تیوال نمایش لانچر ۵
S2 : 05:32:40
امکان خرید پایان یافته
  ۲۴ تیر تا ۰۸ شهریور
  ۲۰:۳۰
  ۲ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مسعود صرامی، پویا سعیدی
: امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، ، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، باسط رضایی، عرفان امین، هادی شیخ‌الاسلامی، امیرحسین احمدی

: فرشید روشنی‌‌، عباس اکبری
: میلاد ابراهیمی
: علیرضا میرانجم
: آیدا میرزاخوانی
: میلاد حسینی
: عسل تهمتن، علی چایچی، آرمان رضایی، امیر بنی شریف
: پویا نوروزی
: امیرعلی عزیزی
: مهسا همتی
: امیر صداقتی
: معصومه مسعودی
: پوریا عربگری، حامد محمودی

- تندیس بهترین نمایشنامه از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵
- تقدیر بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶
- تندیس بهترین نمایشنامه در بخش صحنه در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷
- نامزد نمایشنامه در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در ۲۱مین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در جشنواره تاتر فجر در سال  ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین طراحی نور در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷ (علیرضا میرانجم)
- ‏‪نامزد چهار جایزه بهترین بازیگر مرد از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- نامزد بهترین طراحی نور از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی

در پادگانی نظامی سه تیراندازی به فاصله ی زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره ی بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می شود.

گزارش تصویری تیوال از نمایش لانچر ۵ / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش لانچر ۵ | عکس نمایش لانچر ۵ | عکس نمایش لانچر ۵ | عکس نمایش لانچر ۵ | عکس

ویدیوهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
الهه رضازاده
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
من امشب این کار رو دیدم .
اول از همه چیزی که خیلی اذیت میکرد بوی سیگار و نداشتن تهویه مناسب بود به حدی که من کل تمرکزم رو این بود که الان قرار یه سیگار دیگه روشن بشه
وچیز دیگه اینکه
اصلا کسی که دنبال تأتر خندداره نباید بیاد این تأتر رو ببینه چون اصلا داستان خندداری نداره - درسته که که بخشایی خندداره ولی اصلا ماجرای خندداری نیست.

تأتر خوبی ولی خنددار نه...
رضا آزادی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
سلام به همگی. بازی ها بسیار خوب و روان بودند و نمایشنامه بسیار با ظرافت نوشته شده بود. این که گروه دو نفره نویسندگی و کارگردانی توانستند گروه رو به خوبی هدایت کنند، مشهود بود. اما به نظرم یک ایراد به کار وارد هست و اون زمان بیش از حد زیاد نمایش بود. زمان 2.5 ساعت تا 3 ساعت واقعا از حوصله تماشاگر خارج هست به خصوص که صندلی های تئاتر مستقل اصلا کیفیت مناسبی ندارند. ضمن اینکه معتقدم در تئاتر هنر این هست که در کوتاهترین زمان، حق مطلب را ادا کنید وگرنه شاید هر کاری زمان زیادی صرف بکنه کار خوبی از آب در بیاد (البته همیشه اینطور نیست و این مطلب برای توجیه نمایش های ضعیف کاربردی ندارد).
پی نوشت: امیدوارم تئاتر مستقل همانطور که به کیفیت کارها توجه میکنه به کیفیت سالن و بخصوص صندلی ها هم توجه کنن. سرمایه تئاتر در درجه اول تماشگرانش هستند.
به نظرم مخاطب تیاتر باید خودش را با زمان تیاتر بلند وقف بده تا در این شرایط که سانسور فراوان هست دیگه مولف نگران کوتاه کردن کار و خود سانسوری از این دست نباشه. اتفاقا اقای رحمانیان سر نمایش پیکان جوانان که یک کار هفت اپیزودی بود و به خاطر حوصله مخاطب تو ... دیدن ادامه » هر اجرا دو قسمت اجرا نمی کرد خیلی در این مورد شاکی بود مصاحبه خوبی داره پیشنهاد میکنم پیدا کنید بخوانید. میگه همه جا دنیا مخاطب عادت داره به تیاتر دو ساعت و دو ساعت نیمه ولی در ایران حوصله مخاطب زود سر میره به نظر ایشان مخاطب باید فرهنگ تیاتر دیدن اش عوض کنه. به نظرم منم ما نباید از مولف تقاضا کنیم بخشی از اثر نمایش نده چون حوصله نداریم.
۲۴ شهریور
خیلی ممنونم که نظر دادین. ببینید همه جای دنیا شرایط سالن های تئاتر یک شرایط مطلوبی هست. هم به لحاظ صندلی مناسب، هم به لحاظ صدا، هم به لحاظ تهویه.وقتی از زمان شروع همین نمایشی که مورد بحث هست، مخاطب نمایش شروع میکنه به باد زدن خودش با این تراکت های نمایش، ... دیدن ادامه » یا بعد یک ربع شروع میکنه به گردش به چپ و راست روی صندلی، این یعنی اینکه مخاطب بخش موثری از حواسش دیگه به نمایش نیست (همون نمایشی که گفته میشه حتی نور موبایل بازیگر رو تحت تاثیر قرار میده). انتظارات همیشه باید متناسب با امکانات باشه. شما نمیتونی بدون امکانات، انتظار خاصی داشته باشی. هم من هم شما هم هر انسان آگاهی از سانسور بیزاره، اینجا هم من نگفتم سانسور کنید، گفتم "ایجاز" خودش یک هنز هست. شاید هر کارگردانی بلد باشه با 3-4 ساعت نمایش مفهموشو برسونه اما کمتر کارگردانی همین کارو میتونه تو یکی دو ساعت انجام بده. حالا شما بگید: کدام هنر واقعی هست؟
آقای رحمانیان از کارگردان های محبوب منم هست و تیمشون با خانم مهتاب نصیری همیشه غوغا میکنه، اما در این مورد، اگر چنین نظری داشته باشن، باید بگم نظر من مخالفشون هست. اگر انتظار مخاطب باحوصله دارین، باید اول از خودتون شروع کنید. بستر فرهنگی مناسب رو کی باید پدید بیاره. جواب من اینه که هر کس از خودش باید شروع کنه. انتظار از دیگران انتظار درستی نیست. هر کس اگر سهم خودشو درست ایفا کنه طبیعتا نیازی به هیچ تذکر یا تلنگری نخواهد بود، مگر در موارد خاص.
در نهایت تماشگر هم 2-3 ساعت میشه و کارو میبینه اما دیدن کار مهمه یا اثرش بر انسان؟ اگر سوال ها رو درست بپرسیم اون وقت به نتایج بهتری هم می رسیم.
۲۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود و من از دیدنش لذت بردم. سربازها با شخصیتهای مختلف برای من تداعی کننده افرادی بود که میشناختم. خدا قوت میگم به همه دست اندرکاران این اجرا
محسن جوانی، سحرناز قاسم نژاد و علی خالقی این را خواندند
امیر مسعود و فرهاد ریاضی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرام
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
اگر کمی تجربه پشت این نمایش بود می توانستیم با یه اثر فوق العاده روبرو باشیم ، هنرمندای ناشناخته ای که یه نمایش خیلی خوب را روی صحنه برده بودند ، یه قصه جذاب که بیشتر از دو ساعت با خودش همراهتون میکنه، بازی های قوی و یک متن قابل قبول
اگر تجربه نشستن روی زمین جلوی صحنه را ندارید حتما یک بار تجربه اش کنید ، درسته دید خوبی ندارد و اذیت میشن اما اینقدر به بازیگرها نزدیکین که حس می کنید خودتون هم روی صحنه هستین
من هم دقیقا رو تشکچه نزدیک صحنه بودم و واقعا لذت بخش بود
۱۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
razieh sadri
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
نمایشی تقریبا ۲ ساعت و نیمه که اینقد خوب و حرفه ای بود که باعث شد اصلا متوجه نشیم تو چه سالن مضخرفی با گرمای بشدت آزار دهنده و بدون تهویه (#تئاتر_مستقل_تهران ) به تماشا نشستیم و زمان رو به کلی فراموش کرده بودیم.
حیفه یه همچین نمایشی که تو این سالن اجرا شد...
کاش صاحبان سالن ها یاد بگیرن و به سالن هاشون برسن و بازسازی کنن و برای مخاطباشون احترام قائل بشن.
ندا سوری
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
هر انچه در ستایش این تئاتر باید گفت خوشبختانه گفته شده شاید نقد وارده به منی که تماشاگر هستم وارد بشه
تئاتری اجتماعی با بنیان دردآلود که در جامعه به کرات دیده شده و به کرات نادیده گرفته می شود اگر با دست و زبانی طنزالود اجرا شود نمی تواند قهقهه تولید کند گرچه زبان طناز لانچر۵ خنده را ناگزیر می کرد اما منِ تماشاگر نمی بایست به قصد خندیدن بر صندلی تماشاگر می نشستم و اگر خندیدن را تمنا میکنم لانچر نمی بایست اتتخاب من می شد.

وقتی که داد زده می شود "این اتاق اخر دنیاست" جواب تماشاگر خنده است؟

وقتی با زبان مازنی صحنه وحشت و لجن وار قتل پای لانچر ۵ را که بوی تکه پاره شدن مقتولان را از دستان سرباز چهار روزه نمی برد ، خندیدن به لهجه راوی جایی دارد؟

و ای کاش درک کنم به هنگام تماشای تئاتر در سالنی هستم با فضای محدود به خویشتن ، نه در منزل و لمیده بر ... دیدن ادامه » مبل راحتی که هر گونه که بخواهم بنشینم و سرم را به هر جهت که میخواهم تکان دهم
واقعا واقعا چقدر خوب گفتی و من حرص خوردم درباره‌ی این موضوع.
۱۶ شهریور
جانا سخن از زبان ما میگویی! واقعا گاهی اوقات این خنده های بی جا و اغراق آمیز حال آدم رو بد میکنه.
۱۷ شهریور
خیلی زیبا و به جا گفتید
من برای اولین بار وسط اجرا به کنار دستیم که خنده ها و تنفس وحشتناکی داشت و مدام تکون می خورد تذکر دادم
شما هم هر کسی رو دیدید ه حد خودشو نمیدونه بهش تذکر بدید
۲۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسلم محمودی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
خسته نباشید به عوامل این نمایش
نمایش دارای ویژگی های خاصی است که در این چند سال اخیر ،تئاتری با این کیفیت ندیدم
نمایشنامه دارای ریتم و ضرب آهنگی خاص و مناسب ، فراز و فرودهایش به موقع و زیرکانه انتخاب شده است به طوری که بخاطر را وادار می کند در مدت نمایش که طولانی هم است لحظه ای چشم از روی سن برندارد. آن جایی که مخاطب از پیگیری ماجرا و تفکر و کنکاش در مورد وقایع داستان خسته می‌شود طنز به کمک او می آید وادارش می کند لختی روی صندلی بنشید و رها از داستان به موقعیت های کلامی و حتی بصری (حالات سلطان) بدون دغدغه از دست دادن خط داستان ، بخندد. این کشمش باعث می‌شود تا مخاطب تا لحظه آخر بین عقل و احساس بدود هم بیندیشد هم بخندد.
طراحی صحنه و نور پردازی بسیار ساده اما گیرا و کارآمدی داشت ، بخصوص نور پردازی و سایه حرکت پنکه سقفی ،که فضای وحشت بازپرسی را به نحو ... دیدن ادامه » احسن به مخاطب منتقل می کند و در این موقع صدای پنکه هم به کمک صحنه می آید و فضای وحشت را تشدید می کند.
دیالوگ‌ها و تیپ سازی شخصیت های داستان حرفه ای است یک دست نبودن شخصیتهای داستان که نماینده یک شهر هستند فضای یک پادگان را به درستی تداعی می کند .
و نکته آخر کارگردانی و میزان سن درست و بازیگری هایی روان و باور پذیر که توسط گروهی نام نا آشنا بروی صحنه آمد و توانست یک شگفتی از یک داستان ساده خلق کند
امیدوارم در آینده هم کار های موفقی از این گروه ببینیم
نیلوفر اخوان
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
سلام به تیوالی های عزیز
با توجه به تبلیغات دهان به دهانی که برای تماشای این اثر شد خب منم کنجکاو شدم که این کارو ببینم و ببینم آیا ارزش این همه تعریف رو داره یا نه ؟!
خلاصه بخوام بگم کارگردانی ، متن (مخصوصا متن) ، طراحی صحنه رو دوست داشتم به علت اینکه مختص فضای نمایش و کارکترها بود.
بابت بازی ها هم با نظر برخی دوستان موافقم تقریبا همه بازیگر ها خوب بودن ... تقریبا" ! اما بازی امیر نوروزی از بقیه بازیگران مسلط تر ، قابل باور و حرفه ای تر بود.
مدت اجرای نمایش بسیار طولانی بود و به نظر من میتونست با حذف برخی از اتفاقات یا حتی برخی کارکترها زمان اجرای نمایش کمتر شه
بله موافقم با نظر برخی تیوالی های عزیز من هم از سالن مستقل راضی نیستم بابت صندلی ها و تهویه نامناسب ، امیدوارم مدیریت محترم سالن بابت حل این مشکلات اساسی اقدامی کنند
در مجموع از 10 نمره 9 ... دیدن ادامه » رو به این کار خواهم داد .نمیدونم این همه شور و جنگ بابت دیدن این کار از کجا و چطوری آغاز شده در هر صورت باید صادقانه بگم که نمایش خیلی فوق العاده ای نبود که باعث شه این کار رو مجدد ببینم ...
آرزوی موفقیت برای گروه اجرایی...
حالا به نظرت آرمان باید میموند یا نه ؟ :))
۱۶ شهریور
چقدر دست و دلبازانه نمره دادی نیلوفر جان 9 از 10 برای کاری که از نظرت خیلی فوق العاده نبوده :)
باید قبول کرد تعریف و تمجیدهای غلوشده و فروش جنون آمیز بلیتها توقع آدم رو بالا میبره ، باهات موافقم
۱۶ شهریور
اقای تفضیلی باهاتون موافقم ... کاملا درست میگین
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوشا نشتایی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
(اینو یادت باشه صادقی، تو کار ما مرگ و میر زیاده...اما خیلی هم زود فراموش می شه. )
امروز به شکلی کاملا تصادفی و با لطف یکی دوتا از نازنین دوستانم به تماشای این اثر نشستم. اثری بدون بازیگر چهره با موضوعی مردانه که همه برای خرید بلیطش سر و دست می شکوندن و به طرز عجیبی من خیلی دیر راجع بهش شنیدم. موضوع مربوط به دوران سربازی و معمای قتلی است که در نهایت ما رو به عقده های جنسی افراد می رسونه و بعد کلی خنده جوری بهت چک می زنه که یکی از اون بخوری یکی از روزگاری که توش زیست می کنی.‌ نمایشی با طنز پررنگ و تراژدی پر رنگ تر. بی نهایت خندیدم و بی نهایت بغض کردم و اشک ریختم. برای تابان بیچاره که رد خونش هنوز تو لانچر ۵ هست...برای طالبی بیچاره که هنوز خوابش میاد...برای حداد که معلوم نشد تو شرایطی ریغ رحمت رو سر کشید...برای بویر احمدی که گند و کثافتش دو تا پادگان رو گرفته ... دیدن ادامه » بود... حتی برای شایگان بیچاره که آخرم پرونده ی مختومش دوباره باز شد. اما بیشتر از همه برای اون ۷ نفری اشک ریختم که حتی ندیدیمشون ولی ما به ازای زیادی در اطراف ما دارن و همراه با عبدی....
همیشه با جمله سربازی ازت مرد می سازه مخالف بودم. سرباز یه غرور له و پایمال داره تو هر درجه ای که باشه. این نمایشم کاملا این موضوع رو نشون می داد. نمی دونم کی بساطش برچیده می شه ولی امیدوارم زودتر پسران سرزمینم از شرش خلاص شن.
بازی های درخشان از بازیگرانی که نمی شناختمشان. متن درخشان از نویسنده ای که نمی شناختمش و کارگردانی درخشان از کارگردانی که نمی شناختمش. همه و همه در کنار هم نتیجه ای یک کلمه ای داشت. شاهکار....
دم همگی گرم. خسته نباشید. کولاک کردین. واری کردید که ۲.۵ ساعت از زمان رو نفهمم. ان شا الله تا آبان ماه منتظر اجرای مجددتان هستیم.
استاد خسته نباشی! !امکانش نبود متنو جوری مینوشتید داستان لو نره ..."ما رو میرسونه به عقده های جنسی " ؟ واقعا مجبور بودید ؟؟
۱۰ آبان
سلام. دوست عزیز اگر به کمی دقت می کردین در بخش ابتدای نظر من هشدار احتمال افشا و کاهش جذابیت وجود داشت. می تونستین مطالعه نفرمایین.
۲۱ آبان
جناب روح الله شما نمایشو ببین.نترس .قصه لو نرفته.شاید برداشت شما چیزی متفاوت از عقده های جنسی باشه
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صادق طالع
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
قبل از حرف های اضافه بگم که نمایش بسیار زیبایی بود و ارزش چند بار دیدن رو واقعا داره و باید صبرکرد تا دوباره تمدید شه.

وضعیت بد سالن واقعا صدمه می زنه به نمایش و مدام حواس شما متوجه هوای گرم و صندلی های سفت میشه که دستکمی از نیمکت های سنگی پارک ها ندارن.
مثل اینکه باید بادبزن و بالشتک برد به تئاتر مستقل وگرنه شمایید و 2 ساعت وول خوردن تو صندلی.

بازی ها: همه تقریبا خوب بودن ولی از بازی امیر نوروزی که تقریبا تمام طول نمایش رو روی صحنه بود و دیالوگ می گفت لذت زیادی بردم مخصوصا اینکه تا پایان نمایش انرژیش رو حفظ کرد. کاراکتر های آقایون یوسفی و عبدی سخت بود ولی بخوبی از عهده اش درومدن.
داستان: متن تمیزی بود و دیالوگ ها ارجاعات بی مورد نداشتن. دیالوگ ها پیوسته بودن و جذاب. کمدی خوبی داشت که سالن رو پر از خنده می کرد اما وقتی در انتهای نمایش حقیقت تا حدی ... دیدن ادامه » روشن شد خنده روی لب های تماشاچیان خشکید. بازجویی های آخر نمایش بسیار پرقدرت بودن و اینکه برخی کلمات رک بیان می شد رو دوست داشتم. تماشاچی ایرانی باید یکم ترسش از کلمات بریزه. در بیان مسایل اجتماعی، ادب خودش وسیله ایه واسه پوشوندن چهره ی کریه واقعیت.
نور، لباس و موسیقی و سایر موارد معمولی و مناسب بودن.

خسته نباشید در کل.
* منظورم آقایون یوسفی (کمالی) و حق شناس (عبدی) بود
۱۶ شهریور
باید حضورا به مسئولین سالن اعتراض کرد تا مجبور شد بخشی از سود خودشون رو که کم هم نیست به رفاه مخاطبین اختصاص بدن و مثلاً سیستم تهویه قوی و مناسب رو در سالن قرار بدن
۱۷ شهریور
اخیرا وضعیت تهویه این سالن داغون،کمی بهتر شده
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
mahsa hashemi
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
نقش اول خیلی تپق داشت و بعضی جاها مکثای بی دلیل داشت، همین طور کاراکتر هادی، اگه این دو تا شخصیت بهتر اجرا میشد از سطح دانشجویی خیلی بالاتر بود این تاتر، لذت بردم، مخصوصا نیمه دومش، متنش هم قوی بود، با ارزوی موفقیت *** در ضمن سالن در حد اصطبل گرم بود! و تهویه نداشت و همه مجبور بودن خودشونو با بروشوری ک داده بودن باد بزنن و چون محل ورود و خروج سالن یکی بود، ازدحام با جمعیت سانس دوم خیلی اذیت کننده بود...
محسن جوانی، دایِه* و الهه فرازمند این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی سلطانی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
سلام
اگر بخوام از نظر حسی نظر بدم باید بگم از نظر حسی خوب بود چون جان مایه نمایش خیلی تاثر برانگیز بود و البته جریان نمایش بویژه در دوسوم ابتدایی اون کمدی و خنده دار و در یک سوم اخر نمایش تراژیک و تاثر برانگیز و در اثر همین تاثر به این نمایش نمره خیلی خوبی میدم.
اما به نظرم بزرگترین نقطه ضعف این نمایش بازی نقش اول بود که در کل زمان نمایش مشخص بود .
در عوض بازی بقیه خیلی خوب بود بویژه بازی آقای یوسفی بویژه در قسمت پایانی نمایش و بازی آقای احمدی خیلی عالی بود.
طراحی صحنه خیلی خوب بود و نورپردازی چون قسمتی از طراحی صحنه شده بود رو خیلی دوست داشتم.
نمایشنامه با اینکه جانمایه خیلی تاثر برانگیز و قابل تامل داشت اما به نظرم حاشیه پردازی غیر ضروری داشت و برای همین زمان نمایش دوساعت شده بود و یه جاهایی آهنگ نمایش آهسته و ناپیوسته شده بود.

در مجموع اگه ... دیدن ادامه » باز هم بتونم میرم این نمایش رو میبینم بویژه به خاطر بازی عالی سرباز ها.
خداقوت به همه عوامل این نمایش ارزشمند.
سلام
لطفاً در مورد بازیگر نقش اولش توضیح دهید که کجایش ضعیف بود؟
چون امیر نوروز ی بازیگر توانمندی است... من ایرادم به بازی گرفتن
کارگردان است..
۲۰ شهریور
سلام جنان موسوی عزیز
ممنون که نوشته بنده رو خوندین و با حوصله پاسخ دادین
و کمک کردین ظرفیت یادگیری من بالاتر بره.
تندرست و شادکام باشین.
۰۳ مهر
خواهش می کنم
نظر لطف شماست
۰۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
stranger
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
همیشه فکر میکردم یه چیز اگر انقدر تعریفی باشه حتما یه جای کارش میلنگه
مگه میشه یه موضوع به این سادگی رو یه شاهکار دراورد.میشه از یه سری ادم بی نشان که حداقل من نمیشناسم یه سری بازیهای فوق العاده گرفت این همه جایزه حتما یکی پشت قضیه است وگرنه همچین چیزی نمیشه با این پتانسیل ،با همه وسواسی که داشتم باز رفتم به دیدن این نمایش تا مطمین شم حق با منه همش الکیه مطمین بشم اشتباه نمیکنم ، ولی اشتباه میکردم اشتباه ،اشتباهی به اندازه تمام زیبایی این نمایش ، دیدم حتی یه نمایش میتونه جلوی پوسیدن از درونمون رو بگیره مثل یک زن
یاسر متاجی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
آخر دنیا اتاق بازرسی نیست...

یک نمایش قصه محور که بار اصلی نمایش بر دوش قصه است، نمایشی مبتنی بر استراتژی چخوفی به گمان من ( در بخش‌های زیادی از نمایش نه لزوما همه‌اش) برای اجزا، که اگر تفنگی روی دیوار نشان داده شد(سروان فرمانده پاسدارخانه شاید مثال نقض‌ش باشد) تا پایان قصه باید شلیک شود.
مجموعه‌ای از اجزا که قرار است گره داستان را باز کنند و پرده از ماجرا بردارند، گره‌هایی که در نهایت البته باز نمی‌شوند.
گمانم هر جا که نمایش(متن) به سمت تعلیق و یا تکثر در تاویل پیش رفت موفق‌تر بود( اسامی برخی متجاوزین که مبهم ماند) و هر جا که به صراحت و صرافت و مستقیم‌گویی روی آورد( پایان نمایش و البته برخی موقعیت‌های میانی) فاصله گرفت از خودش از کیفیت از زیبایی.
یک مهندسی آشکار در ایجاد تعادل بین موقعیت‌ها و گزاره‌های کمیک و موقعیت‌های جدی، خشن و ناراحت‌کننده ... دیدن ادامه » نمایش به چشم می‌خورد که شاید میشد بهتر پرداخت شود (استفاده از گویش‌های مختلف به عنوان یک استراتژی مستعمل برای گرفتن خنده از مخاطب و البته چند مثال دیگر).
گویی لانچر۵ معلق بین تئاتر روایی و تئاتر کلاسیک با ثنویت افلاطونی است، در برخی موقعیت‌ها مشارکت مخاطب را طلب می‌کند(نه لزوما با تکنیک‌های صریح) و در جاهایی هم بی توجه به مخاطب مانیفست‌گونه و جبراندود سعی در القای ایده خود به مخاطب دارد.
با همه‌ی اینها نمی‌شود دوست نداشت لانچر۵ را، ناگزیرت می‌کند که بخندی و حرص بخوری و غمگین شوی، که حواست را شش‌دانگ بدهی تا مبادا دیالوگ یا گزاره‌ای از دستت در برود و نتوانی گره را بازش کنی.
بی معرفتی است که از بازی‌های خوب نگویم.
اینها همه صرفا برداشتِ شخصی است که پس از یک بار دیدن ارایه شد و همین قدر نسبی و غیر قطعی
چند پرسش بدون پاسخ مانده برای من و امیدوارم با خواندن نمایشنامه( در صورت امکان تهیه‌اش) یا دیدن دوباره نمایش روشن شود.
آقا ممنون بابت جسارتت و بیان این نکات در عین دوست داشتن کار و تعریف و تمجیدهای موجود از جمله خودم! :)
البته من لانچر رو خیلی دوست داشتم ولی نکاتی که شما راجع به متن گفتی هم بسیار قابل تامله.
من خودم هرچی به آخر نمایش نزدیک میشدیم میگفتم انقدر نباید فرمانده ... دیدن ادامه » پاسدارخونه محو بشه، نباید بسنده بشه به جملات آخرش که بی خیال داستان شو و ماجرا بیخ داره ...
موقعیت عجیبیه، از یه طرف میگم مهم ترین رکن این اجرا متن سرپا و خوش ریتم و تعلیق و گره های درستشه، از یه طرفم که یه سری ضعف و ابهام هم متوجه همین متنه!
ولی در کل دمشون گرم، ولی چه از حیث منطق پادگانی و چه منطق روایی فکر میکنم باید نقش فرمانده پاسدارخونه تو این داستان بیشتر می بود!
۱۴ شهریور
سلام‌جناب موسوی کیانی
ارادت دارم
تلاشم اینه به قدر ضرورت و کفایتِ فضای مجازی نظری کوتاه ارائه کنم صرفا جهتِ تشکر و قدردانی از زحمات دوستان
ضمن اینکه از شما ممنونم بابت حسن نظر و تفقدتون به بنده
شما خودتون هم قلم توانایی دارین و هم سواد نقد که استفاده ... دیدن ادامه » می‌کنم از نظرات تون
با احترام و ادب
۱۴ شهریور
نظر لطف شماست..
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین فروغی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
من این نمایش رو شب گذشته دیدم
به نظرم فقط شاید نمایش اونجایی که شایگان پرونده رو مختومه میکنه تموم میشد خیلی چیزی رو از دست نمیداد منظور اینه که قسمت انتهای کار ک سرباز میاد و به عنوان شاهد وارد میشه هم اگه نبود نمایش چیزی رو از دست نمیداد
اما.........
این نمایش علاوه بر تمام موارد خوبی که داشت و باعث تحسین همه شد یه قسمت خیلی خیلی خیلی بد داشت و اونم
انتخاب سالن برای اجرای محدود بود
قشنگ معلوم هست که #مدیریت_سالن شخصی #پول_پرست #بی توجه_به_مخاطب و.... رو داره. که با توجه به این همه بلیطی که از زمان تاسیس این تماشاخانه کرده هیچ فکری به حال تهویه، اکوستیک کردن فضا، بهینه سازی صندلی ها و قرار دادن پله میانی بین پله ها نکرده و خیالی هم برای این کار نداره
دیشب در حین اجرا ما همزمان صدای طبل و دوقل و میشنیدیم پله های دسترسی برای اینکه کاربری پله نداره و برای ... دیدن ادامه » نشستن خارج از ظرفیت هست با ارتفاعی تقریبا دو برابر ارتفاع استاندارد هست و تهویه کاملا نامناسب که اونقدر دیشب تو سالن گرم بود که همه عرق میریختند
واقعا باید تاسف خورد به حال مدیران مجموعه مستقل تهران
bori
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
لانچر 5 رو برای بار دوم دیدم
در اجرای اول که در تاتر شهر بود قسمت سرباز شمالی اجرا نشد!!! لااقل در شبی که من رفتم
به نظرم بازی این فرد جدید کم نظیر بود. در عین حال ضرورت اپیزود سربازی که صداش گرفته بود برای من معلوم نبود. خصوصا وقتی کار نزدیک به 150 دقیقه میشه.
یک نکته با گروه کارگردانی: شما که خوب به جزییات توجه داشتید و حتی سربرگ های روی میز سرباز هم منقش به آرم شاهنشاهی بود؛ کاش توجه میکردید که کراوات سیاه جزء اصلی لباس فرم یک افسر در اون دوران بود
اما نکته اصلی: دیشب برای اولین بار بود که به تاتر مستقل میرفتم و قطعا آخرین بار. دوستان اولویتی به نام احترام به تماشاگر اصلا ندارن. تاخیر در شروع، صندلی بد، فاصله کم بین ردیفها، تهویه، آکوستیک نبودن سالن (در تمام مدت اجرا صدای نوحه خوانی بیرون رو هم میشنیدیم)، گران و بی کیفیت بودن محصولات کافه.
به تاتر ... دیدن ادامه » مستقل نرید حتی اگر بیضایی اجرا داشت.
از بس صاحب های پول پرستش
پوست کلفت هستند
و هیچ تغیری در سیستم تهویه
سرویس بهداشتی و صندلی های بد انجام نمیدند
و فقط سالی چند بار
به فکر کارهایی هستند که دوست دارند و پر فروش هستند
تا مدام تکرار کنند.

واقعا با حرف شما موافق هستم
به ... دیدن ادامه » شخصه یک سالی هستش که دیگه این سالن نمیرم
و دوستان قدیمی و واقعی تاتر هم
نباید تا درست نشدن سالن و ایراداتش
در این مکان تاتر ببیند
تا از رو برند صاحب های گیشه پسندشون،

چون به شعور تماشاگر خیلی بد توهین می کنند
و انگار نه انگار در قبال پولی که می گیرند
باید حداقل های اولیه را عرضه کنند
۱۳ شهریور
سربازی که صداش گرفته بود محوترین شخصیت این نمایش بود. من خودم بعد از اجرا که تو ذهنم داشتم شخصیت‌ها رو با اسم بازیگرها ربط میدادم. کلی فکر کردم تا یادم اومد چنین شخصیتی توی نمایش وجود داشت.

تئاتر مستقل هم که واقعا عالیه! واقعا هیچ احترامی برای تماشاگرها ... دیدن ادامه » قائل نیست. جالب اینکه همه هم این رو میگن. ولی انگار نه انگار...
۱۳ شهریور
نمی دانم چه سالی امد تئاتر مستقل تهران...
ولی اولین بار من عاشقانه خاورمیانه را دیدم..
شهریور 96 بود..
یادم هست یک نمایش هم رفتیم اجرا نشد
ولی تا آن موقع کسی تحویلش نمی گرفت...
افتخارشان این بود که مرادی کار برده و پز می دادند..
هرکس تئاترش گل می کرد و ظرفیت ... دیدن ادامه » نداشت می رفت مستقل..
من شخصاً به نظرم همان عمارت ارغنون سالن بزرگه و سپند
بهتره.. به خصوص سپند..
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فصیح
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
نمایش رو متاسفانه در تئاتر مستقل دیدم... روی "متاسفانه" تاکید دارم چون اجرا مثل همیشه با 25 دقیقه تاخیر شروع شد، بازهم مثل دفعات قبل سالن تهویه مناسبی نداشت و در تمام مدت از گرما و نبود تهویه عذاب کشیدیم و لذتمون از اجرا بسیار کم شد. اگر اصرار به دیدن این نمایش نداشتم هرگز سراغ سالنی که احترام به تماشاگر درش معنایی نداره نمی اومدم. امیدوارم یا مسئولین تئاتر مستقل فکری به حال سالن و مدیریت اجراها بکنند یا من دیگه مجبور نشم اونجا اجرایی رو تماشا کنم.

و اما در مورد نمایش:
از نگاه من اجرای تمیزی بود و بازیگران (به ویژه با در نظر گرفتن این که اجرای دومِ روز بود) زحمت زیادی کشیدند و جذابیت قابل قبولی به اجرا بخشیدند.
من از انتخابم در مجموع ناراضی نیستم، اما:
کار به لحاظ محتوا و فرم اجرا حرف تازه ای برای گفتن نداشت. با این که قصه لانچر 5 در دوره پیش ... دیدن ادامه » از انقلاب 57 در یک پادگان رخ می داد، دوست دارم مقایسه ای بین این کار و دو کار با درونمایه جنگ ایران و عراق انجام بدهم که بسیار به خوبی تونسته بودند فضایی مشابه رو تصویر کنند: "آخرین نامه" و "پچپچه های پشت خط نبرد". نمایاندن کاستی های فضاهای خشن و عاری از زن، بیان دغدغه های سربازان جوان، کمک گرفتن از لهجه ها و گویش های مناطق مختلف برای شیرین کردن کار و غیره... همه و همه در دو نمایش پیش گفت، به موفق ترین شکل به مخاطب ارائه شده بود. لانچر 5 از این نظر برای من تنها یک بیان به ظاهر متفاوت (به لحاظ زمان و خط داستانی) از همان فضاها بود و اصلاً تازگی نداشت.
نکته مهم دیگه از نظرم اینه که اجرا واقعاً به سمت انتها از ریتم افتاد و بسیار کش دار شد، به طوری که الان به جد می تونم بگم نیم ساعت از نمایش بدون هیچ خللی به خط سیر داستان و شخصیت پردازی ها و غیره... قابل حذف بود.
از نظر من دکور ثابت معایب و مزایایی داره، از طرفی می تونه تماشاگر رو معطوف به اکت ها کنه و از طرفی می تونه خسته کننده باشه. در این مورد به علت طولانی بودن نمایش، دکور با القاء حسی مشابه تله تئاتر (مخصوصاً در جاهایی که اجرا از ریتم می افتاد) واقعاً خسته کننده بود. شاید بد نبود دست کم از اجزای کوچک تر (به جز صندلی) برای ایجاد پویایی کمک گرفته بشه.
از نور، به جز پرده آخر استفاده خاصی نشد که قابل بحث باشه.
موسیقی خاصی که قابل بحث باشه ارائه نشد، ولی موزیک آخر اجرا رو نپسندیدم.

در آخر دوست دارم یک انتقادی هم از تعدادی از کاربران بکنم: بعد از خوندن اغلب نظرات کاربران (این موضوع در مورد اغلب نمایش ها صدق می کنه) با به موج هایی از تمجید اغراق شده بر می خورم و یا با منفی بافی های جهت دار. داشتن این نگاه های صفر و یک، جدای از این که سطحی نگری محسوب می شه، به خود کار هم لطمه می زنه، چون انتظار تماشاگر پیش از دیدن اجرا بالا می ره و از لذتش کم می شه. چه خوبه که منصف باشیم و بیهوده اغراق نکنیم.

پی نوشت: تعدادی از همراهان عزیز ما در تمام لحظات یک نفس خندیدند. 1- شوخی های نمایش مقبول بودند ولی نه در این حد 2- بخش هایی بودند که اصلاً با هدف خنداندن مخاطب گنجانده نشده بودند.
ای کاش "یکسره" نخندیم.
من فکر میکنم در اینکه به گمان شما نمایش از ریتم میفتاد و آخرش کشدار و خسته‌کننده شده بود، شرایط سالن نمایش، تهویه و صندلیهای بد سالن هم بی‌تاثیر نبوده. من خودم اینقدر تو طول نمایش گرمم بود و احساس خفگی میکردم دوست داشتم یه کمی زودتر نمایش تموم بشه، با ... دیدن ادامه » اینکه مشکلی با خود نمایش نداشتم.
۱۳ شهریور
شاید هم من زیادی ملایم هستم بیشتر اوقات!
۱۴ شهریور
بحث ملایمات نیست یا محکمیات نیست..
کارامد بقیه دوستان هم لحن من را دوست ندارم..
دو روز مفصل با کارآمد نوشتیم..
مخلوط نگاه ژیژک - مکتب فرانکفورت است..
ایدئولوژی اش فلسفی است..
نوشتم تا عزیزی دنبال نقد غیر روزنامه ای با محدودیت های
خاص مکتوبات منتشر شده..
نقدی ... دیدن ادامه » کارگاهی بخواند.. ایراداتی که به نمایشنامه هم گرفتی
در انجا اشاره و پاسخ هم دادم..
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
solmaz gh
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
اینبار قصدم بیان نکات یک نمایش نیست. ولی چون این کار رو خیلی دوست دارم، فکر میکنم باید یک سری مطالب بگم که ارزش کار رو بیشتر بالا ببره. نمایش اجرا شده در جشنواره به مراتب قوی تر، بازی های رئالیستی جناب شایگان(نقش) باور پذیرتر، (طوری که بازی ایشان با استکان چای به مراتب تماشایی تر بود و دیگر شایگان بلا تکلیف عمل نمیکرد)، میزان خنده گرفتن ها در جشنواره به جا و منطقی بود طوری که وقتی از موضوع اصلی پرده برداشته میشد تمام آن خنده ها تبدیل به بهت و دل ریش شدن تماشاگر میشد. اما این بار تمام موضوع اصلی زیر سایه خنده ها رنگ باخت. شاید چند اجرایی شدن و تمدید مجدد، آن هم در سالن مستقل کمی باعث خستگی و گوش نکردن های درست و گم کردن خواست و نیاز به یکدیگر شده باشد. به هر روی باز هم دلم برای تابان و کمالی سوخت...و دعا دعا میکنم هیچوقت برادرم سربازی نرود....
واله
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
بسیار لذت بردم و با اینکه خارج ظرفیت دو ساعت و نیم روی زمین نشسته بودم اصلا کلافه نشدم. متن خیلی خوب بود، گره‌ها، شوخی‌ها، اکثر بازی‌ها. فقط اینکه چرا نسبت به اجرای اولیه تغییرات داشته رو نمی‌دونم و بدم نمی‌آد بدونم.
سپهر و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Behrooz Ghiasi
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
ی نمایش کاردرست....
لانچر ۵ رو امشب دیدم بالاخره...اصلا تصور نمیکردم که اینقدر عالی باشه..با اینکه زمان نمایش زیاد بود اما اینقدر جذاب بود که تا لحظه آخر تماشاچی رو با خودش همراه می کرد..و لذت دیدن ی نمایش عالی رو در همه بوجود آورد..
امشب خاله شیرین یزدان بخش واسه بار پنجم این تیاتر رو دید و لیاقت داشتن ۵ ستاره رو لانچر ۵ داره...
از همه دست اندرکاران این نمایش و همچنین تیاتر مستقل ممنون که این تئاتر رو در ساعت مناسب تمدید کردند..
و واقعا هیچ کس به طور قطعی نمیتونه بفهمه که در لانچر ۵ تمام واقعیت چه بود....❤
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید