آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش ستاره شناس
S3 : 08:06:22 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۳۰ مرداد تا ۰۵ مهر ۱۳۹۸
۱۸:۳۰
۱ ساعت
بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش ستاره شناس / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› دلایل استقبال تماشاگران از نمایش «ستاره شناس»

›› نمایش «ستاره شناس» دو اجرایی شد

›› تنهایی یا میل جنسی

›› برای تماشای «ستاره شناس» به سالن سایه بیایید

آواها

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایش های با درونمایه روان شناسانه برای من به شخصه بسیار جذابه ؛ تنهایی انسان در همه اعصار وجود داشته اما در عصر کنونی بیش از پیش همه گیر شده؛ امیال سرکوب شده ریشه بسیاری از مشکلات ما در جامعه است و پرداختن به این موضوعات در نمایش بسیار قابل تقدیره، بازی خوب بازیگران به خصوص خانم صالحی، دیالوگ های طنز و جذاب؛ کارگردانی و ترجمه خوب آقای اصغری و دکور ساده اما دلنشین نمایش با نورپردازی خوب برای من جالب بود؛ تبریک میگم به عوامل این نمایش . موفق باشید
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش قابل تفکری بود.
لطفا به دیالوگ ها دقت کنین
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بد نبوووووود. میشد خیلی بهتر باشه ولی کلی خندیدم. غزاله رشیدی عالی
میترا این را خواند
آخه دوست عزیز بد نبود میتونست بهتر باشه که نشد نظر بهتره با جزییات بگین کدوم بخش هاش رو دوست داشتین و به کدام قسمت ها نقد دارین :-)
۰۶ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خب قبل هرچیزی تشکر کنم بابت اینکه من روزی که بلیط داشتم دیر رسیدم چند دقیقه اما مسئولین سالن لطف کردن بلیطم رو برای نمایش دو روز بعد تمدید کردن.
این نمایش ساده و دلنشین دیدنش خالی از لطف نبود. آخرش با خودتون می گید کاش انقدر زود تموم نمی شد.
باید اعتراف کنم که مطالبی رو که از سایت تیوال در مورد این نمایش خوندم باعث شد به این تئاتر جذب بشم ولی همون اطلاعات باعث کم شدن جذابیت تئاتر برای من شد. روانشناسی و روانکاوی به نظرم موضوعیه که جامع امروزیمون بیشتر باید ازش مطلع بشه اما برای من به شخصه ، نمایشنامه خیلی عمق نداشت. یعنی از دیروز دارم فکر میکنم که این تئاتر چه چیز تازه ای می تونست برام داشته باشه جز مرور یکسری دانسته های روانشناسی مثل اینکه اول باید خودمون رو دوست داشته باشیم و خودمون رو فراموش نکنیم، احساس های اصیلمون رو حس کنیم، مرور درد تنهایی و غیره شایدم انقدر حجم اطلاعات زیاد بود که با یه بار دیدن نمی شد همه رو فهمید. فکر میکنم یک زن بیشتر بتونه با شخصیت ها ارتباط برقرار کنه اینکه خودش رو توی این شخصیت ها ببینه و تلنگری بشه برای ادامه زندگی.
بعضی از نظرات پیرامون بازی خانم رشیدی به نظرم بی انصافی بود با توجه به کارکتری که بازی می کردن. کارگردان محترم نمایش قبل شروع نمایش گفتن دو کار مجاز هستش، خنده و سکوت. پیش خودم گفتم بیچاره اشک که حتی تو همچین نمایشی مجاز نیست.
آخرشم یه عکس دست جمعی گرفتیم که حرکت دوست داشتنی بود.
اصغر نوری، میترا، امیر مسعود و حسین پوریعقوب این را خواندند
فرزاد جعفریان و مینا این را دوست دارند
خیلی ممنون دوست عزیز
۰۴ مهر ۱۳۹۸
ممنون از زحمات شما و گروهتون
۰۴ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازیها خوب بود اما داستانش زیادی ساده بود.
اصغر نوری این را خواند
مجید این را دوست دارد
خیلی ممنون دوست عزیز
۰۴ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هنگام تماشای آثار نمایشی که کمدی هستند، به شکل ناخودآگاه، مرزی میان کمدی مفرح و کمدی معنادار و عمیق در ذهنم شکل می گیرد. البته مسئلۀ مهمی است که ما به چه چیز کمدی می گوییم. و یک کمدی سطحی با یک کمدی پرمعنی، چه تفاوت هایی می تواند داشته باشد؟ در سال گذشته اجرایی از «ازدواج آقای می سی سی پی» برایم تداعی کنندۀ یک کمدی عمیق بود، که لایه لایۀ آن سرشار بود از معنا، شخصیت هایی عمیق و پیچیده، درست مثل بهترین فیلم های برادران مارکس، یا چاپلین. اما بوده اند تجربیاتی با آثار نمایشی که با آن ها خندیده ام، و حتی زمان مفید و ثمربخشی را گذرانده ام، بی آن که احساس کنم چیز تازه ای فهمیده ام، و یا حس کنم اتفاق تازه ای برای کلیۀ تماشاگران رخ داده باشد. در مورد نمایش «ستاره شناس»، تصویری که از رابطۀ زنان اسطوره زده و مردی که درواقع اسطورۀ آن ها و در عین حال روانکاو آن هاست، به دست داده می شود، تصویر عمیقی نیست. نمایشنامه در هر حال برایم فاقد عنصر شگفتی بود و به گمانم چنین نمایشنامه ای به سختی بتواند از محدودۀ اجتماع و زمانۀ خودش فراتر برود و با اکنون اجتماع ما همزمان شود.
فلسفه ی منسوخ ، حفره سازی به کنشگری شیمیایی می کند
قلوب و تعقل حفره دار مردانه و زنانه ، گدای چهارراه زمانه است
بلاگردان ، هنر متعقلِ متعهد ، اسپند دووووود می کنیم
۰۲ مهر ۱۳۹۸
بله اتفاقاً من همین سرکوب و تنهایی را در نمایش جذاب یافتم اما مشکلاتی پیش آمد: اول نقش خود ستاره‌شناس بود. ما می‌فهمیم دو زن دربارهٔ یک نفر که خودش را ستاره‌شناس جا می‌زند حرف می‌زنند و او را از گذشتهٔ خودشان به یاد می‌آورند. از طرف دیگر در پایان نمایش می‌بینیم که این همان فردی است که قرار است پروندهٔ روانی آنان را بررسی کند.خب نتیجه‌ای که می‌گیریم نوعی ساده‌لوحی است که گول هر شکل از تظاهر و ریا را می‌خورد. نمایش دارد فضایی می‌سازد که ساده‌لوحی به صحنه بیاید. اما چرا نمایش از این عمیق‌تر نشد؟ در چند کامنت دیگر نظرم را با جزئیات نوشتم. فکر می‌کنم رویکرد نمایش میکروسکوپی است و اتفاقاً با ستاره‌شناس/روانکاو و «زبل‌بازی»هایش همدل است و این باعث شد نمایش را نپذیرم.. وقتی هیچ تحولی در متن رخ نمی‌دهد و تنها کشف متن این است که «دیدید؟ کسی که قرار است حال شما را بهتر کند همان کسی است که حال شما را گرفته»، چطور می‌توانم به این فکر نیفتم که نمایش دارد می‌گوید زبل باشید و مثل ستاره‌شناس سرکوب نشوید؟ در کل چنین رویکردی برایم نه جنبهٔ کمیک دارد نه جنبهٔ جدی، و بیشتر به درسی می‌ماند که شوهای تلویزیونی می‌دهند.
۰۳ آذر ۱۳۹۸
و البته بک جور رمانتیسم..
شاید...
جایی که می خواد بگه تنهایی ات را با یک
مرد بذله گو و زبان باز پر کن خوشبخت میشی
یکجوری شبیه همون شوالیه با اسب سفید...
۰۳ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لذت بردم
خسته نباشید به گروه
جای این کارها درتئاتر ما کمه
با همین فرمون برین جلو
خیلی ممنون جناب رفیعی عزیز
۰۱ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشنامه با تلفیقی از تخیلات و فضای رئالیستی که در برگیرنده پاره ای از لحظات طنزی گزنده و گاهاً تلخ از طبقه کارگری (کارمندی) و ماشینی و مقیاس زبانی آن با طبقه سرمایه داری است؛
زبان حال انسانهایی تنها و رها شده در دل اجتماعی طبقاتی که ناامیدی در دل شان موج می زند و آنان را چون بخشی تجسد یافته از اجزاء ماشینی خسته در ورطه تکرار و روزمرگی از فرسایش مسیری ناخواسته ، یکسان و هم جهت به عرصه عینی می رساند؛
دیدیه ون کولارت فرانسوی بلژیکی تبار (نمایشنامه نویس اثر) مشتی از خروار را انتخاب و با طرح ایده ای نو در مسیر تراپی تیپ های اجتماعی حاضر در فرانسه گام برداشته و به روانکاوی آنها می پردازد؛
انیس و مور ٢ کاراکتر زن اصلی که مورد هدف تحلیلی روانشناسی خبره قرار می گیرند و با ورود مرموزانه او با هویتی جعلی هر دوی آنها را یکی با میل و دیگری با مقاومت و بی میل به سمت خود جذب می کند تا از لاک تنهایی خود برون آیند و به بخش های پنهان خود سفر کنند؛
امیدی انتزاعی در دل و بطن دو زن افروخته می شود و در این سفر شیرین شبه سراب وار آنها به دستاوردهایی از جنس شیرین زندگی و عشق می رسند؛
تحولی درونی که در هر دو تیپ فمنیست از جامعه اروپایی(فرانسوی) هویدا شده و حرکتی بر پایه سکونی متلاشی شده شکل می گیرد که رنگ و بوی عشقیست بی اساس مبتنی بر ... دیدن ادامه ›› کارکرد زبانی و دنیای کلمات که آنان را به فضایی سرشار از امید و رنگهایی جدید پرتاب می کند و دید بصری به آنان اعطا می شود تا در جامعه یکنواخت و یک سویه کلان شهری به مرزهایی از هویتی کشف نشده و کامل تر برسند.
ایده نمایش نامه نویس مبتنی بر تعلیق در حذف هویت اصلی روانشناس و استفاده از نقابی بر هویت او برای راندن بر سیر درونی در بیماران خود جذاب است و غافلگیری انتهای قصه که بر مخاطب آشکار می شود نیز روشی است برای نگاه داشتن مخاطب تا پایان برای دنبال کردن ماجرا و عمدتاً مخاطبینی (غالباً بانوان) که با روایات از زاویه دید ٢ زن اثر بواسطه همذات پنداری دو چندان همراه و همسفر گردند؛
جنس دیالوگهای نمایش بر اساس ترجمه خوب و مسلط استاد اصغر نوری شیرین و مجادله واقع گرایی روایت و زبان طنز کاراکترها از بخش های شیرین اجراست؛
دکور و آکسسوارهایی کمینه که به نظر می رسد کارگردان با این نوع انتخاب هدف خود را بر فاصله گذاری در بازی ها و تعمق برای مخاطب در متن مبتنی بر عقل گرایست تا بخش های دراماتیک داستان که به عمد و بدرستی به حاشیه برده شده به عنوان لایه های زیرین با کارکردی ابزاری در خدمت هسته اصلی اثر که بعد روانشناسانه آن است قرار گیرد؛
شکستهای زمانی و مکانی که براساس دکور مینیمال و نورپردازی ها متنوع بر اساس تقسیم ناحیه بازی ها علاوه بر آوانسن خود دلیلیست که با مخاطب قراردادهایی ساده بر پایه این آمد و رفت ها بسته شود تا او(مخاطب) را به درک بهتری از جنس نمایش و قصه و نوع بازی ها متوسل کند؛
بازی ها خوب و بدون کوچکترین تپق(در شبی که بنده شاهد بودم٢٤شهریور ماه) نشان از تمرینهای مداوم گروه تئاتر ٨٨ و درایت جناب استاد نوری بر متن و جنس بازی و نوع پیاده سازی آن دارد؛
نمی توان بواسطه این نوع انتخاب صحنه ایرادی را گرفت چراکه سبک و استایل کارگردان بر این فرم استوار است؛
شاید کارکرد بهتر و جزئی تر برای المانهای افکت صدا بر اساس امبینت های محیطی می توانست در نوستالژیک کردن فضای رخدادها مؤثرتر باشد.
از گروه تئاتر ٨٨ و جناب آقای اصغر نوری برای این اثر نمایشی کمال تشکر و قدردانی را دارم.
خیلی ممنون جناب بهکام عزیز
۳۱ شهریور ۱۳۹۸
لطفتان متعالیست؛
عزیز دل جناب موسوی گران سنگ ❤️
۰۶ مهر ۱۳۹۸
خبری ازتان نیست..
ناخوش که نیستی؟
یک ماهی هست نیستی؟
لک زده دلمان..
برو یک تیاتر ببین نقد بنویس حال کنیم..
۱۸ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی صاف و پوست کنده و کلاسیک که در انتها بیننده را شگفت زده میکند. جایگاه "اعتماد " به احساس و فکر خود درباره اشخاص را به چالش میکشد، مسئله ای که شاید این روزها نیاز به تلنگر بیشتری دارد. فوق العاده پرمحتواست و اصلا از دیدن این نمایش خسته نخواهید شد چرا که با چاشنی طنز نیز همراه است. نمایش بسیار مناسبی برای خانواده هاست و بیننده با هر سنی میتواند از آن لذت ببرد.
محمد جواد، میترا، اصغر نوری و مجید این را خواندند
محمدرضا برقعی و امیراحسان این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم فاضل عزیز
۳۰ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همه چیز را دوست داشتم. سادگی دکور، لباس، بازی بازیگران، داستان و نحوه تغیر مکان فقط با تغییر در نورپردازی.... فقط می‌توان گفت چون همگان فرانسوی بلد نیستند شاید اگر ترجمه آهنگ فرانسوی آن بالانویس می‌شد برای دیگر تماشاچیان قابل درک‌تر می‌شد. فکر کنم آهنگ Jean - François Michael - Je Pense à Toi -1971 بود اگر اشتباه نکنم. در هر حال خسته نباشید میگم به تمام عوامل و کارگردان محترم.
کیمیا فاضل، مجید، اصغر نوری و غزال م این را خواندند
خیلی ممنون دوست عزیز

ترانه penser à toi (فکر کردن به تو)
شعر: الن بُرن
آهنگ: حسین آگنج
خواننده: نازیلا باباپور و اصغر نوری

فکر کردن به تو
گرانبهاترین سکوتم می ماند
طولانی ترین و پرهیاهوترین سکوت.
تو در منی همیشه
مانند قلب ساده ام
اما قلبی که به درد می آورد
زخمی که به زندگی وا می دارد.

ترانه آخر نمایش، شانزه لیزه، از ژو دسن است.
۳۰ شهریور ۱۳۹۸
سپاس و درود. اتفاقا من و پسرم هر دو فرانسه می‌خوانیم و متوجه معنای شعر بودیم. اشاره‌ام به جو اطرافمان بود. باز هم تشکر و موفق باشید.
۳۱ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازی‌ها همه خوب و قابل قبول بودند و بازیگرها بخوبی از عهده دیالوگ‌ها بر‌امدند. تنهایی آزار‌دهنده، امیال سرخورده و زندگی غمبار آدم‌های شکست‌خورده _هم از نظر عاطفی و هم از نظر موفقیت‌های اجتماعی_ که ب سوژه مطالعه در نمایش تبدیل شده است. موضوع درد امروز جامعه است و بسیاری از زنان و البته مردان دچار این معضل هستند و متاسفانه نه خود و ن جامعه چاره‌ای برای آن ندارند.
میترا، اصغر نوری، سعید و محسن جوانی این را خواندند
پوریا، lilibani و مجید این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم جمشیدی عزیز
۳۰ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود و ابتدا خسته نباشید
به عنوان کسی که سال ها از ایران دور بوده و در بافت اروپایی زندگی می کند خیلی خوشحالم که این نمایش را دیدم، در عین سادگی منظور نمایش از طریق بازیگران و نویسنده به نسبت خوبی به من انتقال داده شد. اما چند نکته را خواستم بیان کنم. در دقایق ابتدایی نمایش نمی توانستم درک کنم که این نمایش در کجا و چه زمانی در حال اتفاق هست، در دیالوگ های اولیه نمایش که بین خانم ها بود غیر مستقیم به گرایش ها و مکتب های مختلف اشاره می شد مانند کمنیست یا سوشیال. که باتوجه به شناخت تغییرات در اروپا این مکالمات در یک دوره خاص بیشتر بارز بود و در بین کشورهای اروپای شمالی و شرقی، که با توجه به ان زمان و مکان ها پرداخت مبلغ ویزیت دکتر به فرانک برایم جالب بود و همچنین جلوتر بازیگر اشاره به گیم میکنه که این هم در تضاد برای من قرار گرفت. مورد دیگر استفاده بازیگر مرد از اصطلاح عربی بود که خیلی برایم جالب نبود و حتی یک بار استفاده از ان من را از این فضا دور کرد. و مورد اخر بردن تماشاگران به فضای نمایشنامه هست که بازیگران با تمام توان ان را خواستند انجام بدهند ولی بنظرم می توانید دکور را کمی بهتر انجام دهید تا این امر بهتر اتفاق بیوفتد سپاس از تمامی افرادی که در برپایی این نمایش دخیل هستند
خیلی ممنون جناب طهرانی عزیز
ممنون از نکته نظرات خوب تان. نمایش ستاره شناس در اوایل دهه ۸۰ میلادی در فرانسه اتفاق می افتد.
۲۹ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز به تماشای این تئاتر نشستم . واقعا تئاتر دلنشینی بود . بازیها ‌و کارگردانی عالی بود و از دیدن این نمایش بسیار لذت بردم . به تمام عوامل خسته نباشید میگم.
اصغر نوری، میترا و مجید این را خواندند
لیلا مظاهری و کیمیا فاضل این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم قاسمی عزیز
۲۹ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام و خسته نباشید
دیشب این نمایش رو دیدم یه کار متوسط که میشد با واکاوی های بیشتر در مسئله ایی به نام تنهایی چالشی که نمایش با اون روبرو هستش رو پررنگ تر کرد تا تماشاچی ذوقی برای دنبال کردن اون داشته باشه به نظرم هر تماشاچی چه فرهیخته و چه عام به راحتی میتونه در ابتدای نمایش مسیر رو پیش بینی کنه و حتی اگه پیش بینی کردن انتها آنچنان هم برای ما مهم نباشه ما باید در بین خیل عظیمِ کتابها فیلمها و مقاله های بررسی تنهایی زاویه دیدی جدید برای این مقوله داشته باشیم تا برای تماشاچی ما دغدغه بشه و این مهم ترین رکن برای عرضه ی محصول نمایشی هستش ما باید دغدغه ایجاد کنیم.
در اینگونه اجراها با این نوع طراحی صحنه تئاتر تماماً قراردادی هستش که ما با تماشاچی میکنیم جایی دیدم که صحنه ی خرید کردن خانوم از فروشگاه هستش و ایشون میوه هارو فرضی برداشتند و داخل سبد گذاشتند اما چند لحظه بعد از همون قسمتی که ما جایگاه میوه تعریف کردیم بازیگر دیگر رد شدن و داخل صحنه شدن! و ما سیب واقعی دستشون میبینیم اگر درجایی فرضی اقدام میکنیم چه دلیلی داره در قسمت دیگه اونو حقیقی در نظر بگیریم تازه با فرض خاطره بودن این صحنه بازهم وجود سبد و سیب زیر سوال میره و خب از این دست قراردادها در طراحی صحنه به درستی استفاده نشده بود.
در بین بازی ها خانوم صالحی و آقای ساعتچیان در لحظه و طراحی شده بازی میکردند و
فقط موسیقی کار تا حدودی تماشاچی رو همراه میکرد.
موفق باشید
محسن جوانی، محمد جواد، اصغر نوری و میترا این را خواندند
صبا صالحیان و حسین پوریعقوب این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم میناوند عزیز
۲۷ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از دیدن نمایش بسیار لذت بردم، و احمد ساعتچیان این بار شگفت زده ام کرد، از این همه تسلط در بازیگری، بی تردید ساعتچیان جزو معدود بازیگران با سابقه ی تئاتر است که همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و بازیگری کاملا تئاتری است، یاد استاد سمندریان همیشه جاودان که شاگردانی چون احمد ساعتچیان در مکتب ایشان هنر نمایش را آموختند.
ستاره شناس با ترجمه و کارگردانی اصغر نوری نمایشی با روایتی دقیق و بدون حاشیه پردازی های بیهوده و با استفاده عناصر کاملا کاربردی در صحنه، تبدیل به اثری شده است که تا لحظه ی آخر بیننده را با خود همراه می کند، و همچنان که شما را به خنده وا می دارد لحظاتی نیز به واسطه متن اثر به فکر فرو می رویم، جنبه های روان شناختی ستاره شناس بسیار جای تحلیل دارد، به مانند جایی که ستاره شناس می گوید: ما به گذشته فکر می کنیم و حسرت می خوریم، به آینده با ترس نگاه می کنیم و لحظه ی حال را به فراموشی می سپاریم، همین دیالوگ برای دریافت و تاثیر از نمایش کافی بود، و نوع پرداخت شخصیت ستاره شناس با بازی حساب شده ی ساعتچیان، او را برای مخاطب دوست داشتنی می کند، و تاکید میکنم چون ساعتچیان این نقش بسیار روان بازی می کند از هرگونه درشت گویی که ( می توانست بسیار غلو آمیز بازی شود) دوری کرده کرده و بسیار ملموس با نقش بر خورد می کند و به همین علت بیننده با او بسیار همراه می شود، خانم ها رشیدی و صالحی را خیلی دوست داشتم، به اندازه نقششان را بازی کردند بدون کمترین تظاهری. طراحی صحنه، نور پردازی و لباس از جاذبه های دیگر نمایش است.
جناب نوری ممنون از شما که در شرایط بد تئاتر فعالیت می کنید و نمایشی ارزشمند را به روی صحنه بردید، خسته نباشید به کل گروه.
خیلی ممنون جناب خانلری عزیز
۲۷ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی دیدنی به کارگردانی مترجم برگزیده سال.
مترجم درجه یکی مثل اصغر نوری مسائل روانشناختی مطرح شده در نمایشنامه ستاره‌شناس رو به بهترین شکل ممکن به فارسی برگردانده. همچنین نوری با شناخت درستی که از نمایشنامه دارد در کارگردانی هم بسیار موفق عمل کرده. وی با گذر از دکور پرحجم، شلوغ کردن صحنه، فرم‌های پیچیده، نورپردازی پرطمطراق و جنگولک‌بازی‌های مرسوم برای فریب تماشاگر، بر زیبایی‌ها و جذابیت‌های خود متن، بیرون کشیدن مفاهیم دورنی متن، میزانسن‌های مرتب و دقیق و بازی درخشان بازیگرانش تمرکز کرده.
طراحی صحنه شلوغ و پرحجم نیست و با دقت طراحی با ابعاد و شکل سالن هماهنگ شده.
نور هم کار خود را کاملا استاندارد انجام میدهد.
اصغر نوری در انتخاب بازیگر واقعاً ستاره‌شناس کرده. احمد ساعتچیان طناز و دلرباست. تماشاگر دوستش دارد و به راحتی همراهش میشود. سهیلا صالحی همان اندازه که در طراحی لباس دقیق و زیبا کارکرده، بازیش هم دقیق و زیباست. غزاله رشیدی جادو و ابزار ستارگان را به تمامی در وجودش دارد، حتما از این بازیگر توانا بیشتر خواهید شنید. او صدای منحصربفردی دارد، صدایی قدرتمند و در عین حال کاملا زنانه، صدایش به خودی‌خود طناز و دلنشین است، جوری که دلتان میخواهد هرروز نمایشی رادیویی را به تنهایی با صدایش بشنوید. بازیش گیرا،درست و دقیق است. جملات عصبیش را با سرعت بالا چنان با تسلط و بی‌عیب و نقص و بدون طپق ادا میکند که گویی ماشینی در مغزش جملات راسازماندهی میکند، توانایی بدنیش به عنوان بازیگر بالاست و حس و تسلطش بر محیط پیرامون مثال‌زدنیست.
نمایش ستاره‌شناس، بی ادعا و خون‌گرمست، زیبا و در عین‌حال حاوی مطالب عمیق روانشناختی،بازی‌های خوب و... ساعتی خوش...
تا زمان باقیست دیدن این نمایش را از دست ندهید.
خیلی ممنون جناب هژبری عزیز. ممنون از نظر لطف تان
۲۴ شهریور ۱۳۹۸
ممنون از شما به‌خاطر لحظات خوب
۲۵ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این کار به شدت پیشنهاد میشود ، یک کار عالی با کارگردانی خیلی خوب و بازیگرانی که در طراحی صحنه آن به خوبی میدرخشند خسته نباشید به همگی شما عزیزان .
خیلی ممنون جناب رمضانی عزیز
۱۶ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خسته نباشید به آقای نوری برای اجرای خوب ستاره شناس،بسیار دوست داشتم کار رو ،متن جذاب در مورد مسایل روانکاوی و تنهایی آدمها،بازی های بسیار خوب بازیگران کار، بازی شیرین و صمیمی خانم صالحی در نقش یک زن خانه دار بسیار جالب بود، بازی خانم رشیدی در نقش یک زن فیلسوف عصبی بسیار درخشان بود به خصوص در صحنه اول با اون حجم از دیالوگها که با ریتم تند با تسلط کامل اجرا کردند و در نهایت بازی قوی آقای ساعتچیان با بیان عالی که لحظات طنز و جدی کار رو در دو برخورد متفاوت با زنها اجرا کردند بسیار جذاب بود، طراحی نور و صحنه هم خوب بود ، موسیقی ابتدای کار رو هم دوست داشتم و ترانه شانزه لیزه با اجرای آقای ساعتچیان تا مدتی در ذهنم باقی خواعد ماند، ممنون ازهمگی
خیلی ممنون جناب رسولی عزیز
۱۶ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با ارفاق شاید بشه گفت که یه کار متوسط بود.بازیای ضعیف.
اصغر نوری و سحرناز قاسم نژاد این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
به نظر من بازی های کار از نقاط قوت اجرا محسوب میشد
۱۶ شهریور ۱۳۹۸
به نظرم خانم رشیدی هم بازیشون خیلی خوب بود هم صداشون, البته خب سلیقه است. چون به نظرم بازی هر سه بازیگر کار هم اندازه هم بود که باعث جذاب شدن کار شده بود
۲۲ شهریور ۱۳۹۸
جناب آقای رسولی عزیز..
یادم نمی آید سلیقه ای صحبت کرده باشم..
براساس دانش بیان در تئاتر صحبت کردم..
یک مثال دیگر می زنم...
اگر به سلیقه می خواستم عمل کنم می توانم
بگویم هیچ کاری را باندازه فرشته تاریخ
نمی توانم دوست داشته باشم...
ولی کار ایراد داری بود.. حیف!
می توانست تئاتر اول کشور شود امسال.
۲۳ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش ستاره شناس رو دیدم و از کار بسیار لذت بردم، ترجمه روان جناب نوری و کارگردانی بدون زواید و ادا و اطوارهای مد شده در اجراهای اخیر ، طراحی صحنه ساده و کاربردی، موسیقی دلنشین و البته در نهایت بازی های عالی و یکدست هر سه بازیگر کار جناب ساعتچیان که بسیار جذاب همراه با طنز به جا و خانمها صالحی و رشیدی در نقش هایی با پیچیدگی های شخصیتی نمایش ستاره شناس رو تبدیل به اجرایی بی نقص کرده که پیشنهاد میکنم همه اون رو ببینند تا وقت هست، بی صبرانه منتظر کارهای بعدی آقای نوری هستم. برای همه گروه آرزوی موفقیت میکنم و خسته نباشید
خیلی ممنون خانم حق شناس عزیز
۱۶ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید