کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش پرواز ایکار
S3 : 20:42:57 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ فروردین تا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

خرید بلیت دیگر صندلی‌ها در سایت: www.gisheh.net

تلفن رزرو بلیت: 09359005415

گزارش تصویری تیوال از نمایش پرواز ایکار (سری دوم) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش پرواز ایکار (سری نخست) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش پرواز ایکار / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش پرواز ایکار / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایش پرواز ایکار هیچ جاذبه نمایشی برایم نداشت که هیچ بجز سر درد
حیف وقت و پول
شاید هنرمندان عزیزی که مردم برای نام آنها به دیدن کاری می آیند دقت بیشتری در انتخاب پیشنهاد هایی که دارند بخرج بدهند
تاتر لاله زاری خود یک هنر است اما در سالن های مخصوص بخود ...
واقعا متاسفم برای زمانی که گذاشتم

امتیاز ۳ از ده

خسته نباشبد
:)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
تاتر لاله زاری خود یک هنر است اما در سالن های مخصوص بخود ...
آنچه از دل بر برآید بر دل نشیند
:)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
این کار رو دوست نداشتم . خوابم داشت می برد !
خدا رو شکر سالن ایرانشهر مجهز ه صندلی های نرم و راحتیه. الته که ورودی سالن هم چیز قابل داری هستش. آن هم برای چنین نمایشی
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خرید هفته پایانی نمایش با تخفیف های 20% و 40% در سایت تیوال آغاز شد .
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک کار موزیکال خیلی زیبا،
اقای حاتمی خسته نباشید، کار عالی از اب درامده بود، به خصوص نقش ایکار با اجرای خودتون.
امیر کاوه آهنین جان عالی بود، سینا رازانی هم همینطور.
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کوروش تهامی از گروه جدا شده؟!
بله.به دلیل کسالتی که داشتند نتونستن گروهو همراهی کنند و خود آقای حاتمی نقش ایشونو بازی میکنه
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اجرای ویژه همراه با تخفیف نمایش «پرواز ایکار»

نمایش «پرواز ایکار»، شنبه پنجم اردیبهشت، ساعت ۲۰:۳۰ اجرای ویژه خواهد داشت.

به گزارش سایت ایران تئا‌تر، «پرواز ایکار» نوشته حسین پاکدل و کار محمد حاتمی که از ۱۸ فروردین ماه در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته، اجرای ویژه‌ای را شنبه پنجم اردیبشهت، ساعت ۲۰۳۰، برای مخاطبان در نظر گرفته است.

همچنین تمامی بلیت‌های این نمایش با ۴۰ درصد تخفیف ارائه می‌شود که در سایت‌های مربوطه تهیه بلیت قابل پیش خرید و رزرو است. این اثر در روزهای دیگر هفته، ساعت ۱۸ در تماشاخانه ایرانشهر اجرا می‌شود و میزبان مخاطبان خود خواهد بود.

در این نمایش امیرکاوه آهنین‌جان، بهنوش بختیاری، محمد حاتمی، الهام دهقانی، سینا رازانی، عماد سالکی، تینو صالحی، پریسا فلاح‌زاده، روح‌اله کمانی، سامان مظلومی و علیرضا مهران به ایفای نقش می‌پردازند.
http://www.theater.ir/fa/news.php?id=46109
حسین پوریعقوب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
:))))))))))))))))
:))))))))))))))))
چقدر جالب شده سالنای تئاتر جدیدن هر تئاتری میرم با یه بسته فرهنگی از آموزه های دوره اجرا میام بیرون از سالن
ولی این دفعه آموزه رو برای خودم نگه میدارم بلکه غر نزده باشم
گفت‌وگو با محمد حاتمی، طراح و کارگردان نمایش پرواز ایکار
پرهیز می‌کنم از تکرار و تقلید
رضا آشفته
نمایشنامه پرواز ایکار نوشته حسین پاکدل و کار محمد حاتمی است که این روزها در تالار فرهاد ناظرزاده کرمانی ساعت ١٨ اجرا می‌شود. این متن برداشتی از رمان- فیلم‌نامه پرواز ایکار نوشته ریموند کنو و ترجمه کاوه سیدحسینی است. در این نمایش امیر کاوه آهنین جان سینا رازانی بهنوش بختیاری روح الله کمانی تینو صالحی علیرضا مهران الهام دهقانی عماد سالکی پریسا فلاح زاده سامان مظلومی و محمد حاتمی بازی می‌کنند. با محمد حاتمی درباره این نمایش گفت‌وگو کرده‌ایم:

‌ چقدر متن وفادار به رمان- فیلم‌نامه پرواز ایکار است و چقدر از کهن‌الگوی ایکاروس تأثیر گرفته است؟
حسین پاکدل سعی کرده که به لحاظ مفهومی به آن وفادار بماند و درواقع به لحاظ معنایی همان کهن‌الگوی قدیمی است.
‌ اگر بخواهیم به لحاظ گونه‌های نمایش، پرواز ... دیدن ادامه ›› ایکار را تقسیم‌بندی کنیم، ماهیت کمدی یا تراژدی یا تلفیقی از این دو می‌یابد؟
باید گفت که هیچ‌کدام. این قصه‌ای است که با ویژگی‌های خود پا به دنیا می‌گذارد و تحلیل‌های ما در زمان تمرین همین بود. چون برخی می‌گفتند که ما داریم یک کمدی می‌بندیم و من ازشان خواستم ذهن خود را نبندند بلکه آن را بازتر کنند چون در آن فقط لحظاتی، همان‌طور که در رمان- فیلم‌نامه هم هست فقط در سکانس‌ها و صحنه‌هایی لحظاتی کمدی است. حتی متن کاملا تراژدی نیست و تمام آن به‌صورت یک فاجعه تراژیک نیست و فقط در آن اتفاقات و لحظاتی شکل تراژیک به خود می‌گیرد. این رمان- فیلم‌نامه به سمت قصه‌ای می‌رود که درست مثل زندگی روزمره است. ما اتفاقات را در آن نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم که الان تراژدی یا کمدی در آن قرار است به وقوع بپیوندد. در زندگی هم این لحظات و اتفاقات است که ما را به دنبال خودش می‌کشاند. ما در این قصه وارد یک فانتزی و تخیل می‌شویم و این دو دنیا را با هم مخلوط می‌کند که یکی‌اش دنیای واقعی و زندگی روزمره است و دومی شخصیت‌های مجازی آن هستند که ما را به فانتزی می‌برند. این مجازی و واقعی مدام در حال رفت‌وآمد است. شخصیت ایکاروس که همان کهن‌الگوست، از قصه نویسنده‌ای فرار می‌کند. درواقع شخصیت فانتزی و مجازی که کاملا انسانی و قابل لمس نیست وارد یک زندگی واقعی می‌شود. او دارد زندگی می‌کند.
‌ آیا این ایکار می‌خواهد انسان‌های واقعی را متحول کند که پا به دنیایشان می‌گذارد؟
نه! او فقط قرار است شریک‌شان شود در زند گی و نمی‌خواهد تأثیرگذار باشد. در کهن‌الگوی ایکاروس و ددالوس پدر و پسری فرار می‌کنند و در آنجا ایکاروس پرواز می‌کند و در دریا غرق می‌شود؛ بنابراین لحظه تراژیک دارد. در اینجا ایکاروس می‌گریزد که دیگر دچار لحظه تراژیک نمی‌شود، یعنی او به کمک یک انسان که درواقع یک زن و عامل پیش‌برنده نمایش و یک انگیزه‌ است، پرواز می‌کند. او می‌تواند با این فرار و در کنار این زن (ال ان با بازی بهنوش بختیاری) زندگی دوباره‌ای را بسازد.
‌ آیا عشق موضوع این متن است؟
بله کاملا درست است.
‌ آیا در نبود عشق روی زمین است که ایکار از داستان به دنیای واقعی پا می‌گذارد که آن را احیا کند؟
فقط برای ایکار در جهان قصه عشق نبوده و نویسنده خواسته برایش چنین چیزی را رقم بزند. او در دیالوگی می‌گوید نویسنده خواسته برایش یک زندگی غم‌انگیز را به وجود بیاورد. ما در اینجا بر اساس همان کهن‌الگو که با بال‌های مومی می‌خواهد پرواز کند، شخصیت ایکار را ساخته‌ایم. درواقع می‌خواهیم او را به سمت آرمان‌هایش که آینده روشنی است، پرواز دهیم.
‌ بنابراین این چهار نویسنده که در نمایش شما هستند می‌خواهند به‌گونه‌ای عشق خود را بر سر این ایکار بیاورند؟
این برداشت‌های ایشان از عشق است که تعاریف خود را در جهان و جوامع مختلف دارد. این غلط است که بخواهیم برای عشق یک تعریف واحد در نظر بگیریم. هرکسی باورهای خود را از مفهوم عشق دارد. بنابراین مفهوم ثابت و یکسانی برایش نیست و هیچ فرمول ثابت و مشخصی هم برایش نیست. ما نمی‌توانیم مثل شابلون که به قاعده شکل درست می‌کند بتوانیم برای عشق هم چنین تعریفی را در نظر بگیریم. همچنان که مفهوم عشق در تمام نقاط شهر و حتی در یک مجموعه مسکونی هم تعاریف متفاوت خود را دارد. نمی‌خواهم درباره امری جهان‌شمول حرف بزنم. در یک جمله بسیار زیبا آمده است: هرکس عشق را تعریف کند معنایش را نفهمیده است. از منظر من هم چنین نظری درباره عشق مصداق دارد. در اینجا هم نویسنده‌ای می‌خواهد طور دیگری عشق را برای ایکار رقم بزند.
‌ بالاخره در این زمین عشقی وجود ندارد که نویسنده‌ها دارند درباره‌اش قلم‌فرسایی می‌کنند؟
وجود دارد و اما این زن انگیزه است که باید باشد و وجود دارد که جریان پیدا می‌کند؛ مثل خون. اما برای دستیابی به آن، تعاریف متعدد وجود دارد که آن نویسنده‌ها، هریک به دلخواه خودش می‌خواهد ایکار را گرفتار عشق کند.
‌ مسئله اصلی هم عشق است؟
زندگی... در اینجا نوع زندگی و چگونگی زندگی‌کردن در قصه، نمود پیدا می‌کند.
‌ چرا در این نمایش ترانه‌ها به زبان بیگانه توسط امیرکاوه آهنین‌جان اجرا می‌شود، آیا توانایی و تسلط بازیگر چنین فرصتی را ایجاد می‌کند یا پیشنهاد خودتان بوده است؟
همان‌طور که دیده‌اید موسیقی در آثارم جزء اصلی به‌شمار می‌آید. در اینجا هم سعی کرده‌ایم موسیقی نمود بیشتری بیابد، به‌دلیل فضای فانتزی‌اش. ازآنجاکه قصه ایرانی نیست سعی کردیم که جنس موسیقی غربی باشد و بهتر دیدیم که پرداختی کلاسیک داشته باشد یا اینکه نغمه‌های مدرن از سازهای فرنگی بیرون بیاید. نمی‌شد در آنجا تار گذاشت. هم بُعد زمانی و هم بُعد مکانی را می‌خواهم نشان بدهم و باید فرهنگ هم نمایان می‌شد و نمی‌توانستم داستان را تغییر بدهم؛ بنابراین استنباط شخصی‌ام را به آن تحمیل کردم و این به روند و فهم داستان کمک می‌کند. موسیقی‌هایی استفاده کرده‌ایم که هم گوش‌آشنا باشد، علاوه بر اینکه اورجینال باشد. این نوع موسیقی برای تماشاگران ما دوره‌هایی از زندگی و خاطرات گذشته را تداعی می‌کند که برایشان بسیار مهم است.
‌ یادآوری خاطرات تلخ و شیرین؟
خوشبختانه تماشاگر امروز با پنج سال پیش متفاوت است. او زبان می‌داند و موسیقی هم زیاد گوش می‌دهد؛ بنابراین با این موسیقی، چیز غریبی به تماشاگر تحمیل نشده است. تماشاگر معانی این ترانه‌ها را می‌داند؛ بنابراین این موسیقی بسیار فضاساز است.
‌ همچنین ترانه‌خوانی آهنین‌جان و تسلطش بر درست‌خوانی‌اش یک امتیاز ویژه است برای توانمندی‌های یک بازیگر ایرانی و همچنین به کلیت اثر وجهه می‌دهد، خودتان از او خواستید که بخواند؟
من سؤال کردم که چه‌کسی می‌خواند یا ساز می‌زند. البته صدا و ‌سازی که بتواند به فضا کمک کند؛ مثلا کورش تهامی که متأسفانه به‌دلیل بیماری تنفسی نتوانست با ما همکاری‌اش را ادامه دهد، صدای بسیار خوبی برای اجرای آوازهای ایرانی دارد اما این صدا برای کار ما متناسب نیست؛ اما امیرکاوه آهنین‌جان شکل و جنس صدایش و تسلطش بر اجرای ترانه‌های غربی باعث شد که از صدایش به نفع کار استفاده کنیم. خوشبختانه تماشاگر هم این آوازخوانی را دوست دارد. حتی میهمان خارجی هم که به دیدن کارمان آمده است از اینکه او بدون لهجه و مسلط می‌خواند بسیار لذت برده است.
‌ شما در انتخاب بازیگران اغلب درست عمل می‌کنید، دقیقا پروسه انتخاب و تمرین بازیگران چگونه در کارهایتان اتفاق می‌افتد؟
مجموعه‌ای از تعاریف هست که بازیگری را می‌سازد. با توجه به اینکه فضای کارمان فانتزی بود، این کارمان را خیلی سخت می‌کرد، برای اینکه نیاز است بازیگر مهارت‌های خاصی هم داشته باشد. ما برای این کار نیاز بود که از بازیگرانی که فقط در فضاهای جدی و رئال بازی می‌کنند استفاده نکنیم. کسانی‌که گونه‌های متفاوت و غیرجدی را بازی کرده‌اند و تخیل بازتری داشته‌اند، می‌توانستند دعوت به این کار شوند. باید کسی که بازی شیرینی دارد به ما می‌پیوست. برخی از گروه خودمان دعوت‌به‌کار شدند و برخی هم به تازگی به ما پیوستند؛ مانند تینو صالحی، امیرکاوه آهنین‌جان و سینا رازانی که بسیار مسلط هستند. متأسفانه یکی از بازیگرها هم یک هفته مانده به اجرا بدون هماهنگی یکباره پس از بازبینی کار را ترک کرد که این رفتن از کار، لطمه و خسارت زیادی بر ما وارد کرد. به همین‌دلیل بهنوش بختیاری یک هفته مانده به اجرا به ما پیوست. بیماری هم مانع از حضور تهامی شد و این هم برایمان سخت بود.
‌ بنابراین دردسرهای بازیگران هم بر سختی‌های کار در تئاتر افزوده است؟
ما مشکلات زیادی داشتیم؛ یکی اینکه فصل تعطیلات مانع از انجام تمرین‌های به‌موقع و هماهنگ با همه بازیگران می‌شد. برخی دوست داشتند به سفر بروند و دیگر در دسترس نبودند، بنابراین با مکافات، این بازیگران برای تمرین‌ها می‌آمدند و اصلا حدس نمی‌زدم این‌طوری شود.
‌ به‌لحاظ مالی چگونه از عهده مخارج برآمده‌اید؟
قبلا مرکز هنرهای نمایشی به گروه‌ها، کمک مالی می‌کرد اما الان با دست خالی شروع کردیم. تا اینکه حجت علیخانی به ما پیوست. الان هم کار دارد مورداستقبال قرار می‌گیرد، اما ساعت اجرای ما مناسب نیست. ساعت شش عصر هنوز ترافیک برقرار است و این ساعت بر ما تحمیل شده، چون پس از ما اجرای دیگری هم هست. امیدوارم مردم همچنان از کارمان استقبال کنند. خودم هم هرگاه به تئاتر می‌روم، حتما بلیت می‌خرم. باید مسئولان و مدیران توجه نشان دهند که با توجه به روزهای بلند بهار و تابستان مردم تازه از شش به بعد می‌توانند پا به بیرون بگذارند و این اشتباه است که این ساعت را برای یک اجرا در نظر بگیرند.
‌ بهتر نیست اجرای اول دست‌کم ساعت هفت و اجرای دوم ساعت ١٠ باشد، چون روزهای بلند چنین فرصتی را می‌دهد که مردم شبانه برای تفریح و تئاتر بیرون بیایند؟
این تصمیم را باید مدیران بگیرند که از زمان و مکان به قاعده و درست استفاده کنند. اگر قرار است تئاتر داشته باشیم، باید از گروه‌ها حمایت شود وگرنه ممکن است گروهی حیف و میل شوند.
‌ فکر نمی‌کنید به‌دلیل کم‌تجربگی بازیگران ما در زمینه بازی فانتزی، برخی از آنان نمی‌توانند به‌درستی بازی کنند و دقایقی از کار لوس می‌شود و برخی هم مثل آهنین‌جان درک درستی از بازی فانتزی را ارائه می‌کنند که لحظات ناب و مفرحی در کار ایجاد می‌شود؟
بله، ما زمان کمی برای تمرین داشته‌ایم و تعطیلات هم مانع از آن شد که تمرین‌ها را پیوسته انجام دهیم.
‌ بنابراین در زمان اجرای عمومی متوجه این موضوع شده‌اید و در جهت رفع آن، نکات لازم را به آنها اعلام می‌کنید؟
تحلیل شما درست است اگر فانتزی درست بازی شود، رضایت‌بخش است، اما اگر بد بازی شود، به قول شما لوس می‌شود. من خودم زمانی که بازی ندارم، در کناری می‌ایستم و کار را می‌بینم یا اینکه دستیارم کار را هرشب دنبال می‌کند. زیبایی تئاتر هم به زنده‌بودنش است که مثل بدن انسان هرشب نیاز به طراوت و تازگی دارد و هرلحظه باید خون خودش را داشته باشد و این حرارتی است که در کار دیده می‌شود.
‌ با توجه به تنوعی که در دکور داده‌اید، تا حد زیادی مخاطب را جذب فضاهای متنوع می‌کنید اما جابه‌جایی این دکورها زمان می‌برد و ریتم را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد؟
اگر در سالن فقط یک اجرا بود و ما دو اجرایی نمی‌شدیم، می‌توانستم با خیلی ابزار و وسایل دکور را طوری جابه‌جا کنم که فضا فانتزی‌تر هم شود. ما الان باید خیلی متحرک باشیم و این زمان می‌برد. در ذهنم طراحی دیگری داشتم که در شرایط دواجرایی‌بودن نمی‌شد آنها را عملی کنیم و الان با ابطال زمان مواجهه هستیم.
‌ فکر کنم فضای فانتزی هم می‌طلبید که دکورها شکیل‌تر جابه‌جا شوند؟
درعین‌حال، الان هم سعی کرده‌ایم که هر نقیصه را به‌درستی تبدیل به یک حرکت مثبت کنیم. می‌خواهیم با نگاه مثبت همه‌چیز به‌نفع اجرا تمام شود. برای همین سعی کرده‌ایم متنوع باشیم.
‌ موسیقی در کارتان حضور پویا و خلاقه‌ای دارد؛ موسیقی زنده که هم فضاساز است و هم نوآورانه و هم در خدمت بازی و اجرا. چگونه به این موسیقی رسیده‌اید؟
این سومین کاری است که با بهرنگ معتمدی انجام می‌دهم. نگاه متنوع‌طلبانه‌ای دارد و مدام ایده برای اجرا دارد. یک‌روز براساس متن و یک‌روز براساس فضا و بازی ایده می‌آورد. معتمدی آهنگساز و نوازنده ویولون‌سل است. شور و هیجانش برای ساخت موسیقی بسیار است. او مدام ایده‌هایش را اتود می‌زند و من یا می‌پذیرم یا رد یا توصیه می‌کنم رویش کار کند تا به جواب برسد. الان هم همکارانی که به دیدن کار می‌آیند، از موسیقی لذت می‌برند. توجه او به چیدمان سازها در ساخت و اجرای موسیقی مؤثر و از لغزش‌های آن نیز کاسته است.
‌ لباس هم یکی دیگر از مواردی است که برای همان منظور اصلی که ایجاد فضای فانتزی است، تأثیرگذار است؟
خانم هلیا شکری جوانی است که با این نیرو می‌تواند معجزه کند. او هم شور و هیجان دارد و همین را به کار تزریق می‌کند. ایده‌ای که در سرم داشتم، این بود که لباس مرتبط با قرن نوزدهم باشند اما شکل‌وشمایلش و رنگ‌هایش طوری باشد که فانتزی را هم دربر گیرد، یعنی رنگ‌ها متنوع باشند چون زمینه کار مشکی است و باید با رنگ، اجرا را چشم‌نواز کرد. تماشاگر لکه‌های رنگی‌ای را می‌بیند که این رنگ‌ها تنالیته دارند و هارمونی به وجود می‌آورند. طراح لباس هم خیلی حرفه‌ای است. من در ابتدا طرح‌هایش را دیدم و تا چندمرحله هم در تن بازیگران پرو شد تا لباس‌ها نهایی شدند.
‌ نور در القای همین فضای فانتزی چقدر برایتان اهمیت داشته است؟
من از نقص‌ها سود جسته‌ام و آن را تبدیل به نقطه‌قوت کرده‌ام و چون سالن برای طراحی ما مناسب نبود، در زمان نگارش متن هم سالن حمید سمندریان را مدنظر داشتیم. بودجه کار هم زیاد نبود که بشود طراحی صحنه آنچنانی انجام داد بنابراین سعی کردم با نور جبران شود، یعنی از نور با طیف‌های رنگی متنوع استفاده شود. متأسفانه بازهم به‌دلیل دواجرایی‌بودن سالن، نیمی از پروژکتورها در اختیارمان نبود و با همین امکانات سعی کردیم که فضای زیباتری را به‌لحاظ نوری طراحی کنیم. به اعتقاد من نور نسبت به دکور در اولویت است و نور بیشتر از در و دیوار می‌تواند القاگر مفاهیم بیشتر و ژرف‌تری باشد.
‌ الان از شرایط این سالن ناراضی هستید؟
گفته من به‌مثابه این است که در زمانی پیش از اجرا باید طوری برنامه‌ریزی شود که کارگردانان براساس نوع نمایششان صاحب سالن شوند. یعنی همه‌چیز براساس شیوه و نوع اجرا باید انجام شود. چندسال پیش در جشنواره فجر شرکت کرده بودم که پیش از آغاز جشنواره از من خواسته بودند که سه اولویت برای اجرایم داشته باشم که من تالارهای چهارسو، قشقایی و سایه را در نظر گرفته بودم اما متأسفانه برای اجرایش تالار نو را در اختیارم گذاشتند. من وسوسه اجرا در تلار چهارسو را ندارم باید سالنی در اختیارم باشد که به شکل اجرایم بخورد.
‌ این‌گونه که کار نابود می‌شود؟
بله... من برای این نمایش هم نیاز به شکل میدانی داشتم که تماشاگران جزئی از اجرا شوند و رودررو همدیگر را ببینند ولی الان پشت گردن همدیگر را می‌بینند. برای همین از بازیگر خواسته‌ام که به پایین صحنه بیاید و از پهلوها بازی کند.
‌ چه نکته‌ای باعث شده که اجراهایت متنوع باشد؟
این دنیای متنوع اجراها دقیقا به‌دلیل تنوعی است که در دنیای واقعی دیده می‌شود. باید مدام شکل عوض کرد مثل دنیای بیرون که هیچ‌چیزی در آن ثبات ندارد. من همواره در اجراهایم از دو نکته پرهیز کرده‌ام؛ اولی تکرار و دومی تقلید و برای همین دوست دارم که اجراهایم نو و خلاقه باشند. تماشاگران عادت به ساختار‌شکنی و تنوع کرده‌اند و این به‌دلیل انواع فیلم‌هایی است که می‌بینند. در خیابان هم نورهای مغازه‌ها بسیار متنوع هستند و هرچیزی شکلی پویا به خود می‌گیرد. ما زمانی در تئاترمان هم پویا بوده‌ایم، مثلا گروه‌های بسیار قوی‌ای مانند آنسامبل آمده‌اند و نمایش‌های بسیار خوبی را برایمان اجرا کرده‌اند. ولی الان گروه‌های قوی به فجر نمی‌آیند و حتی مراودات ما هم قطع شده است. من پارسال نتوانستم ٢٥ میلیون‌تومان برای تهیه بلیت ٩ نفر جور کنم که بروند در افتتاحیه جشنواره بین‌المللی بلگراد شرکت کنند. نمایش «زار» که چند سال پیش در جشنواره بلاویژیا برنده دو جایزه بهترین کارگردانی و بهترین کار مطلق شده است.
گلشن قربانیان و امیرکاوه آهنین جان این را خواندند
ر. پ و zita این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یادمه یه بار بخاطر یکی از کارهای سبک مهران مدیری ازش خرده گرفتن که بابا، پاورچینت اینقدر خوبو، منتقد و آموزنده و خنده دار بود، چرا این کارت اینقدر سبک بود و فقط خنده دار بود... مجری انتظار دفاع داشت ولی مدیری خیلی روراست گفت چرا باور دارید که حتمن کار طنز باید آموزنده باشه! اینکه یکی شب خسته بیاد خونه و فقط نیم ساعت بخنده بدون اینکه چیزی یاد بگیره لزومن بد نیست!
نظر منم در مورد اینکار همینه، اگر آدمی هستید که سالی یه بار میره تئاتر و میخواین یه برنامه سنگین آموزنده با طنز تلخ و زیرپوستی ببینید، این برنامه اصلن بدردتون نمیخوره ولی اینکه بخواین لحظات شادی داشته باشید با شوخی های دم دستی و البته بازی های خوب چه در اجرا چه نور چه موسیقی، کار خوبی بود بنظرم
امیرکاوه آهنین جان این را خواند
محسن آرمون این را دوست دارد
کاملا مخالفم.
۰۸ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به آگاهی می رسد اجرای ویژه ای برای روز شنبه 5 اردیبهشت ماه ساعت 20:30 با 40% تخفیف و بهای 15.000 تومان در نظر گرفته شده است.
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چقد نظرات سیاه و سفیده!!!!....واجب شد حتما این نمایش رو ببینم!
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمی تونم بگم عالی بود ولی اصلا بد هم نبود، در کل من کار رو دوست داشتم و از اینکه وقت گذاشتم و هزینه کردم و به تماشای این نمایش رفتم کاملا راضی هستم.
بازی تمام عزیزان بازیگر رو دوست داشتم بخصوص آقایان رازانی و صالحی که به حق گل کاشتن.
و در نهایت به تمامی بازیگران و عوامل این نمایش خسته نباشید عرض می کنم دست همگیتون درد نکنه.
ینی فقط بگم ایفتیضاح

امیر کاوه یه تنه نمایش رو نگه داشت،
دیالوگهای سطحی، طنزهای خنده ندار، داستان لوث، طراحی لباس بی ربط

----------
بجان عمم این یکیو قبلا ندیده بودم
بغل دستیام بلند بلند داشتن کاراکترارو تحلیل و مسخره می کردن
ینی بلند بلندا

البته یه نواختی و حوصله سربری نمایش بی تاثیر نبود
عالی بود... وافعا لذت بردیم....خسته نباشید
امیرکاوه آهنین جان، عمو فرهاد قصه ها و عماد سالکی این را خواندند
سین الف، zita و سمیرا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام پیش فروش روزهای جدید از کی شروع خواهدشد؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نازِ نفستون جناب آهنین جان ارجمند. بسیار لذت بردیم و سخت منتظر آلبومتون هستیم :)
زنده باشین و سپاسگزارم از محبتتون/ به روی چشم اما اللحساب اگر مایل بودین میتونین قطعه ی "نیمه ی آبان" رو که پائیز پارسال در همین تیوال هم منتشر شد بشنوید...
.
http://www.tiwall.com/podcast/amirkaveh-ahanin-jan
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
امیر کاوه عزیز "ایکار" با بازی شما جان گرفت.
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به کل گروه خسته نباشید میگم.به خصوص به امیر کاوه آهنین جان و سینا رازانی به خاطر بازی خوب و درخشانشون. یه اثر پرتحرک وپر انرژی با همراهی عالی گروه موسیقی که کا رو روانتر کرده و ممنون از آقای حاتمی به خاطر میزانسنهای خوبشون مثل کار قبلیشون لذت بردیم.به همه تیوالیها توصیه میکنم که کاررو حتما ببینند. از بچه های زحمتکش سالن ایرانشهر ( از دوستان گیشه و پرسنل سالن ) هم به خاطر برخورد خوب و محترمانشون با تماشاگران ممنون.
سپاسگزارم از محبت شما و خوشحالم که اجرامون رو دوست داشتید
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
درود
یک داستان، یک قصه شیرین، حکایتی از یک جستجو و نت هایی که به دنبال داستان در فضای نمایش در تکاپوند تا تماشاگر را در طول اجرا همراهی کنند.
کافی است به صندلی تکیه بدهید و خود را به دست نمایش بسپارید تا از تمام ماجرا لذت ببرید. چه آنجا که همراه "اوبر" نگران گم شدن "شخصیت" هستید و چه آنجا که از مناظره های "ژاک" و "ژان" قهقه می زنید. تمام ماجرا چون هاله ای شما را در بر می گیرد و شما را تا انتهای داستان رها نمی سازد و در انتها پیام زیبای داستان : "پرواز ایکار" و اوج جستجوی او .
حقیقتا موسیقی زیبای این نمایش تاثر کار را دوچندان کرده.
بازی بی نقص بازیگران جای هیچ حرفی باقی نمی گذارد. شخصا" بازی محمد حاتمی و خصوصا سینا رازانی عزیز را چشمگیرتر دیدم هرچند که باقی بزرگواران نیز بسیار خوش درخشیدند.
سپاس قلبی ام تقدیم همه گروه.
سلام دوستان،

یک سوال: با چه نوع طنزی در این کار مواجه هستیم؟
ممنون میشم راهنمایی کنید. :)
سلام.
با اجازه از همه کسانی که برای تا به اینجا رسیدن کار زحمت کشیدن و درود و سپاس بیکران .
به عنوان یه تماشاگر عام بعد از خوندن سوالتون خیلی بهش فکر کردم و بین کمدی" رفتار "و کمدی "موقعیت" موندم . اونم بخاطر ضعف هایی که خوب گاهی کارو به یک کار کمدی سبک و عامیانه تبدیل میکرد. ولی پیشنهاد میکنم به هدف دیدن یک کار کمدی پا به سالن نذارید.چون بر خلاف نقاط قوت هریک از عناصر کار که مجزا برای خودشون میتونست تاثیر گذار باشه در این گردهمایی باهم چندان موافق عمل نکردند .
برای همه گروه آرزوی موفقیت دارم.
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
 آقای آهنین جان گرانقدر .....سال گذشته در همین زمان تاتر سه روایت از زندگی را ازتون دیدم و بعد نمایشنامه خوانی هنرپیشه نقش دوم و ترانه های محلی و...کارهای سالهای گذشته شما رو هم روی صحنه کم و بیش دنبال کرده ام... بازیگر مسلط و توانایی هستین . من فکر می کنم صداتون پرصلابت و تاتری و در جهت بازیتون آنقدر کنترل شده هست که توجه تماشاگر را خیلی آسون به روی صحنه جلب می کند حتی اگر آواز هم نخوانید ..
..درست می فرمایید بحث سلیقه مخاطب و ناتوانی در جلب رضایت همه کاملا درسته.....اما یک مساله هم استانداردهایی است که تاتر جدی(و نه مثلا تاتر گلریزی) نبایستی به بهای ارضای همه خواستهای مخاطبان آنها را پایین بیاورد........در یک مصاحبه آربی اوانسیان چنین مطلبی را می گفت ....احترام به تماشاگر با تن دادن به هر خواسته ی سطحی او متفاوت است.....البته مسلما ما از تاتر تامل برانگیز صحبت می کنیم که اساسا مغایرتی با نشاط و سرزندگی در آن هم وجود ندارد....  یک نمونه ای که الان به ذهنم رسید کاربرد روسری به عنوان پوشش زنانه در نمایش دل سگ آقای یعقوبی است که تفاوت ماهیتی با زن پوشی گلریزی با کارکرد صرف خنده گیری از مخاطب دارد.......سوالی که مطرح است (و اونسیان بهش معتقد بود ) این است که چرا تاتر جدی ... دیدن ادامه ›› نبایستی استانداردها و سلیقه ی مخاطب را بالا ببرد؟... تاتر جدی با تاتر تفریحی فرقش چیست؟ چرا تاتر باید از برخی از سلایق سطحی و سخیفانه به هر بهانه ای پیروی کند؟ مگر اعتقاد بر این نیست که تاتر هنر پیشرویی است؟
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
جناب آهنین جان، سپاس از اینکه وقت گذاشتید و جواب سوال من رو دادید. سوال من از این بابت بود که شخصا با طنزی که به سمت لودگی و شوخی های سبک بره ارتباط برقرار نمیکنم و اذیت میشم (این رو البته کلی عرض میکنم و نه درباره این نمایش چون هنوز کار شما رو ندیدم) و از اونجایی که معمولا تنها به دیدن نمایشی نمیرم و دیگران رو دعوت میکنم تا همراهم باشند، دوست داشتم از نوع شوخی هایی که در این نمایش از اونها استفاده میشه اطلاع داشته باشم تا بتونم درباره اینکه این کار مناسب چه طیفی از مخاطبان هست بهتر تصمیم بگیرم.

دوستان همه از بازی درخشان و صدای خوش شما تعریف کردند. امیدوارم فرصتی پیش بیاد تا این نمایش رو ببینم و از اجرای شما و دیگر هنرمندان گروه لذت ببرم. به امید موفقیت برای همه شما عزیزان.
۲۷ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دیشب همراه با دوستان عزیز تیوالی به دیدن نمایش نشستم.

نمایش شروع فوق العاده ای برام داشت و این احساس در طول نمایش و هر بار که جناب امیر کاوه آهنین جان ترانه ای رو میخوندن احیا میشد.
اکثریت بازی ها از نظرم خیلی خوب بودن، زحمت بازیگران و تلاششون رو میشد دید و از بازیها لذت بردم.

اما متن...متنی که به سختی جلو میرفت و نکات قابل تامل زیادی نداشت، در نتیجه نتونست من رو جذب کنه که تا انتها با علاقه ای که در ابتدای کار وجود داشت به تماشا بشینم.
همین متن باعث شد کار رو دوست نداشته باشم و به نظرم متنی که در اندازه ی انرژی و زحمت بازیگرها و نوازندگان باشد نبود.

در آخر به تمام بازیگر ها و گروه موسیقی کار خسته نباشید میگم.
نمایش رو دیدم.از اجرای آهنگ ها توسط آقای آهنین جان لذت بردم. خیلی خندیدم. و...
فقط همین!
هیچ چیزی، هیچ گره ای، حرف تازه ای نبود. می شد برای خنداندن تماشاگر از روش های فاخرتر و کمتر دم دستی و تا اندازه ای کوچه بازاری استفاده کرد. انتظارم از نوشته جناب پاکدل و انتخاب آقای حاتمی برای کارگردانی متن خیلی بیشتر بود. در کل نمایش با کار قبلی جناب حاتمی" آرامسایش " بسیار فاصله داشت.
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید