آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش ایران استرالیا
S3 : 17:19:49 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۲ مرداد تا ۱۵ شهریور ۱۳۹۳
۲۰:۰۰
۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

یادداشت سر مربی قبل از بازی ، بین دو نیمه و بعد از سوت پایان
از ایده تا اجرا عنوان ِ دوره ای بود که در دانشگاه هنر برگزار شد
عنوانی که تا قبل از اینکه بازی شروع شود بی نهایت ساده بر زبان جاری می شود و بلافاصله بعد از سوت آغاز بازی مسیولیتی بزرگ  شانه هایت را سنگین می کند ، چرا که تو مسیول ِ شکل گیری عمق نگاه افراد می شوی برای پرواز ، پروازی مطمین بر بلندای زندگی هر روزه، برای تکان تکان دادن بال هایشان در مسیری که انتها ندارد . بین دو نیمه آداب دارد ، باید مرور کرد آموخته ها را ، نویسندگی ، بازیگری ، طراحی و کارگردانی را با چاشنی آداب ، آداب صحنه و پشت صحنه و فصل های بسیاری از این آداب به یادگیری و اجرای احترام می گذرد چه تیم عقب باشد چه گل های بسیاری زده باشد وبارها و بارها یاد آور می شویم گروه بودن را ، نیمه دوم آغاز می شود و حالا هوش مهم ترین می شود و جان بازی ، هوش برای مدیریت و شکل گیری رویاها و جان بازی برای فدا کردن ، جان دادنِ به تمامی برای خلقِ جانداری که از ما متولد می شود ، و تمامِ آنچه که باید در تربیت این حضور جاری شود داشتن دغدغه فرهنگ و مردم است و دوری از بی تفاوت شدن ، سوت پایان بازی بالاخره زده خواهد شد ، اگر باخته باشیم بند کفش هایمان را محکم می کنیم برای تمرین بیشتر و بازی دیگر و اگر برده باشیم بند کفش هایمان را محکم تر می کنیم برای تداوم این مسیر و دعای من سرودیست عاشقانه که بهترین ها را آرزو می کند برای تمامیِ بازیکنانم .
با مهر و احترام
سجاد افشاریان 

گزارش تصویری از نمایش ایران استرالیا / عکاس: سارا حدادی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش ایران استرالیا (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش ایران استرالیا (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ایران استرالیا (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ایران استرالیا (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› شادی "ایران - استرالیا" به فرهاد اصلانی تقدیم شد

›› محمد علی ابطحی به برد ایران در مصاف با استرالیا کمک کرد

›› زندگی بین دو نیمه

›› ایران، استرالیا با یاد سیمین بهبهانی

›› نشست مطبوعاتی « ایران – استرالیا » برگزار می‌شود

›› گُل خداداد عزیزی وزن زمین را کم کرد؟

آواها

مکان

شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران(هنر)
تلفن:  ۲۲۸۷۲۸۱۸-۲۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دوستان عزیز سایت محترم تیوال

از همراهی تون و زحمت هایی که در طول اجرای نمایش ایران استرالیا کشیدید از صمیم قلب متشکریم

به امید کارهای بعدی و همکاری های بعدی در آینده ای نه دور

با مهر و اجترام
سیاوش مقصودی
مدیر اجرا ایران استرالیا
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب از دولت مِی دفع ملالی کردیم
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم
عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی
غالب آنست که خوابی و خیالی کردیم

کم و بیش سی شبی بر این صحنه بودیم و خیابان جلفا و ارسباران باز خاطره ای شد که روزها و ماه ها و سال ها بعد به یادش لبخدی بیایید و آهی و یادی ... ایران استرالیا با گروهی جوان و سرشار از انرژی و شوق مدتی بر این صحنه بود و چراغ راه به دست سجاد افشاریان که راهبر و راهنمای گروه صمیمی مان بود و هست و همیشه ... جانِ دلی امشب می گفت هرچقدر حال خداحافظیِ امشب مان بد است ، یعنی که حال این مدت مان خوش بوده ... از سجادِ جان مان ممنونیم برای اینکه ما را گرد هم آورد ... از یکدیگر ممنونیم که این همه حال مان با هم خوب بود و از تماشاگران مان ممنونیم که با ما خندیدند ... با ما بغض داشتند و چه پر شور و پر حضور تمام این شب ها همراهی مان کردند تا این شبِ خداحافظیِ پر شکوه ... تاخیری گاهی اگر بود، نابسامانی در شروع اجرا اگر گاهی بود و همه را بر گروه اجرایی کار ببخشید ... دنیا گرد و کوچک است و چه خوب که کوچک است ... پس روزی ... دیدن ادامه ›› نه دیر و دور ... باز چشم مان به دیدار چشمِ هم روشن خواهد شد ...
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم ...

با مهر و احترام بی پایان

سیاوش مقصودی
مدیر اجرا نمایش ایران استرالیا
سجاد افشاریان این را دوست دارد
جانِ جهانِ من
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ممنون برای تلاش و ادامه....
از تو و همه‌ی گروه
دوستانی که موفق به دیدن کار نشدن و نتونستن بلیط اینترنتی تهیه کنن، تعداد محدودی بلیط در گیشه نمایش، از ساعت 6:45 امروز به فروش خواهد رسید.

امشب جمعه چهاردهم شهریور نود و سه ، آخرین اجرای ایران استرالیا در فرهنگسرای ارسباران.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
| هرکسی یا روز می میرد یا شبــ من شبانــه روز |
پنج شنبه و جمعه 13 و 14 شهریور ماه با تخفیف ویژه تاتر بازها ، تاتر بین ها و تیوالی ها به روی صحنه می رود ..
خرید اینترنتی : سایت تیوال
پ.ن : برای نمایشنامه نویس ها معمولا انتخاب بین متونی که نوشتن خیلی سخته ولی با تمام وجود حس می کنم یکی از بهترین متن هایی که تا حالا نوشتم و مهدی و نادر فلاح جون دل هم با بازی سه نقش ( انور ، فاتح و نادر کمیاب ) به نابی روی صحنه بهش جونی دوباره دادن ..
فاتح اسلامی :
من همیشه مست می رفتم، ولی تعادل داشتم، حتی می تونستم برم رو بند سیرک راه برم ، خداییش همیشه مست بودم، سیاه مست هم بودم، زمین می خوردم اما حتی یه جمله، تو بگو یه کلمه رو جا نمی انداختم. فقط بعضی وقت ها جا به جا می گفتم، مثل همین زَدم زدی که رفتن و ... روابط نامشروع هم نداشتم
خیلی چیزها داشت
خیلی چیزها هم نداشت
اما اون چیزهایی رو که بایست می‌داشت، داشت
وقتی 2 عدد غمگنانه ای می شود ..
خدا قوت پهلوان
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
یک بدتر از این حرفاست....
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
من که به صفر غمگنانه رسیدم و اشک ها
سیر نمیشم از دیدن کاراتون..
۱۶ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوست داشتیم همین

در لحظاتی از بازی سجاد افشاریان به این فکر میکردم که او به راحتی میتواند یک استند آپ کمدین موفق باشد.

فقط ای کاش به خاطر تاخیر در اجرا از تماشاگران عذرخواهی میشد.
سجاد افشاریان و سیاوش مقصودی این را دوست دارند
ممنون جون دل و ممنون از تذکرتون متاسفانه چون اونجا تا قبل از ما مراسم دیگه اجرا میشه این اتفاق افتاد و ببخشید واقعا ..
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
ممنون از توجهتون

در این مواقع امکان تغییر ساعت وجود نداره؟
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر خوب که دو بار دیدمتون و چقدر دوست داشتنی***
لحظه‌های شیرین توی ایران استرالیا خیلی زیاد بود و به یاد موندنی
امید که خستگی از تنتون در بره و باز به بهانه‌ای خوب دور هم جمع شید برای یک اتفاق خوب دیگه***
زهره شاداب این را خواند
نیوشا شهیدیان، سجاد افشاریان و سیاوش مقصودی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مرسی از سجاد افشاریان و گروه عزیزش که امشب حال من رو خوب کردند.

خسته نباشید عزیزان :)
سجاد افشاریان و نیوشا شهیدیان این را دوست دارند
ممنون عزیز دل ام
۱۱ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار های سجاد افشاریان عزیز رو فوق العاده دوست دارم
حیف که بعید میدونم بتونم این نمایش رو ببینم
خوشا به حال همه اونایی که میبیننش :(
سجاد عزیز امیدوارم همیشه موفق باشی
سجاد افشاریان این را دوست دارد
عزیزی علی جانی
۱۰ شهریور ۱۳۹۳
چیزی رو از دست ندادی ،منم فکر کردم حالم خوب میشه ولی واقعاً برعکس بود
چرا؟ نمیدونم
۱۲ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهران مدیری با هرکارش واژگان جدیدی رو معرفی میکنه؛ تو شوخی کردم هم " بدون" و " بخند" رو معرفی کرد و به نظر من
سجاد افشاریان، " ببین" هست!
این همه " دیدن" و " نشان دادن" برام ارزشمند بود
دیدن خشم و خستگی میکی موس، آدمی که اسم نداره، خودش نیست، فقط یک پوسته، میکی موس، پلنگ صورتی...
کسی که تو آسانسور میشینه و میگه؛ سلام قربان، طبقه چندم؟!
کسی که روزی اش رو از تو چاه فاضلاب در میاره
کسی که گوشه برانکارد رو میگیره
زنی که تو سیزده سالگی مادر میشه
کسی که در مسیر خروج از کشور میمیره
دختری که نگران "هرمس" شوهرشه!
آدمهایی که شاید خیلی از ما عادت نداریم ... دیدن ادامه ›› به دیدنشون
کنار هم قرار گرفتن کاوه و نیما

امروز توی راهروی یک شرکتی که هر چند ماه یکبار میرم اونجا، یک نفر با ذوق و شوق در رو برام باز کرد و احوالپرسی کرد، از لباسش فهمیدم که آبدارچی هست و حتما هر بار که میرم اونجا بارها برام چایی میاره اما من فقط لباسش رو شناختم!

چقدر دنیای ما پره از آدمهایی که برامون میکی موس هستند و البته چقدر ما برای بقیه میکی موس هستیم.


...
نمایش زیبایی بود
اما اعتراف میکنم خیلی غلیظ بود!
لازمه باز هم ببینمش و بعد مثل مار بوایی که فیل خورده شش ماه بخوابم!

پیشنهاد؛
قسمتی که میکی موس پیتزا آورد و اینطوری اپیزود خانواده به اپیزود میکی موس وصل شد خیلی خوب بود اگر راهکار مشابهی برای بقیه کار هم پیدا میشد به نظرم نمایش روانتر میشد، مثلا توی فیلم مجنون لیلی یک جعبه بین افراد مختلف چرخید و دوربین از دریچه اون وارد زندگی آدمهای بسیار متفاوتی شد.
شاید امیر میتونست برای باز کردن چاه فاصلاب پادگان وارد بشه و مرتضی(؟) با چکمه پوشیدن از پادگان خارج بشه و صحبتهاش رو بخونه وسط صحبتهاش یه تیتر یک روزنامه اشاره کنه که نیما نوشته اش و ...

کلام آخر؛ سپاس از همه هنرمندان عزیزی که با نوشته و اجرا و زحماتشون یک شب خوب رو برامون ساختند.
ممنون طیبه عزیز از این همه نگاه و مهر و دقت و بسیار بسیار ممنون بابت پیشنهادها عزیز دل
۱۰ شهریور ۱۳۹۳
عزیزی بانو
خفن انگیزناک به یک کافه نشینی دبش نیازمندیم،همچنین :)
حتمن طیبه جان بانو هماهنگ کنیم ودیداری تازه کنیم:*
۱۰ شهریور ۱۳۹۳
چقد خوشحالم که تماشاگرانی دقیق و دلسوز مثل شما داریم
۱۱ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گزارش تصویری نمایش ایران استرالیا
لینک مطلب : http://www.the-photos.com/?p=1094
سجاد افشاریان، sanaz m.barin و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان دیشب در تئاتر "بر پهنه دریا" یکی دیالوگ بود که آقای پیروز فر می گفت :" پدر و مادرم سر زا رفتند..."
این دیالوگ ما رو یاد کسی ننداخت جز 021 عزیز و دوست داشتنی و صد سال پیش از تنهایی ما...
به قدری که به طرز عجیبی دلم هوسشو کرد...
اینجا از آقای افشاریان می خواستم اجازه بگیرم که اگه قرار نیست کار به صورت دی وی دی بیرون بیاد یا دوباره اجرا بشه میشه اگه کسی از دوستان فایل صوتیشو داره بذاره....به خدا دلمون تنگ شده براش...
البته باز هم با اجازه جناب افشاریان...
سجاد افشاریان و سیاوش مقصودی این را دوست دارند
ای عزیز دل ایشالا به زودی بیرون می آد جون دل
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
خب پس چه قدر خوب تر!
منتظر همون می مونیم...
ممنون:))
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
آقای افشاریان کاشکی ده دقیقه پایانی رو در قالب یک مجموعه پخش کنید
۰۹ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یا خدا به خاطر کینگ رام من برای بار سوم باید بیام کار رو ببینم؟
کیمیا TAV این را خواند
King Raam
?
واقعاً؟ کجا؟ چه طور؟ چی؟
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
از کینگ رام اجرای زنده یا playback ؟ کدوم قطعه؟
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
اجرای زنده.اصولا کار پلی بک نداره.نمیدونم
۰۹ شهریور ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من شب سوم اجرا رو دیدم و امشب و با دو تا کار متفاوت روبرو شدم
سجاد افشاریان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از اون روز پاییزی که دبیرستان به خاطر بازی زودتر تعطیل شد هیفده سال گذشت و من دوباره با گل خداداد مو به تنم سیخ شد و حسابی هیجان زده شدم! مرسی بابت زنده کردن این احساس که همیشه جا داره زنده ش کرد و حولش داستان تعریف کرد...
و یک مرسی دیگه هم از گروه آکولاد بابت راسکولنیکف، آهنگی که دوره ای رو باهش سرکردم و اجرای زنده ش واقعا سورپرایزم کرد. ممنون
تقدیم اجرای سه شنبه شب، چهارم شهریور نود و سه

سجاد افشاریان، سرپرست نویسندگان و کارگردان نمایش ایران استرالیا در پایان اجرا گفت: | امشب حال خوبی داریم چون هنرمندان عزیزی میهمان مون هستند، خانم پریسا مقتدی عزیز، آقای فردین خلعتبری دوست داشتنی و آقای محمد یعقوبی نازنین ... اما ایران استرالیا برای من و گروه هر شب به یاد عمو یونس شکوری روی صحنه می ره ... مرد بزرگی که برای من عموتر از هر عموی تنی ای بوده و هست ، گرچه الآن دیگر در میان ما نیست ... اجرای امشب رو با عشق تقدیم می کنیم به همسر عمو یونس که اینجا در سالن هستند. |
سجاد افشاریان، سهیل کرمیار و Shayan Panahi این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روزشمار ایران استرالیا شروع شـــد 10 ..
| «ایران-استرالیا» شادی فراموش شده ایرانیان را زنده می کند |

شرق پارسی به قلم خانم منصوره فراهانی
http://www.sharqparsi.com/2014/08/article21513

در این کار، که یک کمدی تلخ است، ما سعی کردیم به این بپردازیم که چرا ما (مردم ایران) شادی کردن را بلد نیستیم، چرا شاد بودن را بلد نیستیم ؟ چرا همه چیز از یک شادی دسته جمعی تنها به صورت یک خاطره باقی می ماند و آن و شادی تداوم پیدا ... دیدن ادامه ›› نمی کند.

تئاتر ایران-استرالیا

به تازگی تئاتری با عنوان «ایران-استرالیا» در تهران به نمایش درآمده که خاطره شادی دسته جمعی ایرانیان را در سال ۷۶، بار دیگر زنده می کند. به گفته سجاد افشاریان کارگردان این تئاتر «این نمایشنامه بر اساس بررسی شادی‌های عمومی مردم نوشته شده است و در واقع از بازی ایران و استرالیا به عنوان نقطه عطفی در این عرصه یاد می‌شود.»
بازی پلی آف آسیا-اقیانوسیه در دور مقدماتی جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ فرانسه، ایران در مقابل استرالیا قرار گرفت و ایران توانست در بازی ایران-استرالیا در هشتم آذر ۷۶ (۲۹ نوامبر ۱۹۹۷) با قانون گل زده در خانه حریف به عنوان برنده نهایی بعد از مدت طولانی دور ماندن از بازیهای جام جهانی بار دیگر به این بازی ها راه پیدا کند. این موفقیت تیم فوتبال ایران، موجب شادی مردم این کشور شد، به طوری که همگان به کوچه و خیابان ریختند و رقص و پایکوبی و شادی پرداختند؛ اتفاقی که تا پیش از این، در جامعه ایرانیان دیده نشده بود. بعد از این اتفاق در سال های بعد ایرانیان به بهانه های مختلف به خیابان ها آمدند و شادی کردند، اما هیچ گاه شادی دسته جمعی بعد از بازی ایران-استرالیا تکرار نشد.
اینک سجاد افشاریان نویسنده و کارگردان تئاتر، نمایشی را به اجرا درآورده که به این شادی عمومی می پردازد، افشاریان معتقد است که مردم ایران شاد بودن را بلد نیستند و تداوم شادی ها در کشورش کوتاه است. با او که نمایش هایی از جمله «ننه دلاور بیرون پشت در»، «هواشناسی دروغ و تنهایی» و «احساس آبی مرگ» را در کارنامه خود دارد، به گفت و گو نشستیم.

شرق پارسی: انگیزه اصلی از برگشتن به ۱۷ سال قبل چه بود؟ چه شد که به آن تاریخ برگشتی؟

سجاد افشاریان: من هر نمایشی را که می خواهم روی صحنه ببرم، به نیاز اجرای آن فکر می کنم. به این فکر می کنم که نمایشی را روی صحنه ببرم که بتواند برای حال و روز جامعه مفید و تاثیرگذار باشد. با توجه به اینکه متن های آماده ای در اختیار داشتم تصمیم گرفتم روی ایده ایران-استرالیا کار کنم. زیرا احساس کردم نسل غمگینی داریم و اساسا جامعه غمگینی داریم. با تحقیق و پژوهشی که به صورت نسبی انجام دادیم به همین نتیجه رسیدیم. بر همین اساس شروع کردیم به تحقیق در مورد شادی های عمومی که در کشور ما بوده است. به تنها شادی عمومی و اجتماعی که رسیدیم شادی بعد از بازی فوتبال ایران و استرالیا بود … البته شادی های دیگری هم بوده که اساسا شادی عمومی تلقی نمی شوند، مثلا شادی انتخابات یا مواردی مشابه که باز هم عده ای در آن شاد نبودند.
شادی بعد از بازی ایران-استرالیا در حالی رخ داد که مردم ایران بعد از انقلاب، شرایط سخت جنگ را پشت سر گذاشته بودند و بعد از آن دوران سخت همگی به یکباره شادی را تجربه کردند و به کوچه و خیابان ریختند. این اولین شادی دسته جمعی، ایده ای شد برای شکل گیری این نمایش.

داستان این نمایش چگونه پیش می رود؟

در این نمایش ما با قصه ها و روایت های گوناگونی روبرو می شویم که از زمان بازی شروع می شود، ولی تا زمان حال ادامه دارد. یعنی قصه های ما در ۱۷ سال پیش نگه داشته نشده و برخی از قصه های ما برای همین روز قبل است. در واقع بازی ایران-استرالیا بهانه ای می شود برای روایت قصه های ما.

گفته می شود که مضمون این تئاتر بیشتر سیاسی است، آیا موافق هستید؟

این نمایش تمام مضمون اجتماعی دارد، اما زمانی که سراغ اجتماع می رویم، طبیعتا لایه های سیاسی، فرهنگی و … پیدا می کنند، ولی اساس کارهای من تئاتر اجتماعی است.

سبک نمایش چگونه است؟ کدام اپیزود جذاب تر است؟

این نمایش به شکل اپیزودیک اجرا می‌شود و هر اپیزود فرم متفاوتی نسبت به دیگری دارد. حتی داستان پردازی در هر اپیزود نیز متفاوت است. تمامی اپیزودها به هم خط وصل دارند و تمام آن دارای جذابیت خاصی هستند. بعضی از این اپیزودها ارتباط مستقیمی با سرنوشت بازی دارند. یعنی ما قصه هایمان را به لحاظ زمانی بر اساس بازی فوتبال تعریف کرده ایم. این نمایش ۹۰ دقیقه بازی فوتبال به علاوه ۸ دقیقه وقت اضافه و زمان بین دونیمه، حدود دو ساعت روی صحنه اجرا می شود. بر اساس میزان فشاری که در بازی ایران-استرالیا وجود داشته، که ابتدا بازی یک به هیچ به نفع استرالیا بود و بعد ۲ به هیچ شد و سپس یک به یک و سرانجام دو به دو، داستان ها پیش می روند. ما اپیزودهایی را طراحی کردیم که سرنوشت داستان آن به سرنوشت بازی بستگی دارد. برای مثال در یک اپیزود فرزند خانواده که بارها تصمیم به مهاجرت داشته و این اتفاق به هر دلیلی رخ نداده است، وعده ای از فردی گرفته که اگر ایران در این بازی ببرد، او را به همراه تیم ملی به فرانسه می فرستد، از اینرو تمام امید این خانواده به این بازی بستگی دارد، در حالی که ایران دو هیچ عقب است.
در این کار، که یک کمدی تلخ است، ما سعی کردیم به این بپردازیم که چرا ما (مردم ایران) شادی کردن را بلد نیستیم، چرا شاد بودن را بلد نیستیم ؟ چرا همه چیز از یک شادی دسته جمعی تنها به صورت یک خاطره باقی می ماند و آن و شادی تداوم پیدا نمی کند.

آیا نمایشنامه کار را هم خودتان نوشتید؟

نمایشنامه این تئاتر به سرپرستی من به همراه یک گروه از نویسندگان نوشته شده است، به طوری که ما در یک پروسه یک ساله ایده پردازی کردیم، جلسه گذاشتیم و با هم فکری همدیگر نمایشنامه را نوشتیم.

استقبال از نمایش چگونه بود؟ معمولا در ایران فیلم های کمدی با استقبال زیادی روبرو می شوند، آیا می توانیم این قضیه را به تئاتر هم تعمیم دهیم؟

در تهران به عنوان پایتخت و مرکزیت تئاتر ایران، هیچ رسانه تبلیغاتی شهری برای تئاتر نداریم. یعنی در کل این کشور حتی ۵ بیلبورد تبلیغاتی برای تئاتر وجود ندارد تا به مخاطبان این هنر، نمایش های روی صحنه را معرفی کند. اساسا باید بگویم که تبلیغات تئاتر به غیر از فضاهای مجازی، تنها از نقل دهان به دهان انجام می شود. از اینرو می توان گفت استقبال از نمایش به ژانر آن یعنی کمدی بودن یا نبودن، بستگی ندارد. بلکه اگر نمایشی خوب باشد، تماشاگران آن را تبلیغ می کنند و با استقبال مواجه می شود. من در بیشتر کارهایم به دغدغه های مردم جامعه می پردازم، زیرا معتقد هستم اگر تماشاگر ببیند، دغدغه هایش، دغدغه های ما بوده و تئاتر به دلیل بیزنس و بی تفاوتی ساخته نشده است، به ما فکر می کند و بین ما (هنرمندان) و تماشاگران احترام متقابل ایجاد می شود.

تاکنون تئاتری را در خارج از ایران اجرا کرده اید؟

من به اینکار فکر کردم، اما خودم به شخصه به دلیل اینکه خدمت سربازی نرفتم نمی توانم از ایران خارج شوم و مشکل خروج دارم.

به تئاتر بعدی فکر می کنید؟

در تمام ۱۲ سالی که من در بدنه تئاتر حرفه ای کار کردم، هر تئاتری که ساختم به تئاتر بعدی فکر کردم و قطعا باید به تئاتر بعدی فکر کنم، اما در شرایط فعلی که مشکل های کلان مدیریتی در این تئاتر وجود دارد، قطعا انگیزه ای ندارم تا به تئاتر بعدی فکر کنم.

مشکلاتی که می گویید در زمینه های اقتصادی هستند یا مدیریتی؟

من بعد از یکسال همچنان پول تئاتر قبلی ام را از مرکز نمایش های هنری ایران طلب دارم، این تنها مشکل من نیست بلکه صدها هنرمند دیگر هم طلبکار هستند. اقتصاد تئاتر ما دچار بحران است. از طرف دیگر بحث مدیریتی در تئاتر یکی دیگر از مشکلات است. اگر به رزومه مدیرانی که در این سال ها مدیریت مرکز نمایش های هنری (ایران) را بر عهده گرفتند نگاه کنید، می بینید که آن ها درگیر تئاتر نبودند یا دغدغه تئاتر را نداشته اند. مدیران این مجموعه بدون اینکه هزار بار سراغ آن ها برویم و از آن ها دعوت کنیم، به دیدن تئاترنمی روند. مدیری برای تئاتر این مملکت راهگشا است که دغدغه تئاتر داشته باشد، درگیر این هنر باشد و اساسا دغدغه فرهنگ داشته باشد.
طیبه علیرضایی و رسول حسینی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید