کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش هر کسی یا روز می‌میرد یا شب من شبانه روز
S3 : 21:28:59 | com/org
  از شهریور ۱۳۹۸
  ۱۸:۰۰
 بها: ۳۵,۰۰۰ تا ۷۰,۰۰۰ تومان


›› فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

ویدیوها

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
انگار دیگه واقعا تمدید نمیشه. از اول اسفند اجرای نمایش "روزهای رادیو" کار آقای رحمانیان همون سانس و همون سالن شروع میشه
پویا فلاح این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوستان سلام
کسی هست برای اجرای فردا، جمعه ۴ بهمن قصد کنسلی داشته باشه یا نتونه بره؟
من ازشون میخرم.
09224330534
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
*دوره ی جدید نمایش هرکسی یا روز میمیرد یا شب من شبانه روز*
سلام
من دوره ی قبلی این نمایش رو هم دیدم و واقعا از هر دو نمایش خیلی لذت بردم
این نمایش _حتی_برای کسانی که دوره ی قبل اجرا رو دیدند میتونه یه نمایش تکمیل کننده باشه و البته اساس نمایش تغییر نکرده و قسمت هایی حذف و اضافه شده و که کیفیت بالای اجرا ها نشون میده شما با یک گروه کار بلد طرف هستید که حدود ۶ ماهه که یه نمایش با ارزش رو روی صحنه میبرند. یک نمایشی از حال هوای امروزمونه، از خودمون،یعنی از دل مردم... از عشق و دوری و وفاداری، از مرگ و زندگی و...
نمایشی که بعد از دیدنش حالتون خوب میشه _خوشحال نیستیداز اتفاقاتی که برامون افتاده و می افته_ اما حالتون خوبه چون شما رو وادار به فکر کردن میکنه که فکر میکنم این رسالت تاتر باشه که ما رو به فکر بندازه و کمتر نمایشی میتونه اونقدر تاثیر گذار باشه که این کار رو به درستی انجام بده که این نمایش یکی از اون هاست
بازی خیلی عالی بازیگر ها _در هر دو دوره _ باعث میشه احساسات خیلی خوب منتقل بشه و ما بتونیم خیلی خوب ارتباط ... دیدن ادامه ›› برقرار کنیم
بازیگر ها همه واقعا تسلط کامل داشتند و انگار داشتند یک تیکه از زندگیشون رو به نمایش میگذاشتند و این خیلی زیبا بود
متن نمایش و در کل روایت داستان واقعا بینظیر بود که توی تاثیر گذاری نمایش نقش اول رو داشت متنی که معلومه پشتش یه عالمه علم و احساس مسولیت و عشق وجود داره
کارگردانی واقعا عالی بود پر از خلاقیت و فکر شده
طراحی صحنه ی ساده خیلی کمک میکنه برای تمرکز رو اصل همچین نمایش هایی که پر از حرف های مهمند که این نمایش داشت
آقای افشاریان دمتون گرم درجه یک هستید
این نمایش شما نشون میده که چقدر از جنس مردم هستید و از هم و غم همه ی ما خبر دارید
اینجا، انسان هایی مثل شما انگشت شمارند...
ممنون از شما و گروهتون بابت نمایش عالیتون
.
.
امیدوارم این نمایش رو از دست ندین توی این روزهای باقیمونده
----------------------------------
_ صدای ما رو میشنوین؟؟

دو بلیت برای امروز یکشنبه ٢٢ دی ساعت ٦ هست ، اگر کسی از دوستان خواستن ایمیل بزنن
Hamidrezaabdarbashi@gmail.com
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
واقعا کاش میشد به هیچی فکرد نکرد چون دارم به مرز جنون میرسم. مگه میشه این همه ظلم و تباهی و سیاهی رو دید اما فکر نکرد؟ عصبانی نشد؟ دیوانه نشد؟ انقدر عصبانی که دور اطرافیانت را از خود دور کرده ایم و دور کرده ام. دیگه کی به این چیزا فکر میکنه حتی تو جمع هم تنهایی. دیگه کی میفهمه عصبانیت تو بخاطر اخلاق بد تو نیست بلکه بخاطر پر شدن ظرفیت صبر توست. مگه میشه این همه درد رو تحمل کرد؟ راه تیمارستان را نشان دهید که بجز دیوانگی علت اخلاقی نمیشه ارائه کرد برای بی تفاوتی.
دوره دوم اجرای نمایش ،
هرکسی یا روز میمیرد یا شب من شبانه روز


روی قبر بی سنگ رزی دراز کشیده بودم که دستی به شونه هام خورد.
پسربچه ی کوچیک قرآن خون قبر شور بود با یه ظرف اسپند
-گفت امشب اون آقا نمیاد؟
گفتم کدوم؟
-همون که هرشب میاد و باخودش کلی گل رز میاره، همون که شب تا صبح اینجا میخوابه، پاش درد میکنه، عصا میزنه
همون که میگه شوهر این خانومه
گیج ... دیدن ادامه ›› و منگ گفتم کی؟ از چی حرف میزنی؟
-گفت همون که هرشب میاد و باخودش کلی گل رز میاره، همون که شب تا صبح اینجا میخوابه، پاش درد میکنه، عصا میزنه

همون که فکر میکنه این خانوم رو کشته...

تبریک میگم به آقای افشاریان و تیم فوق العادشون ،همه گروه خوش درخشیدند
با اینکه چهار اجرا دیدم این نمایش زیبارو ،ولی بی صبرانه منتظرم که دوباره این تاتر زیبا و پرمفهوم رو ببینم ،
#هرکسى_یا_روز_مى_میرد_یا_شب_من_شبانه_روز
#سجاد_افشاریان
#تئاتر
دی ماه١٣٩٨
من بلیط این نمایش و میخوام....... بسته ست گزینه خرید بلیط اش

» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود
۰۹ آذر ۱۳۹۸
دوست عزیز بلیطو از سایت ایران نمایش میتونین بگیرین.
۰۹ آذر ۱۳۹۸
خانم فدایی دوره اجرای نمایش دبروز به پایان رسید .
۰۹ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من خیلی اون ترانه و نور آبی و مه رو از نظر زیبایی شناسانه دوست داشتم. و واژه نپرقال دوست خواننده مان را.
آقامیلاد طیبی و فاطمه آرمات این را خواندند
نپرقال رو کی گفت؟ من نشنیدم. البته شیرازیا خیلی میگن نپرقال! هر چیز ناموزون یا نابه جا رو بهش میگن نپرقال.
۲۴ دی ۱۳۹۸
راستی اون موسیقی هم موسیقی متن فیلم Her بود که گروه arcade fire ساخته. منم دوستش دارم خیلی.
۲۴ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اون بازیگر جوانی که شبیه حامد بهداد بود در نقش دیکتاتور خیلی خوب بود. اگر کارگردان های قوی مثل درمنشیان این بازی رو میدید حتما نقش قوی به اون می دادند.
آقامیلاد طیبی و فاطمه آرمات این را خواندند
پوریا مهرپویان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من بعنوان کسی که بمن میگن من فعال سیاسی هستم و ذهنم بسیار دغدغه داره از آقای افشاریان تشکر میکنم. چون وقتی خانم مریم کاظمی بازداشت ششد سکوت نکرد. چون ایشون با ظاهر جذاب و صدای زیبا و دغدغه مردم و عدالت و... دارتد. من با این نمایش فهمیدم طبقه روشنفکر و متوسط جامعه حتی یک بار هم قانون اساسی کششور رو نخوندن و بیشتر به دنبال منافع شخصی هستند. یادم میاد 15 ساله بودم که دور دوم به سیدخندان رای دادم. خیلی سعی کردم تاثیر گذار باشم. چه در انجمن دانشگاه چه در جامعه . چه در روشنگری. چون این مردم دوست داشتنی هستند. همیشه از سیاست های نئولیبرالی دوم خردادی ها و حزب سازندگی ناراحت بودم. و از سیاست های غرب ستیزانه اصولگران ذله شده بودم. واقعا کاش میشد به هیچی فکر نکرد چون خیلی از فکر کردن خسته شدم. از اون همه فعالیت های مدنی.انقدر ته سیگار با گروه رفتگران طبیعت جمع کردم که کسی ته سیگارش رو زمین می انداخت من در دلم عصبانی میشدم و فورا طوری که ان فرد ببیند از روی زمین برش میداشتم. از اینکه بعد انتخابات دیگه هیچ جایی نیست بریم مثل دوران تبلیغات انتخابات با مردم و با بچه های دغدغه مند حرف بزنیم خیلی ناراحت میشدم. بنظرم باید کمی هم زندگی کرد. ما دهه شصتی ها داریم پیر میشویم. باید کمی زندگی کنیم. باید هر شب برای ما شب چله باشد و بگوییم و بخندیم و به آغوش بگیریم و بوسه بزنیم بر هم. بااین خاطرات تا ابدیت خوشبختیم. حتی مرگ هم نمیتونه خاطرات و خوشبختی را از ما بگیره.
چری، آقامیلاد طیبی و فاطمه آرمات این را خواندند
محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارد
بهزاد خان..
یادم هست دور دوم به سید خندان رای ندادم ..
و رای را به یک بستنی فروختم و به توکلی رای دادم.‌.
چون خاتمی ۱۸ خردادی بود و خیانت کرده بود..
البته ۷۶ به سن رای نبودم...
خانواده پدری در محله مسجد آقا مجتهدی بودند و چپی..
و با خاتمی، عرب سرخی، خرازی، بورقانی و.. ارتباطی ... دیدن ادامه ›› نزدیک
خب طبیعتا فضا ما را هم گرفته بود.. و طرفدار خاتمی شده
بودیم با اینکه سببی با زواره ای هم فامیل بودیم..
اما یادم هست درسی داشتیم به عنوان پرورشی و از طرفداران
رفسنجانی بود، یکبار نیامد و دانشجوی دکتری سیاسی آمد
انتظار داشتم او به خاتمی رای داده باشد اما به ناطق رای داده
بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برایم قابل فهم نبود به خصوص که برای اینکه خاتمی را خراب
کنند کارناوال عاشورا در شهرک غرب راه انداخته بودند و من
ناطق را بدتر از ملعونین کربلا می دیدم..
جوابی داد ساده: هنوز زوده، خاتمی ۲۰ سال زود اومده..
و قطعا این مسیر منحرف می شود..
مادر من تو روزنامه دنبال کوپن می گرده، خاتمی از جامعه
مدنی حرف می زنه...
با خاتمی مشکلی ندارم اما اطرافیانش کسانی هستند که
مردم را سرکوب کردند دهه ۶۰..
امثال حجاریان رفتند دانشگاه، ۴ تا تئوری نوشخوار کردند...
اصغرزاده و عبدی و.‌‌.. کسانی که ریختند سفارت آمریکا را
گرفتند..‌
دموکراسی نمی فهمند چی هست؟ مهاجرانی کسی که اگر
احساس خطر کنه حاضره زنش را بفروشه و....
جامعه مدنی!!، یک چیز بگن بگنجه.. جریان منار و گنجشک..
دانشجوی دکترای علوم سیاسی بود...
آبان ۷۶ پیش بینی کرد کمتر از ۴ سال تحقق یافت‌.
۳ سال کشید بفهمم چی میگه، ولی بالاخره فهمیدم...
جایی که فهمیدم..
چپ کثیف تر از راست، راست کثیف تر از چپ، نه از راست
می نالیم که هر چه کردند برای حفظ منافع شان بود
و نه از چپ که وسیله رسیدن به اهدافشان بودیم، از خودمان
و اعتماد به سیاستمداران می نالیم...
بماند..
خاطره ای گفتی، خاطره ای گفتم...
راستی آن زمان کارگزار فحش بود..
وقتی می خواستیم کسی را دست بیاندازیم..
می گفتیم تو اصلاح طلب نیستی، تهش میشی کارگزار ....

شاد و باحال و تیاتر ببین باشی ای دهه شصتی‌..
۰۱ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
پنج شنبه ٧آذر ١٣٩٨ساعت ۱۶ تعداد چهار عدد بلیط موجود است 
ردیف ٤صندلى ١٨و١٩
ردیف ٥صندلى ١٨و١٩
در صورت نیاز به شماره 09121572518 پیغام بدهید
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام من یک بلیط ردیف ۱ صندلی ۱۳ دارم برای اجرای فردا..خودپ دومین بارم بود که میام نمایشو و برام مشکلی پیش اومد.هرکس خواست بگه :)
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
پنج شنبه ٧آذر ١٣٩٨ساعت ۱۶ تعداد چهار عدد بلیط موجود است
ردیف ٤صندلى ١٨و١٩
ردیف ٥صندلى ١٨و١٩
در صورت نیاز به شماره 09121572518 پیغام بدهید

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با احترام بسیار بسیار زیاد برای آقای سجاد افشاریان گرامی و بازیگران این کار رو دوست نداشتم . اولا شاید چون کارهای آقای افشاریان را بسیار می پسندیدم و با انتظار بسیار بالایی رفتم توی سالن . اول از همه اینکه ما از حدود یک ساعت قبل داخل سالن بودیم لحظه ورود نزاشتن ما با پرینت برگ آ 4 داخل شیم و کلی وقت گرفته شد تا دوباره پرینت کاغذی بگیریم و این در شرایطی است که این همه روی صرفه جویی در مصرف کاغذ تاکید می شود . کار شروع شده بود در حالیکه اون آقای دم در اصرار داشتن نه این جز اجرا نیست . و برای اولین بار میدیدم تا حدود ده دقیقه بعد از شروع همه در حال رفت و امد و صحبت هستند و ما که ردیف دوم بودیم جزا اغتشاش و جابجایی و گفتگو چیزی نمی فهمیدیم . یه ربع زمان کشید تا مستقر شدن و چون ما ردیف دوم بودیم خیلی اذیت شدیم . در تمام طول کار هم عکاس محترم بغل دست بنده بودن و تقریبا هر دو دقیقه صدای شاتر دوربین و نور مونیتور توی صورتم بود به مدت دو ساعت پیاپی . اینا شرایط محیطی بیرون بود که واقعا اذیت کننده بود .
بعد از اون هم حجم موضوعات مطرح شده در کار و پرش های زیاد کار اولش فکر کردم موضوع مهاجرته ، بعد فکر کردم جنگه بعد فکر کردم احترام به بزرگترهاست و .... موضوعاتی دیگر . به نظرم اگه یه کم موضوعات مطروحه کمتر و با دقت بیشتر بود و عمیق تر بود بهتر بود . تا می اومدی سیر یه چیزی رو توی ذهنت پیگیری کنی و باهاش ارتباط برقرار کنی یه موضوع جدید می اومد وسط . خلاصه که با کلی شوق و ذوق و انتظار رفتم برای دیدنش اما کلافه شدم . منتظر کارهای بعدی آقای افشاریان می مونم تا طعم شیرین روزهای بی باران برام تکرار شه .
این روز ها که دسترسی به اینترنت رو محدود کردن و اینستاگرام رو قطع کردن ، اون قسمت نمایش هرکسی یا روز میمیرد یا شب ؛ من شبانه روز ، که تماشاگران رو به رفتن به لایو فرا می خوندن چه طور اجرا میشه ؟و برای این مشکل چه راه حلی کارگردان در نظر گرفته ؟خیلی برام جالبه که کارگردان بعد از چهل و چند شب اجرا به خاطر محدودیت بوجود اومده مجبور به کارگردانی مجدد این بخش از نمایش میشه .
به قسمتهای مختلف نمایش که فکر می‌کنم ، می بینم مصداق هاش رو این روزها به وفور می بینیم . نمونه اش همین با خبر شدن اتفاقات و اعتراضات مردمی به واسطه فضای مجازیه ، که در نمایش هست و الان این محدودیت رو بوجود آوردن که اطلاع رسانی محدود بشه . یا مهاجرت و رفتن به خاطر مشکلات موجود .
جناب افشاریان با لمس این مشکلات این متن رو نوشته و کارگردانی کرده و مخاطب با گوشت و پوست خودش لمس می کنه .
کاش می تونستم اجرای این شبها که وضعیت متفاوتی رو می گذرونیم رو ببینم و این همسانی نمایش و وضعیت موجود رو با هم مقایسه کنم .
دوستانی که این شبها این نمایش رو می بینن از تجربیاتشون برای ما اینجا بنویسند .
سپاس
محمد جواد، امیر مسعود، imaral، غزال م و ندا این را خواندند
علی جباری، بهار، چری، ناتالی و بابک این را دوست دارند
منم این روزها فقط یاد اون قسمت از نمایش میوفتم که نشون میداد میتونیم بایستیم حتی برای ۶۰ ثانیه
۲۷ آبان ۱۳۹۸
ماها انارایی بودیم که زیر دست و پا حروم می شدن .❤
۲۷ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
برای اجرای دوشنبه 4 آذر تعداد 7 بلیت باکس وسط ردیف 5 به فروش می رسد. تماس: 09122866482
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
این اجرا چند دقیقه است؟
حدود 110 دقیقه
۰۴ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چی میشه که آدما تصمیم به رفتن میگیرن،
کوچ،پرنده های مهاجر،
خواسته،ناخواسته،
تمامی آدم ها به وقت رفتن تنهایی رو به بهترین شکل تعبیر میکنند.
حتی اگه رفتن هاشون دسته جمعی باشه.
رفتن نقطه آغازین جابجایی شکلی از جابجایی که در زمان سفر نام گرفته.
ما سفر آغاز میکنیم،
از جایی به جایی،
از خویش به خویش،
یا از من به تو.

سپاس از آقای افشاریان و تیم فوق العاده شون، روزهای پایانی این نمایش
هستش،پیشنهاد میکنم از دست ندید
#هرکسی_یا_روز_میمیرد_یا_شب_من_شبانه_روز
سلام من دوتا بلیط دارم برای فردا که نمیتونم بیام اگر کسی میخواد بهم پیام بده
Kavosh_gh این را دوست دارد
سلام اگر هست من میخوام
09381708085
۲۹ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چقدر خوشحالم که همه ی تلاشمو کردم که بتونم این نمایش رو ببینم و از دستش ندم.
من همه ی نقدها رو خوندم و از منفی هاش نگران شدم که مگه میشه سجاد افشاریان کارگردان و نویسنده باشه و این همه خطا داشته باشه، برام غیرممکن بود، پس با دقت بیشتری به تماشا نشستم.
و به چشم خود دیدم
گفت: گوش کن، گفتم: میشنوم
نمازی از ته دل، از سر ذوق، باعشق، با درد و غم جوونا همخون

استاد ادبیاتی که مثل به لیمو گاهی شیرین و گاهی شیطون، قانون شکن و جلوتر ... دیدن ادامه ›› از زمانه ش

دختری که چشمش به در خشک شد و انارِ دونه یاقوتیش نیومد و نیومد، مادری که برای دونه اناراش لالایی خوند، دونه انارایی که حیف شدن، ریختن زمین و نیست شدن، خواستن بپرن و نشد ولی امید همچنان هست!

مادربزرگی که چشم انتظار بود ولی بچه هاشم چاره ای جز مهاجرت نداشتن، مهاجرتی اجباری، من نتونستم بی رحمانه قضاوت کن بچه هاشو

حیف رُزی ها (راضیه دوست داشت رُزی صدا بشه) ، حیف موج سوارا، حیف آدمایی که بخاطر کسای دیگه زندگیشون نابود شد و زودتر از موعد کارشون توو این دنیا تموم شد.

مثل بیشتر زمانها حواسمون به لایوِ اینستاگرام بود و نفهمیدیم قانون و قانون اساسی چی شد، تمام حواسمو جمع کردم ولی بین همهمه سالن هیچی رو درست نشنیدم و از حقوق فردیم آگاه نشدم.

خیلی قصه های زیبا و کامل توو این نمایش دیدم و با گوشت و پوستم حرفاشو حس کردم و آفرین به این گروه خلاق که با حرکاتشون نمایش رو زیباتر کردن.
هر قصه ای شروع شد و تموم شد.
راستی امیدوارم توو اجرای بعدی 150ثانیه بتونی بایستی نگار بانو ❤

آقای سجاد افشاریان بعد از دیدن اجراتون بهتون افتخار کردم که بعد از مدتها یه نمایشنامه ی ایرانی قوی دیدم و لذت بردم، من که گذر دوساعت رو نفهمیدم و دلم میخواست نمایش ادامه پیدا کنه.
پریشب 150ثانیه ایستاد :)
۳۰ مهر ۱۳۹۸
خیلی خوشحالم ، امیدوارم رو به بهبود باشه
۳۰ مهر ۱۳۹۸
امشب220ثانیه
۰۵ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید