تیوال نمایش مثل شلوار جین آبی
S2 : 05:38:57
  ۱۵ فروردین تا ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
  ۱۸:۳۰
  ۴۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: احسان گودرزی
: احسان گودرزی
: رامبد جوان

: مهدی شاه‌حسینی
: شهرزاد نیک‌مرام
: احسان صفرزاده
: نگار نعمتی
: احسان گودرزی
: امیر صداقتی
: مانی لطفی زاده
: آیناز تیمورینمایش برگزیده چهارمین فستیوال مونولیو ۱۳۹۲

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش مثل شلوار جین آبی / عکاس: گلشن قربانیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مثل شلوار جین آبی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش مثل شلوار جین آبی / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» آخرین تمدید

آواهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه وقتایی دلیلی نداره چراغ که سبز میشه حرکت کنی، چون همه ی دنیات کنارته!...
گفتم دوسـِـت دارم
گفت تا ببینم چی میشه..
این چی میشه بماند، روزگار سیاه منم بماند...
.
لذت بردم و لذت بردم
مرسی
بماند...
۱۲ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دلم میخواد با زنم حرف بزنم
من دلم میخواد با دخترم حرف بزنم
کو؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکسه همه چیز داشت، عکسه همه چیز بود...
محمد لهاک این را خواند
علی سیمایی، ماه منیر تقوی، ریحان، ستار میم و Someone این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وسط زرزرای استاد یهو یه دختره در کلاس رو باز کرد اومد تو.‌.
تا چشاش افتاد تو چشام بلند گفتم برپا، همه بلند شدن، حتی استاد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تصور کن داری از این زاویه زنتو میبینی...
.
.
.
بعد پری افتاد
پری دوباره افتاد
پری هنوز داره می افته
پری همیشه داره می افته
.
.
.
بعد خیلی زشته که اشکات بچکه رو دست یه حرومزاده
خیلی زشته که اشکات بچکه رو دست یه حرومزاده
.
.
.
چه جمله ای
عالی بود
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مچ دستشو گرفتم گفتم دوستت دارم
گفت اینجا دوربین داره
گفتم این دوربینا تصویر رو ضبط میکنن صدا رو که ضبط نمی کنن، دوستت دارم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پری پاشو
پری تو رو قرآن پاشو
پری ناهار دعوتیم پاشو باید بریم
پری افتاد...
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
پری افتاد..
پری افتاد
پری دوباره افتاد
پری باز افتاد...

گفتم چقدر رنگ چشات اشناس.. گفت تلاش کن گریه کنی..
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی آینه ها رو جوری تنظیم کرده بودم که صندلی بغل رو نشون بده... اجسام واقعا از آنچه در آینه است به شما نزدیکترن...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«گفتم بیل سنگینه ،این کثافت زورش زیاده ..... بعد ضخامت جمجمه ی پری هفت میلی متره ، زیر جمجمه ی پری یه مایعیه به نام مننژ ، زیر مننژ پر از نورون عصبیه ، تو اون نورون های عصبی پر از عکسه پر از خاطرست.....من عاشق نورون های عصبی پری ام ..... نورون های عصبی پری عاشق منن.....
خورد تو سر پری.....عطر زنونه ای پخش شد تو هوا ....انگار با بیل بزنی تو این شیشه عطر زنونه ها که هست ..... دلم می خواست اونقدر وقت داشتم که می تونستم همه ی عطرو از تو هوا جمع کنم......نشد».

مثل شلوار جین آبی - احسان گودرزی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و پری افتاد...
و پری یه بار دیگه افتاد...
و پری دوباره افتاد...
پری هنوز داره میفته...
پری همیشه داره میفته...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من چشامُ باز کردم ، چشام افتاد توو چشاش. می دونی چشاش خیلی آشنا بود ، چشاش معصوم بود ، آدم دلش می خواست با خودِ چشاش ازدواج کنه ، چشاش منُ می برد به چند سالِ پیش. به اون موقع که دنشجو بودم.
به همون دوره ای که توو آزمایشگاهِ دکترا نشسته بودم وسطِ زر زرای استاد یه دفعه یه دختری درِ کلاسُ باز کرد اومد توو ، تا چشاشُ دیدم بلند گفتم : بـــــــــــر پــــــــــــــــــا . همه بلند شدن ، حتی استاده.
(نمایش مثل شلوار جین آبی - نویسنده و کارگردان: احسان گودرزی)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چراغ سبز شد
دنده خلاص بود
چراغ قرمز شد
دنده خلاص بود
چراغ سبز شد
دنده خلاص بود
چراغ قرمز شد
دنده خلاص بود
چراغ سبز شد
دنده خلاص بود
چراغ قرمز شد
دنده خلاص بود
چراغ سبز شد
دنده خلاص بود
چراغ قرمز ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرشُ چرخوند سمتم منُ ببوسه ، گفتم دوربین داره ، گفت جریمه شو می دیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهش گفتم خانوم شما چرا رنگ چشماتون انقدر آشناست گفت تو تلاش کن گریه کنی....


.
عالی بود
سلام. ببخشید اگر امکان دارد بفرمایید مدت اجرای نمایش چند دقیقه است؟ ممنونم
۱۸ فروردین ۱۳۹۵
مرسی از اطلاع رسانیتون
۲۰ فروردین ۱۳۹۵
قبل از اجرای نمایش، وقتی این جمله رو خوندم، فکر نمیکردم قراره بعدا انقدر تکونم بده.
۲۵ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید