آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش آوانتاژ
S3 : 21:41:53 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۲ مهر تا ۰۴ آبان ۱۳۹۷
۱۸:۳۰
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
بها: ۲۵,۰۰۰ تومان
آوانتاژ قصه نرسیدن هاست. قصه اتفاق های نیفتاده ...

- سالن دارای پارکینگ برای تماشاگران محترم است.

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش آوانتاژ / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› فرصت دوباره بودن

›› هر کجای نقشه ی جهان که درد بگیرد هنر درد می کشد

›› گیشه برای تئاتر تبدیل به هیولا شده/به دنبال ریشه‌یابی و روایت آثار جنگم

›› نمایش "آوانتاژ" از اول مهر در تالار حافظ

›› خرید بلیت این نمایش در تیوال آغاز شد

ویدیوها

آواها

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
رضا غیوری
درباره نمایش آوانتاژ i
امروز 4 آذر ، سالگرد حمله هوایی عراق به اندیمشک


https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%B4%DA%A9
:))))))))))))))
جناب غیوری لینک تئاتر بازها رو برداشتین ؟ من تازه میخواستم بیام دیدم پاک شد :))))))))))
۱۱ آذر ۱۳۹۷
ارادت جناب رزمجو

لطف کنید از کامنت "سپهر" تو برگه ی ذیل لینک گروه رو دریابید. خوشحال میشیم از مصاحبت با شما :

https://www.tiwall.com/wall/post/199130
۱۱ آذر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت روز پایانی این نمایش، جمعه ۴ آبان، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... امروز (دوشنبه) ساعت ۱۴، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمدرضا
درباره نمایش آوانتاژ i
چقدر حس و رابطه‌ی بین مونا و حسام...... رو دوس داشتم
چقدر دلبرم دلبرِ..... مادر حسام بهم چسبید
چقدر سربازه سر از بدن جدا شده...... خوب بود
چقدر علی کوچولو، این مرد کوچک...... برام تازه بود
چقدر گلِ دست خدا و فراره خداداد عزیزی.... برام هیجان آور بود
و چقدر جنگ و بمباران و خرابی...... برام تلخ و ناراحت کننده.

نفرین به جنگ
سلام‌به صلح
خسته نباشید به همه عوامل این نمایش
خداقوت
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، چهارشنبه ۲ و پنجشنبه ۳ آبان، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... امروز (یکشنبه) ساعت ۱۸، با تخفیف، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محسن مالمیر
درباره نمایش آوانتاژ i
سلام و خسته نباشید به همه گروه
دمتون گرم
اینکه آدم تو خیال یه نفر رو زندگی کنه خیلی خوبه، جالبه و حتی هیجان انگیزه.
حتی اگه اون آدم خیلی وقته که نباشه. هر چه چقدرم که دیر هر چقدرم که دور
لذت بردم واقعا
انرژیتون نیوفته
Mj-Ka
درباره نمایش آوانتاژ i
بجزء بخشهایی خیلی جزئی-خیلی شل از ریتم افتاده بود- من نپسندیدم-با احترام به همگی کسانی که برای این کار تلاش ((و دعواهای پشت صحنه)) کردند.
در پایان نمایش یکی از بازیگران نبود. صداهای فریاد شنیده میشد...
رضا غیوری
درباره نمایش آوانتاژ i
هر دو پایش را ، زمانِ جنگ
میانِ خاک ِ جنوب ، جا گذاشته بود !
چون فوتبالیستی که هنگام وداع ،
کفش هایش را آویزان می کند
پوتین هایی چروکیده ،
از دیوار جنوبی اطاقش ، آویزان بود !
وقتی نگاهِ پُر آهِ مرا دید ، گفت :
می گویند شاعران اهل دل اند
بگذار بقچهء سِرّی را برایت باز کنم
و من کنجکاوانه جواب دادم :
علی مدد ... تَصَدُّق !
نفس ِ حسرت آلودی کشید و گفت :
می ... دیدن ادامه ›› دانی رفیق ؛
گاهی پاهایم ، پا در خوابم می گذارند
آرام و بی تاب می آیند ،
کنارم می ایستند ، و اصرار می کنند
به جای پاهای لَکَنتی ، آن دو را بپوشم !
تا می پوشم ، مرا با خود بر می دارند
و به جاهایی می برند
که عمری آرزو داشتم !
آخرین بار ، جلوتر از همهء کوهنوردان
به قلّهء سبلان صعود کردیم
و در آب سرد دریاچه ، شیرجه رفتیم وُ
آواز زندگی سر دادیم !
و بعد سرخوش وُ قبراق ، به خانه برگشتیم
بعد از آن ؛ تا مدّتی ... از خانه
رایحهء تندِ کاکوتی می آمد !

گاهی هم مرا با خود
به کوچه پس کوچه های
کودکی می برند !
با بَر و بچّه های محلّه
تیله بازی ، قاپ بازی ، گرگم به هوا ، هفت سنگ ، شطرنج و گاهی هم
فوتبال بازی می کنیم
آه که چه شوتهای سرکشی می کشیم !

چندی پیش
مرا به دیدن دلبری بردند
که در جوانی دلدادهء هم بودیم
درست یادم نیست
فکر کنم اواخر اردیبهشت بود
دخترک ، در آغوش آینه ای بالا بلند
کنار نهالی پر از گلِ سرخ
گیس هایش را شانه می زد
و ترانهء" آیریلیق " را
با لحنی زخمی زمزمه می کرد !
- همان لحظه سوالی به ذهنم شلیک شد
تا خواستم بپرسم ،
انگار لوح ضمیرم را خواند
آه عمیقی کشید و گفت :
متاسفانه زمانِ موشک باران دزفول ،
همراهِ پدرش مفقود الاثر شد !
با پریشان حالی ،
سیگاری گیراند و ادامه داد :
گاهی وقت ها میانِ خواب می گوید :
نه عزیز ، من گم نشده ام
هستم و در کلبه ای چوبی
میان جنگل هایی دورر ...
با پدرم زندگی می کنم !
یک شب خودم را شکستم وُ
دست به دامان پاهایم شدم
بلکه ‌مرا به جنگلِ حبیبم ببرند
اما آن دو ، به مِنومِن افتادند وُ گفتند :
آدرس آن جا را نمی دانیم !
از آن روز ،
ماه هاست در خواب و بیداری
دنبال نشانی هستم تا شاید شبی
این دل ِ وامانده ام را ،
به عطر اجاقکِ کلبهء چوبی نگار
پیوند زنم !
حال اگر برایت ممکن بود ، کمکم کن !
و من بدون تامل ،
قول پیگیری دادم وُ ... شدم !
روزی که در جنگل های همجوارِ آنکارا
به دیدن "یئددی گول*" رفته بودیم
هر جا کلبه ای چوبی می دیدم
سرک می کشیدم و با خود می گفتم
نکند یار و غار ِ رفیقم ،
که گفته بود
میانِ جنگلی دور هستم ،
این جا باشد !
و لیک تلاشم مذبوحانه بود
تمام تیرهایم به سنگ خورد
و روح پریشانم را پریشان تر کرد !

روزهای آخرِ سفرم بود ،
عزیز ، میانِ خواب مُشتُلُق داد و گفت :
خودت را اذیّت نکن محمت
ببین ، نگارم را پیدا کردم
و اکنون با هم هستیم !
راست می گفت ،
میان جنگلی اردیبهشتی
با دخترکی گلپوش ، قدم می زدند ،
هر دو پایش سالم وُ سرحال ،
جای خود بودند !
خوشحال شدم وُ نفس راحتی کشیدم .

یکی دو روز بعد
پا در دامان وطن گذاشتم
حس عجیبی داشتم
احساس می کردم ، کهن رفیقم را
همین الان خواهم دید
و شاید هم به استقبالم آمده باشد
با همین رویاها
درحالی که دل خوش و سرحال
اطراف و اکناف را می پاییدم
یک آن ، نشریّه ای محلّی را
روی میز سالن فرودگاه دیدم
با خطّی خوانا ،
زیر عکس ِ عزیز ، تیتر زده بود :
جانباز هفتاد درصد دورانِ دفاع مقدّس
به یاران شهید خود پیوست ... !
و خوابم ...
ای دو صد لعنت بر خوابم !

* یئددی گول : تالاب هفتگانه

#محمدرضامقدسی
خرید بلیت روز تازه این نمایش، چهارشنبه ۲۵ مهر، آغاز شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جالب بود، خسته نباشید.... با سلیقه شخصیِ من همخونی نداشت شاید برای همین خیلی نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم، با این حال تجربه خوبی بود
فرزاد جعفریان، امیر، نیلوفر ثانی و محمد لهاک این را خواندند
رضا غیوری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Arash Shirali
درباره نمایش آوانتاژ i
اجرای خوب و داستانی زیبا به همراه بازیهای درخور لحظه،همچنین قسمتهایی از نمایش برای تماشاگرانی مثل من که زاده اون روزها هستیم حس نوستالژی خوبی داشت،از بازیگران کار بسیار متشکرم بابت بازیهای خوبشون مخصوصا خانم آرزو کریمی زند که بسیار درخشان بودند.در هر صورت دیدن این نمایش که بخشی از واقعه 8 سال جنگ تحمیلی به کشورمون هست رو پیشتهاد میکنم و اطمینان دارم که از این نمایش لذت خواهید برد.
جهان این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امید گنجی
درباره نمایش آوانتاژ i
اجرایی قابل احترام با روایتی به سبک فیلم های الخاندرو گونسالس اینیاریتو ( نویسنده و کارگردان مکزیکی ) . به نظر من بعد از نوع پرداختن به واقعه اصلی مورد روایت داستان ، بازی امین وحیدی پور نقطه عطف نمایش بود ...
محمدرضا، سحرناز قاسم نژاد و رامین غفرانی این را خواندند
صدف اسمعیل پور این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، یکشنبه ۲۲ و دوشنبه ۲۳ مهر، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... فردا (پنجشنبه) ساعت ۱۴، با تخفیف، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رامین غفرانی
درباره نمایش آوانتاژ i
تیکه های مونولوگ طورش رو پسندیدم و تونستم باهاشون به خوبی ارتباط برقرار کنم و لذت ببرم. و البته سبک اون تیکه ها دقیقا مشابه آبی مایل به صورتی بودش.
اما با سایر قسمت های اجرا نتونستم ارتباط بگیرم و خسته کننده بود. به نظرم ایده ای که تو اون قسمت ها بود اصلا جذاب نبود و این رو ناشی از پخته نبودن ایده میدونم.
در رابطه با ویدیوهایی هم که پخش میشد، به احتمال قوی دوستانی که از برنامه های تلویزیون دهه شصت خاطره دارن، با دیدنشون به اون حال و هوا میرن و حس خوبی میگیرن ولی برای من هیچ چیز خاصی نداشت.
من با اون ویدئو های دهه شصتی خاطره هم داشتم، حتی اگر بعضی هاشون به سنم نخوره باز حس نوستالژِیک دارم بهشون.
با این حال گنجوندنشون توی این کار رو دوست نداشتم و یه کار سطحی و ایده ی دم دستی تلقی میکنم
۱۸ مهر ۱۳۹۷
موافقم
۲۰ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش جالبی بود..
خندیدم بغض کردم و گریستم
بازی بازیگرا واقعا خوب بود
فقط تایم اجرا مناسب نبود..
خرید بلیت روز تازه این نمایش، سه شنبه ۱۷ مهر، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... امروز (شنبه) ساعت ۱۴، با تخفیف، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رضا غیوری
درباره نمایش آوانتاژ i
من رو یاد فیلم "ملف گند" ساخته "محمود رحمانی" انداخت که یکی دو سال پیش تو گروه هنر و تجربه اکران شد. فیلمساز دوربین رو جلوی یه نفر آدم معمولی گذاشته بود تا خاطراتش از جنگ و بمباران رو تعریف کنه.

چقدر اون مستند خوب بود و چقدر "آوانتاژ" خوب نبود

(97/7/8)
رضا غیوری
درباره نمایش آوانتاژ i
تو همون سالن انتظار و با دیدن چهره منتظرین، و با پیش آگاهی که در خصوص موضوع دفاع مقدسی کار داشتم، فهمیدم از اون اجراهایی خواهد بود که نباید بخاطر بی نظمیش، سر و صداهای اضافی و دیر اومدن ها و زود رفتن ها اعصابم خورد بشه.

ولی اصلا این حجم از بی نظمی و سر و صدا رو پیش بینی نمیکردم. یادم میاد بچه که بودیم زن های محل جلو خونه یکی از همسایه ها جمع میشدن برای سبزی پاک کردن یا غیبت یا ... . حتی اونجا و اون مراسم ها هم برای خودشون آدابی داشت و کسی جرات نمیکرد یهو جمع رو ترک کنه یا دیسیپلین جمع رو بهم بزنه

البته زیاد هم نباید منفی نگاه کرد به قضیه. شاید از دل همین مهمانان سازمانی و اداری، با بلیط های رایگان یا نصف بها، چند نفری مزه دلچسب تئاتر دیدن رو بچشن و مخاطب تئاتر بشن. بازیگرها هم به خوبی مثل تئاترهای کودک که توشون بازیگرها به جیغ ها وبیرون رفتن های بچه ها عادت دارن و حساس نیستن، کار رو تمیز و متمرکز ارائه دادن
آقا این کار خیلی عجیب بود واقعا لذت بردم کار داستان کار اینقدر آدم رو تحت تاثیر خودش قرار میده که تا آخرین لحظات نمایش نمیتوانی حدس بزنید که چه اتفاقاتی قراره رخ بده دقیقا مثل خود زندگی ممنون از سایت تیوال که این کار رو به من معرفی کرد لذت بردم
اتفاقا از همون اول معلوم بود از اون تئاترهایی هست که هیچ اتفاقی توش نمیوفته
۱۰ مهر ۱۳۹۷
آقای غیوری،
خیل عظیم پروفایل های یک روزه ای که صرف تبلیغ این نمایش خیلی بد و خیلی متوسط، وارد تیوال شدن و به به و چه چه راه انداختن به اندازه کافی گویای مطلب هست که برای اثبات حرفتون سر خودتون رو درد نیارید.
والسلام :)
۱۱ مهر ۱۳۹۷
جناب رنجبر عزیز داستان درمورد اتفاقی ست که برای "حسام" می فته و واقعه ی دلخراش حمله ی هوایی به اندیمشک که ازهمان اولین پرده همه آشکار و مشخص میشه .. بقیه پرده ها حول تعریف قصه است ... فرمایش شما مبنی بر غیرقابل حدس بودت اتفاق داستان چه موردی بوده؟
۱۴ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صدف اسمعیل پور
درباره نمایش آوانتاژ i
چند روز پیش به تماشای این نمایش نشستم،از اون روز تا الان از چند نفر پرسیدم میدونید ۴ آذر سال ۶۵ چه اتفاقی افتاد و جواب هاشون آه از نهادم بلند کرد،خیلی خوشحالم که حالا من میدونم که در اون تاریخ که نبودم، در سرزمینم چه اتفاقی افتاده و چه سرنوشت هایی جابجا شده یا از بین رفته...قسمت نوستالژیک اجرا اشک به چشمم اورد و حس ناب دلتنگی رو تداعی کرد،من خیلی ممنونم از کاردانان کاربلد این کار،از اون روز تا امروز و حالا هر صحنه ی این کارو چندین بار مرور کردم و لذت بردم،این از توانایی بینهایت کارگردانان و بازیگران استانداردشه...پیشنهاد میدم تماشای این کار عالی رو از دست ندید
خرید بلیت روز تازه این نمایش، سه شنبه ۱۰ مهر، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
theater iran این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید