کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش شرقی غمگین
S3 : 14:40:08 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۰۳ دی تا ۱۱ اسفند ۱۳۹۶
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۳۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
ردیف ۱ تا ۷: ۴۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۸ تا ۱۱: ۳۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۱۲ تا ۱۴: ۲۵.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش شرقی غمگین / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› ساعت اجرای نمایش «شرقی غمگین» تغییر یافت

›› «شرقی غمگین» در تماشاخانه شهرزاد روی صحنه خواهد رفت

ویدیوها

آواها

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من اگه یک بار دیگه به دنیا میومدم
فهرست کارهایی که باید انجام بدم و برنمیداشتم
فهرست نباید ها رو بر میداشتم که "تو" جز نباید ها بودی ...
باید بودی ها
واسه من نباید بودی..
که کاش باید بودی .....
واسه سومین بار بازم فوق العاده بود....
ایکاش میشد همه اجراهاشو دید....هربار بیشتر از قبل غرقش شدم...
عالی....
مگه بهتر از سجاد افشاریان داریم آخه....

(وقتی اولین بار دیدمش تکیه داده بود به نرده های دریاچه ، حس یِ آشنا بهم دست داد از اون مدل ها که وقتی یکی رو از پشت سر اشتباه می گیری ، خیالی که رفیقتو بعد سال ها تو پیاده روهای انقلاب دیده باشی ، بعدِ بغل وقتتون اجازه نده چپ کنی کافه نادری ، همون بغل به سرپایی شیرینی فرانسه رضایت می دی ، اصلا کی حالیشه همچین وقت هایی کجاست ، دلبر قهوه فرانسه می خوره تو نیگاش می کنی ، رفتیم کوچه بغلی سینما سپیده ، سیگارمون که به فیلتر رسید ، رفت ، گفت که چقدر دلم تنگ شده بود برات ، ما به روی خودمون نیاوردیم از وقتی رفته جا پای قدم هاش قدم بر می داریم بعد دو سال امروز دل کردیم صداش کنیم ، رفت ، همین رفت انقلاب شد ، تو سرم انقلابی شد که پنجاه و هفت پیشش یه پاکت سیگار بیش نی ، به دلمون گفتیم بشین پاشد رفت کودتا کرد ، تا به خودمون اومدیم دیدیم تنمون شده انقلاب ، براش نوشته بودم من انقلاب توام چمران نه هفت تیر خورده تو ام ... دیدن ادامه ›› ، ملتفت نشد ، یا بود یا تا بود التفاتی نکرد ، شاید فکر می کرد شعر نوی بعد فردوسیه ، ولی مسیر ما انقلاب تا آزادی بود آنقدری هم رفته بودیم که دیگه گم می کردیم کدوم به کدوم می رسه ، کجا بودیم کجا رفتیم .. )
{ برف انقلاب منتشر شد }

وقتی اولین بار دیدمش تکیه داده بود به نرده های دریاچه ، حس یِ آشنا بهم دست داد از اون مدل ها که وقتی یکی رو از پشت سر اشتباه می گیری ، خیالی که رفیقتو بعد سال ها تو پیاده روهای انقلاب دیده باشی ، بعدِ بغل وقتتون اجازه نده چپ کنی کافه نادری ، همون بغل به سرپایی شیرینی فرانسه رضایت می دی ، اصلا کی حالیشه همچین وقت هایی کجاست ، دلبر قهوه فرانسه می خوره تو نیگاش می کنی ، رفتیم کوچه بغلی سینما سپیده ، سیگارمون که به فیلتر رسید ، رفت ، گفت که چقدر دلم تنگ شده بود برات ، ما به روی خودمون نیاوردیم از وقتی رفته جا پای قدم هاش قدم بر می داریم بعد دو سال امروز دل کردیم صداش کنیم ، رفت ، همین رفت انقلاب شد ، تو سرم انقلابی شد که پنجاه و هفت پیشش یه پاکت سیگار بیش نی ، به دلمون گفتیم بشین پاشد رفت کودتا کرد ، تا به خودمون اومدیم دیدیم تنمون شده انقلاب ، براش نوشته بودم من انقلاب توام چمران نه هفت تیر خورده تو ام ، ملتفت نشد ، یا بود یا تا بود التفاتی نکرد ، شاید فکر می کرد شعر نوی بعد فردوسیه ، ولی مسیر ما انقلاب تا آزادی بود آنقدری هم رفته بودیم که دیگه گم می کردیم کدوم به کدوم می رسه ، کجا بودیم کجا رفتیم .. همین دیگه یه عالمه حرف داشتم از انقلاب تهران برای حس اشنای دریاچه بزنم که سرشو برگردوند ، تیله چشم هاش داد می زد شرقی ِ ، اونقدری که از ایستادنش فهمیدم به غم هاش تکیه داده حالا غمش شده بود شکل نرده های دریاچه ، بهش نزدیک شدم یه سیگار گیروندم ، نزدیک شدنم طبیعی شه که دیدم داره زیر لب زمزمه می کنه هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم ، بر می گشتم اگه اینجا خودمو جا نمی زاشتم .. انگاری جامونده های منتظر ، با اولین دسته پرنده های مهاجر رفت .. قبل رفتنش به این فکر می کردم ایمیل بزنم به همون خانومه که خونش نیاورون بود بگم جون ما باغ بلور ابی رو تو بخون شب ها گوش بدیم قطره چش چارمون شه ، این خانوم که شبیه دلبر بود خوند زمستونمون باهار شد ، یخ های دریاچه وا شد فکر نمی کردیم باهار شه ، یخ های دریاچه واشه ، پرنده های مهاجر بیان دلبر بره وگرنه ضبطش می کردیم .. اینا مال قبل رفتنش بود .. بعد ... دیدن ادامه ›› رفتنش از شال سفیدی که پیچید دور گردنمون و رفت فهمیدیم هنوز زمستونه ، باهار کجا بود آدم ساده .. همچین که پر شال سفید ، نستعلیقش به سختی خونده شد نزار تاریکی جون بگیره ، همه جا سفید شد .. تهرون رنگ وا رنگ یه رنگ شه خیلیه ها ، حالا شما حساب کن چقدر برف نشسته از انقلاب تا آزادی ..
{ رادیو شرقى غمگین ؛ پادکست جدید در کانال تلگرام
مثل همیشه بی نظیر.......هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم...برمیگشتم اگه اینجا خودمو جا نمیزاشتم...
۱۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
رفت ، همین رفت انقلاب شد ، تو سرم انقلابی شد که پنجاه و هفت پیشش یه پاکت سیگار بیش نی ، به دلمون گفتیم بشین پاشد رفت کودتا کرد
سجاد افشاریان
"یه بابایی می گفت اگه آدما این حرف قشنگایی هست که وقتی یکی شکست عشقی خورده، یکی بد آوورده شکست عشقی خورده، یکی خعلی بد آوورده هیچ گوهی نخورده، بهش میگن، ...اگه اون حرف قشنگا رو خودشون عمل می کردن ازین زندگی اَنی مَنی رها می شدن"
علی عشقی، همه به عشق تو عشقی شدن....
یادته چه ذوقی میکردم وقتی موهاتو میبافتم؟ دل گره زده بودم به انتهای بافته ی موهات، به سر برگرداندنت، به بوسه ای کوتاه، به عمق بی پایان شادی چشمهات...
من اگه یه بار دیگه به دنیا میومدم، فهرست کارایی که باید انجام بدم رو برنمی‎داشتم؛ فهرست نبایدها رو برمی‎داشتم. که تو جزو نبایدها بودی. باید بودیا؛ واسه من نباید بودی... که کاش باید بودی... کجا بودی تا حالا؟
من اگه یه بار دیگه به دنیا میومدم، دیگه هیچوقت موقع خواب، خیالتو نمی‎روندم که خوشگلم! قربونِ قلبت برم! زیبا! صبح هزارتا بدبختی دارم... هیچی نمی‎گفتم. تا صبح تو چشات زل می‌زدم؛ اگه بین ماچ کارییا ساعتی می‎موند واسه زل زدن توچشمات، واقعا زل می‎زدم تا تو پلک هم بیاری دلبر... بعد حافظ باز می‎کردم... یادته؟؟ ... به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم...
بعد دوباره خیالتو بغل چیه؟!! سفت می‎چسبیدم؛ خدا خیال می‎کرد دو قلو بهم چسبیده آفریده...
واایییی که چه قدر من عاشق این دیالوگم بیشتر از ۱۰۰ بار گوش دادم این قسمت......
۲۹ دی ۱۳۹۶
للبته درست تر ش "ب ََ ََ ََ ََ غَل چیه؟!!!" هست :-)
۲۹ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چشماش.. چشماش...
اون رفت اون رفت .....برای همیشه و جمله ی ای کاش میموند....چه حیف نمیشه ،
این حس اون حس ، که دیگه تکرار نمیشه.....
این واقعیت ، که از خاطرت پاک نمیشه ،
چشماش چشماش چشماش چشماش....
تو گفتی بوسه میان وعده ایی ایست به نام دوست داشتن،
سیگار میان وعده ایی ایست بعد از دو قهوه انتظار،
نام دست هایم را شانه گذاشتی برای میان وعده ی شنا در میان موهات
چه روزها شکستم با میان وعده های تو ......
و چه شبانه روزها شکستم استخوان به استخوان به ترک
بوسه،سیگار، موهات
دلم میخواست تموم نشه شرقی غمگین‌. دلم میخواست زمان همونجا متوقف بشه. مگه داریم ترکیب به این فوق العاده ای؟ همه چی عالی بود. شما عالی تر بودین آقای افشاریان
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید