تیوال نمایش بداهه
S3 : 23:53:57
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ مهر تا ۲۲ آبان
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۸۰,۰۰۰، ۶۰,۰۰۰ و ۹۰,۰۰۰ تومان


: آروند دشت آرای

: مارین ون هولک

: صمد طالقانی
: پوپک کم گویان
: امین یزدانی نژاد
: آزاده میرزایی

: ستاره پسیانی، دیبا خاتمی، آروند دشت آرای، کاظم سیاحی، علی شادمان، امیر احمد قزوینی، الهام کردا / آزاده صمدی، رضا کیانیان، سهیل مستجابیان، فاطمه نقوی، مارین ون هولک
آزاده صمدی از ۲۸ مهر تا ۳ آبان حضور دارد.

گروه کارگردانی
: رومینا دواچی
: هانیه نظری راد

گروه طراحان
: علی کیانیان
: آرمان کوچکی
: صبا کسمائی
: نیلوفر نقیب ساداتی، نیما خطیب شاد، محمدرضا رحمتی، مهران کریمی
: هانیه نظری راد

گروه صحنه
: علی قنادیان پور
: رامین صبوری

گروه تبلیغات
: مهسا همتی
: ایلیا شمس
: کیارش مسیبی
: گلاره کیازند
: سعید حیدری
: مریم دیهول

: لطفا مخاطبان عزیز نمایش «بداهه»، قلم همراه خود داشته باشند.
[این نمایش خلاصه نمی شود.]

بخش اصلی: ۸۰.۰۰۰ تومان (ردیف یک تا پنج، ۹۰.۰۰۰ تومان)
صندلی‌های کنار سالن: ۶۰.۰۰۰ تومان
از یکشنبه ۱۹ آبان
بخش اصلی: ۸۰.۰۰۰ تومان (از ردیف یک تا هفت، ۹۰.۰۰۰ تومان)
صندلی‌های کنار سالن: ۶۰.۰۰۰ تومان

اخبار وابسته

» یادداشت مهدی یزدانی خرم بر نمایش «بداهه»

» یک بازی شیرین با تماشاگر

» مخاطبان «بداهه» رای می‌دهند

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ بیست و نهم آبان ماه نود و هشت


در تمنای بداهت و نابهنگامی

نوشته محمدحسن خدایی

اجرایی چون نمایش «بداهه» را می‌توان در ادامه همان مسیری پی گرفت که آروند دشت‌آرای در اجرایی چون «درباره تصویرت از من تجدید نظر کن» پیشنهاد داده بود. نوعی تعامل با تماشاگرانی که گویی دعوت شده‌اند تا به خلوت زوج‌های ازدواج کرده راه یابند و همچون سوژه‌هایی مدرن، به قضاوت و داوری بنشینند. مسئله این‌بار اما نه روابط بینافرهنگی میان زنان ایرانی و همسران اغلب اروپایی، که از قضا روایت کردن چهار دهه از زندگی یک زوج ایرانی است. ساختار اپیزودیک بداهه، امکان مشارکت عده‌ای از بازیگران نام‌آشنایی این سال‌ها را مهیا کرده. کنار هم قرار گرفتن نسل‌های مختلف بازیگری و مواجهه آنان با «تنگنا»های زندگی. ده اجراگر تلاش دارند پنج اپیزود را ... دیدن ادامه » هر شب به اجرا درآورند. اپیزود اول که «رومانس» نام دارد را «دیبا حاتمی» و «علی شادمان» بازنمایی می‌کنند. اپیزودی که با عشق، جوانی و انقلاب پنجاه‌وهفت گره خورده و تعین مادی و تاریخی آن دوران پر شور و سرنوشت‌ساز است. بی‌دلیل نیست که تقابل عشق و آرمان‌گرایی، رادیکالیسم و رومانتیسیسم در آن مشهود است. در ایپزود دوم که «مواجهه با واقعیت» نام گرفته، اجراگرانی چون «مارین ون هولک» و «امیراحمد قزوینی» حضور دارند. همان فضای جنگ و دشواری‌های زیستن در یک وضعیت پساانقلابی. دوران به دنیا آمدن فرزندان، سرگردانی مرد خانواده در عزیمت به جبهه‌های جنگ و دفاع از سرزمین مادری و یا ماندن در کنار خانواده با وجدان معذب. اپیزود دوم دور شدن از شور انقلابی دهه پنجاه و مواجهه با جنگ و الزامات‌اش است، نوعی حرکت از رمانتیسیسم به رئالیسم. اپیزود سوم یا همان «جنگ قدرت» دوران سیاسی دولت‌های سازندگی و اصلاحات، یا همان دهه هفتاد و آغاز دهه هشتاد است. حال می‌توان در یک فضای پساجنگی و معطوف به ایده سازندگی، میل‌ ورزید و رسیدن به آرزوهای طبقه متوسطی خویش را پی گرفت. «ستاره پسیانی» و «سهیل مستجابیان»، تلاش دارند با کشف داروی ریزش مو و عرضه انبوه آن به بازار، پله‌های ترقی را طی کنند. آرزویی که در نهایت به واقعیت می‌پیوندد و رابطه‌ آن دو را به‌شکل بنیادین تغییر می‌دهد. حال می‌توان از پس تمول مالی به آمریکا مهاجرت کرد و در پی تحقق آرزوهای دور و دراز بود. اپیزود چهارم روایت این مهاجرت و تجربه «گم‌گشتگی‌» است. «الهام کردا» و «کاظم سیاحی» اجراگران اپیزود چهارم، به مانند زوج‌های معنازدایی‌شده پینتر، هویت خویش را گم کرده و زیست و زبان‌شان، گرفتار انواع و اقسام اعوجاج و پس‌روی‌های فزاینده است. انسان‌های ایزوله و بی‌کنش که مدام تلاش دارند در یک جغرافیای غریبه، نظم خود را در قبال دیگری اعمال کنند و نصیبی هم نمی‌برند. و در نهایت در اپیزود پنجم به مرحله «پذیریش» می‌رسیم. تسلیم واقعیت موجود شدن و بازگشت به سرزمین مادری. «فاطمه نقوی» و «رضا کیانیان» وضع موجود را پذیرفته و حال در دهه نود شمسی، بازنمایی زوجی را بر عهده دارند که بیش از هر زمان گرفتار زوال عقلی و بدنی است.
با نگاهی اجمالی به ساختار اپیزودیک نمایش بداهه و سیر تطور آن در اتصال با دوران قبل و بعد از انقلاب، با توجه به کنش‌‌ورزی زوج‌ها در مواجهه با تنگناهای زندگی زناشویی، می‌توان موضع سیاسی بداهه را نسبت به دوران معاصر، با کمی تساهل اینگونه صورتبندی کرد که گویی با زمانه‌ای روبرو هستیم که دیگر از آن آرمان‌گرایی دهه پنجاه چندان خبری نیست و خاطره و عشق رمانتیک به محاق رفته. از این باب، کارگردان نهیب می‌زند که آرمان‌گرایی و تخیل‌ورزی، گوهری کمیاب شده و منطق رئالیستی بازار همه چیز را به انقیاد خویش درآورده.
بداهه مملو است از اشیایی که بدون نظم و الویت کنار هم چیده شده و بنابر ضرورت، بکار گرفته می‌شوند. اشیایی یادآور زندگی روزمره که در قفسه انتهایی صحنه کنار هم چیده و به نوعی آرشیو شده‌اند. اشیایی که با مکانیسم ازجادرفتگی، در موقعیتی گروتسک مورد استفاده قرار می‌گیرند و گاه موقعیتی کمیک می‌آفرینند. اشیا در اینجا شبیه به آدم‌هایی هستند در جایگاهی نامربوط که تلاش دارند زندگی بد را خوب زندگانی کنند. آروند دشت‌آرای با همکاری نغمه ثمینی، تلاش دارد نقبی بزند به مناسبات زندگی زناشویی دوران معاصر. او به مثابه یک اجراگر، اتصال‌دهنده اتفاقات صحنه است با تماشاگران. گاهی سئوال می‌پرسد و گاهی توضیح می‌دهد. اجرای پژوهش‌محور بداهه اما همچنان طبقات متوسط به بالا را خطاب می‌کند. اجرایی که گران تولید شده و به نسبت، گران عرضه می‌شود. بنابراین جامعه هدف آن، چندان متکثر و دموکراتیک نیست چراکه فرودستان در آن حضور ندارند تا امکان ابراز عقیده و مشارکت یابند. فرودستانی که مسائل‌شان چندان شبیه این زوج نیست.
اجرا گاه یادآور یکی از همان برنامه‌های تلویزیونی سرگرم کننده‌ای می‌شود که مدام تماشاگران حاضر در استودیو را مورد خطاب قرار می‌دهد تا حس مبهم و اغلب کاذب اظهار نظر و لاجرم مداخله در وضعیت را در آنان ایجاد کند. بداهه در این تعامل با تماشگران، مهندسی‌شده و محافظه‌کار عمل می‌کند و مخاطبانی را که قرار است اندکی تخطی کنند را متمدنانه کنترل می‌کند. اما در عوض در بازنمایی زندگی روزمره و مواجهه با لحظات تلخ و شیرین، موفق و تماشایی ظاهر می‌شود.
سپهر، امیر مسعود، پ.ر و امیرمسعود فدائی این را خواندند
حدیث سیدی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم بازیها خوب بودند به جز خانم خاتمی که چقدر مصنوعی و .....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زیبا ، جذاب ، خنده دار و متفاوت ...
جالبش اینجاست که اخرش که بروشور رو میخونی میفهمی چه اتفاقی افتاده ...
که این هم یک راز هست ...
ستاره دهقانی این را خواند
رعنا* این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یادداشت درباره تئاتر بداهه به کارگردانی آروند دشت آرای چاپ شده در روزنامه سازندگی مورخ 1398.08.19
نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو

پنج زوج در دو بازۀ پنج دقیقه ای فرصت دارند تا موضوعی را که به آنها گفته می شود، بازی کنند . موضوع هر مرحله ، یک برهه خاص از زندگی مشترک را در برمی گیرد .کلیت ماجرا ، پیرامون ازدواج و بیان مراحل مختلف آن است . کارگردان بعد از بیان موضوع هرگروه، در فواصل آماده شدن بازیگران، سوالاتی را از تماشاگران می پرسد. خلاقیت، هوش و هنر بازیگران است که باید در عرض یک دقیقه ،داستانی بسازند و در عرض پنج دقیقه به مخاطب عرضه کنند.
این که گروه نمایشی واقعا به صورت بداهۀ محض، روی صحنه حاضر شده اند و یا کل مراحل اجرا را از قبل تمرین کرده اند ، تنها موضوع موردبحث نیست ."بداهه" از متفاوت ترین تئاترهای درحال اجراست . وقتی بازیگران ... دیدن ادامه » یک نمایش، روی صحنه از خود حرکتی نشان دهندکه به منزلۀ آگاهی آن ها از حضور تماشاگر باشد، اصطلاحا دیوار چهارم در تیاتر، شکسته شده است؛ در این حالت ،حتی مشارکت تماشاگران در بازی نیز می تواند اتفاق بیفتد .در یک نگاه کلی، شکستن این دیوار و واردکردن تماشاگر به صورت مستقیم به نمایش، کار آسانی نیست و نیازمند تسلط و مدیریت صحنه می باشد . نمایش "بداهه " از این جهت در یک اقدام جسورانه از همان ابتدا با درگیرکردن تماشاگر نشان داد از ورود به فرم های دشوارترِ اجرایِ تیاتر ،ترسی ندارد. در اینجا نوع بیان روایت و مداخله کارگردان ، همگی نوعی ساختارشکنی محسوب می شود. البته که حضور گروه های متفاوت تر تئاتری که سعی در ایجاد تنوع در ارائه هنر خود دارند , تلاشی قابل ستایش است ؛اگرچه این ساختارشکنی همچون هوای تازه در اجرای تیاتر محسوب می شود اما در صورت دقت نکردن به جزییات و ظرایف، منجر به ریزش مخاطب می گردد .در کلیت ، بداهه پردازی به خلاقیتی ماورای میزان خلاقیت ِمعمولِ دیده شده در سایر اجراها نیازمند است تا مخاطب در مسیر اصلی کلیت ماجرا قرار بگیرد و از آن منحرف نشود ؛چرا که خطر ضعف بازی می تواند حس و حال نمایش را کم کرده و ریتم اجرا را ناهماهنگ کند .بداهه گویی باید به صورت غیرمنتظره ،غافلگیری بسازد و این ویژگی به توانایی بازیگر در ساخت شخصیت در بستر موضوعِ ارائه شده ،بستگی دارد . موفقیت در چنین اجراهایی مستقیما به میزان خلاقیت ، متصل است چرا که مواردی هم چون ابداع دیالوگ و جلوه های نمایشی ، در ترکیب با تخیل بازیگر ، مهارتی خاص ایجاد می کند که اگر چاشنیِ آگاهی از موضوع در زمانی پیش از اجرا ، به کار اضافه گردد و مخاطب متوجه شود که همه چیز از پیش تعیین شده ، کل اجرا تلاشی بی فایده خواهد بود ؛ چون هدف ، ارائه تصویری از جهان فکری بازیگر و نحوه مقابلۀ او با مسائل است. بدین معنا که خلق موضوعات توسط بازیگر و براساس انباشت ذهنی و تجربیات گذشته ، اجرا را پیش می برد و اینجاست که ویژگی هایی همچون سرعت انتقال ، گفتار و حرکت بازیگران بیشتر به چشم می آید. مخاطب در بداهه پردازی با اندیشه و احساس بازیگر آشنا می شود و عکس العمل برانگیخته شدۀ او را در موقعیت می بیند و از این طریق با او همراه می شود و همذات پنداری می کند.
در اجرای کنونی از بین پنج گروه برخی توانستند از پسِ افزودن خلاقیت به موضوع و ارانه نوآورانه بربیایند . ستاره پسیانی و سهیل مستجابیان بهترین بازی خود را ارائه دادند؛ آن قدر باورپذیر که نمی توان درگیر شدن ایشان با نقش را نادیده گرفت . کاظم سیاحی با استفاده از وسایل موجود در صحنه ، دکور بهتری به اجرای خود افزود و در جاهایی با سکوت و تنها از طریق میمیک صورت ، از پسِ انتقال موضوع برآمد. مارین ون هولک بازیگر هلندی این اجرا که در کنار تسلطش به زبان فارسی ، توانسته ارائۀ جالبی از نقش مادر داشته باشد ؛ او حرکت به اجرا اضافه کرده و با افزودنِ صدای بچه و بیان دغدغه های انسانی ، سعی کرده از تمام پتانسیل استفاده کند تا مفهوم را اجرا کند و مخاطب ، دغدغه عاطفی ترِ ماجرا را درک کند .
در مجموع در میان اسامی بازیگران " بداهه " تقریبا ترکیبی از حرفه ای های معروف تیاتر به چشم می خورد اما نبود متن کامل باعث شد برخی گروهها نتوانند از پسِ اجرای مناسب بربیابند . همان طور که موسیقی کار در نوع خودش عالی بود اما به تناسبِ اجرای فعلی "بداهه" نبود . از طرفی در بدو ورود به سالن ، مخاطب خود را در برابر طراحی صحنه جالب , وسیع و متنوعی می بیند که کاملا براساس هدف بداهه گویی چیده شده است و هر گروه می توانسته براساس سطح سلیقه و در جهت باورپذیری نقش از وسایل موجود بهره بگیرد.یقینا از این دکور می شد استفاده بیشتری شود اگر متن قوی تری وجود داشت .
تغییر ناگهانی حال و هوای پایان نمایش در جهت ارتباط دادن مراحل مختلف ازدواج به دلیل وجود همان نگاه شعارگونه ، چندان قابل باور نیست.این چرخش ناگهانی حتی اگر به قیمت پیوند سطوح مختلف قبلی با احتمال پذیرش کمتری روبرو خواهد شد . لااقل به بروز چند کشکمش مرتبط تر و کاشتن بذرهای قبلی احتیاج است تا در این مرحله بتوان آن بذرها را برداشت کرد و نتیجۀ این ترکیب برای تماشاگر ، شگفت انگیز باشد .البته وجود کمی چاشنی درام در انتهای نمایش ، می تواند تاثیرگذاری کل اجرا را بیشتر کند اما چگونگی وارد کردن درام نیز نکته قابل توجهی است .
از طرفی دست گذاشتن روی تحلیل یک موضوع اجتماعی یعنی ازدواج و مراحل آن، راه رفتن روی لبه تیغ است ؛ چرا که به راحتی می توان گرفتار شعارزدگی شد و روایتی قابل توجه تر خواهد بود که در آن افراط و تفریطی صورت نگرفته باشد . البته قرار دادنِ متنی همچون نمایش بداهه، درچارچوب بی طرفی ، آن قدر دشوار است که گاه مسیر فراموش می شود . از سوی دیگر نسخه ای جهان شمول برای بیانِ راهکار در زمینه مسایل زندگی مشترک و موضوعات پیرامونِ آن ، وجود ندارد ؛ پس نمی توان با نگاهی مطلق و یکسویه ، قضاوتی از یک وضعیت را با صدای بلند بیان کرد .البته در دغدغه مندی کارگردان نمایش " بداهه " نسبت به انتخاب چنین موضوعی و بیان مسائلی هم چون مهاجرت ، جنگ و اقتصاد، شکی نیست اما نوع ارائه تیاتر به نوعی که در درۀ شعارزدگی نیفتد، آن قدر دارای اهمیت است که نمی توان نسبت به آن بی اعتنا بود ؛چون در بطن مساله ازدواج و از دیدگاه جامعه شناسانه ، تنگناهایی جذاب وجود دارد که با پرداخت و یک پایان بندی که شعارگونه نباشد به موفقیت می رسد .
شاید می شد سوالات کارگردان و واکنش نسبت به جواب هایی که از تماشاچیان می شنید ،بیشتر در جریان اصلی داستان قرار بگیرد . دقیقا زمان پرسش و پاسخ از تماشاگرانی که اتفاقی انتخاب شده اند و هر یک جواب های مخصوص به خود را داشته اند ، ساده ترین شبیه سازی از موقعیت بداهه گویی است که می توان از چنین فرصتی در جریان مسیر اصلی نمایش و باورپذیری موقعیت بداهه ، استفاده نمود.
در مجموع ، " بداهه " نمایشی است متفاوت که سعی کرده با اجرای متمایزتر خود و بهره گیری از عناصر صحنه همچون نور و دکور جذاب ، در راستای جلبِ توجه مخاطب، آن هم در قالبی جدیدتر ،قدم بردارد. با توجه به تعدد بازیگران این نمایش یقینا مخاطب شاهد بازی مناسب حداقل چند گروه خواهد بود و نوع متفاوت اجرای آن را به آسانی از یاد نخواهد برد .

فائقه معتمدی این را خواند
mahaya، زینب.ج، رضا تهوری و فاضله علیشاه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می گن انسان در لحظه‌ی آخر قبل مرگ حسرت کارهای مورد علاقه و نکرده را خواهد خورد. اگر بتونید لحظه‌ی آخر قبل مرگ رو الان ببینید چه احساسی خواهید داشت؟
و باز اگر بتونید تمام مراحل زندگیتون رو در سنین مختلف با هم ببینید چطور؟

از طرفی می دونستید اگر یک شخص به مدت چند دقیقه به آیینه نگاه کنه و خودش رو ببینه دچار توهم می شه؟

حالا شما تصور کنید نمایش(تئاتر) «بداهه» حکم آیینه ای رو داشت که زندگیمون رو در 90 دقیقه خلاصه کرده بود.

این نمایش شامل 5 اپیزود مجزا بود که در هر اپیزود یک زوج روبه روی هم قرار می گرفتند و کارگردان یک خط داستانی برایشان تعریف می کرد به همراه یک چالش و تنگنا و بازیگران باید آن را اجرا می کردند. از جوانی الی پیری.

و در نهایت درگیری و مواجهه تمام زوجین که هر کدام نماینده یک مقطع سنی بودند و در مورد انتخاب ها و تصمیماتی که گرفته بودند ... دیدن ادامه » و با هم به جدل می پرداختند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این که کارگردان در بین هر بخش از مخاطبان سوال میپرسید شخص من رو دچار استرس کرده بود که نکنه از من سوال بپرسن و این باعث شده بود از نمایش لذت کافی نبرم. اما بازی بازیگران و لیده کلی خیلی خوب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی که تماشاش رو تجربه کردم به گمانم یک رویداد اجرایی بداهه پردازانه و پژوهش محور بود و نه یک «تئاتر» و البته آقای دشت آرای هم در ابتدا اشاره ای گذرا به این موضوع داشتند.
ایده کار رو دوست داشتم و تجربه ام رو هم دوست داشتم، اما دو نکته مهم مد نظرم هست که دوست دارم حتماً بیان کنم:
1- برای بداهه پردازی، اگر بخواهیم که تماشاچی لذت ببره و واقعاً به فکر فرو بره و حس کار بهش منتقل بشه، نیاز به هنرمندان واقعاً خلاق و با تجربه هست. من فارغ از موضوعات و قصه های طرح شده (که در شب های مختلف اجرا متفاوته)، با اجرای آقای کیانیان/خانم نقوی و اجرای آقای قزوینی/ خانم ون هولک و تا حدودی با اجرای خانم پسیانی/آقای مستجابیان ارتباط برقرار کردم و حتی لذت بردم ولی سایرین به نظرم اصلاً در سطحی نبودند که برای بداهه پردازی ازشون دعوت بشه... واقعاً بعضی لحظات من به جای بازیگر ... دیدن ادامه » خجالت می کشیدم و مضطرب می شدم.
2- در مورد قیمت: برای چنین اجرایی (بدون نیاز به تمرین قبلی و وقت گذاشتن بازیگران) اون هم در یک سالن دولتی نهایتاً نصف این بها منصافه هست و چه بسا اگر قیمت منصفانه می بود، برای این که در ذهنم فرصتی دوباره به بعضی زوج ها بدهم و از تماشای اجراهای خلاق (و احتمالاٌ متفاوت) بقیه زوج ها لذت ببرم، دوباره هم به تماشا می نشستم.
من واقعا پشیمون شدم از گرفتن بلیط
در طول نمایش حداقل ۱۵ بار از خودم‌پرسیدم "خب که چی الان؟"
-دغدغه کارگردان چی بود دقیقا؟
-سوال از مخاطب؟ والا قبل از جواب دادن مخاطب، اجرا شروع میشد و پروسه کاملا حالت وقت کشی داشت.
-دادن اطلاعات به مخاطب؟ چندتا شعاری که گفته شد رو گمانم همه مون خوب بلدباشیم. این بود ثمره ی ۳ سال مطالعه؟ یا یه سرچ تو ۳ دقیقه اطلاعات بیشتری بدست میاد
-اون نمایش های بداهه ی اپیزودیک چی بود دقیقا؟؟؟؟ از دل هر موقعیت تراژدیک فقط بازیگر ها خنده در میاوردن و اهمیت نمیدادن قضیه چیه.
ورکشاپ بازیگری بود؟ یه تعدادی از بازیگر ها بشدت بد بودن و حالت دکور داشتن. طرف دوتا کلمه نمیتونست بگه و کارگردان هی میگفت فریز! خانم فلانی شما جاش اجرا کن.
۵ دقیقه وقت دارن برای اجرا بازیگر ۴ دقیقه اش رو میگه دوستت دارم عاشقتم
من تا حالا اینقدر پشیمون ... دیدن ادامه » نبودم از دیدن کاری
و از خودم خیلی بدم اومد
میدونین چرا؟
چون دلم نمیومد وسط کار پاشم برم بیرون بخاطر بلیط گرونی که خریده بودم
و پشیمونم از تصمیمم
موفق باشید
خدانگهدار
هوش نویسنده و کارگردان کار در نحونگارش و اجرا کار به شکلی مخاطب و ذهنش و منحرف میکنه که احساس میکنی هیچ چیز از پیش تعیین شده نیست و همه در لحظه بازی میکنن ودیالوگهای گفته شده همشون بداهه محض هست و مخاطب قرار دادن تماشاچی با سوالات از سمت کارگردان این بازی و قشنگتر هم میکنه و چه بسا اگر زدو خورد آخر کار اتفاق نمیافتاد تماشاچی باهمون ذهنیت از سالن خارج میشد و اینها همه و همه قابل تحسینه امتناع کار کارگردان از استفاده از گریم خاص یا نورو موسیقی طبق روال مرسوم به خودی خودصمیمیت کار و افزایش داد و باعث شد بداهه کاری باشه جدا شده با امضای خاص .به همتون خسته نباشید میگم و امیدوارم کارهای بیشتر و بهتر اینچنینی و شاهد باشیم.
خانم پسیانی چطور می تونه برای 16 و 17 آبان همزمان هم تو این نمایش باشه هم قصر فرانکشتاین؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود.
با رضایت از سالن خارج شدم و البته کمی حسرت. ایده ی جالبی بود. خوب هم اجرا شد.
این دغدغه ی اقای دشت ارای بوده و به هر ترتیبی تونسته با این بازیگران و در این سالن دغدغه ش رو بیان کنه. البته که قابل تقدیره.
دست مریزاد

در واقع برای دیدن دوباره ی اقای کیانیان روی صحنه به دیدن این نمایش رفتم. حسرتی که بر دلم موند از اینه که اگر این تیم بازیگری یک نمایشنامه ی قدرتمند رو اجرا کنه، تماشاچیانی امثال من چه حظی میبرن. یا حتی اگر یکی از این پیشکسوت ها در یکی از نمایش های درخشانی که با حضور هنرمندان جوان و کم نام و نشان حضور داشته باشند.چه تجربه ای جا به جا خواهد شد. برای مثال امشب اقای کیانیان فقط حضور داشت. نه کاراکتری، نه تیپی، نه دیالوگ یا مونولوگی مثل حضور در یک دورهمی و با این حال وزن صحنه و نمایش رو تغییر داد.

به نظرم یک جای کار اشکال داره یا:
۱. ... دیدن ادامه » کارگردان جوان جرات رجوع به پیشکسوت رو نداره
۲. کارگردان به پیشکسوت رجوع می کنه ولی بازیگر نمی پذیره
۳. هزینه ی بازیگر پیشکسوت از توان کارگردان جوان خارجه
۴. اگر هم پیشکسوتی در نمایشی حضور داره، بیشتر به جهت فروش و در نتیجه گیشه ای شدن نمایش میشه.

نتیجه شده افت کیفیت هنری کارها با حضور قدیمی های صحنه.
بازی استریندبرگ کجا، بداهه کجا.
نمیتونم بگم دوستش نداشتم. یه ورکشاپ، یه کلاس آموزشی، یه پروسه روبرو شدن با خودت...
امشبی که من کار رو دیدم کمی حس میکردم به سبکی گرفتن اجرا رو بازیگرا.
بیش از بقیه آقای سیاحی و خانم نقوی و آقای کیانیان جدی بودن توی انتقال حس‌هایی که قرار بود به مخاطب منتقل کنند.
پشیمون نیستم از دیدنش. حتی جاهاییش تلنگر بود برام. اما این قیمت بلیط به نظرم منصفانه نبود.
من واقعن سبک این نمایش رو دوست داشتم و دلم میخواد یه شب دیگه هم برم و چالش های دیگه ی نمایش رو ببینم!
شبی که من نمایش رو دیدم از بازی خانم مارین بی نهایت لذت بردم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده جالب و جذابی بود
خسته نباشید به ستاره پسیانی دوست داشتنی که بازیه بهتری رو دیدم ازش
خلاصه که دم بداهه تون گرم
پارسا یزدی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
دیشب اجرای این تئاتر جالب رو دیدم.
بسیار ایده جالب و جذابی در پس اجرای این تئاتر وجود داشت. تنگناهای زندگی به درستی و بسیار جذاب و سریع توسط بازیگران اجرا میشد و در پایان یک پایان جذاب و غیر منتظره تماشاگر را میخکوب کرده و به فکر وا میدارد.
خدا رو شکر در هیچ کدام ازین تنگناها در زندگیم نداشتم و ندارم , اما هر اپیزد آن را که نگاه میکردم , بالاخره یکی از نزدیکانم دچار آن هستند.
در آخر نمایش سخت متالم شدم که چرا اکثریت اجتماع ما توانایی مدیریت تنگناهای زندگی خودشان را ندارند ؟ عجیب است که برا همه چیز نسخه ای میپیچیم اما برا اصلی ترین و مهم ترین قسمتهای زندگیم بی فکر و بی برنامه و بی منطقیم ؟!
امیدوارم که نتایج این تئاتر پژوهشی راهکار برخی از مشکلات اجتماع ما باشد.
محمد جواد، امیر مسعود و پوریا صادقی این را خواندند
Samira، ایلیا شمس و رضا افشاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ستاره پسیانی و مارین ون هولک بهترین بازی ها بودند از دید من و بعد هم سهیل مستجابیان.
ایده کار رو هم دوست داشتم و جذاب بود.

فقط مشکلم با متن اپیزود آخر و آوردن نقش بیمار سکته مغزی بود، نمی دونم، شاید چون کار خنده و شوخی زیاد داشت، بهتر بود این مسأله در کار گنجانده نمیشد!
شب ما هم ایده ی سکته مغزی استفاده شده بود
۲۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی متفاوت و جذابی بود و کل بازیگران هم خیلی خوب از پس اجرا بر اومدن. البته زوج اپیزود پنجم متاسفانه ضعیف عمل کردن.
یک انتقادی که من به نمایش داشتم مربوط به شوخی های و مکالمات بازیگران با هم، در حین آماده شدن یک زوح برای اجرا بود. متاسفانه به نظر من یک مقداری این موضوع حرمت تماشاچی رو پایین می آورد. مکالمه کارگردان با بازیگرها و تماشاچی ها خوب بود ولی متاسفانه بازیگرها تو چند صحنه انگار یادشون می رفت که جلو تماشاچی نشستن و به هم تیکه می نداختن و شوخی می کردن انگار که اصلا تماشاچی اونجا نیست و تمرین اجرا هست.
پ.ر و پوریا صادقی این را خواندند
محسن سجادیه و آندیا حمیدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به همه دوستان
بداهه بدون اغراق یکی از متفاوت ترین و جذاب ترین نمایش هایی بود که دیدم. سبکی بسیار غافلگیر کننده داشت که توانایی بازی در لحظه بازیگران را به رخ می کشید. مفهوم کلی نمایش را شاید قبلا دیده باشید ، اما نحوه اجرا و ایده های پشت آن قطعا برای شما تجربه جدیدی خواهد بود. نمایش ریتمی تند دارد و هر بخش به نوعی شما را غافلگیر خواهد کرد و در پایان نمایش جمع بندی بداهه بازیگران از آیتم های قبلی نمایش حرفه ایی بودن تیم بازیگران را به نمایش خواهد گذاشت.
بازی تمام بازیگران این نمایش بسیار خوب بود ولی جا داره از بازی بی نظیر خانم پسیانی عزیر و خانم کردا عزیز تشکر ویژه بکنم. از کارگردان و تیم اجرایی این نمایش که تجربه منحصربفردی و برای من رقم زدند ممنونم.
ایده ی آقای دشت آرای برای این کار بسیار عالی و ستودنی بود. اما اجراها حداقل در شب پنجم خیلی پایینتر از انتظار ما. سهیل مستجابیان، امیرمحمد قزوینی، ستاره پسیانی، مارین ون هولک و الهام کردا چند پله بالاتر از دیگران بودند. رضا کیانیان هم شاید با پارتنری دیگر میتونست اجرای بهتری نشون بده. صحبت های میان اجراهای کارگردان به نظرم خیلی پراکنده و حوصله سربر بود. اون حرکت آخر بازیگرا که دیگه :|. لازمه تاکید کنم سهیل مستجابیان حداقل در شبی که ما تماشا کردیم، بیش از همه توجهمون رو به خودش جلب کرد.
زهره مقدم و پوریا صادقی این را خواندند
رویا این را دوست دارد
الهام کردا که ضعف داشت و ضعیف عمل کرد. به قول شما صحبت کارگردان با تماشاگرا همهمه ایجاد کرده بود و کلافه میکرد .نمیدونم چرا یاد حسن ریوندی میوفتادم:))
۲۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
به نظر میرسد حضور قدری بداهه در ترکیب با اجرای از پیش کارشده زیباتر و جذاب تر نمایان میشود. شاید بهتر بود که از دو اجرای هر گروه دومی با متن و کار قبلی بازی میشد. اما در مجموع ذهن مقایسه گرم نمایش «درباره تصویرت از من تجدید نظر کن» را بسیار بیشتر پسندید. در هر صورت این نمایش به قدر بسیار زیادی وابسته به ستاره هایش بود که این خود عیب بزرگیست.
امیر مسعود، نیلوفر ثانی، سپیده و پوریا صادقی این را خواندند
حسین تاجیک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید