آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش مردی برای تمام فصول
S3 : 14:31:56 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۷ آبان تا ۰۷ دی ۱۳۹۳
۱۹:۳۰
۲ ساعت
بها: ۱۵,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
همکف، ردیف ۲ تا ۵: ۴۰.۰۰۰ تومان
همکف، ردیف ۶ تا ۸: ۳۵.۰۰۰ تومان
همکف، ردیف ۹ تا ۱۴: ۳۰.۰۰۰ تومان
همکف، ردیف ۱۵ تا ۲۰: ۲۵.۰۰۰ تومان
بالکن یک و دو: ۲۰.۰۰۰ تومان
بالکن سه: ۱۵.۰۰۰ تومان

در این نمایش از شیوه پیشرفته دستگاه «ایستگاه تیوال» برای ورود تماشاگران رونمایی می‌شود. 
با این شیوه نیازی به چاپ نیست و کافی‌است کد پیگیری را همراه داشته باشید و یا برای سادگی بیشتر از بارکد رسید خرید با گوشی همراه خود عکس بگیرید!

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

گزارش تصویری تیوال از مراسم رونمایی از فیلم نمایش مردی برای تمام فصول / عکاس: یاسمن ظهور طلب

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش مردی برای تمام فصول (سری سوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش مردی برای تمام فصول (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش مردی برای تمام فصول (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش مردی برای تمام فصول (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری از تمرین نمایش مردی برای تمام فصول (سری دوم) / عکاس: مانی لطفی زاده

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری از تمرین نمایش مردی برای تمام فصول (سری نخست) / عکاس: مانی لطفی زاده

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری از گریم بازیگران نمایش مردی برای تمام فصول

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری نمایش مردی برای تمام فصول / عکاس: کیارش مسیبی

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
یادش خوش
خیلی کار خوبی بود هرچند جای ما بد بود و جای مناسبی گیرمون نیومد (البته بدترین نکته ی یک نمایش می تونه اجرا در تالار وحدت باشه! سالنی که اصولا برای تئاتر ساخته نشده!).
این نوشته رو خیلی وقت پیش همون شبهای اول اجرا نوشتم ولی دیر تونستم این جا هم انتقالش بدم.

مردی برای تمام فصول
کارگردان بهمن فرمان آرا
نوشته رابرت بولت
شب اول اجرا, به همت اعظم جان, به تماشای نمایش تک پرده ای در تالار وحدت نشستیم .
راوی داستان روی صحنه می آید و سر میدهد؛ ,, اینجا قرن شانزدهم است.,, خودش را معرفی میکند؛ مَتیوُ,و ادامه میدهد در این قرن او جزو آدمهای معمولی جامعه است.اینکه لباسش مناسب راوی بودن که هیچ اما نوکری سرورش هم نیست که بدانید نشان سده شانزدهم نیز ، همین است که قرار نیست کار به دست کاردان باشد ! خدمتکار است در خانه توماس مور. مور,موی لای درز اعتقاداتش نمیرود,قاضی بنام و معبتر شهر, سیاستمدار وجدان خیلی بیدار که سنجیده به سخن می آید و مکث های سخن نیز حرف های تعیین کننده ای هستند. ... دیدن ادامه ›› متیو نامۀ رسیده از صدراعظم کلیسای کاتولیک در انگلستان جناب کاردینال وولسیی را میدهد به دست ولینعمتش, نیمه شب است که قاضی به نزد ایشان فراخوانده شده. جوانکی جویای شغل را ساعتی قبل روانه کرده اما دوست قاضی , جناب وزیر هم حضور دارند . مور به اشاره ای به وزیرو در جواب همسرش میگوید چنانچه وزیر هم احضار میشد در این وقت شب حتما میرفت به حضور صدراعظم!
قرن شانزدهم زمانی است که, علم و هنر به قوت پا گرفته بود و تاثیرات خود را به رخ میکشید. پادشاه انگلستان هنری هشتم خود به فصاحت چندین زبان صحبت مینمود ,موسیقی نواز و هنر پرور بود و روح و جانش بهره کافی برده بود و سرش به تنش به خوبی میارزید.خوب در خور بود که وابستگی انگلستان از کلیسای کاتولیک رم توسط وی قطع شود که همین را هم به انجام رساند . قانون. خودش قانون بود,طی قانونی در آورده از خودش , خودش را رییس مجلس نمود و قانونا قانونی درآورد و شد اسقف کلیسای انگلستان .بدین ترتیب از هم پاشیدگی کلیسای کاتولیک را در انگلستان رقم زد و پروتستان را بنا نهاد. به عبارتی در انگلستان پاپ بی پاپ ! و بر همین منوال شد که او که در پی داشتن وارث تاج و تخت بود بتواند قانونا همسرش کاترین را طلاق داده و با ندیمه وی،آن بوییون ازدواج کند. اما مور, نه میتوانست پاپ را نادیده بگیرد و نه موافق کار شاه بود.وی در نزد همین مردم عادی آن روزگار انگلستان اعتبار داشت و چنانچه وی رأی پادشاه را قبول مینمود, مشروعیتی به آن میپوشاند که بقیه مردم آن را قبول میکردند چنین تغییری در انگلستان که منکر قدرت پاپ میشد و در عوض خدایی پاپ را در انگلستان به شاه میداد, به راحتی برای روحانیون و مردم عادی قابل قبول نمی بودو به گردن زدن بیشماری از کاتولیک ها منجر گردید. اما در مورد توماس مور فساد و خدعه معمول درباریان, ترس ازمحبوبیت و نفوذ وی در میان مردم و سر باز زدن از اظهار هر نظری چه مخالف و چه موافق رأی پادشاه, منجر به زندانی شدن وی گردید و در دادگاه به جرم سوگند به دروغ و خیانت به پادشاه محکوم شد.
فرد زینه مان در سال 1966 داستان را با موفقییت بر پرده سینما برد. همین زمان حدود بیست ماه بود که نمایش آن در تئاتر بیرمنگام اجرا میشد.
فرمان آرا که به درخشندگی کار را به صحنه برده , برای دو نقش محوری خطری را نخریده . هنرمندان رضا کیانیان وسیامک صفری چنان نقشی بازی میکنند که هر آن تصور میکنی به قضاوت توماس مور هستی و این متیو، الان که انعام نگرفته رهایت نکند. بازی شان روان است و از همان اول کار بُرده تان به قرن شانزده. کارصحنه و لباس بدون اینکه مسلط به لباس و معماری آن تاریخها بوده باشی به دست نداده. البته خیاط هنرمند بازیگران را از آن ژپونهایی که از هر طرف کمر زنان نیم متری فاصله داشت تا بلکه فربه به نشان رفاه به نظر آیند، معافشان نموده است.توماس مور در اصل، روشنفکری است که دخترانش خوب تحصیل کرده اند و به هنر زیبنده که معمول جامعه نبوده . اما متقابلا افراطی ایست که بی انعطافیش مورد مهر نویسنده است و جناب فرمان آرا نیز به خوبی خصلتش را بیرون میکشد و به تحسین اش میپردازد. تمامی آنچه مکالمات مشخصۀ رابرت بولت است، با هنرمندی تمام و تسلط بازیگران به جا ادا شده . کار ارزندهء مجموعه دست اندر کاران بیش از این ها دارد برای گفتن اما لذت تماشای صحنه تئاتر، به کلمه و سخن در نمیآید. اجرا برای دوماهی دیگر نیز هنوز بر صحنه خواهد بود. امید که خبر ندهند که متوقف شد.
این نمایشنامه به معنای واقعی کلمه ضعیف بود! اینهمه شعار! بیخیال!
خوشبختانه مخاطبامونم کلا گول اسم هارو میخورن!
رومینا خلج هدایتی، طهورا شکوری و هادی بشری این را خواندند
پرهام موسوی و hoda sarraf این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نکات کلی که با دیدن این کار به ذهنم اومده:

طبقه پرستی اگر زشت تر از نژاد پرستی نباشه، به همون اندازه زشت و غیرانسانیه. خیلی راحته که بشینی و غر بزنی و مسخره کنی و فکر کنی خیلی خاص هستی. دانستن بالذاته مسئولیت بیدار کردن دیگران رو به گردن فرد می گذاره.
کسانی که حرف های زیبا می زنند، لزوما حرف های درست نمی زنند و تاریخ در این یک مورد خاص شدیدا این رو ثابت کرده.
بعضی ها برای توجیه نیات خیانتکارانه خودشون دم از وجدان و اعتقاد و ایمان می زنند، در حالیکه همین افراد در موارد مشابه قبلی دقیقا برعکس مواضع فعلیشون عمل کردن.

یک اسم بزرگ در سینما، لزوما به معنای یک کار خوب ... دیدن ادامه ›› نمایشی نیست.

فعلا همین ها به یادم میاد.

به طور کلی از دیدن این نمایش راضی هستم. با وجود اشتباهات مکرر در ادای مکالمات مثل تپق زدن و فراموش کردن، و گسستگی و ناهماهنگی در اجرا که می تونست از خستگی 45 شب اجرا بوده باشه، از اینکه وقتم رو گذاشتم برای دیدن این کار ناراضی نیستم. وقتی سیامک صفری هم تپق میزنه و دیالوگش رو فراموش می کنه، یعنی خستگی بر گروه غالب اومده که من بهشون حق میدم. بازیگران جوانتر مثل آقای صابونی و آقای ساعتچیان، بازیهای بهتری ارائه دادن.
منم روز جمعه رفتم تپق خیلی داشتن بازیگرا مخصوصا آقای کیانیان
۰۸ دی ۱۳۹۳
دقیقا مخصوصا بازی کیانیان که تابه حال در این حد ضعیف بازی نکرده
۰۹ دی ۱۳۹۳
بله. ضعف بازی کیانیان خیلی به چشم من اومد چون ازش انتظار یک اجرای بی نقص رو داشتم.
۰۹ دی ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سخن آغازین
452 نفر این نمایش را دوست داشته اند و 135 نفر این نمایش را دوست نداشته اند. ( نظرات دوستان در تیوال تا این لحظه )!!!صدای سوت و تشویق تماشاگران نیز مصدق این نکته بود که فرمان آرا با هر تکنیکی توانسته بیش از نیمی از تماشاگران را خرسند نگه دارد. البته بحث تبارشناسی تماشاگران نه هدف این نوشته است و نه من جسارت سخن از آن. و صرفا به صحبت یکی از منتقدین سینما به عنوان یک جمله تامل انگیز در این امر بسنده می کنم که " فروش خوب و استقبال مردم صرفا به منزله هنری بودن اثر نیست. شاید هنر آن مرز و بوم در سیر قهقرایی قرار دارد و سلیقه مردم تنزل پیدا کرده است ".
در باب اثر:
1. دکور
الف . بخوبی طراحی ولی بهمان خوبی استفاده نشده بود. پله هایی که تا میانه های اجرا تداعی کننده طبقه در نظام اجتماعی بود ( پادشاه در بالاترین قسمت آن قرار می گرفت و این سلسله مراتب تا پایین ادامه می یافت) ناگهان در میانه داستان بهم می ریزد و بازیگران از هر درگاهی وارد می شوند و تمامی معادلات را بهم میزنند .( برای مثال به یاد آورید صحنه ای که سر تامس مور در زندان است و خانواده او از بالای صحنه وارد ... دیدن ادامه ›› می شوند.)
ب. قیمت بلیت من ارزان است پس می بایست نیمی از بازیگران را ببینم!!!!گویا طراح دکور این اجرا به کل فراموش کرده بود که تالار وحدت بالکن هایی دارد که دوستانی ( چه بسا تیاتری و دانش جو ) با اشتیاق در آن نظاره گر اجرا هستند. دیدن صحنه ای که تماشاگران در آن به دلیل عمق میدان زیاد و بسته بودن ابتدای سن از دیدن بازیگران محروم بودند شایسته تیاتر این کشور نیست.
2. موسیقی
موسیقی این اجرا می توانست کمک بیشتری در ریتم اجرا داشته باشد ولی دلیل استفاده بسیار محدود از موسیقی برای من علامت سوال بزرگی است و وقتی با کندی بیش از حد اجرا روبرو می شوم این علامت بزرکتر نیز می گردد!!!
3. نور
نور اجرا یکی محاسن این کار در خلق صحنه هایی چشم انداز بشمار می آید و نکته ای که یکی از کاربران ( جناب آقای شاهین نصیری ) در مورد عدم هماهنگی نور در روزهای آغازین اجرا بدان اشاره نمودند نیز برطرف گردیده بود. البته جای اندکی نور قرمز نیز در جاهایی احساس می شد ولی در مجموع من شیفته نورپردازی دقیق این کار شدم.
4. بازی:
وقتی نقطه قوت اجرا بالفعل نمی گردد. ومتاسفانه " مردی برای تمام فصول " از همان جایی جذابیت خود را از دست می دهد که انتظار نمی رود و پرواضح است که در تیاتر دیالوگ محور ( دیالوگ های عمیق و حساب شده ) فرمان آرا این قصور پررنگ تر نیز می شود. فرمان آرا با کم رنگ کردن موسیقی و استفاده محدود از وسایل صحنه قصد دارد توجه تماشاگر را به بازیگر معطوف کند اما آیا موفق بوده است؟؟؟ بگذارید از بازی خود او شروع کنیم ( نه در این مورد سکوت را ترجیح می دهم که تماشاگر و خواننده خود فهیم است ) . اگرچه انتخاب کیانیان در نقش سر تامس مور با توجه خصایص ظاهری و شخصیتی انتخابی درست بوده ولی کیانیان، تنها بی حسی و مصنوعی بودنش را در استیج وحدت به یادگار گذاشت و من در لحظاتی به جد آرزوی اتمام اجرا را داشتم. تپق های پیاپی کیانیان در شب های پایانی اجرا ( و در کمال ناباوری در Climax و Disturbance نمایش ) قابل اغماض نیست. ( بازی کیانیان با خانواده اش در زندان را با صحنه ای مشابه در تیاتر سقراط با بازی درخشان فرهاد آییش مقایسه کنید ) . سردی بیش از اندازه کیانیان در نقشش نه از حس بی اعتنایی سر تامس مور نسبت به این جهان که از عدم ممارست او در تحلیل نقش است. سیامک صفری هم گرچه به عنوان عاملی که اندکی ریتم کند اثر را تسریع بخشید و تحمل 120 دقیقه را کمی آسان تر نمود، ولی در سطح یک راوی باقی ماند. انتظار می رفت که انتخاب سیامک صفری به عنوان رئیس هیئت منصفه در بخش های پایانی شاهد هنرنمایی بیش تری از او باشیم ولی دریغ از حتی یک دیالوگ. فرمان آرا معنی دقیق سیاهی لشکر را در تیاترش اجرا نمود در صورتی که می توانست با کمی درایت از این افراد جهت شکل دهی ساختار درام بهره جوید ( تصویر هیئت منصفه را بیاد آورید ) . احساس می کردم همان سیامک صفری " ناقوس ها برای چی ن به صدا در می آیند؟ " در این نمایش حضور دارد.
سخن پایانی :
باید به این باور برسیم که تماشاچی امروزی را با نور و اندکی موسیقی نمی توان 120 دقیقه در صندلی میخ کوب کرد . این کار عملی نیست مگر با بازیگر. تاریخ این مدیوم حکایت از تیاترهایی از طلوع تا غروب را دارد که نورشان خورشید بود و موسیقی آن ها آواز همسرایان. و گرچه " مردی برای تمامی فصول " با نور و موسیقی و دکور تماشاگر را راضی نگه داشت ای کاش اندکی هم به ارتباط بازیگر و تماشاگر می پرداخت.
پی نوشت:
مثل اینکه در اجراهای امروزه باب شده که برخی افراد خود را مستحق این می دانند که با تاخیر وارد تالارها شوند و این مساله در اجراهای سالن اصلی تیاتر شهر و تالار وحدت بدلیل وسعت بیشتر، سبب از دست دادن کامل بخش آغازین اجراها گردیده. و این تیاتر نیز مستثنی از این امر نبود و بنده تا 10 دقیقه آغازین هیچ دیالوگی از تیاتر را نفهمیدم. دیگر صحبت از صداهای گوشی و ...برای غیر فرسایشی شدن بحث به کنار.
باهاتون موافقم مخصوصا تپق های آقای کیانیان منم روزای آخر نمایش رفتم ، تعجب کردم از بازی مصنوعی و تپق های پی در پی آقای کیانیان ، فرمان آرا هم که اصن بازی بلد نبود ، سیامک صفری هم نقش های کلیشه داره بازی میکنه در این تئاتر همینطور
۰۸ دی ۱۳۹۳
اجرای مردی برای تمام فصول به اتمام رسید.
بنابر آمار سایت تیوال بیش از 75 درصد بازدیدکنندگان سایت که قاعدتاً از تماشاچیان نمایش نیز بوده اند ،رضایت داشته اند.457 نفر از 593 نفر.البته این آمارشناور است.
این آمار میشود جواب خیلی از تخریب کنندگان و منتقدنماها باشد.کسانی که هفته اول اجرا حتی قبل از تماشای نمایش دست به هجمه به آن زدند.
یاد بگیریم کمی ... دیدن ادامه ›› صبور باشیم.
یاد بگیریم زحمات جمعی از نخبگان این مرزوبوم را ارج بنهیم.
یادبگیریم ندیده و نشنیده قضاوت نکنیم.
یاد بگیریم بیشتر مطالعه کنیم.
یادبگیریم درست نقد کنیم.
یادبگیریم به نظرات مخالف خود احترام بگذاریم.
در پایان ،بهمن خان فرمان آرا خیلی مخلصیم.منتظر کارهای بعدی هستیم.
۱۴ دی ۱۳۹۳
جناب آقای مازیار
به جای تملق و مدح از کارگردان منتظر نوشته هایتان هستیم. بکارگیری کلماتی همچون بهمن خان و مخلصیم در این سایت و مقوله نقد محلی از اعراب نداشته .
۱۰ بهمن ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ظاهرا خبری از تمدید نیست...
به نظرتون ارزش تمدید داشت؟
۰۷ دی ۱۳۹۳
فرشید خان من این نمایش رو ندیدم علتش هم تنبلی بنده نبود. از حق نکذریم که استقبال از اینکار بقدری بود که صندلی دلخواه نصیبم نمیشد به هر حال نظرات دوستان بقدری متفاوت و به اصطلاح شرق و غرب بود که علاقمند شدم حتما نمایش رو ببینم که ظاهرا قسمت نشد
۰۷ دی ۱۳۹۳
البته ارزش تمدید رو نداشت واقعا ، بیشتر به خاطر اسم خود فرمان آرا کار استقبال شد ولی در حد فرمان آرا نبود
۰۸ دی ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تئاتر خوبی بود نمایشنامه خوبی داشت ولی متاسفانه بازی ها پخته نبود و اکثر بازی ها در حد یک تئاتر حرفه ای نبود البته باید این نکته را در نظر بگیریم که این اولین حضور آقای فرمان آرا در تئاتر است .... مدت زمان تئاتر هم بسیار طولانی است بعضی از پرده ها میشد خلاصه تر اجرا بشه ولی در کل کار خوبی بود
پرند محمدی، طهورا شکوری و فاطمه این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز در همین تیوال 2 بلیطی که در اختیار داشتم رو برای فروش گذاشتم ولی به فروش نرفت و من هم به دیدن این تئار رفتم، الان که ان تئاتر رو دیدم خدارو شکر میکنم که بلیطام به فروش نرفت و از دستش ندادمـ دیالوگای این نمایش با روح و روان آدم بازی میکند ـ بازی استاد کیانیان عالی بود ـ خنده ام میگیرد از کسانی که اینهمه اسرار بر کوبیدن این تئاتر دارند ـ وقتی بعد 2 ساعت تئاتر مردم تماشاگر گروه را به مدت 4 دقیقه یکصدا تشویق می کنند و وقتی به استاد فرمان آرا و کیانیان می رسد حتی دست زدن ها قوی تر می شود نشان از رضایت تماشاگر بعد از تماشاستـ
اینکه می گویند جناب فرمان آرا بد بازی کردند حرفی نیست ولی آیا با بازی 4 دقیقه ای باید کل 2 ساعت نمایش را زیر سوال برد ??!!

دیالوگ هایی که به نظرم تاثیر گذار بود :سرتوماس :با گنجه ی خالی فقط کودکان را می شود ترساند نه من را...
دبیر :بله برای ترساندن یک مرد باید چیزی در گنجه باشد. پس چیزی در گنجه خواهیم گذاشت
____________________________________
مگر ... دیدن ادامه ›› سوگند غیر از کلماتی است که بر زبان می آوریم??!! هنگام سوگند وجدان خود را در کفه ترازو قرار می دهیم.
____________________________________
خدایا به تو پناه می برم از این آدم های ساده و معمولی...
____________________________________
سر تامس مور: چطور میشه با رنج کسی رو خرید؟
ریچارد ریچ: رنجی رو به اون ها تحمیل میکنید بعد راه فرار از اون رنج رو نشونشون میدید.
____________________________________
مارگارت: پدر اون مرد بدیه.
سر توماس مور: هیچ قانونی بر علیه بد بودن نداریم،
مارگارت: داریم! قانون خدا
سر توماس مور: پس خدا خودش باید اونو دستگیر کنه.
خوشحالم که ر فتید و لذت بردید دوست عزیز
۰۵ دی ۱۳۹۳
مرسی از دیالوگ ها.حس خوبش واسم زنده شد دوباره.
۰۵ دی ۱۳۹۳
هنوز بعد یک روز در حال تحلیل دیالوگ ها هستمـ ـ اگر در دنیای امروز هم چنین انسان هایی وجود داشت که دستورات قانون رو بر امیال انسانیشون ترجیح میدادن الان به این وضعیت کشیده نمیشدیمـ
پ ن : اگر قانونی برایش پیدا نکردیم ، یکی وضع می کنیمـ
۰۵ دی ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بعضی اجرا ها رو باید چند بار دید تا حجم کلی اون اجرا رو درک کرد.... اجرای زیبایی بود.
به اونایی که امکان دیدن این نمایش رو پیدا نکردن باید بگم خیلی باید حسرت بخورند چون نمایشی رو از دست دادند که دیگه امکان دوباره اجرا شدنش با این بزرگان واقعا شاید دیگه غیر ممکن باشه . من خوشحالم که همیشه نظرات دوستان را می خوانم ولی تصمیم نهایی را به عقل و فهم و دل خودم می سپارم . و باید بگم که هیچ وقت اشتباه نکردم . دیشب در کنار دوست عزیزمان مصطفی بیگ محمدی در سالنی من و همسرم نفس کشیدیم که بزرگانی چون فرمان آرا و کیانیان نفس می کشیدند . من نمی دونم کیانیان می بایست چیکار می کرد که نکرد یا آقای فرمان آرا ؟ به نظرمن زیباترین کاردینال دنیا دیشب جلوی من نشسته بود کاردینالی که در تمام طول زندگیش از قاشق غذاخوریش سنگینتر چیز دیگری بلند نکرده بود . کیانیان عزیز... لحظه ی آخری که به جمعیت نزدیک شدی و آماده گردن زدن می شدی اشک از چشمان من و خیلی از اطرافیانم سرازیر شد شاید آنها نیز در دل مثل من از خدای خود تشکر می کردند برای یک همچین شبی . از تمامی عوامل و دست اندرکاران این نمایش زیباسپاسگزارم شبی به یاد ماندنی برای ما رقم زدید .
مانا باشید و رستگار . سپاس
به به :) شما و مصطفی.
دلتنگتانم :)
۰۳ دی ۱۳۹۳
@ﺭﻭﮐﺎﻥ . ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ؟؟؟ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ؟؟؟ ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﺯﯾﺮ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮐﺴﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻮﺷﺘﻢ ؟ ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺴﺖ ﻣﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ . ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﺪ ﻧﻈﺮ ﺑﺪﻫﯿﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﻨﻬﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻗﺖ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﺪ . ﺳﭙﺎﺱ
۰۶ دی ۱۳۹۳
??! سوءتفاهم پیش آمده.. من در واقع با نظر شما همراهی کردم. شاید نتونستم منظورمو برسونم پس عذرخواهی میکنم ولی اگر شرح بنده رو باردیگر ملاحظه فرمایید منظورم این بوده که برخی (نه شما) فکر میکنند عدم رضایت شان رو باید با حمله به نظر بقیه نشان دهند که در این موارد بهتر است سکوت اختیار کنیم...(شایدهم اشتباه میکنم)غرض بنده فقط دیالوگ بود و بس. وگرنه شماتت و ... جسارتی است که از توان بنده خارج است. امیدوارم باعث رنجش خاطرتان نشده باشم. پاینده باشید.
۰۶ دی ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به اونایی که امکان دیدن این نمایش رو پیدا نکردن توصیه میکنم اصلا حسرت نخورن.به جز متن همه چیز این نمایش معمولی است.باندیدنش چیزی رو از دست ندادین.فقط اگه میخواین خاطرات خوبتون از بازیهای کیانیان رو خراب کنین از این فرصت باقیمانده استفاده کنین.خواندن متن نمایش ویا اگه میخوانین بیشتر با مور اشنا بشین خواندن رمان تالار گرگ گزینه مناسب تری از دیدن این اجراست
فقط و فقط ...لذت زیبای برخاستن به احترام بزرگان و تشویق وتشویق و تشویق .... انگار به دو ساعت انتظار می ارزید
نمایشهای "مردی برای تمام فصول" و اجرای شکسپیری رابرت گرین وود را به فاصله دو روز دیدم و چون در پست قبلی درباره بازیهای نمایش اول نوشتم و ظاهرا صفحه ای برای اجرای گرین وود وجود ندارد، ادامه بحث درباره دومی را به ناچار اینجا می نویسم. امیدوارم امکان چنین اجراهایی از حرفه ای های آنسوی آب بیشتر فراهم شود. مردی میانسال با اجرای هفده شخصیت از شکسپیر، از مردهای قهرمان تراژدی مثل هملت و کینگ لیر و مکبث گرفته تا زنهای کمدی های رمانتیک تا صدای ناشناخته یکی از سانت ها (غزل ها) ی شکسپیر در وصف طنز آلود معشوق. و این مرد دوست داشتنی کمی چاق کانادایی که یک ساعت، این همه صدا و این همه لحن و این همه حس و حرکت را با کمک چندتا شی کوچک روی صحنه بازی کرد. یک بار هم تپق نزد و آنقدر یک نفس، صدایش را بالا و پایین و میانه متناسب با حس نقش تنظیم کرد که چندجا به جای او نفسم ناخودآگاه گرفت! آنقدر هر شخصیت به حس نمایشنامه های اصلی می خورد که از ته دل آرزو کردم او را همراه با گروه در یک اجرای کامل از شاه لیر یا مکبث یا حتی شخصیتهای جوانتر رومئو و هملت ببینم. کار تئاتری های عزیز ایران در این شرایط سخت، و درخشان بودن بسیاری از اجراهای هموطنان عزیز را همیشه دوست داشته ام و دارم، اما امیدوارم بچه های تئاتر آنقدر هشیار باشند که خودشان را همیشه با چنین اجراهایی که یک سر و گردن بالاتر از دیده های ماست مقایسه کنند که مثل یک هوای تازه در عصر سردپاییزی تهران آمد و توقع من تماشاگر را هم از خودم بالاتر برد!
شاهین نصیری و رضا.ک این را خواندند
ممنونم آقای نصیری عزیز. من صفحه را پیدا نکرده بودم. این نکته هارا آنجا هم می نویسم که نظر بقیه دوستان را هم بشنوم.
۲۹ آذر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سر ریچارد "شده" های این زندگی آنقدر زیادند و سرتامس مور های منزوی شده این روزگار آنقدر آشنایند که فریادهای آدمی از اعماق قرن شانزدهم میلادی هم به گوش ما اینقدر خوش بنشیند...
اجرای چهارشنبه 26 آذر مردی برای تمام فصول. صحنه و صحنه گردانی، انتخاب سطح های مختلف و ظرافت تغییرها با پرده هایی که در موقع لزوم صحنه پشت سری را می پوشاندند و در اوقات دیگر با تابش نور شفاف می شدند، دکور خوب و القای تغییر مکان با استفاده از تغییر سطح ایده های هوشمند اجرا بودند، به اضافه جلوه های پایان بندی برای شکوهمند نشان دادن مرگ.
درباره بازیها هم دوستان کم و بیش نظر داده اند و شاید مهم ترین نکته درباره اجرا همین باشد و نقدی که به آقای فران آرا وارد است. کیانیان و ساعتچی مجال و توان بیشتری داشتند و هاشمی و صفری هم پس از آنان. بازیگران زن هم بی ادعای زیادی خوب ایفای نقش کردند. نقش آقای فرمان آرا هم مسلما فقط شیرینی حضورش ( و نه، بازی اش) را قرار بود داشته باشد که داشت. مسلما در تئاتر هم قرار نیست سطح بازیها یکسان درآید یا نقشها مساوی هم باشند. اما به هرحال ذات نمایش متفاوت از سینماست که درآن کلوس آپ و نور و موسیقی و... به کمک نقش می آیند و در صحنه های مختلف کسی برجسته می شود و شخصیتی دیگر کمرنگ. چون در تئاتر چنین امکانی وجود ندارد، بهتر است ایرادهای اجرای هربازیگر را به شکل تئاتری پوشاند و جبران کرد. به عبارت دیگر بازی بسیار قوی یک بازیگر را بازی ضعیف بازیگر روبه رویش تحت تاثیر قرار می دهد و کارگردان نمایش دیگر نه می تواند "کات" بدهد و نه می تواند دست به دامن مونتاژ بشود. اگر بیشتر به این دقت می شد کار از سطح کاری خوب، و در لحظاتی بسیار خوب، می توانست به سطح عالی ارتقا بیابد.
ولی از حق نگذریم حرفه ای گری در همه مراحل از تبلیغ و انتخاب محل اجرا گرفته تا دقت در پشت صحنه و طراحی و لباس و گریم و تولید، نشان دهنده احترام به تماشاگر است و قابل تحسین. و یادی هم لازم است از متن ترجمه فرزانه طاهری.
مصطفی بیگ محمدی و شبنم این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درباره نمایشی "معمولی" و اجرای "معمولی" در مورد شخصیت "غیر معمولی"
خدایا پناه میبرم به تو از این همه انسان ساده و معمولی.
اگر قرار است این جمله یک پیام این نمایش باشد که بیش از هزار بار در کامنتهای مخاطبان این سایت درج شده! پس حداقل کارگردان و بازیگران و طراحان صحنه این نمایش هم باید این پیام را درک کرده باشند و سعی کرده باشند کاری ارایه بدهند که از مرزهای یک کار "ساده و معمولی" فراتر برود. چیزی که در واقعیت اتفاق نیفتاد.
چهار شنبه شب به دیدن این نمایش رفتم و بی صبرانه منتظر دیدن تئاتری بودم از هنرمند و کارگردان زبده ای که "یک بوس کوچولو" و "خانه ای روی آب" را ساخته و هم بازیگر محبوبم رضا کیانیان عزیر که درهر این دو اثر و دیگر آثار خوش درخشیده و یکی از بت های بازیگری دوران ماست.
اما ماحصل کار این ستارگان و هنزمندان ژرف اندیش عجب "ساده و معمولی " درآمده. برای من شوک آور بود که در میانه نمایش عده ای سالن را ترک کردند از بس که اجری نمایش خطی، بدون کش و قوس و تخت در آمده بود. نمایشی که در هر سمت آن نام های بزرگ و پر تجربه خودنمایی می کنند. بزرگی و فراخی صحنه تالار وحدت هم که فضا را برای هر نوع ابتکاری فراهم کرده بود. وا عجبا!
من اصلا نفهمیدم علت اینکه بهمن فرمان آرا با آن همه ذوق و قریحه خودش را برای نقش اسقف اعظم انتخاب کرده بود چه بود. و علت اینکه بعد از اجرای شاید 25 ام هنوز ... دیدن ادامه ›› هم کلی تپق میزند چه بود!
من اصلا علت تپق زدنها و تلفظهای اشتباه رضا کیانیان را نفهمیدم. آن هم بعد از این همه اجرا و این همه تجربه. شاید بخاطر این است که این عزیر روزها اینقدر سرش شلوغ است و از این جلسه به آن جلسه می رود که در انتهای شب نایی ندارد برای مخاظب تئاتر بگذارد.
واقعا دیدن صحنه گریه های سر تامس مور در لحظه ای که با خانواده اش وداع میکرد برایم خیلی دردناک بود. اما از نظر اجرای ضعیف آن توسط بازیگری پر توان. واقعا تکنیک بازیگری یعنی این؟ من که شوکه شدم.
ای کاش گروه اجرای این تئاتر قدری به محتوا و مفهوم این نمایش و اهمیت نمایشنامه توجه میکردند. صرف این که بگوییم یک نمایشنامه مهم آرزوی چند ساله من بوده است که کافی نیست. باید در عمل هم برای بزرگ بودن و "ساده و معمولی" نبودن آن خیلی تلاش کنیم.
همه اینها به کنار ، سیامک صفری اگر نبود من هم میانه نمایش میرفتم!
ظاهرا من کمی کمتر از شما اذیت شدم و از نمایش لذت بردم.اما با کلیت حرفتان کاملا موافقم. همه چیز آماده بود برای اینکه سطح کار از این بالاتر باشد. و لااقل کیانیان خودش عادتمان داده که منتظر کامل بودن باشیم.با این نسل مشتاق که بیشتر از همیشه دستش به خبرهای دنیا می رسدوقتش است در تئانرمان به کم و معمولی قانع نباشیم.
۲۹ آذر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشنامه "مردی برای تمام فصول" رابرت بالت، متنی است پر از حرف های قشنگ و خالی از کنش دراماتیک قوی. یعنی از نظر محتوا غنی و منتقدانه است، اما از نظر فرم (ساختار، پرداخت، ...) چنگی به دل نمی زند. به همین دلیل چنین نمایشنامه هایی سرد و بی حس هستند و بیشتر شبیه سخنرانی اند تا اثر نمایشی.
طبیعتا اجرای آقای فرمان آرا (که البته کارگردانی بسیار تواناست) از این اثر، تمام نقاط ضعف متن را در خود داشت. طراحی صحنه، نور و لباس جذاب و دلنشین بود، اما بازیگران در قالب کلیشه ای اجرا گیر افتاده بودند و مجال هنر نمایی نداشتند، و اجرا همانطور که انتظار میرفت کند، کشدار و بدون تنش نمایشی بود. ( هرچند چالش سیاسی و فلسفی متن را به خوبی منتقل کرده بود).
روی هم رفته، مردی برای تمام فصول نمایشنامه ایست که شاید برای خواندن خوشایند باشد، ولی رسیدن به اجرایی از آن که کنش نمایشی مناسبی داشته باشد و تبدیل به اثری زنده و فراتر از یک بحث فلسفی-انتقادی صرف شود کاری است بسیار سخت، که اجرای فوق از عهده آن بر نیامده.
soheil و مصطفی بیگ محمدی این را خواندند
مجتبی سلیمان زاده، نسترن ابراهیمی، فرهاد و n s این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از کمدی های زندگی اینه که همه فکر می کنن دیگران «معمولی» هستن و خودش خاص و چنان از دست آدم های معمولی می ناله که آدم فکر می کنه طرف ابن سینایی، خواجه نصیر طوسی ای، ملاصدراییه! خیلی خنده داره!
شاید حتی نگارنده این خطوط هم در همین توهم باشه و خودش خبر نداشته باشه!
مردی برای تمام فصول شاید تئاتر خیلی خوبی نبود ولی تئاتر دوست داشتنی بود ، هم به خاطر بازیگران دوست داشتنی ، هم فرمان آرا دوست داشتنی که با همه مشکلات تمام تلاشش را می کند که آن صحنه را بازی کند و هم به خاطر دیالوگ های بی نظیر ، سر تامس مور که شاید برای این روز های ما شخصیتی آشناست ، شخصیت لجبازی بر سر اصول خود ، که تنها آنچه را که درست است انجام می دهد بی هیچ مصلحت اندیشی و بی هیچ انتظار پاداشی ، شخصیتی که بر سر خطوط قرمز خود ایستاده و هیچ توبه نامه ایی را حتی در عوض رهایی امضا نمی کند ...... آنقدر سالم بوده که برای دادگاهی کردنش هیچ مدرکی ندارند جز قرار دادنش دربراربر شهادت دروغ گویان :

" ریچ، اگه روحتو به کل دنیا هم فروخته بودی باز ضرر کرده بودی، چه برسد به ولز ..."

"میدونی ریچ! من بیشتر از اینکه ناراحت مرگ خودم باشم، ناراحت قسم دروغ توام ... دیدن ادامه ›› !"

شخصیتی که فقط می خواهد یک انسان باشد و همین و آن دیالوگ طلایی که "در جایی که عدالت نباشد انتخاب بین انسان بودن یا نبودن است و انسان بودن تبدیل می شود به قهرمان بودن "....... چه آشناست این ایستاده بر سر اصول خود ، و چه آشناست این داستان ، داستان امروز ما و قهرمانمان .....
"مردی برای تمام فصول" نمایشی پر از حس بود و من بی نهایت لذت بردم.
واقعا کار آقای فرمان آرا دوست عزیز من عالی بود.دست مریزاد داشت...
۲۵ آذر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تنها چیزی که بعد از این تئاتر دارم بگم اینه که در آینده می تونم بگم که یک تئاتر از آقای فرمان آرا دیدم همین وگرنه هیچ چیز دیگه ای برای من نداشت که شاید برمی گرده با درک ناقص من. به همین دلیل با همین درک ناقص خودم باید بگم که دیگه دوران این گونه تئاتر ها تموم شده البته منظورم این نیست که نمایشنامه های کلاسیک نباید اجرا بشن بلکه حداقل با کمی دید مدرن به یک نمایشنامه کلاسیک مثل خیلی از کارهایی که جوانان تئاتری انجام داده اند حداقل سعی کرده اند تجربه کنند. وقتی نظر ها را می خواندم به غیر از تعداد اندکی نقد ( از دید دوستداران تئاتر) بقیه تنها نقل قول دیالوگ های تئاتر بود نه اینکه بگویم ایرادی دارد آیا تئاتری با این اشل اجرا باید تنها به تعدادی از جملات زیبا دلخوش کرد. من منتقد حرفه ای تئاتر و سینما نیستم و فقط از دید یک بیننده نظرم رو می گم واقعا چرا نمایشنامه ای این چنین فاخر باید این همه یکنواخت، خطی، تک لایه اجرا بشه. از آنجایی که به کارها و خود آقای فرمان آرا بسیار علاقه دارم لذا این کار را در گوشه ذهنم دفن می کنم و دل خوش می کنم به آینده که کار خوب دیگه ای از ایشون در سینما و تئاتر ببینم البته پشت صحنه و دوربین نه بعنوان بازیگر
مرسی ، این نوشته واقعا یکم رنگ نقد داشت ، درسته آقای فرمان آرا خیلی بزرگه اما حتا ایشون هم باید منصفانه نقد بشه، البته در صورت لزوم. نه این که هر کاری یه آدم بزرگ انجام بده فقط بگیم به به و چه چه. اینجا کمتر نقد دیده میشه.
۲۴ آذر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید