تیوال نمایش گریزلی
S2 : 14:00:14
  ۱۳ مرداد تا ۱۴ شهریور
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: مهدی زندیه
: مهدی حسینی نیا
: سجاد افشاریان

: علی زندیه
: سام بهشتی
: آرمان خوزستانی، مهسا اکبری، غزاله زینالی، شکیلا شرافتمند
: فواد سمیعی
: الهام ترکمن
: سینا جلیلیان
: آرمین مقدم
: گروه هنری دارت
: امیر قالیچی
: شقایق رازانی
: مسعود رنجبر
: رومینا داوری
: یاسمین ابوحیدری
: کیان حجازی
: تهران تماشا
من نمی خوام فراموش بشم، همه ی پل های پشت سرمو خراب کردم تا اینجا باشم. نمی خوام یه کاری بکنم و از یاد همه برم. شاید این آخرین تلاش من باشه...

ردیف‌های ۱ تا ۶: ۳۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۷ تا ۹: ۲۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش گریزلی / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خیلی خوب بود.جناب آقای حسینی نیا عالی بودند.
نمایش گریزلی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مونولوگ خوبی بود. ارزش دیدن داشت.
نمایش گریزلی و گالنا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدانی
بعضی وقت ها
به پرواز مرغابى ها فکر می کنم
به اینکه اگر زبان پرنده ها را می دانستم
شاید هم صحبتی پیدا می شد

شاید
به زندگی دل می بستم
چیزی در جهان پیدا مى شد
که برایش زنده بمانم
اما نه،پرنده ها زبان من را نمی فهمند.

نه پرنده ها
نه درختان که پشتشان به من است
و سایه شان را
به ... دیدن ادامه » سمت دیگری تکان می دهند
هیچ کدام حواس شان به من نیست

درخودم فرو رفته ام
شبیه یک بطری شیشه ایی
که در شنِ مرداب فرو می رود
هوا سرد هست و
نامه ی درونش پوسیده.

نه،به دستِ انسانى مى رسد
نه حتى مردابِ گرسنه را سیر مى کند
مثال پادشاه روى جلدِ استکان
که مترسکی شده روى شیشه ها
برای طعم و عطرِ چاى.

میدانی
بعضی وقت ها
به پرواز مرغابى ها فکر می کنم.

#مجتبی
سلام. راجع به نمایش که دوستان به زیبایی و کامل نوشتند. فقط خواستم از آقایان زندیه و حسینی نیا بابت وقتی که گذاشتند و با صمیمیت و روی خوش با ما نشستند و کلی گپ زدند، تشکر کنم. خییییلی به دلم نشستید (قلب)
موفق باشید
دلم یه حسن خواست
که اونجوری دستمو بگیره و نخوام ولش کنم

---
لذت بردم
ممنونم
هجوم گرمای بی سابقه و آب شدن کوه های یخی سرزمینم ، هُرم حرارت به صورتم می خورد ، آغوشم داغ می شود
مثل ملاقات خورشید سرخ رنگ شهریور جان با ساحل به وقت غروب ...
.
.
یه گریزلی افتاده تو سرم ، از دیشب تا صبح پنجه کشیده به در و دیوار جمجمه ام !
این کاسه ی سر دیگه کاسه بشو نیست ...
د ِ لامصصصب چرا نگفتی همون اولش ...
.
باید اعتراف کنم اگر ترغیب و قرار گروهی با عزیزان و دوستان تیوالی نبود به احتمال صد در صد این اجرا رو نمی دیدم علی الخصوص که مونولوگ هم هست !
نه اینکه مونولوگ بد باشه یا دوست نداشته باشم ، ولی حداقل الان احساس میکنم انرژی لازم برای برقراری ارتباط با یه اجرای تک نفره رو ندارم .
حتی اسم سجاد افشاریان هم که قبلا هیچ وقت نا امیدم نکرده بود حریف شلوغیای روزمره نشده بود !
ولی الان باید ممنون دوستانی باشم که باعث شدن این اتفاق رو از دست ندم ..
یه مونولوگ دوست داشتنی ، یه دست ، صاف و صادق و رو راست
یه زخم به موقع و به جا ، شیرین و کاری که اگه از پا درت نیاره حداقل ناکارت میکنه !
یه زهرخندی که وقتی میشینه رو لبت اول سردت میکنه ، بعد گرمت میکنه ، بعدم تمام بدنت شروع میکنه به گِز گِز !
اجرای ... دیدن ادامه » بی نظیر مهدی حسینی نیای عزیز از متنی که فقط برای او نوشته شده ..
کارگردانی ایی که اصلا حسش نمیکنی و درست عین سایه ی دوازده ظهر به کار منطبقه ..
و چه موزیک خوبی و چه نریشن و چه صدای خوب تری ..
ممنون از گروه صمیمی گریزلی که یه نشست گرم و دوستانه باهامون داشتن .
پ .ن :
1. جناب زندیه عزیز ، من همون تیشرت مشکیه ام که خیلی حرف میزد :)
2. محمد جواد جان بدجوری جات خالی بود آقا بد جوری ...

و دیگه اینکه :
حالا ما چیزیایی رو میدونیم که خیلی چیزا دیگه مثل قبل نیست برامون ...
میثم جااااااااااااان :(((((
دلم همش اونجا بود .

و این که :
حالا ما چیزیایی رو میدونیم که خیلی چیزا دیگه مثل قبل نیست برامون ...
جالب بود جملت.
۰۶ شهریور
رفیق ،سخن از زبان ما گفتی دمت گرم، ممنون که اومدی
۰۶ شهریور
" نمایش گریزلی " با آرزوی موفقیت های آتی و طولانی برای شما

آقا میلاد خیلی مخلصیم ، خوشحالم از آشنایی و معاشرت با شما
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جدایی : از دوست ، محبوب ، خانواده ...
رفتن : از رابطه ، وطن ، دنیا ...
رسیدن : به معشوق ، آرزو ، هدف...

همه ما قطعا این موارد رو تجربه کردیم.برای هرکسی خاطره ای باقی مونده خواه تلخ خواه شیرین.
برای همین وقتی کسی میشینه روبروت و از سرگذشتش برات میگه ، اگر عین همون موضوع رو تجربه نکرده باشی ولی قطعا یک گوشه از ذهنت مورد مشابهش رو داری و همین کافیه تا توی چشم های اون طرف نگاه کنی و بگی : " آره میفهمم ، خیلی سخته "
مهدی جان حسینی نیا دیشب وقتی یک دقیقه وقت خواستی تا یه موضوعی رو برامون تعریف کنی ، فکر نمیکردم یک دقیقه انقدر زود تموم بشه.باهات همراه شدم ، خندیدم ، درد کشیدم ، غصه خوردم.جوری که در انتهای یک دقیقه میخواستم توی چشمهات نگاه کنم و بگم :
آره میفهمم ، خیلی سخته .

خسته نباشید میگم بهت.
حیف که گفت و گوی بعد از نمایش رو از دست دادم.
برای شما و باقی ... دیدن ادامه » عوامل آرزوی موفقیت میکنم.
اصلا فکر نمیکردم انقدر خوب باشه و انقدر درگیرم کنه
ساعت 5:30 صبح بیدار شدم دیدم هنوز دارم بهش فکر میکنم !
۰۶ شهریور
نیلوفر خانوم وای عالی بود :))))))
۰۶ شهریور
ممنون از شما
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گریزلی نمایش «یکدستی» هست!
هیچکس در هیچ مقامی قصد نداره خودش رو به رخ بکشه، همه فقط تلاش کردند که این اجرا رو به «صادقانه ترین» شکل ممکن به روی صحنه ببرند.
متن به شکلی نوشته شده، انگار که نوشته نشده!
کارگردانی به شکلی هست که انگار کارگردانی وجود نداره!
بازی به شکلی که انگار بازیگری وجود نداره!
در طول اجرا بنظر میاد یه غریبه یه جایی بهت برخورد کرده و داره واسه ت خاطره تعریف میکنه یا از امیدها و خیالپردازی هاش میگه!
تو حرفهاشو می شنوی، باهاش همراه میشی، بغض میکنی، میخندی، بهش امید میدی و در نهایت ازش جدا میشی و به این فکر میکنی که چقدر زندگی آدمها شبیه همدیگه ست...
ممنون از این گروه مهربان و با معرفت که در گفتگوی بعد از اجرا صمیمانه حضور پیدا کردند
# من یک تماشاگرم
چقدر با حرفهاتون موافقم :))
۰۶ شهریور
عزیزمی نرگس جان
تو که خودت مصداق بارز آرامش و مهربانی هستی
۰۶ شهریور
سپاس از شما..
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض ادب
خسته نباشید به همه ی عوامل نمایش
دمتون گرم
یه مونولوگ خوب با بازی خوب و رَوون
خلاصه که لذتی بردم

به قول آقا مهدیِ حسینی نیا تیر هوایی دارید D:
موفق باشید
ممنون از شما
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احترااااااااااام!
.
در اینکه من مونولوگ خیلى دوست دارم و کلاً نظر مثبتى نسبت بهش دارم شکى ندارم ولى نمیتونم منکرِ این بشم که واقعاً نمایشو دوست داشتم.
انرژی منفی و خستگی مضاعف در شب دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مونولوگی دلنشین و روون
با بازیه خیلی خوب و کنترل شده
۶۵ دقیقه خیلی به اندازه بود برای این کار
لذت بردم
امیر مسعود و فرشته این را خواندند
نمایش گریزلی، م.ر.ض.ی.ه و سجاد افشاریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما مهدی حسینی نیا را ببینید
بازیگر توانایی که غم ، شادی ، ترس و اضطراب و دیگر احساسات را از فیلتر درونی خودش عبور می دهد و پس از پالایش، با چیره گی تمام در جان تماشاگر می ریزد.
سپاس از شما
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه مونولوگ دوست داشتنی و دلنشین که از ایران عشق و خاطرات و دلتنگی گذشته سوغاتی میبره به هالیوود!

خسته نباشید به مهدی حسینی نیا عزیز
ممنونیم...
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عااالی، کاش اون "یک دقیقه" ، تموم نمیشد :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقا مهدی دمت گرم
بازی روان، متن فوق العاده ، روند خوب .
آخرشم حس عجیبی که بهمون دادید.
دم همتون گرم
سپاس از شما
۲۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احترام
واژه ای که این روزها در بسیاری از بسترهای اجتماعی و فرهنگی کمتر دیده و شنیده می شود. بله احترام. چیزی که به عنوان تماشاگر این روزهای تئاتر در کمتر نمایشی می توانم آن را ببینم. شاخصه های بسیاری را می توان برای یک اثر قابل احترام برشمرد که در گریزلی می شود به خوبی آنها را دید. اگر به آنها اشاره نمی کنم به دلیل لو ندادن داستان و ساختار اثر است. اما به طور کلی آنچه در نمایش گریزلی به خوبی و به درستی به چشم می خورد حقیقتا احترام به تماشاگر و به طور کلی به تئاتر است. اثر مهدی زندیه با موتیف قرار دادن کلمه احترام در متن به خوبی توانسته از این مرحله عبور کند و لذت دیدن یک اثر تاثیرگذار را ایجاد کند.
اگرچه در بخش هایی از این نمایش تک پرسوناژ، همچون طراحی صحنه نقدهایی بدان وارد است اما کارگردان با هدایت خوب بازیگرش و استفاده از شکستن فضا و نماندن در ... دیدن ادامه » یک موقعیت احساسی و یا کمدی درام خود را جلو می برد و تماشاگر را تا انتها درگیر می کند.
دست مریزاد به مهدی زندیه و مهدی حسینی نیا و سجاد افشاریان
به دوستان حتما این نمایش توصیه می شود.
سپاس از نظر شما..
۲۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انقدر درگیر قصه بودم و انقدر خوب منو همراه خودش برد که زمان برای من همون یه دقیقه که خودش گفت گذشت. بسیار زیبا و بسیار دلنشین. خسته نباشید حسابی
حمیدرضا مرادی این را خواند
سجاد افشاریان و نمایش گریزلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی اغراق بهترین مونولوگی که سال ۹۸ دیده ام بود. عاشقانه ای آرام و درست درمون.
خیلی وقت بود بلندبلند سر نمایش گریه نکرده بودم. . .
مرسی بابت همه چیز
از شر ع سر ساعت کار
تا تهویه خوب سالن
تا تماشاچی های حرفه ای که نه بی جا می خندند نه حرف می زنند باهم
انقدر همه چیز کار به جا و درسته که وقتی برای بار دوم اقا حسینی نیا می گه من فقط یک دیقه وقتت رو می گیرم و می فهمی ته نمایشه دلت می گیره که ای وای تموم شد.
قصه کاملا درست و خوب می ره جلو و دقیقا می دونه کجای کار پای دریار و بکشه وسط که سوزنش بره تو قلبت
وقتی از سردی رابطه شون دوباره می گه و از این که واکنش بابای دریا چیه، زدم زیر گریه. دم کارگردان نویسنده ما گرم که می دونه کجا زیاده گویی نکنه...
انقدر خوب فضای قصه رو تو ذهن تجسم می کنی انگار گوش داره مونولوگ رو می شنوه و چشمت داره اون فرودگاه لعنتی فرانکفورت می بینه
احترام.....
احترامی که یه بازیگر تو وطن ندیده و چیزایی
همه چیز کار به جا بود و باید انگار دوباره برم کار رو ببینم و اون جایی که حسن دستش رو می گیره فشار می ده رو بشنوم باز.

به قول خودتون
درخشانی
تیر ... دیدن ادامه » هوایی داری
می ترکونی پمن می دونم

انقدر بعد کار با اون فال حافظ حالت خوب می شه که بعد ساعتها هنوز توی فکرشم...
با فاصله از بهترین تئاتر هاست
با واسطه امارشو گرفتیم
اما بی واسطه عاشقش شدیم:)
حمیدرضا مرادی این را خواند
سجاد افشاریان و نمایش گریزلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید