تیوال نمایش بهار شکنی
S2 : 13:51:58
امکان خرید پایان یافته
  ۲۷ شهریور تا ۲۲ مهر
  ۲۰:۳۰
  ۵۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمدحسین معارف
: فریبرز کریمی
: (به ترتیب حروف الفبا) مونا احمدی، احسان بهلولی، نوید فیاض، پرستو قربانی

: ثمین مهاجرانی
: سهیلا ساطع
: نسرین خرمی
: کسرا پاشایی
: پرناز کریمی
: آرمان مقدم
: عابس خلقی
: گلدیس نمازیان
: سهند کبیری، محمدباقر کشاورز، پرناز کریمی، محمدرضا مقیمی
: مهسا همتی
: درسا خلف‌پور
بهار در تلاش است که خاطره‌ی خود را درون ذهن مردی که در حال سقوط در لایه‌های تاریک و عمیق فراموشی‌ست، نگه دارد.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

گزارش تصویری تیوال از نمایش بهار شکنی / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «بهار شکنی» روی صحنه می‌رود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش صحنه‌ای بی‌پیرایه اما فرم روایی پیچیده‌ای دارد و حرکات مداوم گفت‌و‌گوها در زمان، بن‌مایهٔ نمایش را ساخته‌اند. مضمون نمایش خاطره است و فقدان، و البته این از دست دادن دلایلی ناشناخته دارد هرچند اشاره‌ای گذرا به افسردگی و بیماری می‌شود اما نباید به‌سادگی به این اشاره‌ها بسنده کرد و عمق کار را تقلیل داد. ابهام و تاریکی ذهن شخصیت‌ها پس‌زمینه‌ای ضروری برای طرح چنین موقعیتی است و به گمانم نمایش در ترسیم این فضا موفق عمل کرده است.
ابرشیر و امیر مسعود این را خواندند
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلاتکلیف بود ، لدت نبردم . از بازیگران این نمایش علی الخصوص مونا احمدی توقع بیشتری داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"سپید کم عمق"

بهارشکنی روایت مردی با زوال مغزی و اختلال در حافظه‌ی کوتاه‌مدت است .. مردی که در وانفسای فراموشی‌های مکرر، عشق را تجربه می‌کند و این عشق تنها پیوند او با دنیایِ گذرایی می‌شود که هرروز بخش مهمی از او را به تاراج می‌برد.
فریبرز کریمی در همکاری دیگری به نویسندگی محمد حسین معارف، موضوعی را به صحنه آورده است که فراز و نشیب چندانی ندارد. درامی با تعلیق و شکست زمانی که ایده اصلی‌اش را پیشتر در ساخته‌های سینمایی متعددی دیده‌ایم و از این رویارویی، تماشاگر با سوژه‌ی بکر و جدیدی مواجه نیست. داستان پیچ و خمی ندارد. در سادگی هرچه تمامتر، آشنایی مردی ایرانی و مهاجر درکشوری خارجی با مشکل در حفظ وقایع روز، و اختلال در حافظه‌ی کوتاه‌مدت، با دختری هموطن روایت می‌کند که چگونه علی‌رغم احساس قوی و عاشقانه‌ای که میان آنان شکل می‌گیرد ... دیدن ادامه » با وجود فراموشی‌های مکرر ، پس از مدتی به جدایی آنان ختم می‌شود. به نظر می‌رسد نویسنده جدای از بازنمایی تجربه‌ی این وقفه‌های حافظه و دوباره صفر شدن آن، تمرکزش بر اتفاق عشق دراین سکون و وقفه‌های فراموشی‌ست.
مردی که اگرچه وقایع چند ساعت گذشته‌اش را بکلی فراموش می‌کند اما احساس عشق و دوست داشتن‌ش را بیاد می‌آورد. و این تاکیدی بر قدرت و عصیان عشق در برابر هر زوال و نابودی‌ست.اگرچه دست آخر، این نقصان تا وسعت زیادی پیش روی کرده و سهم عشق را نیز تصاحب می‌کند.
متن می‌خواهد با دیالوگ‌‌های غیرخطی، با دست‌یابی به منبعِ سیال تصاویر ذهنی در قالب کلمات و در اجرا با استفاده‌ از دو بازیگر برای هر کاراکتر زن و مرد و اکت‌های متحرک، قاب‌های تصویری بسازد و با نفوذ به لایه‌های زیرین‌ترِ جریان، به شکلی بازنمایی کند که فرم جذابی ارائه شود. اما بااین‎حال فاقد عناصر ویژه‌ و ربط دهنده‌ی عمیق در جهت خلاقیتِ نویی‌ست که غیر تکراری بودن فرم و محتوا را ایجاد کرده و به صحنه بیاورد. هیچ نوع گره یا لایه‌های دیگری به متن اضافه نمی‌شود تا لااقل تماشاگر با درگیرشدن با آن ویژگی کشف را از یک اجرای تخت، از آن خود کند. و اجرا هم در قالبی ارائه نمی شود که زیبایی بصری و دراماتیکی قابل قبولی را تأمین کند.
"بهارشکنی" در طراحی صحنه در مینیمالیست‌ترین موقعیت‌ست، قرارداد اجرای نمایش بر کف‌پوش سفیدی‌ست که تداعی حافظه‌ی مردست که پس از گذشت زمانی کوتاه، یکدست و سپید می‌شود.. درحین اجرا بصورت محدود و کوتاه از تصاویر متحرک انیمیشنی استفاده می‌شود که البته کارکرد خاصی ندارد.
بازیگران در سطح یکسانی نقش هایشان را ایفا می‌کنند و اگرچه در بیان دیالوگ‎ها مسلطند اما فقدان انرژی لازم در محتوای متن، اجازه‌ی درگیرشدن مخاطبان را با کاراکتر نقش‌آفرینان نمی‌دهد. و ارتباط معناداری برای درک وضعیت موجود پیش نمی‌آورد.
"بهارشکنی"، اگرچه از نوعی اختلال غم‌انگیز زوال مغز و حافظه که بدلایل زیادی برای افراد رخ می‌دهد، سخن می‌گوید، اما قادر نیست تنش و بحران حاصل از آن را در اجرای خود اظهار و منتقل کند. ارتباط احساسی که براحتی در همان روز نخست آشنایی، شکل می‌گیرد و در ادامه و با گذشت زمان، خستگی و انصراف یکی از طرفین را که مجبورست مدام تمام وقایع را برای فرد مورد نظر یادآوری کند، در چند جمله و تکرار آنان، خلاصه می‌شود.
نقص در بهارشکنی، ایده‌ی تکراری و عدم پرداخت قوی و مهیجی‌ست که قادر باشد لااقل در فرم ارائه و انتقال آن نوآوری وخلاقیتی نشان دهد و تماشاگرش را به ساحتی از سوژه‌ی موردنظر و نیروهای احساسی و عاطفی مطروحه ببرد که واکاوی‌های متفاوت‌تری از آنچه در خارج از صحنه با آن روبروست بدست بیاورد.
اجرای پیشین فریبرز کریمی به نام نقاشی اشر، با لحاظِ تفاوت‌های بسیار، نسبت به اجرای اخیر، در بسیاری از موارد وعناصر نمایش، وحتی کارگردانی، جلوتر و قوی‌تر از بهارشکنی‌ست. و به نظر می‌رسد بهارشکنی، تنها صرف ارائه‌ی اجرایی تجربی شخصی ، برای گروه اجرایی تلقی شده است.

نیلوفرثانی
نشر در سایت هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=5945
اینو ندیدم ولی نقاشی اشر رو خیلی دوست داشتم. مرسی از توضیحات کامل زنده باشید خانم ثانی
۱۸ مهر
درود زهره جان . منهم نقاشی اشر رو کارکمدی فانتزی جذاب و قوی دیدم که مشتاق دیدن این اجرا شدم .. البته فضاها کاملا متفاوته و البته بهارشکنی به نظر تجربی تر و سهل گیرانه تر به نظر می رسید.
ارادتمندم عزیزم
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود
میترا، سودابه : و ثمین مهاجرانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من کار قبلی کارگردان و دیده بودم "نقاشی اشر "، به نظرم اجرای سرپایی بود و خوشم اومده بود .
به دیدن بهارشکنی اومدم و مایوس شدم :(
راستش به نظرم خیلی اجرای تکلیف نامشخصی بود .
بازیها قرار بود مینیمال و با کمترین اکت انجام بشه اما بسیار سرد و بی روح شده بود .
در کل نمی دونم شایدم تو سلیقه ی من نبود .
آرزوی موفقیت میکنم برای این گروه .
خسته نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
اصلا قابل مقایسه با نقاشی اشر نبود. ایده چهار نفری جالب بود اما کار کش آمده و‌تکراری. اینها به منظور یادآوری با کار ایده آل است والا زحمت همگی قابل تقدیر.
میترا، امیر مسعود، ثمین مهاجرانی و لیلا ر این را خواندند
NetHunter این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من با یه بهتی از سالن اومدم بیرون که برای من معیار خوب بودن کاری که دیدمه.
کار بازافرینی برخی ایده های قدیمی همراه با تزریق ایده های نو بود که به شخصه مجموعه دوست داشتنی شده بود.
طراحی نور و صحنه بسیار جذاب و نو بود.
بازی بازیگران زن رو در مجموع بهتر دیدم، یجاهایی با خودم گفتم ای کاش هممون یک بهار داشته باشیم.
به نظرم بازیگران مرد زیاد از حد بدون حس بودند، طراحی پشت لباس مرد جوانتر را هر چه کردم نفهمیدم و نفهمیدم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی یه قصه‌ی دو خطی داری و دیگه هیچ، مجبوری جای خالی درام رو با فرم و با تکرارهای غیرضروری پر کنی. دو تا کار قبلی کارگردان یعنی دینید اینچ و نقاشی اشر رو خیلی دوست داشتم اما این کار رو نه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من لذت کافی و وافی نبردم یجور پیچیدگی مبهمی داشت که جذابش می کرد اما به نظر من نتونسته بود به عنوان یه تئاتر دلچسب به نظر بیاد
امیر مسعود، میترا، ثمین مهاجرانی و لیلا ر این را خواندند
NetHunter این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ریتم بشدت کند و عذاب آور، متن و اجرا تاحدودی گنگ اما در کنار نکات مثبتی مثل طراحی نور و میزانسن ها و درنهایت یک اجرای خیلی خیلی معمولی با پز روشنفکری. در کل برای انتخاب نمایشها بهترین معیار امتیاز مخاطبان هست نه نظرات
کارگردانی 2از۵
نمایسنامه 1از۵
بازیها 2از۵
صحنه 2از۵
لباس 1از۵
نور 3.5از۵
موسیقی و صدا 3از۵
گرافیک 2از۵
این کار به نظر من چند تا نکته اموزنده و منفی داشت که دیدنش خالی از لطف نیست واقعا.یکی اینکه بازی های بازیگر ها به شدت کنترل شده و بدون هیچ حرکت دست و صورت و پا اضافی بود.دوم اینکه فرمی که ساخته شده بود و ایده جالب بود ولی خودشو کامل نمیکرد.و سوم اینکه ایده استفاده از زمین خیلی جالب بود ولی ایکاش کارگردان از این امکانی که به وجود اورده بود بیشتر استفاده میکرد که میتونست کار رو کامل تر بکنه.خسته نباشید گروه محرتم.