تیوال نمایش هراکلس5
S3 : 17:24:04
  ۱۷ بهمن تا ۰۶ اسفند ۱۳۹۲
  ۱۹:۳۰

: هاینر مولر
: ناصر حسینی مهر
: رزگار خاطری، سعدی محمدی، کامیار محبی، پوریا سلطان زاده، محسن خدری، آرین ذوالفقاری،‌ مرتضی زارعی،‌ پدرام صمدی،‌ حسن عسگری، احمد عظیمی، حسام علم الهدی، مصطفی مهربان

 ژانر: اجتماعی

خلاصه نمایش: این اثر اقتباسی آزاد از هراکلس است که هانیر مولر در سال 1964به رشته تحریر درآورد و داستان مردمی را روایت می کند که برای رها شدن از شر ناپاکی کشورشان پناه می برند به هراکلس قهرمان اسطوره ای این نمایش پر تحرک انتقادی است تند به دنیای مصرفی وصنعتی امروز 

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تبریک به جناب سید ضیاء‌الدین صفویان گرامی، عکاس خوب تیوال، برای موفقیتشان در بخش مسابقه عکس سی‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر

عکس ایشان از نمایش "هراکلس 5" نوشته هاینر مولر که به کارگردانی ناصر حسینی مهر زمستان گذشته در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجرا شده بود، در بخش مسابقه عکس سی‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، مقام اول را از آن خود کرد.

آرزومند موفقیت های بیشتر برای ایشان

لینک خبر:
http://www.mehrnews.com/news/2478127/%DA%A9%D8%A7%D9%84%DB%8C%DA%AF%D9%88%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%84%D8%B3-5-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
تبریک عرض میکنم !!!
۱۱ بهمن ۱۳۹۳
سلام
خیلی خوب، مبارکشان باشد
و چه بخش جالبی، انگاره نگاری یعنی چه؟
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
درود خانم پالیزدار. فکر میکنم انگاره نگاری همون عباراتی (متن، شعر، قسمتی از نمایشنامه، ...) باشه که در زیر هر عکس و با توجه به آنچه که عکس نشون میده (نه آنچه که لزوما اون تئاتر نشون میداده) نوشته شده بود.
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بشر پا شو ، تماشا کن ، زمین تب کرده از فریاد
تنش داغ ِ ، دلش آتیش ، از این عصر ِ پر از بیداد

ببین ابرا رُ قهرن با ، نگاهای ترک خورده
نمی بارن به حال ما ، که زخمامون نمک خورده

از اون ابر بهاری هم ، فقط گِل روی سر بارید!
همون خاکی به سرها شد ، که توش مهری نمی کارید

نه ماهی مونده تو دریا ، نه پرواز چکاوک ها
همش دوده، همش گندآب ، بجای عطر میخک ها

خیانت از وجود تو ، به قوها هم سرایت کرد!!
خدا پیش خودش از تو، بنی آدم، شکایت کرد

بشر، ... دیدن ادامه » بس کن، بگو تا کی به فکر موشک و ناوی ؟
پی ِبمب اتم تا کی همه راهها رُ می کاوی ؟!

بشر، حق تو اینها نیست، بلرزونی یه دنیا رُ
برای قدرت و پولت ، بسوزونی یه دریا رُ

سلامی بی طمع باید ، به صلح و عشق و آزادی
که راحت شی از این دیوی که راحت تن بهش دادی

تو اون چشمای یخ بسته ،اجاق مهرُ روشن کن
دروغ و دشمنی بسه ، لباس سادگی تن کن

تو که عزم سفر داری ، به سیارات گرم و سرد
تویی که از خودت دوری ، به انسان بودنت برگرد

اثر خود

پ ن:
*اولین مورد خیانت در قوها چند سال پیش در انگلستان دیده شد!!



آخرین شب اجرای هراکلس برای من دو قسمت داشت:

قسمت اول در فاصله ی نیم ساعت تاخیر نمایش و دیدار با دکتر مجابی نازنین گذشت و گپی ده دقیقه ای با ایشان و همسر مهربانشان در مورد کتابهایشان و وضعیت مجوز آثار جدید یا چاپ نشده و تجدید چاپ کتابهای نایابی مثل ((نیشخند ایرانی)) و یا رمان ((در طویله دنیا)) که آخری فقط در سایت آمازون موجود است،
((نگاه کاشف گستاخ)) یکی از بهترین آثاریست که از ایشان خوانده ام و مثل صحبتهای صبورانه و دیدگاههای فکورانه آن شبشان( قبل و بعد از اجرا )حاوی مطالب ، مقالات و نقطه نظرهای جالبی برای جوانی مثل من بوده ،هست و خواهد بود،
با امید به اینکه مانا و سلامت باشند ، ترانه ((بازگشت)) را به ایشان و گروه نمایش هراکلس پیشکش می کنم،

شبی که قبل از آغاز نمایش پر از خستگی روزانه و ملال بودم، با دیدار ایشان و نمایش حالتی دگرگون برایم گرفت، اگرچه موضوع خاص و تلخ نمایش که آگاهانه انتخاب کردم از نوع نمایش های به اصطلاح ((حال خوب کن)) نبود ولی راضی از سالن بیرون آمدم چرا که صداقت، تلاش ،عشق، جسارت در بیان و اطمینان در انتخاب با تمام وجود به من منتقل شد،
گرچه نعره های آگیاس اوایل نمایش به نظرم گوش خراش و جاهایی اضافه می آمد و میشد تصویرهای روی دیوار با زاویه و کیفیت بهتری نمایش داده شود اما صحنه و لباس و بازیهای بدون تپق و میمیکهای مردمان تبس همانی بود که می باید باشد،
اوج نمایش و درد ، صحنه ای بود که هراکلس می خواست با دستهای خودش خود را زنده بگور کندو وقتی مشغول این کار بود مردمان تبس با فرصت طلبی لاشه را از کنار هراکلس قاپیدند و صحنه را ترک کردند...!

گویی پند و حرف و پایان خاصی قرار نبود که دیده و شنیده شود، می بایست دستهایی خالی و ذهن هایی سرشار بدون نیاز به قهرمان ها و ابر انسانها ، در خود فرو می رفتند(در خود فرو میرفتیم) و فراسوی فرداها ،چرا ها، چطورها، شدن ها و نشدن ها را اندیشه میکردند، همین کافی نیست؟

سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه شنبه 6 اسفند نمایش با تاخیر اجرا شد که خود آقای حسینی مهر (کارگردان) در پایان اجرا عذرخواهی کرد ... نمایش خوبی بود ولی راضی نبودم ... علیرغم اینکه کارگردان می گفت که یکسال برای اجرای آن زحمت کشیده شده و اعضا تمرین کرده بودند و همچنین بازیگران آن از بین 300 داوطلب انتخاب شده بودند ... نمایش هراکلس 5 با انتقادات کارگردان نسبت به وضعیت تئاتر کشور پایان یافت !!!
علی سیمایی این را خواند
تینا این را دوست دارد
متاسفانه تاخیر زیادی هم داشت ...
۰۷ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا لینک خرید این نمایش وجود ندارد؟!!
هر کسی بلیط این نمایش را برای فروش داره، تماس بگیره.با تشکر
:(
09368904961
سعید و تینا این را خواندند
www.tamashakhaneh.ir
۰۵ اسفند ۱۳۹۲
من همین الان برای فردا بلیت خریدم و هیج مشکلی نداشت :)))
۰۵ اسفند ۱۳۹۲
مرسی از راهنمایی های خوبتون، امتحان می کنم
اما بی دردسرترین خرید از تیوال هست
نتونستم ببینم.البته خودمو مقصر میدونم که گذاشتم روزهای آخر برای دیدن این نمایش.من چون مشغله ام زیاده، نتونستم متاسفانه برم و ببینم
من بعدازظهرها مغازه ی خودم (خدمات کامپیوتری) ... دیدن ادامه » هستم اما هر کدوم از دوستان اگر تئاتر هایی شبیه این تئاترها(هیپوفیز،هراکلس و ...) داشت بامن هماهنگ کنه ،حتما ازش میخرم
بیشتر بخاطر این میگم هماهنگ بشه چون تدریس هم بخشی از کارمه(مخصوصا روزهای تعطیل)
مجددا از همتون سپاسگزارم و افتخار میکنم که دوستان خوبی مثل شما دارم
۰۸ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو دیدم.
صحنه و خلاقیتش که عالی بود، بازیگراش هم خوب بودند ، فقط نمیدونم این خلاصه شده نمایشنامه بود یا نه! دوستانی که بیشتر اطلاعات دارن لطفا بهم بگن.
مثلا من انتظار داشتم بعد خلاصی تعفن دماغ گیرا بر داشته شه! شاید اون مردم عادت کردن بودن ، نمیدونم؟ "سرگین بیشتر میشه و بوش هم بیشتر میشه ولی تو به اون عادت میکنی"
عادت گوش ما رو پر میکنه ....
نقد خوب اگر سراغ داشتید بگید لطفا :)

بله همینطور که شما گفتین
حقیقتا اثری قابل تامل و تاثیر گذار بود

یادداشتی بر این کار منتشر شده که لینک مطلب را به حضورتان اعلام می کنم : http://www.namayesh24.com/نقد-هراکلس5-ناصر-حسینی-مهر/
۳۰ بهمن ۱۳۹۲
چرا محمد جان ولی از نظر من قراردادهای داستانی این نمایش در برابر تماشاگر به نحوی بود که باید بیشتر در چارچوب مفاهیم اسطوره ای و کهن الگویی و ازلی -ابدی بررسی بشه. حداقل برداشت من اینه. شاید که به کل اشتباه هم باشه.
۰۲ اسفند ۱۳۹۲

عزیزم عرصه هنر ، اون هم بخصوص تئاتر ، محفل حقیقی آزاد اندیشیست
بنابراین هرکسی می تونه برداشت شخصی خودش رو داشته باشه
و اون رو به راحتی بیان کنه
اینکه شما می گید مفاهیم اسطوره ایست شکی نیست
ولی قطعا باید اونها رو با شرایط امروز تطبیق داد
چون الان و ... دیدن ادامه » در ایران این تئاتر اجرا می شه
من نمی دونم چه کسانی اینگونه در عصر باستان فکر می کردند و سخن می گفتند امااکنون خوب می دونم که چه اشخاصی هستند
۰۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال خرید با تخفیف نمیذاره؟ از تماشاخانه بلیط تهیه کنیم؟
بهرنگ و شادی بهرامی این را خواندند
واقعا حیف این نمایشه که اینقدر سوت و کور داره میره رو صحنه.
۲۵ بهمن ۱۳۹۲
آقا اگر اینقدر خوبه یه فکری براش بکنید ... تبلیغی... تیوال جان یه کاری بکن.
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
من کار رو ندیدم البته ولی سوادِ جناب حسینی مهر و بزرگی هاینر مولر بر کسی پوشیده نیست.
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه انسان
یه تئاتری
حتما باید این نمایش رو ببینه





ع
ببخشید آقای حکیم قدس،نمایش چند دقیقست؟
۲۵ بهمن ۱۳۹۲
70 دقیقه
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
ممنون از شما
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی کارها هم هستند که باید دیده شوند، باید دیدشان. به هر قیمتی. حتی اگر افتضاح هم باشند باز هم باید دیدشان. از آنها که می‌دانی اگر نبینی یک سال، پنج سال، ده سال بعد افسوس‌شان را خواهی خورد. این کارها تقریبا" همیشه در یک یا چند نام خلاصه میشوند: نویسنده، کارگردان، یا بازیگر. مثلا" اگر روزی "سر لارنس اولیویه" با یک معجزه مشکوک به جهان زندگان برگشت و فی المجلس به ایران آمد و خواست در خوانشی از "هملت" به کارگردانی "بهنوش بختیاری" هم بازی کند باز باید هر چه دستت هست و نیست را زمین بگذاری و تا تماشاخانه تخته گاز بروی و ساعت‌ها زیر برف و کوران در صف بایستی و رنج له شدن را به جان بخری تا بعدش از روی زمین و بی‌تشکچه رقص واژگان را روی صحنه تماشا کنی. و این وسط هیچ هم مهم نیست که حاصل چه باشد، یک فاجعه تمام یا دستاوردی شگرف. در هر حال احتمالا" نمی‌خواهی که بعدها ... دیدن ادامه » با سری به زیر انداخته و صدایی لرزان و کم رمق که پسِ پشتش هزار فحش و لعنت نهفته است پیش خودت یا دیگران اعتراف کنی که من می‌توانستم یک اجرا از مرحوم "الیویه" را-آن هم پس از مرگ ایشان-روی صحنه و از نزدیک تماشا کنم اما نرفتم. خب خاک بر سرت (البته با احترام).

حالا هم حکایت این نمایش-در رده ای پایین تر البته-همین است جان برادر. ترکیب "مولر" و "حسینی مهر" از آن ترکبب‌هاست که رد کردنش به این سادگی نیست. خاصه وقتی جایگاه "مولر" را در تئاتر اروپا بدانی و سبقه "حسینی مهر" را، به خوانش یک نمایشنامه از این نشسته باشی و تماشای یک نمایش از آن. اینکه برآیند این ترکیب کدام بردار و در کدام جهت است من نمی‌دانم هنوز. عجالتا" اما انقدری می‌دانم که مولر، شکسپیر و چرمشیر نیست که راه به راه اجرایی از نمایشنامه‌هایش روی سن سالن‌های تئاتر تهران گرد و خاک کند، ایضا" تعداد کسانی که در تئاتر ایران به قدر ناصر حسینی مهر از مولر و تئاتر معاصر جهان سر درمی‌آورند هم آنقدرها زیاد نیست. و دیگر اینکه ایشان بر خلاف بعضی دیگر در سال انقدری نمایش اجرا نمی‌برد که بی خیال پا روی پا بی‌اندازی و با آرامش در خانه و پشت به شومینه یله شوی که "عب نداره، ماه دیگه بهترشو میرم". ماه دیگری در کار نیست رفیق...

قصه کوتاه (دیر شد، نه؟)، همه حرفی که این همه جان کندم بگویمش این است که: «آقا جان بروید این نمایش را ببینید. وَلله کراهت دارد اثری از هاینر مولر کبیر با خوانش ناصر خان حسینی‌مهر بر صحنه باشد و شما سرِ ندیده بر بالین بگذارید. وَلله که ظلم است ندیدنش»

من راستش بلد نیستم بیش از این برای یک نمایش تبلیغ کنم؛ این است که این شما و این هم زور آخرم: «بروید آقا جان، بروید ببینید تا این هم به سرنوشت "ویتسک" ایشان دچار نشده. بروید...».

پی نوشت: رفتید و دیدید و دوست نداشتید، رکیک‌ترین فحشهایتان را بی کم و کاست به آدرس پست الکترونیکی من ارسال کنید، همه را با آغوشی باز و لبخندی اینگونه :) خریدارم.

با احترام.
پس خودتان هنوز ندیده اید؟ :))
وقتی جمله رکیک ترین فحشها را خواندم یاد پطروس افتادم :دی
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
دیدم؛
ای کاش نمیدیم؛
اثری که اصلا استادانه نبود و هنوز خیلی جای کار داشت.
به عنوان کسی که از کودکی در خانواده ای هنرمند با تئاتر و سینما بزرگ شدم, به حال این روزهای تئاتر و سینمایمان تأسف میخورم.
بدجور استادان ما کم آورده اند.
۱۶ اسفند ۱۳۹۲
واقعا" متأسفم از اینکه دوست نداشتید، و هزار بار حیف. و چنانچه به خاطر نوشته من این نمایش را برگزیدید و چنین اوقات ناگواری بر خاطر نازنینتان گذشت از صمیم قلب پوزش‌خواهتان هستم بانو. من متأسفانه موفق به دیدن نمایش نشدم اما همنشینی دو نام مولر و حسینی‌مهر ... دیدن ادامه » جاذبه عجیبی داشت در نظرم.
در هر حال من هم-مثل همه-از عمق جان امیدوارم که روزی این هنر-و همه هنرمندانِ حقیقی-به قله‌های شکوه بازگردند. تا آن روز اما انگار همه ناگزیریم از ریسک‌پذیری و ناامید شدن‌های گاه و بیگاه.
۱۷ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال خرید با تخفیف نمیذاره؟ از تماشاخانه بلیط تهیه کنیم؟
رضا قاسم پور و ali nasri این را دوست دارند
همیاری عزیز
ممنون بابت پاسخگویی :)
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید