تیوال نمایش آمستردام
S3 : 04:40:55
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ اسفند تا ۲۵ فروردین ۱۳۹۴
  ۱۷:۳۰ و ۱۸:۳۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

: حسین توازنی زاده
: مینا زمان، امیرمسعود واعظ تهرانی، سیمین یعقوبی

: سیمین محمدی
: حسین توازنی و پارمیدا رضوی
: امیر قالیچی
: مهناز عابدینی
: نوید ولدخانی

شماره هماهنگی:
09351373864

در هر سانس فقط ۵ نفر تماشاگر امکان تماشا دارند

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بابام پرسید:شما خونه دارین؟
گفت:من یه قایق دارم
گفت خُب خوبه
پرسید شما ماشین دارین؟
گفت من یه قایق دارم
گفت خُب خیلی خوبه
پرسید پدر و مادر کجا هستن
گفت من یه قایق دارم
پرسید شما دیگه چی دارین؟
گفت من موهام بلنده
یه پیرهن آبیِِ کمرنگ دارم
که خیلی هم دوسش دارم
یه شلوار طوسی دارم، آواز هم می خونم
دیگه هیچی نپرسید
بعد یه سیگار گرفت،سرشو فوت کرد.
بعد ... دیدن ادامه » گفت آقا ببخشید،اما این دخترمه
همینو دارم،من قایق و لباساتونو نمی تونم ببینم که
اما اگه یه دهن آواز بخونین
من دلم گرم میشه،میشه بخونی؟
بعد آواز خوند،آواز که خوند نورا کم شدن
دوباره از اول پاییز شد،یه تاریکیه خوبی شد
گنجیشکها و کلاغها
جمع شدن پشتِ پنجره خونمون
گوش دادن،قشنگ گوش دادن
پنجره ها وا شد
تمام مردمهای شهر وایسادن و گوش دادن
خوبیش تو دلم نشست
انگار همه گنجیشکهای تویِ دلش
رفتن تویِ دلم.
#آمستردام
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادی کنیم از اون اسفند رویایی و دلچسب و خواستنی ... که الان هم که یادش افتادم به اندازه ی همون روز دوباره غرق لذت شدم... کاش میشد دوباره اجرا برن... چهار پنج شش ماه بی وقفه...


+کاش حداقل چندتا عکس ازش موجود بود.
من که کارم شده هرروز میام یه سر به این صفحه می زنم ببینم آیا تمدید شده یا نه ؟ بعدش کامنتهای خوب دوستان رو می خونم و با ناراحتی ازین که نشد کارو ببینم صفحه رو می بندم و می رم . :(
من هم :(
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
مثل اینکه بازیگرا باید برای جشنواره دانشجویی آماده بشن
۲۷ فروردین ۱۳۹۴
چی جشنواره دانشجویی؟؟شوخی جالبی بود.
۰۸ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بالاخره روز موعود رسید ، جمعه 21 فروردین به همراه یکی از دوستان به کوچه قدر غربی پلاک 86 رفتیم دقیقا همزمان با " مادر " رسیدیم من واقعا نمی دونستم نمایش از همونجا شروع میشه خلاصه که ریتم نمایش و فضای نمایش رو خیلی دوست داشتم منو برد به خونه پدربزرگ و خاطرات بچگی ام به نظرم خیلی نوستالژی داشت و اتمسفر کاملا تو رو درگیر می کرد .

هر 3 بازیگر خوب بودن ولی سارا عالی بود . سارا ، بیان سارا ، صدای گرم سارا و تاثیرش رو بیننده و نگاهش که به وقت دیالوگ گفتن انگار تو رو هم دعوت میکرد که باهاش هم آوا شی ... عالی بود
گفتنی ها گفته شده من صرفا احساسمو از این نمایش می نویسم که واقعا خوب بود و من تا به حال این سبک از نمایش رو ندیده بودم ، در ضمن یک یادگاری از یک نمایش خوب از یک دوست فوق العاده نصیبم شد ، " جناب Marillion " ممنونم به خاطر قایق کاغذی پرمهری که هر بار ... دیدن ادامه » دیدنش منو یاد مهر شما ، آمستردام ، عصر 21 فروردین و حس و حال اون روزم میندازه .
خانم آیدا سپاس از لطف شما و واقعا شانس با من بود که این نمایش را همراه شما ببینم :))


۲۴ فروردین ۱۳۹۴
محمدرضای عزیز شما مثل همیشه به من لطف دارین ولی روز هیجان انگیزی رو سپری کردیم ...
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
در بندر آمستردام ...
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا و خواهشا تمدید کنید :(
زهرا و وحید هوبخت این را دوست دارند
متاسفانه به احنمال 99 درصد تمدید نخواهد شد
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جذاب بودن نمایش یک طرف و این نظرات دوستان و توصیفشون از نمایش هم همون طرف.. :دی حال کردیم هم با نمایش هم با نظرات چند تا از دوستان.. اونقدر خوب و کامل هست که چیزی نمیشه بهشون اضافه کرد... کاش خونه ما هم یه جوری بود که پنجره اتاقم اینطوری رو به حیاط بود ..!!! :(
کاش :-(
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
الهه دیگه تو هم وقتی ساعت 1 نصفه شب بخوای کامنت بذاری از این اتفاقا می افته دیگه..!!!:)))

سارا اتفاقا من هم انتظار بیشتری از متن نمایش داشتم و میتونست متن کاملتری باشه.. اما در کل راضی بودم..

اتفاقا به نظرم قرار هم نبود انچنان نوستالژی باشه.. این متروکه و ... دیدن ادامه » قدیمی بودن هم با نمایش تناسب داشت.. خونه ای که مادر یهویی ناپدید میشه پدر تو مسافرت های زیاد عمرشو گذرونده دختری که عمرش رو با کتاب و دوست خیالیش تو اتاقش می گذرونده انتظار هم همینه که یه محیط سرد و بی روح رو ببینیم که در طی سال ها هم خودش پیر شده هم نشان از رو به افول بودن خانواده داشته..
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
ای بابا اون قدرم نوستالژی نبود ولی یاد خونه های قدیم زنده میکرد..

شک نکن که برات خالی بستن.. دانشجوهای خواجه نصیر اصلا به خودشون فشار نمیارن و خیلی با دست باز به زندگی ادامه میدن.. ساعت 1 هم تازه اول شب که یه فیلم خوب میذارن میبینن .. صبح هم بیدار میشن میران ... دیدن ادامه » سر کلاس میخوابن..:)) یه همچین جو گل و بلبلی داریم ما.. :دی
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تموم شده که بلیطاش.تمدید کنید لطفا:(
به احنمال 99 درصد تمدید نخواهد شد
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
تمام امیدم به همون یک درصده... ای کاش تمدید شه...
۲۳ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من خیلی به دیدن این نمایش علاقه مند شدم ! از قرار معلوم تمدید هم نمیشه ومن نتونستم بلیت تهیه کنم . اگه دوستانی هستند که به هر دلیلی نمیتونن برای دیدن نمایش برن, مرا دریابند!!! بشدت خواهان تهیه بلیت هستم . ممنون
وحید هوبخت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ولی من می گم بابام رفته یه مغازه با حوصله شوکلاتای خوبو دونه دونه خریده" یا یه همچین چیزی

بعد از پایان نمایش دوست نداشتم از ساختمون برم بیرون، می خواستم دوباره تو خونه گشت بزنم و نمایشو مرور کنم، این دفه می خواستم خودمو ببینم جای سارا و سهیل، آخه خیلی از حرفاشون دغدغه های بچگیا و نوجوونیای من بود، انگار گوشه هایی از زندگی منو داشتن روایت می کردن، و چقد قشنگ تعریف می کردن، سهیلی که بزرگ شدنشو احساس می کردی و سارایی که دغدغه های دخترونشو به چشم می دیدی. مادری که نبود ولی بود و پدری که بود ولی نبود.

خطر لو رفتن ----------

دوست داشتم در آخر بعد از ماجراهایی که بر سهیل گذشت و تنها شدنش؛ می رفتیم تو حیاط و با هم سیگار می کشیدیم، بجای اون سیگاری که مامانش مچشو گرفت.

----------- خطر لو رفتن تموم شد

بچه های پلاک 86 از 50 دقیقه قشنگی که برام رقم زدید ممنونم


دوستایی ... دیدن ادامه » که مثل من قبلا تئاتر محیطی رو تجربه نکردن بهتون پیشنهاد می کنم در طول نمایش نگران نباشید که الان باید کجا برید و کجا وایسید، راحت باشید و صحنه رو از خودتون بدونید، بازیگرا اینقد حرفه ای هستن که بتونن با توجه به موقعیت شما کارشون رو ادامه بدن
اونجا که سارا داره سالاد درست می کنه و سهیل باهاش شوخی می کنه عین زندگی واقعی بود.همچین صحنه ای بارها برای من پیش اومده


فکر می کنم زمان نمایشی که من دیدم متاسفانه نزدیک 40 دقیقه بود.
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
غذا خوردن تو بشقاب ملامین..
بوی غذایی که توی آشپزخانه حس میشد..
گاز رومیزی 3 شعله ..
امان از پلاک 86
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
چرا سالاد خیار و گوجه داش ولی غذا؟؟!!
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام . امکان تمدید نمایش آمستردام وجود دارد؟لطفا اطلاع رسانی فرمایید. باتشکر
وحید هوبخت و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
به احتمال 99 درصد تمدید نخواهد شد
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
بازیگران با گروه های دیگه قرارداد بستند و به دلیل نزدیک شدن به جشنواره تاتر دانشجویی و تمرینات پیش رو امکان تمدید وجود ندارد
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
علی جان ممنون از راهنماییت
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقا این کامنتا رو که من دارم میخونم حسودیم میشه به اونایی که رفتن!!
مسئولین خواهشن رسیدگی کنن!!!!!
واقعا حسودی داره
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
من خودمم به خودم حسودیم میشه وقتی دیالوگ های ماندگار رو میخونم و یادش میفتم...
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
سلام آقای واثق
ببخشید ولی احیانا شما زمانی ساکن قم شهرک امام حسن نبودید؟
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان تمدید این نمایش نیست؟ :-(
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خواهش میکنم تمدید کنید.سپاسگزار خواهیم بود از صمیم قلب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خواهش میکنم تمدید کنید.سپاسگزار خواهیم بود از صمیم قلب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از طرف تعداد زیادی مشتاق درخواست میکنم که تمدید...
تمدید زیاد و درست و حسابی :))
اصلا پیشنهاد میکنم که هیچ وقت تموم نشه...آدم خیالش راحت باشه هر وقت دلش هوایی شد میتونه راهشو کج کنه بره پلاک 86 یه بار دیگه بمیره...بعد بیاد بیرون بره به ادامه ی زندگیش برسه...
همه ی بلیتاش تا 25 فروردین تموم شده که ! تمدید کنید لطفا :(
بله. لطفا تمدید کنید اگر امکانش هست.
۲۳ فروردین ۱۳۹۴
لطفا تمدید کنید :(
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا در صورت امکان نمایش رو تمدید کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگه تمدید نمیشه؟
علی عبدالرحیم این را خواند
وحید هوبخت و محمدجعفر کربلا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا همه بلیط ها تا 25 ام پایان یافته؟؟
یعنی واقعا تموم شده؟؟!!
منم خیلی مشتاق بودم این نمایشو ببینم اما متاسفانه بلیط ها تمام شده :(((
امیدورام تمدید بشه...
۱۷ فروردین ۱۳۹۴
تمدید لطفا
۱۷ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا؟
چرا هنوز احساس می‌کنم از خانهٔ شمارهٔ ۸۶ کوچهٔ قدر غربی بیرون نیامده‌ام؟
چرا وقتی مادر در کوچه را گشود، پایم سست شد برای رفتن؟
چرا این داستان برایم تمام نمی‌شود؟
بغضم را تا چند کوچه آنطرفتر هم حمل می‌کنم
و در تقاطع امیرآباد بر زمینش می‌نهم
اما...
هنوز این نمایش- نه... نه... زندگی*- در من ادامه دارد
من هم با همهٔ خاطره‌های خانهٔ شماره ۸۶ کوچهٔ قدر غربی در ساعت ۴ و ۳۹ دقیقه و ۱۵ ثانیه، متوقف شده‌ام
جایی که فهمیدم، آدمها دو دسته‌اند
یک دسته در یک غروب بهاری بیاد مادرهای رفتهٔ‌شان سنتور می‌زنند
و یک دسته...
«می‌روند»
و در حال رفتن به آن بالاها، به پسرهایشان از پشت پنجره‌ای که مدام کوچک و کوچکتر می‌شوند چشم می‌دوزند.
امروز با خودم گفتم، کاش من هم دختربچه‌ای بودم تا می‌توانستم عاشق عکس ملوانی بشوم با بلوزی آبی و موهایی مجعد
و ... دیدن ادامه » هر زمان که او
در پس موجها ناپدید می‌شد
من هم برای خودم ناپدید می‌شدم.
غربت غروبهای کوتاه پاییزی
در برابر غربت غروبهای کشدار بهاری
هیچ نیست.

_________________________________
*تئاترهای زیادی را تماشا کرده‌ام، یا حتی احساس کرده‌ام... اما این یکی را نه تماشا کردم نه احساس... این یکی را «زندگی» کردم.
کاش زود فردا بشه و آمستردام و ببینم :/
۱۷ فروردین ۱۳۹۴
کاش تمدید...برای دوباره و سه باره دیدنش...
کاش تمدید با افزایش قیمت یا هرچی...
کاش تمدید فقط...
۱۷ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید