آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش فلیک
S3 : 01:09:18 | com/org
از تیر ۱۳۹۷
۱۹:۳۰ و ۲۲:۰۰
بها: ۴۰,۰۰۰، ۴۵,۰۰۰ و ۵۰,۰۰۰ تومان
سَم و رُز دختر و پسر جوانی هستند که مسیولیت نگهداری از یک سالن سینمای قدیمی به ‌نام «فلیک» به آنها سپرده شده است. سم نظافت‌چی و رز مسیول آپاراتخانه‌ی فلیک است. در این بین رابطه‌ی عشقیِ به نظر یک طرفه‌ای که بی‌شباهت به عشق‌های سینمایی نیست از سوی سَم نسبت به رز وجود دارد. با استخدام جوان دانشجو و عشقِ فیلمی به‌نام اَوری، به‌عنوان همکار سَم، اتفاقات جدیدی در روابط و سازوکارهایی که تا پیش از ورود او در فلیک جریان داشته می‌افتد.


›› فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

سبک
درام

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خیلی ساده بود
محمد لهاک این را خواند
تیوال جان این اکانت، این کامنتش به نام "کیمیا شریفی" ئه و کامنت دیگش "کیمیا راد" هستش!
اگه قرار باشه با تغییر نام یک اکانت، کامنت های قبلی به همون نام سابق باقی بمونند که نمیشه. اینجوری یه نفر با یه اکانت ولی با چندین نام نمایشی متفاوت میتونه کامنت های متفاوت بذاره.
ما هم که کامنتا رو با اسم نمایشیشون نگاه میکنیم نمیریم که ببینیم آیدی اکانتشون یکی هست یا نه!
۱۱ مهر ۱۳۹۷
به نکته جالب اشاره کردید چون منم فکر میکردم نام کاربریم تغییر کرده ولی ظاهرا تغییر نکرده و با همون نام کاربری ثبت شده
۱۱ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زوال کازابلانکا به روایت فلیک
روزنامه شرق - 20 شهریور 97

این جمله که سینما وامدار تئاتر است کاملا صحیح، قابل قبول و کلیشه ای است اما سال هاست رابطه بین دو هنر قید شده جاده ای دو طرفه شده و بده و بستان های آنها، مخاطبان خوره هر حوزه را به دیگری علاقه مند کرده است.نمایش فلیک یکی از نمایشنامه هایی است که در بستر یک روایت مربوط به سینما،گوشه ای از رنگ و لعاب هنر هفتم را به خاک صحنه می کشاند.نمایشنامه ای که آنی بیکر آن را در سال 2013 نوشته و با همین نمایشنامه موفق به کسب جایزه پولیتزر سال 2014 در نمایشنامه درام شده است.دریافت این جایزه پشتوانه ی قابل قبولی برای اجرای آن در کشورمان محسوب می شود.به این مورد اضافه کنید لیست عوامل نمایش را که برای فروش تضمین شده کار، مناسب به نظر می رسد.
بروشور کار که مثلث سه بازیگر اصلی را در سیمای کاراکترهای فیلم های نوآر دهه 40 میلادی تصویرسازی نموده را وقتی به صدای زمینه ی دیالوگ های کازابلانکا قبل از شروع اجرا پیوند بزنیم،شاه کلید ارجاع های متن مشخص می شود.ولی این بار با مثلثی عشقی همچون کازابلانکا با آن تم رمانتیک روبرو نیستیم بلکه با سه جوان قرن بیست و یکمی با تمامی ویژگی ها و آداب و رفتار امروزی مواجهیم.همین نکته باعث می شود با پیشرفت نمایش بیش از پیش مطمئن شویم که نه با یک اقتباس آزاد از کازابلانکا بلکه با کاریکاتوری از فیلم کالت سینما روبرو هستیم.
ریک بلِین (هامفری بوگارت) را تصور کنید که در کازابلانکا و به دور از دغدغه های جنگ جهانی در کافه خود نشسته و به تکنوازی پیانو سم(با شخصیت ... دیدن ادامه ›› نمایش اشتباه نشود!) گوش می کند.این آرامش در تنهایی با حضور زوج ایلسا لاند (اینگرید برگمن) با شوهرش، ویکتور لازلو(پل هنرید) کاملا بهم می خورد.درست مانند سم و رز که در سکون و سکوت ملال آور عصر جدید، با حضور "اَوری" زندگی شان دچار تحول می شود.پس با بهم خوردن توازن عددی کاراکترها در حالت قبل و بعد از ماجرا،اولین سیمای کاریکاتوری تبیین می شود.به علاوه اینکه شهر پر شور آن روزهای کازابلانکا جای خود را به سینمای تقریبا متروک و رو به تعطیلی فلیک داده است.اما گلوگاه ارتباطی ظریفی همچنان بین شخصیت های کازابلاکا و فلیک وجود دارد و آن هم عنصر مهاجرت است.در تمامی تار و پود کازابلانکا عنصر مهاجرت حضوری دائمی و فعال دارد.این عنصر در نمایشنامه در قالب شخصیت اَوری خودنمایی می کند.(در متن اصلی و اجراهای خارجی این شخصیت سیاهپوست است که در اجرای ایران این نکته دیده نمی شود). با پیشرفت داستان با خلق و خوی سه شخصیت اصلی داستان بیشتر آشنا می شویم.هرچند این آشنایی بسیار ساده و معمولی بوده و روایت های هر پرده به صورتی نیست که ببینده را جذب و شیفته ی داستان خاص خود کند. در واقع هر سه شخصیت داستان به شدت خاکستری هستند.از متن جامعه انتخاب شده اند و هیچ عنصری از قهرمانی در وجود آنها نیست.همین موضوع از سویی باعث کسالت و ملال بیننده به خصوص در نمایشنامه ای با سه شخصیت و مدت زمان حدودی دو ساعت می گردد و از سویی به زندگی عادی خصوصا طبقه ی متوسط و رو به پایین جامعه ما نزدیک می شود.مروری بر احوال شخصیت ها، نوع نگاه و هدف آنی بیکر در پازل شخصیت پردازی اش، بیش از پیش مشخص می سازد.
1. سم : (با بازی نوید محمد زاده، بازیگری محبوب و با استعداد که به خوبی توانسته هم در مدیوم تئاتر و هم در سینما شخصیت های خاص خود را طراحی کند و زبان عصیانگر و یاغی نسل دهه شصت باشد.)سم از طبقه ی پایین جامعه آمریکا است.سی و پنج ساله و مجرد.دانشگاه نرفته و بیان و رفتاری کاملا عامیانه دارد.در مواجهه با نیروی کار جدید، برای کار ساده خود اصولی می بافد و با بیان با جزئیات آنها سعی در بزرگنمایی کارش(نظافتچی سالن سینما) دارد.به دنبال ترفیع در کار خود است و سقف آرزوهای او آپاراتچی (تنها شغلی که به جز کار خود می بیند) است.جامعه آدم های او کوچک و کم تعداد است.در برخورد با اَوری که دانش سینمایی بالایی دارد سرخورده شده و سعی در تخریب شخصیت اَوری با برچسپ های منتقد بو گندو و ... دارد.عشق او به رز هیچ شباهتی به فیلم های رمانتیک کلاسیک ندارد و بروز عشقش با عصبانیت و ناهنجار است.در عین اینکه منتقد رفتار مردم در سالن های سینماست اما در سالن سینما دقیقا همان رفتار را انجام می دهد.(این نمونه بسیار در کشور خودمان هم به چشم می آید.بارها کسانی را دیده ام که از بی شخصیتی هموطنان ناراضی هستند اما همان اشخاص به کوچترین قواعد اجتماعی مانند صف احترام نمی گذارند.).از خانواده خود گریزان است.نمود این رفتار در پنهان کردن برادر عقب مانده اش نزد رز و انتقادش از رفتار مادرش در عروسی برادرش مشهود است.برای او سینمای آپاراتی و دیجیتال فرقی ندارد.
2. رز : (با بازی خوب ستاره پسیانی که این بار در بیان دیالوگ ها با صدای بلند و در حین گریه موفق تر از کارهای قبلی خود ظاهر شده است.)دختری از طبقه متوسط و رو به پایین که با خوشی های عادی و ساده خود در حال گذراندن زندگی است.در گذشته به سینما یعنی کار خود علاقه داشته اما حالا دیگر سینما نمی رود و فیلم نمی بیند.دزدی از صاحب سینما را شرعی و منطقی جلوه می دهد و آن را سنتی همیشگی می داند ولی به محض گیر کردن در مخمصه ی کار خود، دست به توجیهاتی غیر اخلاقی و کورکورانه می زند.در روابط با جنس مخالف به دنبال شناخت خود است.رمانتیک نبوده و خیلی بی مقدمه اسیر کشش های جنسی در مقابل اَوری می شود.
3. اَوری: (با بازی حسین حسینیان که تجربه موفق دیگری در کارنامه این بازیگر خوب تئاتری محسوب می شود.)جوانی مهاجر و متفاوت از دو شخصیت دیگر است.از خانواده ای متوسط و تحصیل کرده آمده و خود دانشجوی یکی از دانشگاه های معتبر ایالت است.عاشق سینما است. شاید همین عشق او را به تنها سالن آپاراتی شهر کشانده است.منتقد سرسخت سینمای دیجیتال و فیلم های روز است و اعتقاد دارد بعد " پالپ فیکشن" فیلم خوب دیگری ساخته نشده است.اعتراف می کند که خودکشی کرده است.خودکشی که شاید از بی هویتی ایجاد شده در بطن جامعه آمریکا نشات گرفته است.از بیگانگی که اَوری با سایر افراد جامعه حس می کند.از سمت و سویی که جامعه در حال گذار به آن است و عشق او یعنی سینما را نشانه گرفته و به زعم اش در حال نابودی آن است.از طرفی مبتلا به اضطراب و پریشانی روحی است و همین امر باعث می شود در صحنه آپاراتخانه که با رز تنها شود دچار هیجان شده و عنوان کند در ارتباط با جنس مخالف دستپاچه شده و به عشقش یعنی سینما پناه می برد.او زخم خورده عصر دیجیتالی است و با تعریف داستان مادرش و نقش فیسبوک در ترک او، مصداق مخالفت اش را به بیننده نشان می دهد.نماد خفیفی از روشنفکری در جامعه امروز آمریکا است.فوبیا دیدن مدفوع دیگران را دارد.فوبیایی کاملا سمبولیک خصوصا در صحنه ای که او در مواجهه با مدفوع شسته نشده در دستشویی سینما دچار حالت تهوع شده و سم می گوید این کار من است که هم آن مدفوع و هم استفراغ تو را بشویم!
در گیر و دار روابط ساده و بی هیاهو این سه شخصیت اتفاق مهمی در حال رخ دادن است.تبدیل سینمای آپاراتی به سینمای دیجیتال که با فروشش به مالکی جدید محقق می شود.این نقطه ی عطف، بزنگاهی است که جهت گیری شخصیت ها، روابط آتی آنها را شکل دهد.درست در جایی که ریک در کازابلانکا با جوانمردی، ایثار و از خودگذشتگی اش زندگی ایلسا و ویکتور را نجات می دهد، سم و رز با خودخواهی و بی رحمی، از زیر بار دزدی از دخل سینما که به اَوری نسبت داده شده است شانه خالی می کنند.سم و رز به طبقه ی اجتماعی اَوری تعلق ندارند(در خواندن فال مشخص شد که سم و رز متولد ماه شیر هستند و اَوری متولد ماه بز) و در برخورد با او خود را محق می دانند.این همان دیدگاهی است که می گوید در جوامع امروزی خودت را نجات بده و برو.از همین رو وقتی سم را جایگزین ریک در کازابلانکا کنیم مطمئنا تصمیم گیری او متفاوت است و با ایلسا(رز) فرار کرده و ویکتور(اَوری) را در مخمصه تنها می گذارد.
هشدار آنی بیکر به جامعه آمریکا و در بعدی کلان تر جامعه انسانی در دو نکته کاملا جدی است.اول اینکه اگر به کاری که می کنیم عشق نورزیم و در مقابل جریان تغییرات فزاینده روزافزون و بی قاعده نظام سرمایه داری مقاومت نکنیم، به مرور به عناصری بی حاصل و سرخورده همچون سم و رز تبدیل می شویم.او در پایان نمایشنامه، اَوری را در قالب یک قهرمان امروزی، برای نجات آپارات به فلیک می فرستند.اَوری از آینده کاری خود و رویاهایی که در سر دارد می گوید و در مقابل سم حتی قادر نیست به درستی مفهوم عشق و عاشق شدنش را به اَوری گوشزد کند.در این صحنه اَوری یاد دو شخصیت را زنده می کند.یکی شخصیت توزنباخ در نمایشنامه "سه خواهر" چخوف، که عاشق ایرینا خواهر کوچک خانواده است و در دوئل با سولنی بر سر عشقش کشته می شود.کاراکتر دوم هم شخصیت هانتای پیر در "تنهایی پر هیاهو" رمان شاهکار بهومیل هرابال، که در آن هانتا پس از آمدن ماشین های جدید پرس، از کار بیکار می شود چون کار کردن با ماشین های جدید آن عشق ماشین پرس خود او را ندارد.هشدار دوم نویسنده در واقع اضمحلال و نابودی تدریجی کیفیت اخلاق و روابط انسانی است.او در جای جای متنش ساختار رمانتیک فیلم های مانند کازابلانکا را با تصویر سازی های فیلم مالنا و روابط بین شخصیت هایش به هجو می کشد.نکته ی هوشمندانه ای که در نام اثر هم به چشم می خورد.فیلک نامی است که به لحاظ لغوی هم معنای تلنگر را می دهد هم به معنای سالن سینما است.
آخرین تصویر کاریکاتوری کازابلانکا صحنه آخر نمایش است.جایی که در نور کم سینما که به شدت شبیه تاریکی باند فرودگاه در کازابلانکا است،اَوری برای نجات عشقش،آپارات کهنه سینما آمده است.کاری که هانتا در تنهایی پر هیاهو نتوانست انجام دهد، اَوری انجام می دهد و با رویای آینده ای متفاوت سم و رز شبیه به هم را تنها می گذارد.

عاطفه گندم آبادی، علی جباری، میترا، امیر، جهان و رضا بهکام این را خواندند
نیلوفر و محمد لهاک این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا غیر از یک کار تمام کارهایی که در ماه گذشته دیدم بد بودن. و این خیلی بده و حال من بدتر
عاطفه گندم آبادی، میترا و 4faslesal این را خواندند
پ.ر و محمد لهاک این را دوست دارند
ای کاش ریچارد سوم اجرا نمیشود اجرا داشت و پیشنهاد میکردم ببینید تا حالتون رو خوب کنه
فرآیند هم بد نیست
۱۴ شهریور ۱۳۹۷
فرایند رو برم ببینم ؟؟
۱۴ شهریور ۱۳۹۷
فقط ریچارد خوب بود...
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام و درود
بسیار مشتاق هستم، تا کار تئاتر و نمایش فوق و بخاطر حضور آقای نوید محمدزاده ببینم ... چراکه اعتقاد دارم ایشون هنوز جایگاه اصلی خودشون رو در نمایش زنده و تئاتر پیدا نکردند.
البته از طرفداران و علاقمندان ویژه نوید محمد زاده این استعداد جوان سینما و همشهریمان هستم...
عزت زیاد
میترا، عاطفه گندم آبادی، محمد لهاک و رضا بهکام این را خواندند
سحرناز قاسم نژاد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک نمایش ساده و روان ، انتظار پیچیدگی خاصی نباید داشته باشید و باهمین تفکر اگر نمایش رو ببینید قطعا لذت میبرید . اتفاقا برخلاف برخی از دوستان که معتقد بودن نمایش به خاطر سادگی و نداشتن درون مایه ی خاصی خوب نبوده به نظرم اتفاقا نمایش های ساده ای از این دست خیلی خوبه که اجرا بشه و بشه یه زنگ تفریح برای استراحت مغز ، نمایشنامه رو دوست داشتم ، بازی ها هم هرچند با توجه به سطح و پیشینه این بازیگران در سطح معمولی قرار میگرفت ولی طبیعی بود با توجه به نمایشنامه ، طراحی صحنه هم دوست داشتم برای کسایی که فیلم و سینما رو دوست دارن دیدن همون صحنه کلی لذت بخش بود.

در کل از دیدن این کار خیلی راضی بودم

پی نوشت :‌ گویا یک رسم جدید داره جا میافته اونم اینه که سالن نمایش میتونه مشخص کنه بلیط فروشی از چه سامانه ای انجام بشه که واقعا باعث تاسفه هرکاری باید در فضای مخصوص خودش انجام بشه ، اگر سالن نمایش رفته با یک سایت قرارداد بسته و هرکس بخواد اجرا کنه مجبوره با اون وبسایت همکاری کنه رسما زورگویی محضه امیدوارم که اجرا کنندگان محترم یک تصمیمی جمعی بگیرن در این خصوص که نخواد یک چیز منفی دیگه مثل خارج از ظرفیت بشه روال
البته من این نمایش رو تا حدی بالاتر از سطحی که توصیف کردین دیدم...اما اگر در اون سطح باشه شکست محسوب میشه چرا که اکثر افراد برا استراحت ذهنی دیدن یه کار کمدی رو ترجیح میدن که همزمان با استراحت بخندن ...زیاد بخندن و کمی غصه ها رو بشوره و ببره
۰۶ شهریور ۱۳۹۷
محمدرضا عزیز ،‌ حرف شما کاملا درسته ولی من این اجرا رو چند روز بعد از آهواره دیدم و خوب برعکس آهواره ،این نمایش به نظرم ساده بود و نمایشنامه پیچیدگی خاصی نداشت که بخواد ذهن رو خیلی درگیر کنه از این جهت و در مقام مقایسه استراحت ذهنی رو عنوان کردم وگرنه قطعا در حد نمایش کمدی نبوده .
۱۲ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش خوبی بود به خصوص برای کسانی مثل من که عاشق سینمان :)
ستاره پسیانی طی این سالها بسیار پخته و خوب شده و هربار از دیدن بازیهاش لذت میبرم،خیلی خوب بود.
روایتی ساده و سطحی از مسائل روزمره‌ی کارمندان یک سینمای قدیمی با بازی خوب نوید محمدزاده و بازی عالیِ حسین حسینیان
کار ساده و مینیمال و بی آزاری بود... بیشتر از همه زمانی که وارد سالن شدم و گیج شدم که چرا صندلی ها روبروی ما هستند، لذت بردم :)
البته به نظر من بازنمایی حرکت موزون ستاره پسیانی از کار پالپ فیکشن می تونست بهتر باشه...
دیگه نمایشها هم سادیسمی شده اگه بی ازاره ازشون ممنونم!
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
این جور نمایشنامه هایی که خیلی قصد جادو کردن و متعجب کردن بیننده رو ندارن و فقط می خوان همه چی آروم بگذره ممکنه مورد علاقه ی خیلی ها نباشه...اما به عنوان یه تجربه ی مدرن، خوبه!
هرچند که من این سبک کارها رو معمولن می خونم و دوست دارم
و بی آزاری لزوما در مقابل سادیستیک بودن نیست.
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی بسیار پایین تر از کف انتظار که سعی داره تماشاگر رو با دیالوگ ها و واژه های تکراری یا جنسی بخندونه یا راضی کنه.
بازی نوید محمدزاده و ستاره پسیانی در عین اینکه خوب بودن به شدت تکراری بود و چیز جدیدی نداشت برخلاف بازی حسین حسینیان که بسیار عالی بود
برای من نمایش خیلی کند میگذشت و در طول نمایش به بهتر شدن یا جذاب شدنش امید داشتم که متاسفانه این اتفاق نیفتاد...
به شخصه فقط به اعتبار آقای معجونی دوستانم رو تشویق کردم و رفتیم دیدیم که متاسفانه بعد از دیدنش ناچار به عذرخواهی شدم! این تئاتر اولین کاری بود که از آقای معجونی میدیدم ولی سطح انتظارم خیلی خیلی بیشتر از این چیزی بود که دیدم
.
توی این شرایط بد اقتصادی ای کاش کارگردانها و بازیگران مطرح کارهای خوبی رو اجرا کنند... اینکه این کادر رو ببینی و توی این شرایط 40-50 هزارتومن برای تئاتر هزینه کنی ولی یه کار ضعیف ببینی خیلی ناامید کنندست...
فکر کنم بدترین زمان ممکن رو برای شروع دیدن کارهای آقای معجونی انتخاب کردید..تقریبا چندین کار آخرشون همه به همین ترتیب بوده
۱۹ مرداد ۱۳۹۷
تمام نقدتون حرفی بود که من قصد داشتم بنویسم الان فقط با اون قسمتی که گفتین آقای حسینیان خوب بودن مخالفم ! شاید اجرا های قبلشون بهتر بودن ولی در اجرایی که من دیدم ایشون حتی در جدی ترین قسمتای نمایش نامه جلوی خندشونو نمیتونستن بگیرن ! واقعا شرمنده همراهانی شدم که تشویق به آمدنشون کردم.
اجرای به شدت یکنواختی بود که سعی داشت با شوخی های تکراری این ضعف رو پوشش بده.
ناگفته نمونه در هر شرایطی با هر نمایش نامه ای نوید محمد زاده و ستاره پسیانی بی عیب و نقص اجرا می کنن.
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیدن ستاره پسیانی و نوید محمدزاده احتیاجی به دلیل نداره. کار متوسط رو به بالایی بود , پر بود از روزمرگی و تکرار که موقیعت ایجاب میکرد.

از دیدن این نمایش خیلی لذت بردم دیالوگهایی روان که هیچ اغراق و پز و ادایی نداشت ولی شنیدنی بودو نکاتی ریز در روابط و کاراکترآدمها رو آشکار میکرد و بهمین دلیل دلچسب بود بازی نوید محمد زاده عالی بود همونطور که انتظار داشتم ستاره پسیانی و حسین حسینیان هم خیلی خیلی خوب بودند یک نمایش خوب بدون حاشیه و زوائد متظاهرانه مرسوم در بسیاری از نمایشهای در حال اجرای این روزها ..من بشدت معتقدم نمایش خوب نمایشی هست که تمام اجزا درست در کنار هم قرار بگیرند و در اونچه که میخوان بگن و به نمایش بزارن موفق عمل کنند و این نمایش این خصوصیات رو داشت
خیلی لذت بردم از کار و تقریبا متوجه گذر زمان نشدم . متن کاملا قوی و با مفهوم و بازیهای روان
عاطفه گندم آبادی، مریم زارعی، رضا بولو، Leon S. Kennedy و میترا این را خواندند
samiraaaa.rz این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از آغاز تا پایانِ نمایش، هر از گاهی این اندیشه از ذهنم گذر می کرد که: ((ای کاش پردیس تئاترِ شهرزاد هم، لنگه ی صندلی های سینما فلیک را داشت)).
عاااااااااااااااااااااااااااااالی بود
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ساختار نمایشنامه به رغم موضوعی مدرن، کلاسیک است و از اجزاء و عناصر سنتی زمان و مکان با روابط منطقی و مشخص برخوردار است. در پس زمینه، سیر تحول تکنولوژیک سینما با گرایشی نوستالژیک مرور می شود در حالیکه در مرکز متن تحول روابط عاطفی و جنسی انسان ها در قالب سه کارمند سینما فلیک به نمایش در می آید. گویی تغییر مفاهیم عاشقانه و جنسی انسان امروزی در نوعی ارتباط تنگاتنگ با تغییراتی است که تکنولوژی در سایر امور ایجاد می کند.

داستان، ریتمی نرم از حوادثی جزئی به نمایش گذاشت که گاهی کسالت بار می شد. ولی با نگرشی کلی به طول مسیر آن می توان مفاهیم قابل توجهی را از آن دریافت نمود.

بازی ها در این نمایش در حدی متوسط قابل ارزیابی بودند و این خود تأکیدی بر کارگردانی چهارچوب مند آقای معجونی تلقی می شود که قادر به ساختار بندی نمایش و ایجاد کیفیتی قابل پذیرش ... دیدن ادامه ›› می باشد.

کل نمایش در یک صحنه اجرا شد در حالیکه در دیوار انتهای صحنه از یک تلویزیون بزرگ برای نمایش اتفاقاتی در اتاق آپارات بهره جسته می شد. ترکیب این مدیا با صحنۀ زندۀ تئاتر، تجربه ای نه چندان تازه ولی قابل تعمق و پیگیری به نظر می رسد. در این راستا تلاش های تجربه گرایانۀ بیشتر می تواند مشخصات نوینی به تئاتر امروزی عرضه نماید.

در مجموع تماشای این تئاتر به علاقه مندان به تئاتر بویژه دوستداران تئاتر معجونی قابل توصیه است.




سینما فلیک... یه نمایش مینیمال دوست داشتنی با ریتمی ملایم که سرگذشت عاشقانه بین دو یا سه یا همه ما رو در جهانی کوچکتر، در سالن سینما که قصه گوی حال و احوال ماست و این دژاوو برایمان آشناست، اینکه عاشق تمنای توجه داره، اینکه خود را در دیگری ببینی و دیگری را در خود،اینکه گاهی دوست داری فریاد بزنی و اونچه در دل پنهان داری رو بیرون بریزی، اینکه مانده ای برای بودن با او و اینطور می شود که دیگران گذر عمرت را می بینند ولی شوق بودنت را نه... همانطور که سم مانده بود در انتظار توجه رز.
واقعا نوید محمد زاده توان به اوج رساندن هر نمایشی رو دارد(بیان و بدن) هنرمندی توانا و دوست داشتنی و البته حسین حسنیان هم هنرمند خوش آتیه ای است که نقش متمم هنرمندانه ای داشت و من حال کردم از کارش.
دمتون گرم.
یک نمایش درجه یک دیگه از محمد حسن معجونی با بازیهای عالی ستاره پسیانی و حسین حسینیان و خوب نوید محمدزاده. میمیک صورت و حرکتهای دست ستاره پسیانی یازی جک نیکلسن را به یاد می آورد و حرکت روی صحنه حسین حسینیان و لحن حرف زدنش، وودی آلن وار بود. دست مریزاد آقای معجونی گرامی و دم شما گرم...
واقعا ستایشی زیبا از سینما بود به وسیله سه تا ادم با دغدغه های مختلف که روابط اجتماعی دنیا مدرن به خوبی نشان داد. همه چیزش خوب بود.
مسلما" بازی و اجرای آقای محمد زاده و خانم پسیانی خوب بود و کلا" این قضیه ثابت شدست و لذت هم بردم از بازی خوبشون و همین طور بقیه بازیگرها، منتها کل اجرا چیز خاصی نداشت و نمی تونم بگم نکته جدیدی توش بود یا یه حرکت یا حرف جدیدی داشت. یه روال عادی خوب رو طی کرد و یه جاهایی ریتم کار کند بود و حوصله من سر رفت. کاش این بازیگرهای خوب بتونن زاویه های جدیدتری رو از کارشون نشون بدن و چالش های جدید رو انتخاب کنن. با تمام احترامی که به آقای نوید محمد زاده دارم، باید بگم دیگه همه فک کنم به خوبی می دونیم که نقش فرد عصبی رو عالی بازی می کنن! یه کار جدید انجام بدن، من مطمئنم که ایشون خیلی با استعدادن و کاش کارهای جدید انجام بدن. ممنون از زحمات همه عوامل این اجرا.
و مدت زمان نمایش اگر کوتاهتر بود بهتر بود باز خداراشکر هوای سالن خوب بود و قابل تحمل
۰۱ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من این کار 5شنبه پیش رو خواهم دید ولی این که اثر برنده پولیتزر شده یعنی ارزش دیدن داره. این که این اثر یک کار جدید که سال 2013 نوشته و اجرا شده خیلی خوبه که تیاتر های روز دنیا و قرن 21 رو همزمان با اجرا در دنیا ببینیم تا کی می خواییم اثار کلاسیک و مدرن که قرن ها و دهه ها ازشون گذشته محدود باشیم.
با سلام و احترام
امیدوارم بعد از دیدن کار هم حال خوبی داشته باشید و لذت بصر برده باشید
فضا و طبقه بندی نقش ها اگر چه دستخوش تغییر زمان هستند اما جایگاه نقش ها ثابت است همیشه پدر پدر است و مادر مادر رفیق رفیق است دشمن دشمن این که شما نسبت به زمان گارد داشته باشید فکر میکنم شاید سلیقه باشه اما برخی اثار هر چه زمان را میگذرانند هم جذاب دیدنی وخواندنی وشنیدنی اند
۳۰ تیر ۱۳۹۷
با سلام و احترام
قطعا با شما موافقم
۰۱ مرداد ۱۳۹۷
با درود
با نظر خانم رحمتی موافقم.
این بی میلی و اکراه نسبت به نمایشهای معاصر - البته در ادبیات هم چنین وضعی رو داریم- منجر به یک حس بی‌تفاوتی شده و اساساً چنین رویکردی مانع از شکل‌گیری حساب‌شده‌ی آثار نوین در هر زمینه خواهد شد. من گمان میکنم در ایران این مسئله کمی نمایان‌تره.
۰۲ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام. من دیشب به دیدن ای کار رفتم و خیلی خوشحالم که نظرات بعضی از دوستان من رو از رفتن محروم نکرد. یه تئاتر خوی با بازی های عالی. یکی از معدود کارایی بود که گذر زمان رو توش احساس نکردم. به نظرم کار ریتم خوبی داشت. دیالوگ ها قابل تامل و بازی ها تاثیر گذار. این که گفته بشه بدترین یا خسته کننده ترین،واقعا بی انصافیه.