تیوال نمایش آشپزخانه
S3 : 03:20:43
امکان خرید پایان یافته
  ۲۹ مهر تا ۳۰ آبان
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: آرنولد وسکر
: امیرحسین بیات
: مهدی چاکری
: محمدحسن معجونی

: شایلان عشایری
: ندا نصر
: صبا کسمایی
: پویا پورامین
: صالح تسبیحی
: فریبرز دارایی
: سیاوش البخشی نائینی
: رضا سامانی
: شیرین طیبی، ندا تسلیمیان، نگین نجفی
: سارا بقا
: نیلوفر نقیب ساداتی، محمدرضا رحمتی، نیما خطیب شاد، مهران کریمی
: بهشاد رسولی، آیدین بهنامیان، رضا ذهبی، سینا صیام
: سید مصطفی طباطبانسب، امیر حسین بابائیان
: مصطفی جمال لیوانی، فرزاد چوپانی، حمیدرضا صفوی، محمد حسن درباغی فرد

الف) اجرای اول با گروه بازیگران شیراز ۲۹ مهر لغایت ۱۰ آبان
: (به ترتیب حروف الفبا) مهدی ابو حمزه، پوریا احمدی، نکیسا ادیب، امیر اسداللهی، برنا انصاری، سارینا بهرامی، افسون پالیزبان، پویا پورامین، زهرا پناهنده، شیرین جهانبخش، طناز جوانمردی، زهرا حسین آبادی، حسین حسینیان، مهران حیدری، پوریا خرم، علی خواجویی، مریم دارابی، رضاذهبی، فائزه رستگاری، حامد سروری، مازیار سیدی، مونا طحانی، بهار علیپور، نگین فتحیان، زهرا کاظمی، هستی محمودی، مریممرشدی، محمد مطهری پور، یاشگین معصومی، نجوا وهاب، کیمیا همایونی و محمد حسن معجونی

: محسن خباز
: مجتبی خباز
: داوود زارع
: هانیه کاظمیان
: علی شریفی
: محمد معلق
: فاطمه صادقیان
: اَوین میرزایی

ب) اجرای دوم با گروه بازیگران رشت ۱۲ آبان لغایت ۲۱ آبان
: (به ترتیب حروف الفبا) محمدرضا آبانگاه، سوفیا اسماعیل زاده، سیاوش البخشی نائینی، برنا انصاری، اشکان بخشنده، مرسده بردبارمنش، آیدین بهنامیان، الناز بیگی، سوفیا پادمهر، شادی پورعباس، برنوش پورغفار، ترمه توحیدی، افشین سپاسگزار، ناژین چهرسیمین، فریما حبیبی، حسینحسینیان، شهاب دست آموز، تینا درخشنده پیکر، ریحانه رضاییان، فرناز زارعی، نازنین شریفی، روشنک شعبانی، سینا صیام، مجتبیعلیپور، عامر عظیمی، میثاق علینژاد، امیر قاسمی، فروغ کاظمی، فاطمه لطافت، سمانه منیری، احمدرضا مقدسی، مهسا مقدم، کیوانمقدم، امین ناطقی، مریم نژاد، محمد نوروزی

: سید فرزام حسینی
: پانیز برزعلی
: برنا انصاری
: ناژین چهرسیمین
: مینا حسنپور

پ) اجرای سوم با گروه بازیگران تهران ۲۲ آبان لغایت ۳۰ آبان
: (به ترتیب حروف الفبا) محمدرضا آبانگاه، مهدی ابوحمزه، مهسا احمدی، آناهیتا آذرپیوند، مهشید آقاخانی، سیاوش البخشی نائینی، سروین امامی، برناانصاری، روژان ایرجی، پویا پورامین، صبا پویشمن، هاله پورقدیمی، افشین تمدن، غزال توکلی، مهسا جمشیدی، حسین حسینیان، هدیه حسینی نژاد، مژده دایی، یاسمن دهقانی، هلیا رضایی، رکسانا سکایش، مازیار سیدی، امین سیمیار، کتایون طلایی، آرزو عادلی، زینب عباسی، هانیه عسگری، سحر علیرضایی، امیر قاسمی، علی قانعی، پریناز کبیری، سوگل کلابی، مینا مسیحی، احمدرضا مقدسی، نگارنجفی، شهاب نظام دوست، فرنوش نیک اندیش

: پگاه طبسی نژاد
: مهدی آشنا
: عسل اصفهانی
: سیاوش البخشی نائینی
: زهرا میرآقایی
: امیر حسین بیات، هدیه حسینی نژاد

- نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی محمد حسن معجونی، با همکاری سه گروه بازیگری مختلف از شهرهای شیراز، رشت و تهران، مهر و آبان ۱۳۹۸ در سالن اصلی تالار مولوی اجرا خواهد شد. شایان ذکر است که هر گروه بازیگری هشت شب اجرا خواهد داشت و این تور با نمایش «آشپزخانه» تولید گروه شیراز از ۲۹ مهر ماه اجراهای خود را آغاز می‌نماید.

دست‌اندرکاران آشپزخانه‌ی رستورانی در میان عشق و خشونت در جستجوی رؤیاها، هدف ها و انگیزه‌هایشان هستند.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

سبک:
درام
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش آشپزخانه / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» انتشار تیزر نسخه تهران

» «آشپزخانه» شیراز وارد تالار مولوی می‌شود.

» سه‌گانه «آشپزخانه» به صحنه می‌رود/ میزبانی تالار مولوی از ۲۰۰ تئاتری

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اجرای سال 95 این نمایش فوق العاده بود. اینکه با گروه جدید و تازه کار این تجربه رو تکرار کردند و بهشون فرصتی دادند جای تقدیر داره. من لذت بردم.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

گفت‌وگو با حسن معجونی کارگردان نمایش آشپزخانه
باورم نمی‌شود تئاتر خصوصی به اینجا رسیده باشد
سیدحسین رسولی

دو‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸، شماره ۷۱۹۵
روزنامه ایران، صفحه ۱۰ (تئاتر)

حسن معجونی از آن دست کارگردانانی است که می توان روزها با او گفت و گو کرد. معجونی بازیگر و کارگردانی است که به توسعه و گسترش تئاتر ایران کمک بزرگی کرده و حالا به عنوان یکی از کنشگران اصلی تئاتر به همراه گروه تئاتر «لیو» تجربه های مورد توجهی را به منصه ظهور رسانده است. او این روزها نمایشنامه «آشپزخانه» به نویسندگی آرنولد وسکر بریتانیایی را در تالار مولوی روی صحنه برده است. این نمایشنامه در تئاتر مشهور به آشپزخانه ای انگلستان و گروهی موسوم به جوانان خشمگین از آثار شاخص است و در کشورهای مختلفی روی صحنه رفته است. این نمایشنامه به زندگی کارگران فقیری در رستورانی شلوغ می پردازد. آرنولد وسکر در گفت وگویی تاکید می کند: «شما با پوشیدن لباس های خوشگل و دانشگاه رفتن نویسنده طبقه کارگر نمی شوید؛ در واقع، شما نویسنده خوبی هستید چون کارهای شما خوب است». خشم و اعتراض از نشانه های بارز متن های دراماتیک وسکر است. ما درباره کارگردانی و شیوه اجرایی حسن معجونی و وضعیت تئاتر ایران با وی گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

*نمایشنامه رئالیستی «آشپزخانه» در میانه دهه ۱۹۵۰ نوشته شده است که از پرطرفدارترین متن های آرنولد وسکر است ولی در ایران ناشناخته بود و شما تلاش کردید این نمایشنامه را به همراه جوانان چندباری اجرا کنید. به نظر می رسد اغلب تئاترهای ایران از اندیشه انتقادی دور شده اند ولی کارهای شما اینچنین نیست و چه در اجرای «شهر ما» و چه در اجرای «آشپزخانه» به جامعه امروز ایران نگاهی انتقادی دارید. وقتی از بیشتر کارگردانان می پرسم چرا در اجراهای خود به زندگی روزمره ایرانی پلی نمی زنید، سانسور و سلیقه مخاطب را بهانه می گیرند؛ پس چرا اجراهای شما برعکس است و همیشه هم پر از تماشاگر؟

برای اولین بار این متن را ندا رضوی پور به من معرفی کرد و گفت شاید از آن خوشت بیاید. آقای علی رفیعی هم بارها درباره اجرای نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی آرین منوشکین تعریف کرده بود و بعدها هم قصد داشتند این نمایشنامه را روی صحنه ببرند. البته آقای محمد چرمشیر نمایشنامه «آشپزخانه» را دراماتورژی هم کرد ولی به سرانجام نرسید. فکر کنم چهار سال پیش بود که این متن را برای اولین بار روی صحنه بردم. تئاترهای ایرانی معطوف به انتقادهای سیاسی سطحی شده اند که تنها به جناح های سیاسی متخاصم می پردازند و متاسفانه این کارهای سطحی در بین جوانان باب شده است. آنان با خط های قرمز بازی می کنند و تماشاگر هم در برابر حرف های نگو دچار شگفتی می شود. در واقع، این کارگردانان جوان با واکنش های احساسی مردم بازی می کنند. شاید شرایط ایران مشابه با شرایط و زمینه اجتماعی و سیاسی بریتانیا در نمایشنامه «آشپزخانه» نباشد ولی اعتقاد من بر دراماتورژی متن است. فکر می کنم متن اصلی را باید به فضای ایران نزدیک کرد و در واقع این گونه است که متن زنده می شود و با مناسبات زندگی در ایران هم ارتباطی برقرار خواهد شد. پرسش این است که آیا ارجاع های متن اصلی در جامعه ایران پیدا می شود؟ شاید ارجاع های سیاسی در اجرای من باشد ولی اصلا مهم نیست و آن چیزی که برای من مهم است انسان است.

* نمایشنامه «آشپزخانه» از نظر ساختار و محتوا شباهت عجیبی به «خاطره دو دوشنبه» آرتور میلر دارد که در سال ۱۹۵۵ اجرا شد. به نظر می رسد رئالیسم انتقادی میلر و اعتراض او نسبت به جامعه سرمایه داری روی نویسندگان بریتانیایی مشهور به جوانان معترض مشهود است. ما در هر دو نمایشنامه با کارگرانی طرف هستیم که رویاهای خود را مرور می کنند ولی گویا قرار است تا آخر عمر برده کارفرماهای شان باشند و راهی جز رویاپردازی، عصبانیت و خشم ندارند. شما در اجرای خود چه از نظر کلام و چه از نظر محتوا به مناسبات اجتماعی ایران اکنون هم نقب می زنید که امری نایاب در تئاتر ایران است. پرسش درباره «اکنونیت» اجرای تئاتر است.

مساله ... دیدن ادامه » اصلی من دراماتورژی است زیرا که با متن های فرنگی سر و کار دارم. من از لحاظ کیفی با متن های ایرانی ارتباطی نمی گیرم. این روزها می گویند به سوی اجرای متن های ایرانی بروید تا این نوشته ها جان بگیرند. در واقع این شعار اداره هنرهای نمایشی هم است. با وجود این، اگر بخواهیم از هر متنی استفاده کنیم، تاکید می شود که به فلان ماجرای سیاسی اشاره دارد و بهتر است از آن استفاده نکنیم! این پارادوکسی است که وجود دارد و برای کارگردانانی مثل من مشکل هایی به وجود خواهد آورد. متن های فرنگی به لحاظ کیفی و از هر نظری که در نظر بگیرید به انسان ها می پردازند و این موضوع برای من حیاتی است. ما انسان ها با تمام تفاوت های جغرافیایی، تاریخی، سیاسی و چه و چه انسان هستیم و اتفاقا این محوریت انسان، بازی خوبی هم برای من در کارگردانی ایجاد می کند. من به متن ها نگاه می کنم و آنها را بررسی می کنم تا بتوانم آنها را به متن خودم تبدیل کنم. در حقیقت، من در اجرای متن «آشپزخانه» تلاش کردم متنی را نشان بدهم که انگار آرنولد وسکر به منظور تحلیل شرایط انسانی ایرانیان نوشته است. در واقع، به کارگران توجهی ندارم ولی به شرایط کاری بچه های گروه خودم نگاه می کنم که مانند کارگران در حال کار هستند. اعتقاد دارم «دراماتورژی گروهی» مساله مهمی است. من موقعیت ها و شرایط را مشابه سازی می کنم و پیشنهادهای اعضای گروه را در نظر می گیرم. ما شاهد کارگرانی در متن هستیم که آشپزی می کنند ولی بازیگرانی هم داریم که در حال بازی هستند. متن هایی که کارگران را نمایش می دهند تنها به خود کارگران نمی پردازند؛ مثلا متن «مرغ دریایی» آنتوان چخوف هم تنها بیانیه ای درباره تئاتر نیست. چخوف به تئاتر اشاره می کند ولی مساله اصلی این نیست. به نظرم، آرنولد وسکر به ماجراهای کارگری نگاه می کند ولی مساله من با او فرق می کند.

*با جرات می توان گفت اجرای شما بشدت تاثیرگذار است و به ریتم، فضاسازی و اجرای بازیگران جوان خود توجه ویژه ای دارید. نمایش «شهر ما» هم چنین بود. گروه تئاتر «لیو» با سرپرستی شما ثابت کرده است که حساب ویژه ای روی جوانان باز می کند و در عین حال تئاتری با بالاترین کیفیت ممکن به تماشاگران عرضه می کند. برقراری این تعادل بسیار سخت است و اگر امکان دارد در این باره بگویید.

من سال های سال می شود که یک خط در میان با بچه های حرفه ای گروه تئاتر «لیو» و جوانان تازه کار کار می کنم. نگاه اصلی من معطوف به مقوله آموزش است و ما باید تجربیات خودمان را به نسل جدید انتقال بدهیم. از سوی دیگر، پرسش های نسل جوان باعث زنده بودن تفکر و تازگی خود من هم می شود. من هر جوابی بخواهم به سوال های جوانان بدهم باعث کشف و شهود خود من خواهد شد. ما مدام در حال بازی با قراردادهای تئاتری اکنون هستیم. ما هر سال شاهد شکل گیری چیزهای جدیدی هستیم که حاصل نگاه جوانان به قراردادهای تئاتری است. موضوع گروه ما «چه گفتن» نیست بلکه «چگونه گفتن» است.

*اجراهای گروه شما نوعی پروژه آموزش، پژوهش و اجرا را در کنار یکدیگر پیش می برد که این روزها در ایران نایاب است. آیا در این زمینه ها احساس خطر کرده اید که آستین بالا زده اید یا روش فکری و کاری شما این است؟

من امروز از تئاتر خودمان ناامید شده ام که اسم آن همان تئاتر خصوصی و غیردولتی است و از قضا خود من هم از جمله آتش بیاران این معرکه تجاری بودم. اصلا باورم نمی شود که امروز شاهد چنین تئاترهایی هستیم. اغلب تئاترها تبدیل به کالاهای تجاری شده اند. آموزش تئاتر هم تبدیل به دکان های تجاری شده اند. عجیب است که هر کسی مشهور شده از سوی آموزشگاه ها به منظور تدریس تئاتر دعوت شده است! جالب است کسی هم به این فکر نمی کند که آیا توانایی آموزش دارد یا نه؟! این افراد مشهور به خودشان می گویند وقتی به ما پیشنهاد آموزش شده است پس ما توانایی اش را داریم! این آموزشگاه ها هیچ چیزی را شکل نداده اند. گویا مقوله آموزش در ایران دچار سقوط و ویرانی شده است و این نوع از آموزش را اصلا دوست ندارم و بعید می دانم در این روند آموزشی شرکت کنم و قطعا در هیچ دانشگاه و آموزشگاه اینچنینی تدریس نخواهم کرد. من تلاش می کنم نظام کاری و آموزشی خودم را تغییر بدهم و با جوانان در ارتباط باشم. آموزش ها به اجرا منتهی می شود و اجراها هم به آموزش. من می خواهم گروه تئاتر «لیو» را زنده نگه دارم و افراد با استعداد را پیدا کنم تا هم چیزهایی به آنان آموزش بدهم و هم چیزهایی یاد بگیرم.

http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/525858/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-

http://www.ion.ir/news/512783/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87

https://www.magiran.com/article/3973295


نوشته‌های دیگری از «سیدحسین رسولی»
ضد رئالیسم با نیم نگاهی به کارلوس فوئنتس / گفت و گو با سمانه زندی نژاد، کارگردان نمایش «آن دیگری»
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۴ آذر ۱۳۹۸

به توانایی دهه هشتادی ها امیدوارم / پیام دهکردی در گفت و گو با «ایران» از وضعیت تئاتر در سال های اخیر می گوید
روزنامه ایران، یک‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸

اسطوره کارگردانی در میان ما / درباره نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی حسن معجونی
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

حذف می کنم، پس هستم / ظهور و سقوط قوانین قدیمی در اداره کل هنرهای نمایشی
روزنامه اعتماد، سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸

آن لکه گوشه صحنه که همه چیز را بحرانی می کند / درباره اجرای «شیهیدن» به کارگردانی عباس جمالی
روزنامه اعتماد، یک‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸

عناوین بیشتر...

امیر مسعود و *مریم* این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همان طور که از حسن معجونی انتظار می رفت؛ اجرای قوی از یک متن قدرتمند. نظم در عین شلوغی. از همان اجراهایی که تو را به نقطه ی وجد می رساند و تکانت می دهد. آشپزخانه چهره ی زشت سرمایه داری است، جایی که حتی رویا تعریفی ندارد. ترس، اطاعت، تنهایی اما در این میان شخصیتی است با بازی درخشان سیدی که در میان انبوه نا امیدی و عادت می جنگ و تاب نمی آورد. رویا می پروراند و احساساتش هنوز زنده است. بر خلاف جریان آب دست و پا می زند حتی اگر به سر چشمه که رسید دیگر جانی برایش نمانده باشد

آشپزخانه ی معجونی به یاد می ماند با همه ی جوانان با استعدادش
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
( رویای من خوابه خواب )

آشپزخانه قصه ما آدم معمولی ها بود
ما آدم معمولی هایی که میدویم و نمی رسیم
ما آدم معمولی هایی که کار میکنیم کار میکنیم کار میکنیم تا بمیریم
ما آدم معمولی هایی که ثمره کار ما ، غذای از ما بهترون میشود
ما آدم معمولی هایی که باید پذیرای از ما بهترون ها باشیم
ما آدم معمولی هایی که در ابتدایی ترین مشکلات زندگی غرق شدیم
ما آدم معمولی هایی که زنده ایم و تماشاگر زندگی کردن از ما بهترون
ما آدم معمولی هایی که پشت دریم ، تو برزخ ، توی گند و کثافت و عرق
ما آدم معمولی هایی که عشق ، رویا ، هدف ، آرزو نداریم
ما آدم معمولی هایی که رویای ما خوابه خواب

و چه جایی بهتر از آشپزخانه برای نشون دادن همه اینها
آدم هایی که سخت کار میکنند تا غذای دیگران رو فراهم کنند اونم در بهترین حالت ، بهترین کیفیت ( ماهی سالمون ) و دختران زیبا باید بهترین پذیرایی و تشریفات رو برای اونها انجام بدن ( حتی ۱۰ دقیقه هم نیابد تاخیر داشته باشند)
و ... دیدن ادامه » یک در فاصله بین دو دنیا ، دنیای مرده های متحرک، زنبورهای کارگر و دنیای آدم های زنده ، ملکه و شاه
در این دنیا ، دنیای آدم معمولی هایی یا باید فقط سرت پایین باشه و نبینی حرف نزنی کار کنی کار کنی تا بمیری یا باید فقط مثل احمق ها بخندی با تمسخر دیگران یا فقط درگیر قمار و الکل و بازی باشی یا ....... اما در این دنیا اگه بخوای ببینی ، بفهمی، هدف و رویا داشته باشی ، بخوای شعور و آگاهی داشته باشی ، دیوانه میشی، کم میاری، قاطی میکنی ، میبری و میبازی
تو این دنیا تو گیر میکنی توی دور باطل دور تکرار و راه خلاص و نجاتی نیست

متن خوب با پایان بد ( البته به نظر من ) و کاش این آدم ها ادامه می دادند به همون شرایط و زندگی
بازی های اکثرا خوب ( البته من فقط اجرای تهران دیدم ) یکم اغراق و داد و فریاد زیاد داشت که میتونست کمتر باشه
شوخی ها کاملا درست دراومده بود
موسیقی و نور و لباس و .... خوب
کارگردانی درست و دقیق و اندازه
و در آخر اجرای خوب و جذاب و دوست داشتنی ❤

( من ۸ ساله برای اینکه از فردا نیام فردا میام )
"من ۸ ساله برای اینکه از فردا نیام فردا میام"
عالی بود ❤❤❤❤❤
۰۱ آذر
قلبو از تو ذهنمون نمیتونن پاک کنن ، اگرم از اینجا و هرجا پاک کردن شما خودت به پیام های من بصورت پیش فرض قلب رو اضافه کن :)
۰۱ آذر
چشم اما دیدنش از نزدیک یه لطف و صفای دیگه ای داره ❤❤
۰۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوبت قبلی اجرای گروه شیراز رو دیدم و دیشب اجرای گروه تهران.تو این دو اجرا مازیار سیدی و بازیگران نقش پل و مایکل، یکی بودند و بقیه متفاوت.
اسکلت کلی متن حفظ شده بود اما خیلی از جزییات عوض شده بود که ای‌کاش عوض نمی‌شد.
مجموعا هم از بازی بازیگران و هم از متن کار در شب اجرای گروه شیراز بیشتر خوشم اومد.
فکر کنم‌ شما شیراز رو دیدین. چون مازیار سیدی توی گروه رشت نبود.
۰۱ آذر
حق با شماست خانم صالحیان،
من 9 آبان اجرا رو دیدم که گروه شیراز اجرا داشتند.
لازم شد متن رو تصحیح کنم
ممنون از شما.
۰۱ آذر
خواهش می‌کنم.
۰۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوب بود و کاش زودتر میرفتم که به بقیه پیشنهاد میدادم و اونها زملن داشتند ببینند ولی متاشفانه ۲اجرای اخر تهران بود که رفتم، نمایش پر از دیالوگ های خوب و طنز در عین غم انگیز بودن یه سری ماجراها،حتی زیاد بودن تعداد بازیگران و هماهنگی ها عالی بود و اصلا ادم از این ازدحام خسته نمیشه حتس به وجد میاد، ولی با توجه به تعاریف از اجراهای گروه های دیگه دلم میخواست گروه های دیگه رو هم میدیدم حیف که نشد
سلام، لطفا اجرای نمایش رو تمدید کنید
مرتضی سوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این دیدگاه من هست ،نمایش برخلاف انتظارم بود.انتظار نمایشى قوى همچون شهرما را داشتم.شخصیت اصلى داستان مدام از الفاظ رکیک استفاده میکرد و جالبتر اینکه بعضى تماشاچى ها به این الفاظ وبه شوخى هایى که اصلا جالب نبودمیخندیدند.مدام ساعتم را نگاه میکردم که نمایش به پایان برسه.میتونست خیلى بهتر از این ها باشه.
دقیقا من هم دیشب همین حس داشتم و شوخی های بی جا و قهقهه های تماشاچی ها و فریادهای اضافه برای نشان دادن خشم
بعید بود از آقای معجونی
۲۵ آبان
آقاى کیانى

به نظرم تاتر کاملا سلیقه اى است.بنده صرفا نظرم رو به اشتراک گذاشتم.نظر جنابعالى نیز محترم هست.
۲۷ آبان
سنا عزیز...
من کلا معجونی را خیلی سال است دوست دارم..
دقیقآ آبان ۱۳۸۴ و بازی در میان ابرها کوهستانی..
لقب معجونیوفیل ( معجونی دوست) را یدک
می کشم..
اما نظر من سلیقه نبود، نوع بازی، فرم، میزانسن،
دراماتوژری، جذابیت موضوع و... مد نظرم بود.
۲۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش به کارگردانی محمدحسن معجونی و بازی گروه بازیگران شهر تهران، روزهای دوشنبه ۲۷ تا پنجشنبه ۳۰ آبان‌ماه امروز پنجشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از تماشای این کار بسیار لذت بردم.
دم بچه‌های رشت واقعا گرم، کارشون عالی بود.
امیرمسعود فدائی، فهیمه تردست، شاهین و پویا فلاح این را خواندند
گالنا و پولادین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی محمدحسن معجونی با اجرای گروه بازیگران شهر تهران در روزهای چهارشنبه ۲۲ تا یکشنبه ۲۶ آبان‌ماه همینک آغاز شد.
میشه خواهش کنم از قبل بگین که ما بتونیم سرموقع مثل اجراهای دیگه راس ساعتش فروش بخریم. ممنون می شم
۲۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوبی این نمایش با اجرای سه گروه امکان مقایسه بازی هاست من اجرای شیراز و رشت رو دیدم که اجرای شیراز خیلی خیلی خوب تر بود به جزئیات خیلی دقت بیشتری شده بود و احساس میشد انتخاب های خوبی برای بازی صورت گرفته یا حسابی نقش رو گرفتن و گردن کلفت مسلط تری داشت . و اینکه اگر من تو اون اشپزخونه کار میکردم به کدوم شخصیت نزدیکتر بودم خود داستان هم کلی باحال بود دیگه
امیرمسعود فدائی، پویا فلاح، فرناز نوروزی و پوریا این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کاری بودی از انهایی که رئیس آموزشگاه بازیگری موقع ثبت نام کردن قول داده که کلاس ها حتما با اجرا تمام میشه چون بیشتر هنر پیشه ها اضافه بودن حتی دیالوگ هم نداشتن. و بیشتر شبیه صحنه فشن شو بود هی دخترها خوشگل بدون گفتن دیالوگ میامدن رد میشدن و یک حالت سیاهی لشگر داشتن و حذف خیلی هاشون اسیبی به نمایش نمی زد. ولی چند تا از بازیگرها اقا واقعا بازی خوب و تاثیرگذاری داشتن. انقدر شلوغ بود که ذهن یارای دنبال مفهوم گشتن نداشت فقط باید پیگیر میشدی که تو ان شلوغی بفهمی چه اتفاقی داره می افته
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده، بینهایت لذت بردم، بعد از مدت ها رفتم تئاتر و حال کودکی را داشتم که برای بار اول کارتون میبیند. حرکت و داستان عالی، شوخی ها تمیز و بانمک؛ فقط میتونم بگم یک نمایش از-دست-ندادنی.
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از جمعه ۱۷ تا سه شنبه ۲۱ آبان، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی و گروه بازیگران رشت، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اجرای گروه رشت

این اجرا رو بسیار بیشتر از اجرای چندسال پیش دوست داشتم،حس و حالش قویتر بود.احساس کردم رو متن کمی بازی شده و کیفیت بالاتری پیدا کرده.
انرژی بازیگرا از اون اجرا هم خیلی بالاتر بود حتی. در حالیکه همون اجرا هم انرژی بالایی داشت.
کارگردانی هم باکیفیت تر شده بود.
در کل کار بسیار با ارزشیه و دیدنش قابل توصیه به همه.
انتخاب موسیقی خیلی خوبه.

۳۶ بازیگر چنان صحنه رو تو دستشون گرفتن که فقط باید نگاه کنید و لذت ببرید.

این یه اثر با امضا کارگردانه.
نمره ۴.۵ از ۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای اینکه از یه اجرا لذت ببرید باید عوامل زیادی دست به دست هم بده تا همه چی کامل باشه از تماشاچی و صندلی و تهویه مناسب بگیر تا نور و صدا و متن و اجرا و بازیگر و کارگردان.نمایش آشپزخانه در تئاتر مولوی همه اینها رو با هم داشت.
شخصا از اون جایی که عاشق بازیگری هستم ترجیح میدم اجراهایی رو ببینم که با 4 یا نهایتا 5 بازیگر اجرا میشه تا بتونم با دقت بیشتری ریزه کاری بازی هر بازیگری رو ببینم و یاد بگیرم و لذت ببرم اما اسم حسن معجونی به ترجیح من چربید.
آشپزخانه یه جای شلوغ و پر رفت و آمد و پر سر و صداست و پر از افرادیه که هر کدوم یه قسمتی از کار رو به عهده گرفتند.اما تو این حجم از شلوغی به راحتی می تونید شخصیت های متنوع و منحصر به فرد رو ببینید بدون کمترین تشابهی.
اکثر کارکنان این آشپزخانه،آدم هایی هستند که از کارشون خسته اند،از زندگیشون راضی نیستند و از آشپزخانه ... دیدن ادامه » بیزارند اما تنها حرکت و کنش اونها نسبت به این اتفاقات،فقط حرف و به هم پریدن و دعواست اونم نه دعوا با مدیر،دعوا با همدیگه چون دستشون به جایی نمی رسه که عصبانیتشونو خالی کنند.
خشم و عصبانیت تقریبا از همون شروع نمایش مشخصه.مکس که جواب سلام نمیده و با تندی جواب غرغرای بقیه رو میده،برتا که با یه کلمه دختر از طرف مگی عصبانی میشه و با اومدن مایکل و مزه پرونیاش،نوبت به بروز عصبانیت گاتسون میرسه و بعدشم نوبت دعوای نیکلاس و برتا سر یه سبده.
نمایش پر از لحظات شاد و بامزه است .همزمان با دیالوگای تند و پینگ پنگی بازیگرا که تماشاگر رو به وجد میاره،موج خشم و نفرت هم آروم آروم بزرگ و بزرگتر میشه و تقریبا عمده نمود این خشم رو تو حرکات و رفتار و گفتار پیتر میشه دید.پیتر میون این همه آدم منفعل و ترسو تنهاست و نمیدونه باید چیکار کنه.نمیدونه چطور به اونها بفهمونه میشه جور دیگه ای هم زندگی کرد،اینو نه مونیک میفهمه نه مایکل و نه هیچکس دیگه.همه اینها باعث شده هر حرکتی که از پیتر سر میزنه رگه هایی از خشم و نفرت توش باشه،نمونش جایی که زن حامله ای در خواست غذا می کنه و سرآشپز میگه هرکی پول بده بهش غذا میدیم و مایکل هم با همون خل بازی همیشگی،به سوپ ترشی که ده روز مونده خامه اضافه میکنه تا به اون زن بده و پیتر جلوی هردوشونو میگیره و از ناهار خودش به اون زن میده و تازه بابت اون هم باید کلی توضیح بده.
متن نمایش،جالب و جذابه و داستان ذره ذره جلو میره و انتهای نمایش به اوج خودش میرسه.
کارگردانی عالیه و اینو میشه از توجه به کوچکترین جزییات نمایش فهمید و خب از حسن معجونی کمتر از این هم انتظار نمیره.
بازی همه بازیگران این نمایش خوب و قابل قبوله اما پیتر با بازی بی نظیر مازیار سیدی بیشتر از همه چشم ها رو به خودش خیره میکنه.
پ.ن:موقعی که قصد خرید بلیت آشپزخانه رو داشتم،با دیدن تخفیف وفاداری خوشحال شدم اما با خوندن توضیحات،متوجه شدم که وفاداری برای دیدن مجدد همین نمایش لحاظ میشه.نمیدونم این تخفیف ها با نظر چه کسانی اعمال میشه اما هرکسی که بوده از پتانسیل بالای این نمایش برای جذب مخاطبی که یکبار کار رو دیده خبر داشته،همونطور که خیلی از تماشاگران دیشب،مشتاق دیدن آشپزخانه برای بار دوم بودند.
دست مریزاد به گروه تئاتر لیو،به امید موفقیت های بیشتر
سلام به شما،
خیلی ممنون بخاطر توصیف صحنه ها... اینقدر خوب بود که کاملا فضا رو درک کردم و حتی تصویر سازی بخودی خود شد.
نمایش جالبی بوده واقعا، دست مریزاد.
تعریف کار حسن معجونی و هم شنیدم.

یه سوال چنین نمایشی جزو کدوم ژانر هست؟ دسته بندی نمایشی مد نظرم ... دیدن ادامه » هست...
۱۰ آبان
باز هم جالبه،
مرسی برای تعریفتون.

حق با شماست که نمایشو دیدین .... و من خواستم موردی که شات آشپزخانه داشت و سریال بود مطرح کنم .

تماشای نمایش آشپزخانه رو به تئاتری ها پیشنهاد میکنم .
نمایشی واقعا جالب بنظر میرسه ،

آقای پویا فلاح هم این پست بسیار ... دیدن ادامه » خوب و در این باره داشتند.
۱۰ آبان
ممنون از مهرتون،ارادتمند ❤
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما بزرگ و نادانیم
مثل گاو مینوشیم
مرتعی سرابی را

قحطی است و می‌دانیم
گریه غرق خواهد کرد
اسب های آبی را

هم درشت و غمگینیم
هم سیاه و بدبینیم
هم برای آبادی، قطره ای نمی باریم
هم نگه نمی‌داریم، حرمت خرابی را

شب که می شود خوابیم
صبح و ظهر هم، خوابیم
عصر ... دیدن ادامه » هم که تا شب خواب
شب دوباره تا شب خواب

توی خواب می‌بینیم، روز آفتابی را

مثل گاو نوشیدیم
مثل اسب کوشیدیم
مثل اشک جوشیدیم
گریه غرق کرد آنگاه
اسب های آبی را
حسین صفا
۰۹ آبان
خیلی خوب بود و بجا
۳۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۱۲ تا پنجشنبه ۱۶ آبان، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی و گروه بازیگران رشت، امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه این نمایش، جمعه ۱۰ آبان (سانس ۱۶:۰۰)، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی و گروه بازیگران شیراز، امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید