایشنامه دمیده شده و نویسنده به خوبی به فرهنگ ایرانی ‏در اثرش نزدیک شده است .
اما با این حال در این دو اثر تفاوت هایی نیز در نوع اقتباس دیده می شود چه از نظر فنی و چه از نظر کیفی و کمی ؛
کیانی در " مشروطه بانو " در اقتباس بسیار موفق تر عمل می کند تا در " همه فرزندان ... " . چرا که در " مشروطه بانو " اقتباس فقط به استفاده از ایده ی دراماتیک نمایشنامه ی " ملاقات با بانوی سالخورده " محدود شده و در حوزه ی اندیشه ، مفهوم و درون مایه ، داستان و اتمسفر مستقل و ایرانی می ماند . هر چند همانطور که < صمد چینی فروشان > در نقدش اشاره می کند ، در دو صحنه ی اجرای تئاتر در ضیافت استقبال از مشروطه بانو ( که از لحظات بسیار خوب و جذاب نمایش است ) ، و پیر ولی و دخترانش گوشه چشمی - خود آگاه یا ناخود آگاه - به نمایشنامه های هملت و شاه لیر داشته است .
اما در" همه ی فرزندان خانم آغا " به نظر می رسد بیش از اینکه اثر ، یک اقتباس باشد ، یک آداپتاسیون ( بومی سازی ) از تلفیق دو نمایشنامه ی < باغ آلبالو و مرغ دریایی > است . از آن جهت که در " همه فرزندان ... " علاوه بر استفاده از ایده ی دراماتیک < باغ آلبالو > ، رویداد ها و شخصیت های به شدت مشابهی از این نمایشنامه و بخصوص < مرغ دریایی > استفاده شده است . حتی درون مایه ی نمایش شباهت زیادی به باغ آلبالو دارد ( که در بحث محتوا به آن می پردازم ) ؛
شخصیت ... دیدن ادامه » " اصغر عاجز " به شدت شبیه ِ شخصیت " برمولای لوپاخین " در باغ آلبالوست .
صدای بلدوزرها هم همان صدای تبر در باغ آلبالوست . این صدا در هر دوی این نمایشنامه ها نماد و آوای هجمه ی مدرنیسم به سوی سنت است ( که این مسئله بارها به صورت های دیگر در نمایش مورد تأکید قرار می گیرد ) . صدای دهشت باری که لرزه بر اندام خانم آغا و خانه ش ، و پابه پای آنها ، تماشاگر نیز می اندازد .
شروع نمایش هم شبیه ابتدای باغ آلبالوست ؛ در ابتدای نمایش صحنه خالی ست و از بیرون صحنه صدای جماعتی می آید که به استقبال خانم آغا و خدارحم رفته اند که از سفر زیارتی عتبات بازگشته اند . این استقبال البته با چاووشی خوانی بسیار زیبای " ید الله " با بازی < امیر رضا دلاوری > نیز همراه میشود . اینجا کیانی خواسته نمایشنامه ی خود را از درون ذهن مخاطب آغاز کند . چراکه صحنه ی خالی و صدای بیرون صحنه به تماشاگر این امکان را می دهد تا در لحظه ای کوتاه شخصیت ھا را در ذھن مجسم کند .
عشق های زنجیر وار ِ پرملال ، کهنه و یک طرفه ، شخصیت < طاووس > که عینا همان < نینا زارچنایا > ی مرغ دریایی ست ، ازدواج < مدودنکو و ماشا > که شبیه ازدواج < یدالله و سروناز > است ، خودکشی خدمت علی در پایان که شبیه خودکشی < کنستانتین ترپلف > است ، و حتی نماد پردازی ، همه و همه تأثیر هایی ست که کیانی از " مرغ دریایی " گرفته است .
ولی با همه ی این تفاسیر و علی رغم اینکه نویسنده در متن خود از این دو نمایشنامه ، با این وسعت یاری گرفته ، اما تمام تلاش خود را خرج کرده تا این یاری گرفتن شکلی ایرانی به خود بگیرد . " همه ی فرزندان خانم آغا " راه خود را می رود و یک نمایش نامه ی کاملا ایرانی ست که هویتی مستقل دارد ؛ چه از لحاظ ساختار درام ، داستان ، زبان و شیوه ی نگارش مختص کیانی ، و چه از لحاظ حرفی که میزند . یعنی توانسته درون مایه ی خود ( که شباهت ِ بنیادینی به درون مایه ی باغ آلبالو دارد ) را با شرایط جامعه ی خود هماهنگ کند .

مفهوم و درون مایه ؛
همان طور که گفته شد کیانی در " مشروطه بانو " ایده ی دراماتیک نمایشنامه ی " ملاقات بانوی سالخورده " را به کار می گیرد و بوسیله ی آن ماجرایی را در بستر تاریخی ِ مشروطه خواهی مردم ایران روایت می کند . دورانی که با دو مفهوم قابل تأمل آمیخته شده است ؛ آزادی خواهی و استبداد . پس در نگاه اول به نظر می رسد که میخواهد از این دو مفهوم سخن بگوید . اما عملا مشروطه خواهی به حاشیه می رود و نمایش بیشتر به ماجرای انتقام و خرده داستان های حول ِ آن می پردازد و ما جز در چند مورد که دیالوگ های زیبا و البته سطحی ی از زبان میرزا آقا حسینی ( روحانی ) ، اعتماد الدوله ( سانسورچی ) و میردستان ( فرمانده قوای استبداد ) می شنویم به معنای عمیق تری نائل نمی شویم .
اما اگر کمی دقیق تر بنگریم ، درمی یابیم ، مشروطه بانو راوی ِ تــــحــــول و دگرگونی ِ آدم ها در نقاط ِ عطف ِ تاریخی است . تحول ِ < پیر ولی ِ صاحب دستور > و < میردستان > ، که جایگاهشان در طول این 27 سالی که از ماجرای به ظاهر کشته شدن همسر < به بانو > می گذرد در آزادی خواهی و استبداد طلبی عوض شده است . و مهمتر از همه تحول < به بانو > ؛ او که در طول نمایش فقط به انتقام می اندیشد و در آغاز نمایش به خاطر کمک های ظاهری ش به قوای مشروطه خواه ، که زمینه چینی ِ اوست برای نیل به هدف اصلیش ، ملقب به مشروطه بانو می شود ، در پایان نمایش به راستی تفنگ مبارزه با استبداد را بدست می گیرد .
با این اوصاف و در یک جمله ، زیر متن و درون مایه ی این نمایش تا حدود زیادی ضعیف و گنگ است .
هرچقدر زیر متن مشروطه بانو ضعیف است ، در " همه فرزندان خانم آغا " شاهد یک زیر متن بسیار قوی و عمیق هستیم . کیانی توانسته به زیبایی مفاهیم مورد نظر خود را همچون روحی در قالب ، و تار و پود نمایشش بدمد .
خانه در " همه فرزندان " کارکردی فراتر از یک مکان دارد و جزء مهمترین عناصری ست که کیانی در مورد آن دست به نماد پردازی می زند . در واقع تضاد و تقابلی که میان خدمت علی و طاووس ، و خانم آغا بر سر فروش خانه وجود دارد ، تضاد و تقابلی ست بر سر قدرت و تفکر مادر . یعنی آنچه برای نویسنده و کارگردان مھم بوده بیشتر درگیری فرزندان با روح و تفکر حاکم بر خانه است . و این بدان معنی ست که ؛ علاوه بر اینکه مدرنیسم از بیرون هجوم می آورد ( صدای بلدوزر ها ) ، از داخل نیز ما شاهد تقابل سنت و مدرنیته هستیم . در واقع کیانی در لایه ی دوم نمایش خود ، همانند چخوف ، دوران گذار از سنت به مدرنیته را هدف قرار داده است . اما نتیجه گیری و قضاوت او در مورد این دوران ، چیزی جز پوچی ، سیاهی ، تباهی و بن بست برای همه ی شخصیت ها نیست . و این درست بر خلاف دیدگاه چخوف در باغ آلبالوست . ( چرا که باغ آلبالوی چخوف در آخرین تحلیل نفی کننده ی زندگی نیست ، بلکه از امید به آینده سرشار است . در باغ آلبالو ، فروش باغ حکایت از وداع با گذشته دارد ، گذشته ای که رو به افول است و تبری که به کنده‏ی درخت‏ها می‏خورد ، تبری است که زندگی قدیم و اشرافیت رو به زوال را واژگون و دگرگون می‏سازد . حتی بسیارى از منتقدین در طى هشتاد سال گذشته به شکل هاى گوناگون درصدد مقایسه میان سرنوشت باغ آلبالو و سرنوشت روسیه برآمده اند و از این طریق چخوف را داراى دیدى پیشگویانه توصیف کرده اند . )
از دیگر سو ( لایه ی سوم نمایش ) ، خانه در اینجا نماد مملکت است و خانم آغا نماد حاکمیت . وی فردی متوهم و به شدت مذهبی است . در سفرهای متعددش به عتبات مقدسه ، بذل و بخشش های بی اندازه ای به مردم این شهر ها می کند به طوریکه در بین مردم آنجا از معروفیت و محبوبیت بسیار بالایی ( حتی محبوب تر از خانه ی خود ) برخوردار است . برای درک احوالات متوهمانه ی خانم آغا ذکر یک نمونه از دیالوگ های خود او کفایت می کند که در پاسخ نگرانی های فرزندان خود در مورد از دست رفتن خانه می گوید : « این مُلک متعلق به من و تو نیست که نگرانش باشیم خدمت علی . صاحب اول و آخر این ملک حضرات ائمه اطھارند . ما فقط وسیله ایم ، وسیله که از خودش اختیاری نداره . فقط باید توکل کنیم و توسل »
البته متوهم بودن خانم آغا از میانه ی نمایش بیشتر هم می شود ، تا جایی که خود را ھمپایه ی معصومین و امامزادگان می بیند و به دنبال شجره نامه ، ساخت بقعه و بخشیدن تبرک به مردم است و برای خود جشن میلاد می گیرد .

اما نکته ی جالب این است که کیانی از یک سو در آثارش نقد سنت می کند و از سوی دیگر از عناصر نمایش سنتی و قراردادھای آن سود می برد . تعلق خاطر کیانی به تعزیه از کسی پنهان نیست . او در مشروطه بانو ھم از ھمان ابتدا با صحنه ی دوار خود ادراک نمایش سنتی از مکان و حرکت را به ما منتقل می کند . برای مثال در ھمان ابتدای نمایش وقتی مشروطه بانو و دخترش سوار بر کالسکه دور صحنه می چرخند ، این قرارداد که به معنای حرکت و تغییر مکان است – ھمان طور که در تعزیه و نمایش ھای دیگر ایرانی سراغ داریم - با ما بسته می شود . ضمن اینکه تقابل سنت و مدرنیسم در " مشروطه بانو " به صورت " تقابل استبداد خواه و مشروطه خواه در بدنه ی درام ، جلوه گر می شود که در مورد کیفیت ِ پرداخت آن سخن گفتم .

پایان بندی هر دو نمایش ،
که به نوعی نقطه ضعف هر دو به حساب می آید ( البته این ضعف در مشروطه بانو بیشتر به چشم می آید ) ؛ خود کیانی صراحتا می گوید به پایان ِ قاطع و نقطه گذاری داستان نمایشنامه معتقدم و این را لااقل در هر دو اثر ، در عمل نشان می دهد .
و این یعنی یک پایان کلاسیک . ببینید اساسا حُسن پایان بندی کلاسیک این است که ؛ ذهن مخاطب بعد از اتمام کار تماما معطوف به زیر متن ها و معناهای پیش و پشت قصه می شود و معنای نهفته در زندگی و شرایط خود را می بیند ، نه اینکه ادامه ی قصه و سرنوشت شخصیت ها را در ذهن خود بسازد .
با این تفاسیر ، ما در " همه ی فرزندان خانم آغا " می بینیم کیانی هم مانند چخوف در باغ آلبالو همه چیز را میگوید با این تفاوت که کیانی نتیجه ی داستان خود را حاضر و آماده در اختیار مخاطب قرار می دهد و حتی توضیح واضحات می دهد .
نگاه کیانی به زندگی و اجتماع نیز در هر دو اثر کاملا متفاوت و شاید متناقض است که این مهم ، در پایان بندی درام ، در هر دو نمایش جلوه ی بیشتری به خود می گیرد ؛
در " همه فرزندان خانم آغا " نگاه کیانی به زندگی و اجتماع یک نگاه تلخ ، نا امید ، سیاه و توأم با سیاه نمایی ست . در پایان نمایش ، < خانم آغا > دیوانه و علیل می شود . < خدا رحم > از غصه ی خانم آغا دق می کند . < خدمت علی > معتاد می شود و سرانجام خودکشی میکند . < طاووس > شکست خورده ، دست از پا دراز تر به خانه برمی گردد . اصغر عاجز ِ تازه به دوران رسیده ، خانه و خانم آغای علیل را یکجا به دست می آورد و عقده ی تاریخی ِ خودش و پدرانش را می گشاید . در این میان فقط < یدالله و سروناز > که دو شخصیت فرعی نمایش هستند با هم ازدواج می کنند و صاحب دوفلو می شوند ، هرچند آنها هم از زندگیشان راضی نیستند .
اما در " مشروطه بانو " نگاه نویسنده کاملا متفاوت است ، یعنی دقیقا یک نگاه خوشبینانه و امیدوارانه را می بینیم . در پایان نمایش ، محاصره ی خانه ی پیر ولی شکسته می شود ، قوای استبداد بدون هیچ مقاومتی تسلیم می شوند . مشخص می شود که همسر < به بانو > زنده است و مهمتر از همه فرزند < کوکب > ( بهناز جعفری ) بدنیا می آید که این خود می تواند نماد زندگی و پویایی و پیروزی باشد .
اما شروع هر دو نمایش بر خلاف فرجام های ضعیف شان ، بسیار عالی و گیرا هستند .

هر چقدر بازی های بازیگران " همه ی فرزندان خانم آغا " عالی هستند ، در " مشروطه بانو " علی رغم حضور بازیگران توانا تا دلتان بخواهد بازی های معمولی می بینیم .
درست است که در " مشروطه بانو " ، ظاهرا علی سلیمانی ، مسعود میرطاهری ، شهرام حقیقت دوست و ... بازی های خوبی ارائه می دهند اما به نظر من ، این بازی حتی 30 درصد از توانایی آنها هم نیست . که البته آنها تقصیری ندارند ، بلکه نقش ها و روند نمایش به آنها اجازه ی خودنمایی بیشتر نمی دهد .
اما اگر بخواهم از یک بازی خوب یاد کنم قطعا به بازی خوب < آذر خوارزمی > اشاره میکنم که با بیان قاطع و عکس العمل های خود جای حرفی را باقی نمی گذارد .
هومن سیدی هم واقعا خوب نبود و حتی مناسب این نقش نبود . حتی با این وضعیت ، چه بسا اگر نقش او و شهرام حقیقت دوست عوض می شد اتفاقات بهتری می افتاد .
در مورد تعویض بازیگرها در اجراهای بعد از جشنواره هم به نظرم فقط ایوب آقاخانی توانست بازی ِ بهتری نسبت به سیامک صفری ارائه دهد و دیگرانی مثل < سعید چنگیزیان > ، < وحید رهبانی > و < خسرو شهراز > که بجای < بهزاد فراهانی > نقش < پیر ولی صاحب دستور > را بازی کرد ضعیف تر از بازیگران اولیه بودند . البته < مهران امام بخش > در نقش < میرزا آقا حسینی > جایگزین شایسته ای برای < خسرو شهراز > بود .
در " همه فرزندان خانم آغا " اما بازی ها همه خوبند بجز < هومن سیدی > ( که از اجرای دوازدهم جایگزین شهرام حقیقت دوست در نقش خدمت علی شد ) . < رویا تیموریان ، حمید رضا آذرنگ و امیر رضا دلاوری > ، یک سر و گردن از دیگران بالاتر ، با باری های مثال زدنی و تحسین برانگیز خود لذت نمایش را دوچندان کردند .

و اما طراحی صحنه ؛
ببینید ، از طراحی صحنه به عنوان عنصری یاد می‌شود که می‌تواند به هنگام اولین برخورد مخاطب با نمایش ، راه را بر هر عامل ِ مزاحم بسته و روح و ذهن تماشاگر را دربست ، در اختیار فضای موجود در نمایش قرار دهد .
طراحی صحنه ی هر دو کار بسیار عالیند و از نقاط قوت شان محسوب می شوند . اما به نظرم حتی در این مورد هم ، " همه ی فرزندان خانم آغا " از " مشروطه بانو " کیفیت بالاتری دارد چرا که مفاهیم نمایش را نیز بخوبی انتقال می دهد . البته قصد ندارم با یک نگاه ، طراحی صحنه ی هر دو اثر رو مورد قضاوت قرار دهم ، چراکه این دو کاملا با هم متفاوتند چه از لحاظ سبک و سیاق ، و چه از لحاظ کارکرد در داستان .
در نمایش " همه ی فرزندان خانم آغا " طراحی صحنه واقع گرایانه است و همزمان سمبولیک . صحنه‌آرایی طبق یک تعریف ساده کلاسیک ، ضمن اینکه در جھت فضا سازی متناسب با موقعیت می آید ، به واسطه ی کارکردھای ساختاری و انطباق آن با رویکردھای محتوایی ، اھمیت زیبایی شناسانه پیدا می کند و پس از این دو بھتر است که قواره آن برای مخاطب زیبا ھم باشد .
صحنه نمایش کیانی در " همه ی فرزندان خانم آغا " به خوبی پایبندی خود به هر سه شرط را نشان می دهد . یعنی اولا به بهترین شکل ممکن حیاط یک خانه ی قدیمی که قبلا در آن تعزیه اجرا میشده و مکان وقوع رویداد ها و اتفاقات نمایشنامه است را نشان میدهد و کاملا در خدمت فضاسازی قصه است . ثانیا تیرک های نگه دارنده ی دیوار ( خانه های همسایه در حال پیشرفت و بازسازی هستند اما این خانه در آستانه ی فروریزی ست و به ضرب این تیرک ها سر ِ پا نگه داشته شده ) ، و اینکه در دکور از هیچ دری استفاده نشده است ( گویی هیج راه گریزی برای آدم های نمایش ، از سرنوشت محتومی که در انتظارشان است وجود ندارد ) ، به صورت نمادین مفاهیم نمایشنامه را به مخاطب نشان میدهد و در آخر هم جذابیت بصری زیادی برای مخاطب دارد .
در " مشروطه بانو " طراحی صحنه تفاوت زیادی دارد . چرا که اتفاقات نمایش در یک مکان واحد روی نمی دهد و این به عهده ی صحنه است تا این عدم وحدت مکان را به ما نشان دهد و این خود مهمترین دلیل است تا از یک طراحی صحنه ی متفاوت استفاده شود . ضمن اینکه مطابق با کلیت اثر که به قول سینمایی ها پروداکشن سنگینی دارد ، از طراحی صحنه مجلل و باشکوهی نیز سود می برد . یک دکور پر زرق و برق ، سه بعدی و دوّار ، که البته منطق فنی و زیباشناسانه نیز دارد .
موسیقی زنده در " مشروطه بانو " به نظرم جذابیت خاصی نداشت ، آواز خواننده هم از کیفیت بالایی برخوردار نبود .
فضا سازی ِ نوستالژیک در "همه فرزندان خانم آغا " بسیار لذت بخش بود . حوض ، تخت ، سماور ، گلدان ها ، استکان های کمرباریک، چادر نماز گل گلی ، دستمال ابریشمی ِ خدمت علی ، پیجامه های راه راه ، روسری خانم آغا و و پرده ی عقب صحنه ، همه و همه روح هر کسی که ذره ای به فرهنگ و گذشته ی این ممکلت تعلق خاطری داشته باشد را جلا می دهد .
طراحی لباس " مشروطه بانو " هم کیفیت بسیار خوبی داشت .
بروشور هر دو اثر بسیار شبیه به هم هستند و هر دو چیز خاصی برای گفتن ندارند ، جز اینکه جنس هر دو از کاغذ کاهی است تا فضای نوستالوژیک آثارشان را در بروشور ها هم ببینیم .
ضمن اینکه از طرف حسین کیانی متن و اجرای " مشروطه بانو " به < استاد حمید سمندریان > و متن و اجرای " همه فرزندان خانم آغا " به < فریده سپاه منصور > بانوی بی بدیل تئاتر ایران تقدیم شد .

اما اگر بخواهم در یک جمله " مشروطه بانو " را با " همه ی فرزندان خانم آغا " مقایسه کنم ؛ من 5 دقیقه ، فقط و فقط 5 دقیقه نگاه کردن به دکور " همه ی فرزندان خانم آغا " را از همه ی 3 ساعت و اندی نمایش " مشروطه بانو " دوست تر میدارم .
در پایان برای حسین کیانی در ادامه ی راهی که در پیش گرفته آرزوی موفقیت می کنم و عرض می کنم ( به قول دوستی ) تــئــاتــر امــروز مــا بــدون حــســیــن کــیــانــی چــیــزی کــم خــواھــد داشــت .

عاشق چخوف ، مرغ دریایی ش و این دیالوگ پایانی ِ نینا زارچنایا به ترپلف هستم :
حالا می دانم که در کار ما - ما که بازی می کنیم یا می نویسیم - مهم شهرت و افتخار یا آنچه من روزی در آرزویش بودم نیست . مهم آن است که بدانیم چطور بردبار باشیم ، چطور صلیب خودمان را ... دیدن ادامه » به دوش بکشیم و ایمانمان را از دست ندهیم . من ایمان دارم و کمتر آسیب می بینم . وقتی به حرفه ام فکر می کنم دیگر از زندگی نمی ترسم .
۱۵ تیر ۱۳۹۱
@ سماء علیخانی ؛ درود بر سماء عزیز . ممنون از لطفت و سپاس از اینکه لطف میکنی و منو میخونی . مرسی دوست عزیز
@ حسین کریم ؛ درود حسین جان . خوشحال شدم اسمتو دیدم . ممنون که وقت گذاشتی و خوندی . لطف داری تو . اتفاقا دوست خیلی عزیزی هم هست :) برقرار باشی
@ محمد تاجیک ... دیدن ادامه » ؛ درود بر محمد عزیزم . خسته نباشی پسر . امیدوارم که کنکورتو عالی داده باشی . ممنون از لطفت و اینکه منو خوندی . زنده باشی :))
۱۷ تیر ۱۳۹۱
حسام خالقی ؛ سلام حسام جان . خواهش میکنم . واقعا قابلتو نداشت . فقط خودت و خدا می دونید که چقدر به گردن من حق داری . خوبیاتو هیچ وقت فراموش نمی کنم .
برای بار دوم و سوم خواهش میکنم . لطف داری . مرسی که وقت میزاری و منو میخونی .
بله در جریانم :)) خوشحالم اگه اینطور ... دیدن ادامه » بوده . به امید خدا همچنان هستیم در خدمت تون پسر خوب :)
۱۷ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به همه ی دوستان جدید،دیشب به تماشای نمایش "مشروطه بانو" رفتم و خواستم نظرم رو بنویسم.
نمایش "مشروطه بانو" اثر زیبای "حسین کیانی" خیزش خون خواهانه ی بانوی داغداری است که سالها برای خونخواهی و انتقام مرگ شوهرش صبر کرده است،نمایش عدالت خواهی،آزادی خواهی،مهرورزی،عشق(عشقی که در لحظه ای بوجود می آید) و نفرت(که سالها میگذرد تا شکل بگیرد) در یک بستر کاملا ایرانی که ریشه در تاریخ و تحولات وطنمان دارد.
حسین کیانی در جایگاه نویسنده و کارگردان همچون برخی از بزرگان تئاتر و سینما خود را وامدار این هنر میداند و به حتم در این نمایش میخواهد دین خود را به هنر تئاتر ادا کند،صحنه ی تئاتر در مشروطه بانو به مثابه ی مکانیست برای کشف حقیقت و نیز کمک به آزادی خواهی و حق طلبی و دری از آگاهی و تامل برای مخاطب میگشاید.
کارگاه بکاء در طول داستان مشروطه بانو نقشی متغیر ... دیدن ادامه » دارد،در آغاز و سابق تر صحنه ای برای نمایش تعزیه که نمادی از تصویر رویارویی حق علیه باطل چهره ای خالص از هنر نمایشی ایرانی است و بعد صحنه ی نمایش استقبال از "به بانو" و متعاقبا کمک به جنبش آزادی خواهانه و بعد برملا شدن حقیقت از پس آن نمایش است و در آخر هم مکان حسر داوطلبانه و بعد حصر اجباری "پیرولی صاحب دستور" است.
استفاده ی بصری هوشمندانه از رنگ قرمز هم از نکات قابل توجه اثر بود،قرمزی که در آغاز بر پیکره ی صحنه ی نمایش که شروع انتقام جویی بود و در ادامه نوری بر چهره ی "به بانو" در لحظاتی که از انتقام دم میزد و قرمزی خون ریخته ی "عبدل" که جهل و دورویی باعث آن بود و در لحظاتی قرمزی بالشتی که برای لحظه ای آسایش بود و قرمزی سیب که نمادی از حیات برای "کوکب" و فرزندش بود و در آخر باز هم همان سیب قرمز نمادی از عشق و خوشبختی برای "جمهور" و "سرمه" بود.و این تبدیل آتش انتقام به عشق و خوشی همان خط سیر داستان بود.
حالت دراماتیک و روایات داستانی متعدد این اثر به لطف بازی های هنرمندانه و طراحی صحبه و نور پردازی خوب تماشاگر را با وجود زمان طولانی راضی نگه میدارد،برای من که برای اولین بار در تئاتر شهر به تماشای نمایشی میرفتم بسیار خوب بود و از این اولین حضور خوشحالم.صحبت از کاستی ها و نقص ها به عهده ی دوستان و بزرگان
چه اولین خوبی :)
۲۶ اسفند ۱۳۹۰
خوب بود واقعا
۲۶ اسفند ۱۳۹۰
ممنون از لطفتون دوستان
۲۸ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این کار را دیدم و قبل از دیدن این کار فکر نمی کردم 180 دقیقه باشد حالا 180 دقیقه هیچی کار با تاخیر پخش شد و مدت استراحت میانش هم بیش از 10 دقیقه بود کار ساعت ده و پنجاه دقیقه تمام شد. حالا اگر این بی نظمی ها برای کار های 1 ساعته بود آدم می گفت ایراد نداره ولی برای کار 180 دقیقه ای موضوع فرق می کند. من هیچ موقع دوست ندارم با نقد منفی کار عوامل را خراب کنم ولی کار خیلی طولانی و خسته کننده بود به طوری که زحمات بقیه را هم هدر می داد متاسفانه توی کشور ما قبل از این که به کیفیت توجه بشه به کمیت توجه میشه. من نقد های تمام کسانی که کار را دیده بودند خوانده بودم قبل از دیدن این کار برای همین به تماشای این کار رفتم ولی آیا کسانی از بازیگری این کار مخصوصا رویا نونهالی تعریف کرده بودند بازی حمید رضا آذرنگ را توی کسوف دیده اند؟( نمی خوهم کار های خارجی مثل پاندورا و ... دیدن ادامه » لئو و ... را وسط بیارم) البته تقصیر آنان نیست موقعی که تماشاگر کار خوب ندیده باشد این اتفاق هم می افتد. کار شروع خوبی داشت ولی پایان آن مرا یاد فیلم های هندی انداخت. بهتره کارگردانان بدانند که همان طور که شروع مهمه پایان هم مهمه. دیالوگ ها بسیار خوب بود به طوری که آدم را به آن زمان می برد.نور پردازی و طراحی صحنه و طراحی لباس و گریم و موسیقی هم خوب بود. ولی فقط خوب بود نه بیشتر. بازیگری هم خوب بود بازی رویا نونهالی بهتر بود ولی این بازی بود که رویا نونهالی در بقیه کار هایش هم داشت(یکجور). بازیگر باید حرف های متفاوت و بازی های متفاوتی داشته باشد. در کل بد نبود.
پیمان یاحقی این را خواند
نیلوفر دلجو این را دوست دارد
من فکر کنم شما سریعا بعد از دیدن این نمایش و آن عصبانبت و خستکی که به خاطر طولانی بودن و تاخیرهای بیمورد صورت گرفته است این نقد را نوشته اید و تاثیر این موارد در سطر سطر نوشته شما مشهود است .چند نکته:اول آنکه بهتر است به نقد دوستان دیگر احترام بگذارید و ... دیدن ادامه » به خاطر این که این تاتر مورد نظر شما نبوده بقیه را متهم به کلا تاتر خوب ندیدن نکنید .
دوم آنکه هیچ گاه یک تاتر را با تاتر دیگر با موضوع متفاوت و شرایط و ... گوناگون مقایسه نکنید . شما میفرمایید دوستانی که بازی خانم نونهالی را دوست داشته اند اشتباه میکنند چون بازی آقای آذرنگ را در کسوف ندیده اند . خود لحظه ای به این کلام خود دقت کنید آیا خنده دار نیست؟ و سوم آنکه خواهش میکنم تمامی دوستان هر نقدی مینویسند چند ساعت و حتی یک روز پس از دیدن نمایش بنویسند تا جو اثر (چه خوب و چه بد )روی نقد شما اثر نگذارد. با سپاس
۲۶ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

مشروطه بانو نمایشی طولانی، کشدار و گاه خسته کننده است. پرده آغازین گیرا است اما در ادامه ناامید کننده ظاهر می شود. نقطه قوت آن را باید بازی رویا نونهالی دانست که گویی سوسن تسلیمی دیگری است که دیر کشف شده. اما همچنان با اکت درست، کلام نافذ و آن استحکام و نرمی توامانی که موجودی میان مرد و زن و از همین رو متکامل را می آفریند، ما را غافلگیر می کند. گفت گو ها قرار است به تاسی از چخوف تماشاگر را مدتی طولانی میخکوب کند. سحر بده بستان های کلامی قرار است این مدت طولانی را کوتاه کند، اما نمی کند. گرچه دیالوگ ها گاه قدرتمند و استخوان دار هستند، خصوصا آنجا که موضوع جدی است و شخصیت های جدی نمایش چون به بانو، پیرعلی، یا همسرش –که به یمن حضور فریده سپاه منصور نقش کوتاه و گیرایی درآمده- گفت و گو می کنند، لکن تلفیق هجو و حماسه، اروتیسم و وعظ منبری، و تراژدی و روحوضی، ... دیدن ادامه » چنان کار را از دست خارج می کند که بیننده نمی تواند با کلیت داستان ارتباط برقرار کرده و برای شخصیت ها و پیرنگ های هر کدام نگران شود. نقاط قوت نمایش را باید طراحی دکور و لباس، برخی دیالوگ ها و حفظ کهنگی کلام قاجاری، و بازی خانم نونهالی_و یکی دو بازیگر دیگر از جمله دخترک خانه زاد که داستان در چاه انداختنش را تعریف می کرد- دانست. موسیقی گاه اضافی است، پا کوباندن شخصیت ها هیچ منطق دراماتیک یا بصری-شنیداری ندارد و آزار دهنده است. عذاب وجدان و توبه که یکی از مضامین اصلی نمایشنامه به نظر می رسد، هیچ نمود دراماتیکی ندارد و آن درد پشیمانی که باید پایان نمایش را منطقی جلوه دهد و برای تماشاگر سمپاتی ایجاد کند، علی رغم زمان 3 ساعته نمایش که برای خلق چنین حسی کافی است، هرگز شکل نمی گیرد. به طور کلی فکر می کنم اگر نمایش کوتاه تر بود حسین کیانی هم در کارگردانی و هم در دیالوگ نویسی و موقعیت پردازی حتما بهتر عمل می کرد. از نکات قوت نمایش حتما باید به تصنیف پایان نمایش اشاره کنم که خستگی ما را کمی به در برد.
بنظرم تصنیف پایانی هم خیلی کلیشه ای است ( از فرط تکرار )
۲۵ اسفند ۱۳۹۰
آره واقعا تصنیف آخر خستگی آدم رو در می برد ، خیلی خوب بود . و به نظر من هم باید نمایش کوتاه تر می شد
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بار دوم دیدن هم بسیار زیبا بود

اول سپاس از حسین کیانی بابت این متن ارزشمند و ملی

تقدیر و تشکر از بانو رویا نونهالی که هنرمندی متعهد و والاست

بازیگران جایگزین شده هم کاملا هماهنگ بودند
وحید رهبانی عزیز
در نقش عبدل طوری بازی میکرد که حتی قدم برداشتن هایش از روی تفکر بود حتی دست بالا بردنش

خسرو شهراز بزرگ در نقش پیرولی خان از هیچ تلاشی دست برنداشت ممنون از او

و در آخر ایوب آقاخانی که برای دیدنش روی صحنه 160 دقیقه انتظار کشیدم
و بالاخره امد در نقش میردستان

بدون ... دیدن ادامه » اغراق می گویم او ظرفیت و واقع پذیری نقش را در تئاتر ما به طرز ارزشمندی بالا برده


سپاس و خسته نباشید به تمام اعضای گروه نمایش مشروطه بانو
92.5 درصد باهات موافقم.
ممنون عباس جان.
۲۵ اسفند ۱۳۹۰
اره شیرین عزیز منم که خونمون فاصله زیادی نداره( از نظر سهولت برگشت)
خیلی سختم بود برگشتن
۲۵ اسفند ۱۳۹۰
علی جان من کلا عاشق این درصدهات و عاشق خودت هستم شدید...
مخصوصا اگه درصد شکلات باشه...
دییییی
۲۵ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امید نصری
دوستان من دیشب این نمایش را دیدم . واقعا به کسایی که هنوز این نمایش را ندیدند تاکید اکید میکنم که به تماشای این نمایش بروند . بازیها فوق العاده بود و کاملا تحت تاثیر نمایش قرار گرفتم و همچنین موسیقی(اگر چه سنتور خوب کوک نشده بود). در ضمن این گروه نمایش این هفته را به اصغر فرهادی تقدیم کردند . کار بسیار زیبایی بود . من از جانب خودم به کل گروه و مخصوصا به خانم نونهالی که بازی فوق العاده ای داشتند خسته نباشید میگم و به امید تکرار چنین کارهایی .
اشکال فنی بود یا شانس من این نمایش با حدود بیست دقیقه تاخیر آغاز شد .. و با توجه به طولانی بودن کل کار یک احساس خستگی مفرط با من بود .. ولی شخصیت پردازی ها خیلی خوب بود.. به نظرم در این کار همه ی اعضای این نمایش می توانستند با بازی هایشان خود را به تماشاگر بشناسانند..
موسیقی زنده ایده خیلی خوبی است اما باید این را در نظر داشت که هنگام ادای دیالوگ ها توسط بازیگران یا باید سکوت باشد یا صدای کم موسیقی که به غفلت این امر در صحنه هایی از نمایش
فراموش شده بود.. صدای خواننده هم فالش بود ! موسیقی پایانی رو هم دوست داشتم با همه این تفاسیر..
بازی آزاده صمدی و رویا نونهالی خیلی خوب بود..
موسیقی زنده ایده خوبی است اما باید شرایطش هم جور باشد... یا باید بازیگر خودش را با موسیقی هماهنگ کند یا موسیقی با بازیگر...
واقعا حیف که نمیتونم به تماشای این نمایش برسم

ممنون از تعریفتون
۱۲ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیتونم نگم که زمان اجرا یکم برای این صندلی های ناراحت (!) سالن زیاد بود! یسری از صحنه ها شاید خیلی لزومی نداشت که تو اجرا باشه. از اواخر پرده دوم کاملاً داشتم حس خستگی رو تو سالن حس میکردم. تنفس میان اجرا هم خیلی بد موقع بود! درست در ابتدای پرده سوم که البته اصلی ترین دلیلش شاید تغییر دکور صحنه بود.

این اثر پی رنگ قوی داشت ولی از نظر من پایان قدرتمندی نداشت. یعنی اون حس انتقام "به بانو" و رابطه عاطفی بین "جمهور" و "سُورمه" میتونست یه داستان خیلی قوی تر بسازه. من موقع اجرای اثر روی هر احتمالی برای پایان حساب میکردم جز حضور "میر دستان" در اجرا! البته این نقد من اصلاً دلیل بر این نیست که از این اجرا لذت نبرده باشم. فقط تنها نکته ای که حتی در موقع تشویق بازیگران هم داشتم بهش فکر میکردم این بود که حیف، و واقعاً حیف که این پی رنگ قوی این پایان نه چندان قوی رو ... دیدن ادامه » در بر گرفت.

در کل از آقای "حسین کیانی" تشکر میکنم و همینطور از همه ی گروه و البته گروه موسیقی. یه تشکر ویژه هم از خانم "رویا نونهالی" نازنین دارم بابت این بازی مسلط و چشم نواز. با آرزوی بهترین ها برای تک تک اعضای گروه و شما دوستان.
اثر بسیار خوبی بود
من از طراحی صحنه و دکور کار خیلی خوشم اومد
البته موسیقی زنده هم خودش حس و حال خوبی به کار داده بود
بازی هم به نظرم خیلی خوب بود
من که از زمان طولانی کار اصلا" خسته نشدم
با تشکر زیاد از این گروه
اجرای خوبی بود واقعاً
اما یه کم طولانی بود

تشکر فراوان و خسته نباشید به همه گروه :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود.
بازی شهرام حقیقت دوست و رویا نونهالی و آذر خوارزمی رو خیلی دوست داشتم.
و بزرگترین نقطه ضعف به نظر من زمان طولانی نمایشه...
خسته نباشید به گروه ... .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر تیم مدیران عزیز

اگر براتون امکان داره برای این نمایش یک فرصت تخفیف برای دیواریان می گذارید

پیشاپیش ممنون و سپاسگزار


سلام.جناب این نمایش روزهای شنبه تا چهارشنبه با کارت دانشجوئی نیم بهاء است.
البته اگر کسی درباره وضعیت دیگر نمایش ها برای دانشجویان خبر دارد،اطلاع بدهد هم بد نیست... .
۲۸ بهمن ۱۳۹۰
من هم نظر مهدی ملک زاده رو دارم.
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
نه برای همه نمایشها با کارت دانشجویی تخفیف نداره. همیشه اعلام می کنن. الان فقط مشروطه بانو نصفه قیمته، مومیا رو هم اونطور که پشت گیشه نوشته بودن 25% تخفیف داره.
۰۲ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم جدی ترین مشکل نمایش مشروطه بانو در عدم توزیع مناسب زمان نمایش به ماجراها و داستان ها بر میگرده ، به عنوان مثال مدت زمان مراجعه اعضای خانواده صاحب دستور به خانه مشروطه بانو برای تغییر نظر او درباره پدرشان بیش از اندازه کش دار و طولانی است اما در پایان نمایش یکسری اتفاق های سرنوشت ساز در کمترین زمان ممکن پشت سر هم اتفاق می افتد ، شاید اگر نمایشنامه ، یکدستی و انسجام روایی بیشتری می داشت نتیجه کار خیلی بهتر از این می بود . اما در هر صورت مشروطه بانو اقتباس قابل قبولی از نمایشنامه ملاقات بانوی سالخورده دارد و به خوبی توانسته از تم اصلی داستان اون نمایشنامه و همچنین استفاده های کمرنگی از ایده های نمایشنامه های هملت و شاه لیر اثری ایرانی با درونمایه کاملا بومی و ملی پدید آورد و پیام صلح و آزادی با اتکا به عشق و محبت را به مخاطب ارئه کند .
بازی ... دیدن ادامه » های کار اگر چه یکدست نیست ( بعضی بازی ها ضعیف است ) ولی قابل قبول است به خصوص در مورد بهزاد فراهانی ، رویا نونهالی ، لیلا برخورداری ، مسعود میر طاهری ، علی سلیمانی ، شهرام حقیقت دوست و محمود جعفری ، سیامک صفری هم تاثیر گذار است . موسیقی کار رو با توجه به نزدیکی به سلیقه ام و همچنین هماهنگی با اثر پسندیدم و طراحی صحنه و لباس هم خوب بود .
مهران خوشبین، علی اسدالهی★، آرش رستمی و حسام خالقی این را خواندند
mahsap pay، بهناز ذ و amir jalali این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود اگر در مدت زمان کم تری اجرا می شد . خیلی از دیالوگ ها و خیلی از صحنه ها طولانی بود . مثلا شروع تئاتر با حرکت درشکه بود که چندین دور چرخید و این می توانست خیلی کوتاه باشد . همچنین دیالوگهای طولانی کلید دار خانه (فکر می کنم اسمش پولک بود) و یا آن صحنه ای که یکی یکی بچه های صاحب دستور پیش به بانو می آمدند به شفاعت و شکایت ، و چند صحنه ی دیگر اگر کوتاه تر بودند به نظر من چیزی از این نمایش کم نمی کرد بلکه تماشاگر با همان هیجان اولیه می توانست تا آخر نمایش را دنبال کند و لذت ببرد از بازی خوب رویا نونهالی و حضور استادی چون بهزاد فراهانی . نکته ی دیگر موسیقی کار بود . کار جالبی بود اجرای موسیقی زنده که ما را به همان فضای دوره ی مشروطه می برد . اما در بعضی از صحنه ها صدای موسیقی اجازه نمی داد دیالوگها شنیده شود و بعضی از قسمتها اصلا احتیاج به موسیقی ... دیدن ادامه » نداشت .
با تشکر از تمامی دست اندرکاران این نمایش . امیدوارم این نقدها باعث قوی تر شدن کار شود .

راستی در ادامه اشکالی دارم بر اداره کنندگان مجموعه تئاتر شهر . درست در صحنه های حساس و به خصوص در صحنه ی پایانی که نتیجه گیری داستان و جمع بندی است ، حواس تماشاگران به جای نمایش به یک گربه بود که دائم طول و عرض سن را گز می کرد . چرا باید در سالن اصلی تئاتر شهر یک همچین اتفاقی بیفتد ؟؟؟؟
ظاهرا زمان این نمایش کمتر شده...بدون اون گربه نمایشها اجرا نمیشه.
۲۸ دی ۱۳۹۰
آّب بستن به کار یک امر متداول
۲۸ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار نسبتا خوبی بود طرز روایی خوبی داشت ولی کاملا کاری سینمایی بود و بازی ها تکراری و شخصیت هر نقش شخصیت خود بازیگر بود البته این مشکل اساسی بازیگری کشورمونه و از بین این ها فقط کار هومن سیدی متفاوت بود و تونست شخصیت مربوط رو به شکل مطلوب در بیاره
در مورد نمایش نامه تقریبا دراماتورژی خوبی داشت ، شخصیت پردازی کاملی داشت نه شخصیتی اضافی نه کم ( نور چشمی و توصیه شده نداشت، به طور مرسوم تو صدا سیما )
در مورد موسیقی هم نقاط ضعفی داشت به دلیل وکال آگوستیک احتمال تپق بالا بود مخصوصا در گم کردن مترونوم و فالشی آواها و در برخی مواقع لازم برای بیان احساس سکانس! کم کاری شده بود که این موضوع بعد انتراکت تا حدودی جبران شد
نکته قابل توجه و متعجب کننده این بود که هیچ بروشوری مربوط به اجرا پخش نشد
عکس های نمایش هم به شدت ضعیف بود
۲۷ دی ۱۳۹۰
بگم!!!!؟.....بگم؟!!!
چرا بقیه نقدت رو ننوشتی؟
کاش منم مثل تو میتونستم حواسم به بازی ها و اجرا باشه:((
۲۷ دی ۱۳۹۰
اشکال شایان و اجتناب ناپذیر اجرای چنین نمایش ها، به اجرا رفتن نمایش های دیگری میان تماشاگران و به چالش کشیدن سالن تیاتر می شه که باعث تاسفه که پای اینگونه افراد بی خانمان به تیاتر باز میشه، امیدوارم منظورم رو رسونده باشم حسام جان!
۲۸ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بچه ها کار واقعا قشنگ بود بازیها بی نظیر بود خانم نونهالی خانم خوارزمی خانم میرعلمی آقای حقیقت دوست آقای سلیمانی از همه بهتر بودن. دکور و طراحی صحنه بی نظیر بود واقعا براش زحمت کشیده بودن موسیقی زنده و خواننده عالی بود. حیف و صد حیف که زمان طولانی نمایش خیلی آدمو خسته می کرد من واقعا بعد از سه ساعت و نیم نشستن دیکه پا و کمر نداشتم. اگر آقای کیانی می تونستن در دو ساعت کار رو ببندند واقعا نمایش بی نظیر سال 90 می شد چون 2 ساعت اول تا انتراک خیلی خوب و عالی بود. ولی یک ساعت و نیم بعد کمی خسته کننده می شد و ابهت کار کم شد. با تشککککککککککککر فراوان از تمام دست اندرکاران این کار عظیم
چرا واسه این نمایش دیگه تخفیف ویژه اعضاء گذاشته نمی شه؟؟
سلام و مرسی از جواب
دانشجو نیستم، تخفیف قبلی دیوارو هم از دست دادم. ولی معمولا برای نمایشهای سالن اصلی بیش از یکبار تخفیف ویژه در نظر گرفته میشه درسته؟

۱۸ دی ۱۳۹۰
مرسی موناجان از توضیحت. من یکبارش رو دیدم.
شنبه ها هم بله، اجرا داره این کار!
۱۸ دی ۱۳۹۰
نمایش کل طول هفته حتی شنبه ها اجراء دارد
۱۸ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
وقتی دیدم تعدادی از دوستان این کار تحسین کردند شوکه شدم.
آنچه که "ملاقات بانوی سالخورده" را یک نمایش بینظیر ساخته درست پیش رفتن درام در سطح ظاهری آنست زیرا ما با زنی سر و کار داریم که آمده انتقام ظلمی که به او شده را بگیرد میخواهد آلفرد را مردم شهر بکشند زیرا همه آنها را در ظلمی که شده مقصر میداند و میخواهد همگی را مجازات کند.
اولین سکندری را نمایش کیانی در جایی میخورد که گفته میشود که او میخواهد صاحب دستور خودکشی کند در حالی که مشروطه بانو حکم قصاص را گرفته اما قصاص نمیکند به چه دلیل مشخص نمیشود. درام دورنمات به قول "لاجوس اگری" مستقیم به سمت هدفش میرود و هر جا که لازم بداند از کاراکترهای فرعی را در حد تیپ برای پیشبرد درام استفاده میکند در حالیکه کیانی اصرار نابجایی بر بعد دادن به کاراکترهای فرعی دارد. برای همین ذهن تماشاگر آشفته میشود ... دیدن ادامه » و نمیداند بر کدام خط روایی متمرکز شود.
حضور بعضی چهره های سینمایی و تلویزیونی کاملا غیر ضروری بود و فقط برای هر چه باشکوه جلوه دادن نمایش بود.
از همه بدتر پایان بندی به سبکهای فیلمهای هندی بود نمایش آنقدر عناصر متعدد و زائدی را در مسیر خود وارد کرده که نمیتواند در جمعبندی خود مخاطب را قانع کند.
ای کاش حسین کیانی فرهیخته که با نمایشهای "اهل قبور" "بیداریخانه نسوان" و "همه فرزندان خانم آغا" نمایشهایی شسته رفته به مخاطب عرضه کرد به اجرا در تالارهای زیرزمین تئاتر شهر با نمایشنامه هایی منسجم قناعت میکرد و این چنین برای اجرایی به ظاهر باشکوه اما در حقیقت آشفته به تالار اصلی نمیامد.
خیلی خیلی خوب بود و همه چیز با نظم خاصی پیش می رفت و شهر آخر هم که عالییییییییی بود.
علی . و مـحمّـدمـهـدی ندّاف این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون‌شک نام حسین کیانی همیشه منو وسوسه می‌کنه ! فرقی نمیکنه کارگردان باشه یا نویسنده، دراماتورژ یا ایده‌پرداز اثر..هنوز خاطره خوش "همه فرزندان خانوم آقا" و "خدارحم" از خاطرم پاک نشده!
اینبار کیانی با مشروطه‌خواه بیوه‌ای که فقط اسمی از مشروطه و آزادی‌خواهی را یدک می‌کشه به سالن اصلی اومده بود. بروشور کار پر بود از اسم‌هایی که هر کدومشون میتونه به تنهایی کلی مخاطب رو به سالن اجرا بکشونه ! فریده سپاه منصور، بهزاد فراهانی، سیامک صفری، محمود جعفری، مسعود میرطاهری، بهناز جعفری، آذر خوارزمی، شهرام حقیقت‌دوست، خسرو شهراز، رویا نونهالی، هومن سیدی، ...
یه شروع منحصربفرد ! کار با چنان ظرافتی شروع میشه که جای هیچ حرفی نمیذازه، طراحی صحنه سه بعدی، آواز حامد تمدن، درشکه و صدای سم اسب، همه و همه با هم عجین شده بودن تا فضای خفقان و کورسوی امید آزادی‌خواهان ... دیدن ادامه » رو برای آزادی، به خوبی القا کنه. ده دقیقه‌ی اول کار یه طوری از کل کار جدا بود ( اینو بعد از 3 ساعت می‌فهمید!) بعد از این ده دقیقه نمایش همچنان تب و تاب دلنشینی داشت، صحنه پردازی عمارت پیر ولی توی شروع کار با ترکیب رنگ برگای پاییزی که افول استبداد رو نشون میداد خیلی خوب طراحی شده بود.
بعد از گذشت حدود نیم ساعت و بازگو شدن قصه، کار از ریتم خودش می‌افته. چندین و چند بار به بروشور نگاه کردم تا باز هم مطمئن شوم این متن رو حسین کیانی نوشته یا نه ! شخصیت‌پردازی کار اصلا یک‌دست نبود، جوری که حضور بعضی از کاراکتر ها فقط جنبه پر‌کردن داستان رو داشت. شاید حضور نوبتی کاراکتر‌های محبوب مخاطب، تنها چند دقیقه‌ای اجرا رو منقلب می‌کرد که متاسفانه تنها چند دقیقه بود. دیالوگ‌ها به خاطر وقوع زمان داستان اصلا جالب نبود، خیلی اوقات تنها قسمت‌های ابتدایی جمله‌ها حس و حال قدیمی پیدا می‌کرد و انگار خود بازیگر خسته میشد تا انتها به همین منوال پیش بره و یکباره جمله‌ها به زمان حال ادا می‌شد. تم داستان انتخاب خوبی بود که موضوع بکری رو همرا داشت ولی ابدا بستر جالبی برای این داستان طراحی نشده بود. فقط گاهی جملاتی پراکنده درباره آزادی‌خواه و آزادی می‌شنیدیم که اصلا خوب ادا نمیشد و خیلی سمبلیک بود. روایت عاشقی "سهره" و "عبدل" تکرار ضعیف داستان عشقی "همه فرزندان خانم آغا" بود که هیچ جذابیتی نداشت مخصوصا برای کسایی که اون کار رو با بازی خود هومن سیدی دیده بودن. مدت زمان کار واقعا زیاد بود و دیدن بعضی از بازی‌ها و شنیدن دیالوگ‌ها کم انرژی روز اول، گذر زمان رو دیرتر می‌کرد.
چند لحظه از این کار به قدری زیبا پرداخته شده بود که انگار اصلا برای این نمایش نبود ( شاید هم قسمت‌های ضعیف برای این کار نبودند) صحنه حضور پیرولی و اقرار به گناه پیش خانواده و تقاضای قصاص بی‌نظیر بود (بازی بی‌نظیر استاد فراهانی) . تنها بخش‌های ابتدایی پرده اول و دوم جذابیت داشت و لحظه‌های بعد طوری پرداخته شده بود که گهگاهی تنش‌های میان شخصیت‌ها رنگ و لعابی به کار میداد اما باز همان روند کند و طراحی خسته کننده داستان! بخش‌های گوشه نشینی پیرولی و بخش‌ درد دلش با سرمه که می‌تونست بهتر از این باشه جزو بخش‌های ضعیف کار بود.
بازی‌های علی سلیمانی حقیقت دوست، خسرو شهراز و علی میلانی خوب بود. آذر خوارزمی ... نقطه قوت کار، دیالوگ گویی خاص خودش، پر انرژی، ادامه‌ی شخصیت‌های بی‌نقص "خداحافظی نکردی با نجمه، سورچی" و " همه فرزندان خانم آغا" ! بازی و بیان رویا میر علمی به قدری بد بود که به کاراکتر "سرمه" لطمه میزنه. رویا نونهالی هم با سبک راه رفتن خاص خودش بیشتر خاطر مخاطب رو آزرده میکنه تا حس یک بانوی به ظاهر مشروطه رو پر رنگ تر کنه. حضور سیامک صفری ... شاید خستگی و حضور در چند کار بود ولی به هر حال اصلا کاراکتر میردستان خوب نبود ! دیالوگایی که برای سیامک صفری نوشته شده بود واقعا ضعیف بود، صفری چند بار حس کرد که توی کافه تریا داره صدسال تنهایی رو اجرا می‌کنه !!!
موسیقی همراه و همگام با کار بود، خب مسلما اجرای اول تپق داره که اصلا هم جای تعجب نداره اما گاهی که دیالوگای خیلی مصنوعی پیام داستان رو بیان می‌کردن حضور موسیقی این نقص رو کمرنگ‌تر میکرد. سبک موسیقی انتخاب شده برای این کار عالی بود اما باز هم در انتها کار موسیقی انتخاب شده به نظر من یک جور بازی با احساسات تماشاگر بود که از سالن راضی بره که باز هم خلا دیدن یه نمایش قوی رو پر نکرد که نکرد.
این بار هم یه خدافظی سرد تو یه روز سرد با یه نمایش سرد !
خداحافظ سالن اصلی !!!
نقدت رو خواندم و تا قسمتی هم میپذیرم فرشید عزیزم

ولی با این همه اوصاف مشروطه بانو یکی از بهترین های صحنه سال 90 ماست...قبول میکنم بازی بد رویا میر علمی رو...بازی بد هومن سیدی ...گل درشت بودن پایان نمایشنامه رو قبول میکنم...

ولی بازهم یکی از بهترین نمایش ... دیدن ادامه » های امسال ماست(کاش همه مثل تو اعتراض به کار میکردند و کلی نقد نمیکردند)
۱۶ دی ۱۳۹۰
اگر منتظر یه کار دلنشین چون بیداریخانه نسوان یا همه فرزندان خانم آقا از حسین کیانی بودی دقیقا بهت حق میدم که این کار به قدر ما سبقش دلنشین نبود اما این قضیه دلیل هایی داره چون اجرای سالن اصلی ، بزرگ بودن پروژه ، پر پرسناژ بودنش و ... که در یک نقد جداگون حتما ... دیدن ادامه » بهش میپردازم .
ممنون فرشید جان که نوشتی و از ریز بینیت تو سیر نمایش لذت بردم
۱۶ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید