تیوال نمایش ستاره شناس
S3 : 13:31:09
گروه تئاتر ۸۸
خرید بلیت
۳۵,۰۰۰ تومان
  ۳۰ مرداد تا ۰۵ مهر
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: دیدیه ‌ون کولارت
: اصغر نوری
: احمد ساعتچیان، سهیلا صالحی، غزاله رشیدی
: سمانه افکاری

: موسسه فرهنگی هنری برگ
: سعید حسنلو
: سهیلا صالحی
: محمدرضا رحمتی
: حسین آگنج
: سید فرشاد هاشمی
: حامد تارخ
: احسان کار
: امیر قالیچی
: فهیمه نیک خواه، فرزانه شاکری
: نازیلا باباپور، اصغر نوری
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش ستاره شناس / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» دلایل استقبال تماشاگران از نمایش «ستاره شناس»

» نمایش «ستاره شناس» دو اجرایی شد

» تنهایی یا میل جنسی

» برای تماشای «ستاره شناس» به سالن سایه بیایید

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایشنامه با تلفیقی از تخیلات و فضای رئالیستی که در برگیرنده پاره ای از لحظات طنزی گزنده و گاهاً تلخ از طبقه کارگری (کارمندی) و ماشینی و مقیاس زبانی آن با طبقه سرمایه داری است؛
زبان حال انسانهایی تنها و رها شده در دل اجتماعی طبقاتی که ناامیدی در دل شان موج می زند و آنان را چون بخشی تجسد یافته از اجزاء ماشینی خسته در ورطه تکرار و روزمرگی از فرسایش مسیری ناخواسته ، یکسان و هم جهت به عرصه عینی می رساند؛
دیدیه ون کولارت فرانسوی بلژیکی تبار (نمایشنامه نویس اثر) مشتی از خروار را انتخاب و با طرح ایده ای نو در مسیر تراپی تیپ های اجتماعی حاضر در فرانسه گام برداشته و به روانکاوی آنها می پردازد؛
انیس و مور ٢ کاراکتر زن اصلی که مورد هدف تحلیلی روانشناسی خبره قرار می گیرند و با ورود مرموزانه او با هویتی جعلی هر دوی آنها را یکی با میل و دیگری با مقاومت و بی میل ... دیدن ادامه » به سمت خود جذب می کند تا از لاک تنهایی خود برون آیند و به بخش های پنهان خود سفر کنند؛
امیدی انتزاعی در دل و بطن دو زن افروخته می شود و در این سفر شیرین شبه سراب وار آنها به دستاوردهایی از جنس شیرین زندگی و عشق می رسند؛
تحولی درونی که در هر دو تیپ فمنیست از جامعه اروپایی(فرانسوی) هویدا شده و حرکتی بر پایه سکونی متلاشی شده شکل می گیرد که رنگ و بوی عشقیست بی اساس مبتنی بر کارکرد زبانی و دنیای کلمات که آنان را به فضایی سرشار از امید و رنگهایی جدید پرتاب می کند و دید بصری به آنان اعطا می شود تا در جامعه یکنواخت و یک سویه کلان شهری به مرزهایی از هویتی کشف نشده و کامل تر برسند.
ایده نمایش نامه نویس مبتنی بر تعلیق در حذف هویت اصلی روانشناس و استفاده از نقابی بر هویت او برای راندن بر سیر درونی در بیماران خود جذاب است و غافلگیری انتهای قصه که بر مخاطب آشکار می شود نیز روشی است برای نگاه داشتن مخاطب تا پایان برای دنبال کردن ماجرا و عمدتاً مخاطبینی (غالباً بانوان) که با روایات از زاویه دید ٢ زن اثر بواسطه همذات پنداری دو چندان همراه و همسفر گردند؛
جنس دیالوگهای نمایش بر اساس ترجمه خوب و مسلط استاد اصغر نوری شیرین و مجادله واقع گرایی روایت و زبان طنز کاراکترها از بخش های شیرین اجراست؛
دکور و آکسسوارهایی کمینه که به نظر می رسد کارگردان با این نوع انتخاب هدف خود را بر فاصله گذاری در بازی ها و تعمق برای مخاطب در متن مبتنی بر عقل گرایست تا بخش های دراماتیک داستان که به عمد و بدرستی به حاشیه برده شده به عنوان لایه های زیرین با کارکردی ابزاری در خدمت هسته اصلی اثر که بعد روانشناسانه آن است قرار گیرد؛
شکستهای زمانی و مکانی که براساس دکور مینیمال و نورپردازی ها متنوع بر اساس تقسیم ناحیه بازی ها علاوه بر آوانسن خود دلیلیست که با مخاطب قراردادهایی ساده بر پایه این آمد و رفت ها بسته شود تا او(مخاطب) را به درک بهتری از جنس نمایش و قصه و نوع بازی ها متوسل کند؛
بازی ها خوب و بدون کوچکترین تپق(در شبی که بنده شاهد بودم٢٤شهریور ماه) نشان از تمرینهای مداوم گروه تئاتر ٨٨ و درایت جناب استاد نوری بر متن و جنس بازی و نوع پیاده سازی آن دارد؛
نمی توان بواسطه این نوع انتخاب صحنه ایرادی را گرفت چراکه سبک و استایل کارگردان بر این فرم استوار است؛
شاید کارکرد بهتر و جزئی تر برای المانهای افکت صدا بر اساس امبینت های محیطی می توانست در نوستالژیک کردن فضای رخدادها مؤثرتر باشد.
از گروه تئاتر ٨٨ و جناب آقای اصغر نوری برای این اثر نمایشی کمال تشکر و قدردانی را دارم.
خیلی ممنون جناب بهکام عزیز
۱۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی صاف و پوست کنده و کلاسیک که در انتها بیننده را شگفت زده میکند. جایگاه "اعتماد " به احساس و فکر خود درباره اشخاص را به چالش میکشد، مسئله ای که شاید این روزها نیاز به تلنگر بیشتری دارد. فوق العاده پرمحتواست و اصلا از دیدن این نمایش خسته نخواهید شد چرا که با چاشنی طنز نیز همراه است. نمایش بسیار مناسبی برای خانواده هاست و بیننده با هر سنی میتواند از آن لذت ببرد.
محمد جواد، میترا و اصغر نوری این را خواندند
محمدرضا برقعی این را دوست دارد
خیلی ممنون خانم فاضل عزیز
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز را دوست داشتم. سادگی دکور، لباس، بازی بازیگران، داستان و نحوه تغیر مکان فقط با تغییر در نورپردازی.... فقط می‌توان گفت چون همگان فرانسوی بلد نیستند شاید اگر ترجمه آهنگ فرانسوی آن بالانویس می‌شد برای دیگر تماشاچیان قابل درک‌تر می‌شد. فکر کنم آهنگ Jean - François Michael - Je Pense à Toi -1971 بود اگر اشتباه نکنم. در هر حال خسته نباشید میگم به تمام عوامل و کارگردان محترم.
کیمیا فاضل این را خواند
خیلی ممنون دوست عزیز

ترانه penser à toi (فکر کردن به تو)
شعر: الن بُرن
آهنگ: حسین آگنج
خواننده: نازیلا باباپور و اصغر نوری

فکر کردن به تو
گرانبهاترین سکوتم می ماند
طولانی ... دیدن ادامه » ترین و پرهیاهوترین سکوت.
تو در منی همیشه
مانند قلب ساده ام
اما قلبی که به درد می آورد
زخمی که به زندگی وا می دارد.

ترانه آخر نمایش، شانزه لیزه، از ژو دسن است.
۲۲ ساعت پیش
سپاس و درود. اتفاقا من و پسرم هر دو فرانسه می‌خوانیم و متوجه معنای شعر بودیم. اشاره‌ام به جو اطرافمان بود. باز هم تشکر و موفق باشید.
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی‌ها همه خوب و قابل قبول بودند و بازیگرها بخوبی از عهده دیالوگ‌ها بر‌امدند. تنهایی آزار‌دهنده، امیال سرخورده و زندگی غمبار آدم‌های شکست‌خورده _هم از نظر عاطفی و هم از نظر موفقیت‌های اجتماعی_ که ب سوژه مطالعه در نمایش تبدیل شده است. موضوع درد امروز جامعه است و بسیاری از زنان و البته مردان دچار این معضل هستند و متاسفانه نه خود و ن جامعه چاره‌ای برای آن ندارند.
میترا، اصغر نوری، سعید و محسن جوانی این را خواندند
پوریا و lilibani این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم جمشیدی عزیز
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود و ابتدا خسته نباشید
به عنوان کسی که سال ها از ایران دور بوده و در بافت اروپایی زندگی می کند خیلی خوشحالم که این نمایش را دیدم، در عین سادگی منظور نمایش از طریق بازیگران و نویسنده به نسبت خوبی به من انتقال داده شد. اما چند نکته را خواستم بیان کنم. در دقایق ابتدایی نمایش نمی توانستم درک کنم که این نمایش در کجا و چه زمانی در حال اتفاق هست، در دیالوگ های اولیه نمایش که بین خانم ها بود غیر مستقیم به گرایش ها و مکتب های مختلف اشاره می شد مانند کمنیست یا سوشیال. که باتوجه به شناخت تغییرات در اروپا این مکالمات در یک دوره خاص بیشتر بارز بود و در بین کشورهای اروپای شمالی و شرقی، که با توجه به ان زمان و مکان ها پرداخت مبلغ ویزیت دکتر به فرانک برایم جالب بود و همچنین جلوتر بازیگر اشاره به گیم میکنه که این هم در تضاد برای من قرار گرفت. مورد دیگر استفاده بازیگر ... دیدن ادامه » مرد از اصطلاح عربی بود که خیلی برایم جالب نبود و حتی یک بار استفاده از ان من را از این فضا دور کرد. و مورد اخر بردن تماشاگران به فضای نمایشنامه هست که بازیگران با تمام توان ان را خواستند انجام بدهند ولی بنظرم می توانید دکور را کمی بهتر انجام دهید تا این امر بهتر اتفاق بیوفتد سپاس از تمامی افرادی که در برپایی این نمایش دخیل هستند
میترا، صاحبه، اصغر نوری و محسن جوانی این را خواندند
خیلی ممنون جناب طهرانی عزیز
ممنون از نکته نظرات خوب تان. نمایش ستاره شناس در اوایل دهه ۸۰ میلادی در فرانسه اتفاق می افتد.
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز به تماشای این تئاتر نشستم . واقعا تئاتر دلنشینی بود . بازیها ‌و کارگردانی عالی بود و از دیدن این نمایش بسیار لذت بردم . به تمام عوامل خسته نباشید میگم.
اصغر نوری و میترا این را خواندند
لیلا مظاهری و کیمیا فاضل این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم قاسمی عزیز
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و خسته نباشید
دیشب این نمایش رو دیدم یه کار متوسط که میشد با واکاوی های بیشتر در مسئله ایی به نام تنهایی چالشی که نمایش با اون روبرو هستش رو پررنگ تر کرد تا تماشاچی ذوقی برای دنبال کردن اون داشته باشه به نظرم هر تماشاچی چه فرهیخته و چه عام به راحتی میتونه در ابتدای نمایش مسیر رو پیش بینی کنه و حتی اگه پیش بینی کردن انتها آنچنان هم برای ما مهم نباشه ما باید در بین خیل عظیمِ کتابها فیلمها و مقاله های بررسی تنهایی زاویه دیدی جدید برای این مقوله داشته باشیم تا برای تماشاچی ما دغدغه بشه و این مهم ترین رکن برای عرضه ی محصول نمایشی هستش ما باید دغدغه ایجاد کنیم.
در اینگونه اجراها با این نوع طراحی صحنه تئاتر تماماً قراردادی هستش که ما با تماشاچی میکنیم جایی دیدم که صحنه ی خرید کردن خانوم از فروشگاه هستش و ایشون میوه هارو فرضی برداشتند و داخل سبد ... دیدن ادامه » گذاشتند اما چند لحظه بعد از همون قسمتی که ما جایگاه میوه تعریف کردیم بازیگر دیگر رد شدن و داخل صحنه شدن! و ما سیب واقعی دستشون میبینیم اگر درجایی فرضی اقدام میکنیم چه دلیلی داره در قسمت دیگه اونو حقیقی در نظر بگیریم تازه با فرض خاطره بودن این صحنه بازهم وجود سبد و سیب زیر سوال میره و خب از این دست قراردادها در طراحی صحنه به درستی استفاده نشده بود.
در بین بازی ها خانوم صالحی و آقای ساعتچیان در لحظه و طراحی شده بازی میکردند و
فقط موسیقی کار تا حدودی تماشاچی رو همراه میکرد.
موفق باشید
محسن جوانی، محمد جواد، اصغر نوری و میترا این را خواندند
صبا صالحیان این را دوست دارد
خیلی ممنون خانم میناوند عزیز
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدن نمایش بسیار لذت بردم، و احمد ساعتچیان این بار شگفت زده ام کرد، از این همه تسلط در بازیگری، بی تردید ساعتچیان جزو معدود بازیگران با سابقه ی تئاتر است که همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و بازیگری کاملا تئاتری است، یاد استاد سمندریان همیشه جاودان که شاگردانی چون احمد ساعتچیان در مکتب ایشان هنر نمایش را آموختند.
ستاره شناس با ترجمه و کارگردانی اصغر نوری نمایشی با روایتی دقیق و بدون حاشیه پردازی های بیهوده و با استفاده عناصر کاملا کاربردی در صحنه، تبدیل به اثری شده است که تا لحظه ی آخر بیننده را با خود همراه می کند، و همچنان که شما را به خنده وا می دارد لحظاتی نیز به واسطه متن اثر به فکر فرو می رویم، جنبه های روان شناختی ستاره شناس بسیار جای تحلیل دارد، به مانند جایی که ستاره شناس می گوید: ما به گذشته فکر می کنیم و حسرت می خوریم، به آینده با ... دیدن ادامه » ترس نگاه می کنیم و لحظه ی حال را به فراموشی می سپاریم، همین دیالوگ برای دریافت و تاثیر از نمایش کافی بود، و نوع پرداخت شخصیت ستاره شناس با بازی حساب شده ی ساعتچیان، او را برای مخاطب دوست داشتنی می کند، و تاکید میکنم چون ساعتچیان این نقش بسیار روان بازی می کند از هرگونه درشت گویی که ( می توانست بسیار غلو آمیز بازی شود) دوری کرده کرده و بسیار ملموس با نقش بر خورد می کند و به همین علت بیننده با او بسیار همراه می شود، خانم ها رشیدی و صالحی را خیلی دوست داشتم، به اندازه نقششان را بازی کردند بدون کمترین تظاهری. طراحی صحنه، نور پردازی و لباس از جاذبه های دیگر نمایش است.
جناب نوری ممنون از شما که در شرایط بد تئاتر فعالیت می کنید و نمایشی ارزشمند را به روی صحنه بردید، خسته نباشید به کل گروه.
خیلی ممنون جناب خانلری عزیز
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دیدنی به کارگردانی مترجم برگزیده سال.
مترجم درجه یکی مثل اصغر نوری مسائل روانشناختی مطرح شده در نمایشنامه ستاره‌شناس رو به بهترین شکل ممکن به فارسی برگردانده. همچنین نوری با شناخت درستی که از نمایشنامه دارد در کارگردانی هم بسیار موفق عمل کرده. وی با گذر از دکور پرحجم، شلوغ کردن صحنه، فرم‌های پیچیده، نورپردازی پرطمطراق و جنگولک‌بازی‌های مرسوم برای فریب تماشاگر، بر زیبایی‌ها و جذابیت‌های خود متن، بیرون کشیدن مفاهیم دورنی متن، میزانسن‌های مرتب و دقیق و بازی درخشان بازیگرانش تمرکز کرده.
طراحی صحنه شلوغ و پرحجم نیست و با دقت طراحی با ابعاد و شکل سالن هماهنگ شده.
نور هم کار خود را کاملا استاندارد انجام میدهد.
اصغر نوری در انتخاب بازیگر واقعاً ستاره‌شناس کرده. احمد ساعتچیان طناز و دلرباست. تماشاگر دوستش دارد و به راحتی همراهش میشود. ... دیدن ادامه » سهیلا صالحی همان اندازه که در طراحی لباس دقیق و زیبا کارکرده، بازیش هم دقیق و زیباست. غزاله رشیدی جادو و ابزار ستارگان را به تمامی در وجودش دارد، حتما از این بازیگر توانا بیشتر خواهید شنید. او صدای منحصربفردی دارد، صدایی قدرتمند و در عین حال کاملا زنانه، صدایش به خودی‌خود طناز و دلنشین است، جوری که دلتان میخواهد هرروز نمایشی رادیویی را به تنهایی با صدایش بشنوید. بازیش گیرا،درست و دقیق است. جملات عصبیش را با سرعت بالا چنان با تسلط و بی‌عیب و نقص و بدون طپق ادا میکند که گویی ماشینی در مغزش جملات راسازماندهی میکند، توانایی بدنیش به عنوان بازیگر بالاست و حس و تسلطش بر محیط پیرامون مثال‌زدنیست.
نمایش ستاره‌شناس، بی ادعا و خون‌گرمست، زیبا و در عین‌حال حاوی مطالب عمیق روانشناختی،بازی‌های خوب و... ساعتی خوش...
تا زمان باقیست دیدن این نمایش را از دست ندهید.
سیدمهدی، امیر مسعود، فرزانه شاکری، mohsen khanlari، آدنا و nahid jamshidi این را خواندند
Leon S. Kennedy این را دوست دارد
خیلی ممنون جناب هژبری عزیز. ممنون از نظر لطف تان
۲۴ شهریور
ممنون از شما به‌خاطر لحظات خوب
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار به شدت پیشنهاد میشود ، یک کار عالی با کارگردانی خیلی خوب و بازیگرانی که در طراحی صحنه آن به خوبی میدرخشند خسته نباشید به همگی شما عزیزان .
خیلی ممنون جناب رمضانی عزیز
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید به آقای نوری برای اجرای خوب ستاره شناس،بسیار دوست داشتم کار رو ،متن جذاب در مورد مسایل روانکاوی و تنهایی آدمها،بازی های بسیار خوب بازیگران کار، بازی شیرین و صمیمی خانم صالحی در نقش یک زن خانه دار بسیار جالب بود، بازی خانم رشیدی در نقش یک زن فیلسوف عصبی بسیار درخشان بود به خصوص در صحنه اول با اون حجم از دیالوگها که با ریتم تند با تسلط کامل اجرا کردند و در نهایت بازی قوی آقای ساعتچیان با بیان عالی که لحظات طنز و جدی کار رو در دو برخورد متفاوت با زنها اجرا کردند بسیار جذاب بود، طراحی نور و صحنه هم خوب بود ، موسیقی ابتدای کار رو هم دوست داشتم و ترانه شانزه لیزه با اجرای آقای ساعتچیان تا مدتی در ذهنم باقی خواعد ماند، ممنون ازهمگی
خیلی ممنون جناب رسولی عزیز
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با ارفاق شاید بشه گفت که یه کار متوسط بود.بازیای ضعیف.
اصغر نوری و سحرناز قاسم نژاد این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
به نظر من بازی های کار از نقاط قوت اجرا محسوب میشد
۱۶ شهریور
به نظرم خانم رشیدی هم بازیشون خیلی خوب بود هم صداشون, البته خب سلیقه است. چون به نظرم بازی هر سه بازیگر کار هم اندازه هم بود که باعث جذاب شدن کار شده بود
۲۲ شهریور
جناب آقای رسولی عزیز..
یادم نمی آید سلیقه ای صحبت کرده باشم..
براساس دانش بیان در تئاتر صحبت کردم..
یک مثال دیگر می زنم...
اگر به سلیقه می خواستم عمل کنم می توانم
بگویم هیچ کاری را باندازه فرشته تاریخ
نمی توانم دوست داشته باشم...
ولی کار ایراد داری بود.. ... دیدن ادامه » حیف!
می توانست تئاتر اول کشور شود امسال.
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش ستاره شناس رو دیدم و از کار بسیار لذت بردم، ترجمه روان جناب نوری و کارگردانی بدون زواید و ادا و اطوارهای مد شده در اجراهای اخیر ، طراحی صحنه ساده و کاربردی، موسیقی دلنشین و البته در نهایت بازی های عالی و یکدست هر سه بازیگر کار جناب ساعتچیان که بسیار جذاب همراه با طنز به جا و خانمها صالحی و رشیدی در نقش هایی با پیچیدگی های شخصیتی نمایش ستاره شناس رو تبدیل به اجرایی بی نقص کرده که پیشنهاد میکنم همه اون رو ببینند تا وقت هست، بی صبرانه منتظر کارهای بعدی آقای نوری هستم. برای همه گروه آرزوی موفقیت میکنم و خسته نباشید
خیلی ممنون خانم حق شناس عزیز
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدن نمایش لذت بردم. موضوع روانشناسی خصوصا در مورد زنها خیلی جذاب بود. بازیها بسیار خوب و یکدست بود و بازی آقای ساعتچیان بسیار دوست داشتنی بود.
دکور بسیار مختصر بود و میتونست بهتر باشه.
عرض خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا.
خیلی ممنون خانم مظاهری عزیز
۱۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که نمایش را ندیدند این متن را نخوانند..
آخرش را بخوانند..
می نویسم از کجا بخوانید..
اینجا را نخوانید..
افشا ( اسپویل)
سلام دوستان و احتمالاً جناب نوری
حسرت خوردن از فهمیدن غافلگیری
بعد از 31 بار دیدن فیلم ((مظنونین همیشگی)) همواره حسرت می خورم..
چرا بار اول صدای کوین اسپیسی (گوینده اش ناصر طهماسب) در اول فیلم
تشخیص دادم ولذت حقه خوردن را از دست دادم.. ای کاش اون صحنه اول
را هیچوقت نمی دیدم..
در مورد امشب هم همین اتفاق افتاد.. از پرده چهارم (بگم خاطره سوم ) بهتره
شاید تعریف پرده خیلی موضوعیت نداشته باشه..
یک لحظه حس کردم نیم ساعت گذشته و اتفاقی نیافتاده ...
متوجه شدم از آن نمایش های غافلگیری است.. بعد یادم افتاد موضوع سر اینکه
روانشناس ... دیدن ادامه » کی میاد.. تو این محله .. بعد که روانشناس اشتباهی اسم زن را گفت
صد درصد تا انتهای داستان را خواندم... طبیعتاً لذتش هم از بین می رود..
خب تقصیر منه.. دوبلور می شناسم.. یک عالمه تئاتر رفتم،
یک عالمه فیلم دیدم و کتاب خوندم .. خب به این راحتی گول نمی خورم.
بگذریم..
بازی ها:
خب دیگر یادم رفته بود احمد ساعتچیان هم بازیگر است.. خیلی سال است
که بازی ازش ندیدم.. اصلاً یادم نمیاد آخرین بار کی دیدمش...
بیان قوی و بازی قوی.. بسیار خوب و کم نقص.. دیگر هرچه بگویم اضافه گفتم
خانم قد بلند از نیمرخ در ردیف اول شبیه لادن مستوفی بود ولی قدشان
بلند است پس لادن مستوفی نیست ایشان را نمی شناسم ولی غزاله رشیدی
بیشتر بهشان می خورد ( رشید و بلند واینها)..
بازی شان خوب بود ولی صدایشان آزاردهنده است.. صدای خوبی برای تئاتر ندارند..
البته تقصیری هم ندارند صدایشان خوب نیست مثل صدای من.. تمرین بیان برایشان
از هرکاری واجب تر است.. بیشتر از دیگر بازیگران باید تمرین کنند.. .
خانم محمودی اوکی بودند بازی متوسط و قابل قبول به خصوص چهره شان به مادرهای
مهربان که خود را وقف زندگی می کنند شبیه بود.. یا بهتر بگویم گریمور شان خوب بود..
طراحی صحنه
در خدمت نمایش.. البته دکورها ساده بودند.. شاید ترجیح می دادم از ویدئو وال استفاده می شد
و تابلوها یک رنگ ولعابی با توجه به تصاویر ، به نمایش بدهند.. البته ترجیح من است..
ایراد محسوب نمی شود..
کارگردانی
کار سختی محسوب نمی شد در یک سالن کوچک میزانسن چیدن با سه تا بازیگر، همه چیز خوب بود..
میزانسن ها درست بود ولی هدایت بازیگری ایشان بود که توجه مرا به خود جلب کرد به
خصوص اینکه خودم هرچه در چیدن میزانسن خوبم در هدایت بازیگر پروردگار این استعداد
را از من دریغ کرد.. برای همین به این توانمندی به شدت حساسم و همیشه رصد می کنم.
ایشان توانسته بود براساس توانمندی های بازیگرانش ، بازی های خوبی بگیرد که به شدت در
کیفیت نمایش دیده می شد.. اما نکته منفی کار همان 15 یا 20 دقیقه اول بود..
نمایشنامه نویس می خواست با گفتن حرفهایی راجع مالیات و سوسالیسم و ... و سیگار
کشیدن زن جوان و .. هم شخصیت پردازی کنه و هم بهانه ای برای دوستی این دو زن پیدا
کنه .. در مورد زن میانسال موفق تر بود به خصوص با بافتنی، ولی کلاً نچسپ در آمده بود و از
حرفهایشان هم جای دیگری استفاده نشد.. برخلاف روانکاو..
ایشان که هم کارگردان هستند و هم مترجم.. انتظار داشتم یک دراماتوژری روی این کار انجام
دهند و یا یکجوری تعدیلش کنند.. یا لابلای خاطرات چیزهایی بگنجانند..
کلاً خیلی ایراد بود.. یعنی می تونم تنها ایراد مطلق این نمایش را همین موضوع بدانم..
...................................................................
خب اولش هم گفتم چون ایده اش برایم لو رفته بود لذت نبردم ولی از بازی جناب ساعتچیان
که به شدت لذت بردیم و کمی هم خندیدم.. از خانم رشیدی و آقای نوری هم تشکر می کنم
که بازیگر زن جوان سیگار نکشید البته من مجهز با ماسک اومدم ولی خب جای تشکر داره..
فکر کنم در راهرو نمایش فرشاد هاشمی را دیدم .. یک کار دوماه پیش از ش دیدیم..
گفت سریع نظرتون بنویسید من بی صبرانه منتظرم و... بعدش دیدم نگاه هم به نقد من
و یا احتمالن هیچکس دیگر را نخوانده بود.. اونجوری که بعد نمایش حرف زد البته مثل امشب
شما آقای نوری.. من گفتم برسه خونه می رود نظرات را می خواند.. گویا مدیر تولید تان هم هست..
بهش بفرمایید .. ای جوان.. بعضی جوانهای خام ( خودم را می فرمایم) زودباورند . بنده خدا ها
می روند نقد می نویسند، نمی خوانی ، آنها هم تعجب می کنند.. هنوز عادت نکردند به این حرفها..
.........................................................................................................................

دوستانی که نمایش را ندیدند از اینجا بخوانند..

من راجع به درونمایه حرفی نمی زنم معمولاً ، مگر اینکه برایم خیلی جذاب باشد مثل فرشته تاریخ..
درونمایه این نمایش در مورد خیلی از خانم ها هست که مسیر اشتباه این دو شخصیت زن را
پیش گرفتند.. یکی خود را فدای دیگرا و دیگری خود را فدای لجاجت های خودخواسته با خودش کرده
بود.. و این چیزی است که در اطراف ما، خانواده های خودمان، جامعه امروز دیده می شود..
بنابراین دیدن این نمایش بهانه خوبی خواهد شد که بعد از دیدنش به گفت و گو بنشینم و با
تحلیل درست نمایش تلنگری به آنها بزنیم.. و برای خودمان هم تلنگری شود که در مسیرهای
این اشتباه و اشتباهات دیگری شبیه این حرکت نکنیم....
تئاترهایی شبیه این کار، به شدت حضورش در جامعه فعلی ما حس می شود..
تئاتری که جذاب است، خوش ریتم است، طولانی نیست، غافلگیر می کند، ( البته به جز امثال من) به
عبارت بهتر گره گشایی اش در ذهن مخاطب می ماند و این باعث تاثیر گذاری بشترش می شود..
درونمایه و فرمش نیاز امروز جامعه است، مخاطب را می خنداند و برعکس خیلی از تئاترهای اجتماعی
تماشاچی را با اندوه و غم و اشک و آه بدرقه نمی کند.. وتماشاچی با لذت سالن را ترک می کند..
چی از این بهتر؟ پس این تئاتر را به خصوص با آدمهایی که دوستشان دارید یکبار دیگر بروید.
برای دوستانی هم که نرفتند پیشنهاد می کنم با دوستانتان بروید.. یا با اعضای خانواده +18
یا به دوستانی که دوستشان دارید و یا با مشکلات بالا درگیر هستند ( توضیحاتش را نوشتم) معرفی کنید.
........................................................................................
من چندین بار هم بخوانم باز هم غلط ویرایشی و املایی دارم...
چون ذهنم می خواند نه چشمانم.. این هم تقصیر من نیست به خدا..
از غلط های املایی و ویرایشی احتمالی ( البته حتمی) پیشاپیش پوزش می طلبم..
سپاس از دست اندرکاران این نمایش به جز فرشاد هاشمی ( به دلایلی که گفتم)
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی کیانی







جناب آقای موسوی، مطلب تان را با اشتیاق خواندم. خیلی ممنون به تماشای نمایش ما آمدید و برای نوشتن نظرتان وقت گذاشتید.
۱۵ شهریور
درود مجدد
من متوجه موضع شما هستم.
و عرض کردم نقطه نیازمند بازنگری کجاست: تغییر زاویه از «چه» به «چگونه».
وقتی از تکرار تماشای فیلم حرف می‌زنیم داریم اساساً روی «فرم» صحبت می‌کنیم. وقتی میگین بازیِ فینچر جذاب براتون دلیلش اینه که فرمش کلاسیکه: علت و ... دیدن ادامه » معلول و بعد تقویت پیرنگ و آنگاه تغییر پایانی و نتیجه گیری. چیزی که توی هفت جاش رو داده به تلاش برای رجعت از فرم پیچ و مهره‌ای یه کلاسیک به فرم نسبتاً سیال مدرن و بعد رسیدن به فرم مدرن در باشگاه مشت زنی و بعد از اون فینچر تموم میشه.
توضیح فرم و چگونه، بسیار طولانیه و از حوصله تایپ و خواندن خارج ولی نمی‌دونم چقدر لینچ رو پیگیری می کنید؛ لینچ در بزرگراه گمشده، مالهالند درایو و در نهایت در آیلند ایمپایر تمام «چه» رو حذف کرده و رفته کاملاً روی «چگونه» تمرکز کرده به شکل کاملاً افراطی البته.
مقصودم رو فکر میکنم رسوندم و اصلأ در صدد تغییر نگرش شما دفعتاً نیستم چون این موضوع ی نیست که دفعتاً اتفاق بیوفته صرفاً خواستم بگم این نوع نگرش هم موجوده، همین.
برقرار و موفق باشید
۱۸ شهریور
اهان..
آخری لینچ را ندیدم..
ولی بزرگراه گمشده را دیدم.. من همه کارهای لینچ را چند بار دیدم.. از مرد فیل نما، مخمل آبی
و هارت اتک.. (حاجی ما را بردی به 15 سال پیش..)
مالهالند را بیشتر دیدم..
با اینکه پیچیده بود.. پر از مفاهیم فلسفی... و البته کمی به نظرم محافظه کارانه..
شاید می تونست مثل پازولینی دیوانه وار تر برخورد کنه..
شاید می تونم بگم پازولینی بی پروا تر بود.. یا کوبریک در پرتقال کوکی ..
والبته کوبریک در چشمان تمام بسته که متاسفانه سانسور شد..
یا ... دیدن ادامه » فیلم کالیگولا... // من از واژه خداحافظی استفاده می کنم.. با فینچر کاملاً موافقم..
من همیشه در باره فینچر بعد از اتاق امن گفتم: خداحافظ فینچر..
راستی لازم به یادآوری هست که تخصص و علاقه اول من سینماست. بعد تئاتر..
چه و چگونه شما خیلی پیچیده تر از ذهن الان من است...
سپاس..
شاید باید کمی نقد بخوانم تا بفهمم منظورتان دقیق چیست..

۱۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
strongly recommended
اصغر نوری، لیلا مظاهری و فرزانه شاکری این را خواندند
امین سالاری و mohsen khanlari این را دوست دارند
خیلی ممنون دوست عزیز
۱۵ شهریور

strongly recommended دقیقا
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا تبریک می گم به گروه اجرایی دست مریزاد که چنین نمایش جذابی را به روی صحنه بردید. جناب نوری با ترجمه خوب و کارگردانی به قول معروف تر و تمیز نمایشی بسیار شایسته و در خور تحسین را به روی صحنه آورده اند.متن اجازه حدس زدن به شما نمی دهد شاید در بعضی لحظات فکر کنیم که نمایش به چه سمت سویی خواهد رفت اما متن بسیاری از لحظات ( حتی لحظاتی که می خندیم) به قول دوستان یقه ی مخاطب را می گیرد و ما را به اندیشیدن وا می دارد، و به نظرم یک نمایش درست چنین ویژه گی را دارا است. بازی ها را دوست داشتم و احمد ساعتچیان را بیشتر،طراحی صحنه خیلی بود و بسیار کاربردی در ایجاد فضای نمایش، طراحی لباس و موسیقی نیز از نکات برجسته ی کار بود. ستاره شناس گویای تنهایی، و پریشانی بسیاری از ما در جهان است، بخصوص زنان جامعه. هر کدام از ما می توانیم شخصیت های این نمایش باشیم.
میترا، امیر مسعود و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
رضا تهوری و شاهین تفرشی این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم تبریزی عزیز
۱۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. کار جالب بود. بازی ها خیلی خوب بودن. موسیقی هم خیلی خوب بود. قطعات جالب کار شده بود. طوری که یکی از قطعات رو فکر کردم کار آماده بوده. بعد فهمیدم به جز قطعه ی شانزلیزه بقیه کار آهنگسازتون بوده. عالی بود. ولی موسیقیش بیشتر هم میتونست باشه. کاش تو بعضی قسمت ها نوازنده ها رو میشد رو صحنه دید. بعضی قسمت ها صحنه خیلی خالی میشد.
ولی در آخر باید بگم کار خوبی شده بود. خسته نباشید☺
هومن شهباز، اصغر نوری و رویا این را خواندند
خیلی ممنون از نظرتون
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من و دوستم این نمایش رو دیدیم و باید بگم که تنها نمایشی بود که تا این حد منو جذب کرد. با وجود تعداد بازیگران کم و طراحی صحنه و لباس ساده به قدری ریتم نمایش تند و هماهنگ با وجود من بود که هیچ متوجه گذر زمان نشدم. این نمایش بسیار متعادل بود نه روشنفکری و پیچیده با ایده های عجیب و مسخره و نه سطحی و بی معنا و غیز خلاقانه.
امیدوارم بازم نمایشهای این چنینی ببینم.
دستتون درد نکنه آقای کارگردان و نویسنده
خیلی ممنون از نظرتان دوست عزیز
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ستاره شناس:
متن: عالی
کارگردانی: خیلی خوب
طراحی صحنه: خیلی خوب
نورپردازی: خیلی خوب
بازی ها: احمد ساعتچیان عالی- سهیلا صالحی و غزاله رشیدی: خیلی خوب
در کل نمایشی بسیار دلنشین، با متنی گیرا و قابل تامل، طنزی به اندازه و درست.
کل گروه خسته نباشید.
خیلی ممنون خانم اسدی عزیز
۰۸ شهریور
بر خلاف نظر شما مشکل متن داشت..
اتفاقا متنش عالی نبود ..
۱۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید