تیوال نمایش شرقی غمگین
S2 : 06:15:01
امکان خرید پایان یافته
  ۰۳ دی تا ۱۱ اسفند ۱۳۹۶
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۳۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: سجاد افشاریان
: سعید زارعی

: میثم نوروزی
: محمود حسینی
: میترا یزدی، آیناز موسایی
: مصطفی مرادیان
: آرش والی
: مسعود رنجبر شیرازی
: علی زندیه
: رضا چاووشی
: آرین امیر خان (فیلم نیوز)
: وحید خدادادی
: امیر قالیچی
: سام بهشتی
: مهدی سادیگی، نوید غفاری، آرمین مقدم، گلدیس نمازیان

ردیف ۱ تا ۷: ۴۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۸ تا ۱۱: ۳۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۱۲ تا ۱۴: ۲۵.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش شرقی غمگین / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» ساعت اجرای نمایش «شرقی غمگین» تغییر یافت

» «شرقی غمگین» در تماشاخانه شهرزاد روی صحنه خواهد رفت

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شرقی غمگین نمایش خوبی است نزدیک به شِش ماه پیش آن را دیدم و حالم را خیلی خوب و خیلی خراب کرد شخصیت پردازی و نمایشنامه و اجرا واقعا بی نقص و عالی بود امروز دلم میخواست دوباره بلیط بگیرم تا شاید بتوانم شاهد یک عاشقانه ناب و رفاقتی واقعی باشم حتی به صورت نمایشی
اما ناگهان چه زود دیر میشود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب برای دومین بار با شرقی غمگین همراه شدم. با خودم عهد کرده بودم اجرا آخر باشم تو سالن تا به این زودی ها حال و هوای علی عشقی از سرم نره. خیلی دوست داشتم بمونم و یه خسته نباشید جانانه با یه لبخند پت و پهن تحویلتون بدم که آقاااا چه بود و چه کردید با حال ما ولی امان از این بغض لعنتی که مجال صحبت نمیده. امان از بغض واسه غم روی دوش علی عشقی و حالش که چقدر شبیه حال خیلی از ما ست تو این روزها. امیدش که ( دلم میخواد فکر کنم میشنوه) چقدر شبیه خیلی از آرزوها و امید های مبهم ماست. و چقدر در تمام این روزها جای سعید و یه رفاقت جانانه و مردانه برای ما خالیه. دیشب با خودم گفتم حال خوبتو بردار و برو و انقدر با خودت مرور کن که حالا حالا ها دلت پر باشه از این احساس. خیلی خوشحالم که ماشین رو دورتر پارک کرده بودم تا موقع برگشت با خیال راحت مسیرو قدم بزنم و انقدر زیر لب زمزمه ... دیدن ادامه » کنم ( من اگر یکبار دیگه به دنیا میومدم، با خودم با تو مهربون تر میبودم ) تا چشمام تر شه.
سجاد جان افشاریان عزیز چقدر خوبه که عاشقانه می نویسید و چقدر خوب تره که انقدر خوب عاشقانه می نویسید.
سعید جان زارعی، هومن جان شاهی و همه عزیزانی که زحمت این نمایش رو کشیدید خدا قوت و ممنون، ممنون و ممنون بابت حال خوبی که به ما هدیه دادید .
علی عشقی قبلا دوست کافکا بود. تو کافه ی تئاتر شهر دیده بودمش. می گفت : «من خانوما رو بلدم.» (1)
اما بلد نبود که دو سال خونه نشین شد.
بلد نبود که «همان شاه سفیدی شد که در میان مهره های سیاه تنها ماند.»
آقای دوست کافکا! آقای غمگین شرقی! هیچکس خانوما رو بلد نیست. هیچکس. حتی «من».

راستی آقای افشاریان! یک صدای شلیک طلبِ ما!

پ.ن :
1- دیالوگ های نمایش « دوست کافکا» با اجرای سجاد افشاریان. زمستان 92
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. من‌برا بالاخره پس از مدتها موفق شدم زمانی رو برا دیدن این‌نمایش اختصاص بدم و از مشهد برای دیدن نمایش امروز چهارشنبه ۹ اسفند عازم تهران هستم. الان در فرودگاه مشهد با حسرت فراوان به تابلو اطلاعات پرواز خیره شده ام که نشون‌ میده پروازم تاخیر داره. خوش به حال اونایی که تا دو ساعت دیگه مینشینند رو به روی صحنه نمایش و عشق می کنن. جای من‌ رو خالی کنید.
عاطفه گندم آبادی و یاسمن پورمهران این را خواندند
سجاد افشاریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درست پنج ماه میگذرد از زمانی که شرقی غمگین را دیدم...آن روزها که خبر اجرای این عاشقانه منتشر شد تمام فکرم این بود که اجرای سجاد افشاریان است و باید رفت و دید...برایم مهم نبود که باید از زنجان میرفتم برای دیدنش...یک هفته تمام رویاهایم دیدن شرقی غمگین بود...اما وقتی که در سالن نشستم معجزه اتفاق افتاد...تا چند دقیقه ی اول فکرم فقط پیش سجاد افشاریان بود اما بعد از شنیدن حزن عجیب صدای علی عشقی دیگر نتوانستم به چیز دیگری غیر او فکر کنم...دیگر من,من نبودم انگار که قسمتی از آن خانه شده باشم...با خودم میگفتم کاش کسی بیاید که رفتن بلد نباشد, کسی مثل سعید... دلتنگی های علی عشقی دلتنگی های ساده ی هر روز نبود او عاشقانه دلش تنگ دلبر بود... صبوری و رفاقت سعید کار آسانی نبود در روزگاری که کمتر پیدا میشود کسی مثل او که پای رفاقتش بماند... تک تک حرفهای علی عشقی می آمد و درست ... دیدن ادامه » مینشست وسط قلبم... آخ از وقتی که شعر غمگین پخش شد...|تو خواب چشمهات شعر غمگینه...| نمیدانستم چرا دلبر رفته,چرا علی تنها شده و چرا سعید انقدر پای رفاقتش مانده اما همان یک ساعت و نیم را عاشقانه با آنها زندگی کردم و اشک ریختم...|تو میگفتی علی عشقی من دیوونت میشدم...| انگار وقتهایی که دلبر بود با آنها بودم که حالا غم نبودنش انقدر برایم آشناست...پنج ماه گذشته اما نتوانستم حتی یک لحظه از فکر علی عشقی بیرون بیایم... پنج ماه است که همه ی لحظه های زندگیم شده عاشقانه های علی عشقی... پنج ماه است که رفاقت سعید, سنگ دلی دلبر و عشق علی عشقی تمام فکرم شده...پنج ماه است که ردیف دو صندلی ۱۴ سالن پالیز جا ماده ام و دارم به علی فکر میکنم...
از کارگردانی فوق العاده ی سعید زارعی و بازی های درخشان سجاد افشاریان و هومن شاهی نمیشود گذشت...
علی عشقی تو هرگز برای من تمام نمیشوی تکه از قلبم را مال خود کرده ای که هیچگاه آن دیگری نخواهد بود...
جناب افشاریانِ جامِ جان لطفا همیشه باشید و برایمان تعریف کنید که با عاشقانه هایتان زندگی میکنیم...
|من همون علی ام به عشقت عشقی...علی عشقی...|
ممنونم بابت خلق این اثر زیبا و به یادماندنی...
ممنون از شما و نوشته اتون عزیز جان
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امشب اینکارو دیدم. یک کلام عاالی بود ..حتی یه سروگردنم بالاتر . پراز احساس ناب و کاملا همذات پنداری کردم باهاش. شدیدا توصیه ش میکنم
بعد از دوبار دیدن این تئاتر، نقدی که بهش داشتم رو در مطلبی در لینک زیر نوشته‌ام:
https://virgool.io/@shakiba/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B4%D8%B1%D9%82%DB%8C-%D8%BA%D9%85%DA%AF%DB%8C%D9%86-qtvfal2pashf
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود عالی عالی
یه نمایش خوب که من به شدت با صدای سجاد افشاریان کیف کردم و این که به شدت متن رو میشد با تمام وجود درک کرد و با اون زندگی کرد یک متنی که تقریبا همگی به نوعی در زندگی هامون درکش کردیم. اجرای بازیگران تا حدودی خوب بود و اینکه در اوج ناامیدی و بدبختی موقعیتی طنز می ساختن که به ما یاداور بشن که در اوج بدبختی هم میشه شاد بود. یا به نوعی به ما یاداوری میکنه که زندگی در هر شرایطی ارزش زیستن داره فقط کافیه طاقت بیاری و مبارزه کنی
سلام
پیش از این نمایش و حضور آقای افشاریان در برنامه ی رادیو شب، امکان و افتخار تماشا یا خواندن مطلبی از طرف ایشون رو نداشتم. بنابراین مدت زمان زیادی نیست که با ایشون از قاب تلویزیون و نمایش شرقی غمگین آشنا شده ام.
حقیقتا اجرای رادیو شبی ایشون نبود که منو ترغیب به خرید بلیط این نمایش کنه؛ بلکه خوندن نقدهای مثبت تماشاچیان و دیدن شدت علاقه ی اونها به این نمایش بود که بیشتر منو ترغیب کرد تا قبل از اینکه نقدی در خصوص اجرای رادیو شب بنویسم، حتما نمایش رو ببینم تا قضاوتم به صواب نزدیکتر باشه.
باری...
تقریبا بیشتر نقدها، رضایت از کار رو نشون میده. این دو معنی داره:
1- کار به لحاظ پارامترهای نمایشی، کار قوی ست!؟
2- کار به لحاظ امکان برقراری ارتباط با مخاطب و انتخاب موضوعی همه گیر و جذاب، کار قوی ست!؟
از نظر من تنها پاسخ، گزینه ی دومه!

بازی هنرمندان عزیز، واقعا قابل احترام بود ولی به نظرم آقای شاهی قوی تر بودند. باقی اجزای نمایش، بسیار معمولی بود.
من این کار رو روز 13 بهمن و البته به تنهایی در ردیف دوم سالن دیدم و بسیار متمرکز روی متن و دیالوگ ها ولی، آنچه از اطرافم می شنیدم و اکنون در این نظرات می خوانم، بیشتر حس همدردی تماشاچیان با موضوع عشق ناکام بود و نه چیزی دیگر!
شاید من جزو نوادری بودم یا هستم که به لحاظ فردی، با نقش قرابت نداشتم ولی خیلی دوست داشتم درک کنم علی عشقی رو!
نکته ی منفی دیگه شاید این بود که، در زندگی جاری و معمول هم، نمی تونم منطق اینگونه عاشق بودن رو درک کنم و همین باعث می شد هر دقیقه، از "علی عشقی" دورتر شم و نمایش هم کسل کننده تر شه برام.
در مجموع خیلی دوست ندارم فیلم یا نمایشی رو ببینم که صحنه ها و مخصوصا پایان قابل پیش بینی برام داشته باشه که در این نمایش، بعد از 10 دقیقه ی اول که دود سیگار آقای افشاریان و صدای بلند موسیقی آزاردهنده بود، کم کم به موضوع مسلط شدم و تمام صحنه ها قابل حدس زدن شد.
به سلیقه و نظرباقی تماشاچیان احترام می گذارم و برای آقای افشاریان و همکارشون آرزوی بهروزی دارم.
ضمنا، ... دیدن ادامه » تقدیم نمایش اون جمعه شب، به زنان و بانوان سرزمینم، یکی از دلچسب ترین صحنه های کار بود که، حس من رو بعد از نمایش، به شدت تلطیف کرد و احترامم رو نسبت به ایشون، بیشتر!
پاینده باشید.
#حذف_بروشور_کاغذی = احترام به محیط زیست و نسل آینده
#بروشور_دیجیتال
باز شما یک پارامترهایی رو از این نمایش دوست داشتی، من بعد از ده دقیقه، دیدن این نمایش برام عذاب بود. از نظر من نه محتوا داشت، نه بازی خوب، نه موضوع پرداخت شده بود به خوبی، صداها گاهی بلند و گوش خراش، گاهی انقدر کم که شنیده نمیشد.
هیچ... واقعا هیچ
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
@حدیثم
توی "بعد از ده دقیقه" اشتراک نظر داشتیم!
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی وقت بود حسرت دیدنشو داشتم هربار یه چیزی میشد که فقط من نتونم برم با تمدیدش حالم خوب شد
کلی ذوقشو کردم مطمئن بودم پشیمون نمیشم از اینهمه ذوق ... امشب وقتی علی اومد رو صحنه و سیگارشو روشن کرد گفتم این همون شبیه که کلی منتظرش بودی خوب ببین و خوب بشنو .
ببین علی عشقی خیلی وقته که دیگه مثل تو کسی نیست
دیگه هیچکس نیست که ذوق بافتن موهاشو داشته باشیم
دیگه کسی نیست که تا پایین بریم و براش آژانس بگیریم و تا صبح به راهی که رفته چشم بدوزیم
دیگه نیست اونی که بگه دستامو بگیره و ما محکم بگیریم
دیگه نیست که حتی خیالشو بغل چیه سفت بچسبیم
هیچ سعیدی نداریم که یه چیزی نشونمون بده که بریزیم پایین
علی عشقی باز تو سعید رو داری که واست کارتن خواب بشه
لباسی که مادرت از کربلا اورده رو تا کنه برات
بهت آمار طبقه بالایی رو بده که تو راحت داد بزنی
باهات بازی کنه و دیالوگ کازابلانکا ضبط کنه
ولی ما خیلی بی کسیم
علی عشقی شرقی غمگییین ، تو بشو زبون ما و .... تعریف کن تعریف کن تعریف کن
که ما خیلی بی پناهیم
تو ... دیدن ادامه » بگو که ما نمیتونیم رژ قرمز بزنیم
بگو که صابخونه جوابمون کرده
بگو که دلبر رو بلاک کردیم
بگو که جنسا از بانه نرسیده تا یه دل سیر تو پیاده روهای این شهر قدم بزنیم و یهو هرجا دلمون خواست وایسیم...
چه قدر حس خوب دارم نسبت به این نمایش. هنوز ندیدم ولی بی صبرانه منتظر پنج شنبم که برم ببینم.
۱۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب (12 بهمن) نمایش رو دیدم
به شدت لذت بردم و کمی در شوک نمایش هستم
شاید اگر چند روز بعد پیام میگذاشتم میتونستم نظر بهتری درباره نمایش بدم !
اما حس الانم رو دوست دارم انتقال بدم
گویا تمام نمایش ، از چهره و تیپ سجاد افشاریان و هومن گرفته ، تا خلقیات و نوع برخورد و رفتار و حتی فضای اتاق برام مثل یک فلش بک قطعه ای از زندگی من و دوست صمیمیم بود ، باورش سخته بگم مو به مو
منو برد به گذشته و یادآوری خاطراتی که درد و لذتش هنوز برام تازگی داره
نمایش رو ببینید اما ازش الگو نگیرید
درود به قلمت سجاد افشاریان عزیز
توجه:نوشته های زیر تنها استنباط و احساس من پس از تماشای تئاتر “شرقی غمگین” اتفاق افتاده است.



عشق را تجربه می‌کنم و خیانت را می‌چشم و پَس‌میزنم.

دیگر نمی‌شود عشقی را به دیگران بسط داد؛فقط او و او و او می‌بایست عشق من ...

روزهای بسیاریست که به یاد دلبر نشسته‌ام و تارک‌دنیا شده‌ام و چه چیزها که نکشیدم و ننوشیدم و برایت ضبط نکردم.شاید آن را بشنوی!

عشق تو مرا بی‌خانواده کرد و حالا نه تو را دارم نه خانواده را.

اعتیاد،ریشه‌هایی در خاک سست خانه‌ام بی‌تو دارد.

اخبار را در تلگرام دنبال می‌کنم؛گوشت کیلویی۴۰هزار،اختلاس میلیاردها دلار،پلاسکو،زلزله،سانچی،آتنا،حوادث ‌غیرمترقبه،قتلهای عمد و غیر،خیانت و خیانت و خیانت...

چرا ... دیدن ادامه » بیرون بیایم؟

تفنگی تهیه‌کرده‌ام برای قتل‌عام تمامی افرادی که دلبرم را آرزو کرده‌اند.

پس از ۲ سال بیرون می‌آیم،در مترو پس از دیدن دختری عجیب رفتار می‌کنم.عشق؟

نه،به یاد می‌آورم که عشق تنها یکبار است و بارهای دیگر فرار از تنهایی.

صاحبخانه مرا بیرون می‌کند؟وعده تمام است؟

دوستم می‌گوید باید تو‌ را هم روی این خانه بگذارند!باور نمی‌کند امروز را بیرون بوده‌ام.

وسایل را جمع می‌کنم یا حداقل سعی می‌کنم،آه که هر وسیله بارسنگینی از خاطرات تو را حمل می‌کند.

قتل آنان یعنی تباه کردن خود!

مگر چیزی از خود مانده که تباه شود؟

واقعیت؟رویا؟خیال؟توهم؟خواب؟احساس؟حقیقت؟عشق؟عشق؟عشق؟

چراغ‌ها را خاموش می‌کنم،کف اتاقی مدفون خواهم‌شد که او آن‌را درنوردیده،ماشه را...
ممنون از نگاه و نوشته اتون عزیز جان
۰۹ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه همه اجراهاشم ببینید بازم کمه...چون هردفعه یه جوره...چون هردفعه غرق میشی تو یه دنیای دیگه...تو یه حسایی که شاید خیلی از ماها تجربه کردیم اما به زبون نیووردیم چون فکر میکردیم کسی حرفمونو نمیفهمه غافل از اینکه درد هممون یکیه فقط زبونمون به گفتنش باز نمیشه...
دوباره اومدم و غرق شدم تو دنیای علی عشقی و دوباره برای دو ساعت از دغدغه های زندگی دور شدم ....
بازم میام تا وقت هست
فوق العاده....
(من اگه یه بار دیگه به دنیا میومدم، فهرست کارایی که باید انجام بدم رو برنمی‎داشتم؛ فهرست نبایدها رو برمی‎داشتم که تو جزو نبایدها بودی. باید بودیا؛ واسه من نباید بودی... که کاش باید بودی... )
صدابرداری حرفه ای، مجموعه موسیقی دلنشین
صدابرداری حرفه‌ای؟!
مگه فیلم سینمائیه؟!
۰۴ بهمن ۱۳۹۶
اقای فدایی ..خیلی کانتتون خوب بود :))
۰۴ بهمن ۱۳۹۶
لطف دارید خانوم!
۰۴ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش و نمایشنامه پایین تر از حد انتظار و مایوس کننده بود. وقتی تیتر نمایش "شرقی غمگین" باشه و تصویری که بازیگر رو با سبیل و اسموکینگ سیاه نشون میده توی تبلیغ گذاشته شده، قاعدتا مخاطب فکر می کنه که موضوع باید در مورد شومن مشهور، فرخزاد، باشه. ولی تماشاگر خیلی زود متوجه میشه که موضوع بطور کل چیز دیگریه! داستان نمایش دچار ضعف ساختاریه که به منظور مقبول شدن با شوخی های نخ نمای تلگرامی تزیین شده... تنها سکانس قابل ستایش نمایش مربوط به گفتگوی سعید با گلدان ها است که اتفاقا بسیار خوب از آب در اومده.
دقیقا موافقم با نطرتون
صحبت سعید با گل واقعا قشنگ بود
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
واقعا موافقم تنها قسمت قشنگه این نمایش همین گفت و گو سعید با گلدونا بود همین
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
سلام. واقعا از اسم فریدون و ترانه زیبای او به نام شرقی غمگین در این اثر سو استفاده شده است

https://as8.cdn.asset.aparat.com/aparat-video/b9a8a4299214d787d1751173f464de3a6751274-360p__35362.mp4
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز پنجشنبه این کار رو دیدم . بعضی از دیالوگ ها و موقعیت ها و موسیقی ها بود که دوست داشتم ولی حقیقتش اونقدر که بعضی از دوستان تعریف کرده بودن برای من فوق العاده نبود شاید به جرات بگم متوسط یعنی هیچ موضوع خاصی نداشت برای من یک روایت عاشقانه که خب شبیه کارهای این سبکی بود با مقداری زیادی غلو (ضمن اینکه با احترام به طرفداران این کار اصلا با علی عشقی ارتباط نتونستم برقرار کنم ) اینکه تعداد خیلی زیادی از دوستان از این کار لذت بردن جای خوشحالی داره که راضی بودن از دیدن نمایش و قطعا سلیقه ی من نبوده .

حاشیه : در خیلی از قسمت ها که سجاد افشاریان نازنین با صدای معمولی و یا یکم آهسته صحبت میکردن اصلا برای افرادی که در ردیف های بالاتر نشسته بودن قابل فهم نبود مثل یک زمزمه به گوش میرسد که باعث میشد تماشاچی بعضی از قسمت ها رو از دست بده .

عزیزان بیننده وقتی ... دیدن ادامه » سالن تاریک هست و شما هی صفحه گوشیتون رو روشن میکنید به بهانه های مختلف حواس افراد دیگه رو پرت میکنید ضمن اینکه ایجاد مزاحمت هم میکنید بنابراین خواهشا به حقوق سایر افراد احترام بزارید و رعایت کنید .

نکته مثبت : کسی حرف نزد در حین اجرا :)
واقعا منم که تو پالیز ردیف ۴ نشسته بودم دیالوگای سجاد افشاریان رو به سختی میشنیدم...گنگ و آهسته
۰۱ بهمن ۱۳۹۶
ولی اجرای پالیز مشکل صدا نداشت...
۲۱ بهمن ۱۳۹۶
سلام
بنده هم در همین بخش نقد، نظرم رو که مشابه نظر شماست نوشته ام.
۲۱ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
که خورشید بیاید، نیامد ....
.
تنها می توانم سکوت کنم و پیشنهاد کنم که بروید و خودتون ببیند و لذت ببرید.
.
.
.
فقط آن موبایل هایتان را خاموش کنید یا حداقل روی حالت پرواز قرار بدهید.
سلام، دوشنبه ای که گذشت نمایش رو دیدم. چند نکته برای بهتر شدن نمایش دارم: اول این که صدای آقای افشاریان توی تعدادی از صحنه ها به گوش تماشاچی ها به خصوص ردیف های بالایی نمی رسید. می فهمم که این موضوع یه بخشش مربوط به شخصیت پردازی علی عشقی بود، اما اگر تماشاچی صدا رو نشنوه که فایده ای نداره. دو دیگر این که حرکت تو بازی آقای سجادیان خیلی کم بود؛ اگر این هم بخشی از ویژگی پرسوناژ بود، من از این بی تحرکی و لختی احساس بدی دریافت کردم. در عین حال که بازی و شخصیت پردازی نقش رو، ایشون به تنهایی خیلی خوب درآورده بودند و تاثیرگذاری لازم رو روی تماشاچی داشتند.
داستان نمایش رو پسندیدم و به روز بودن موضوع رو هم همینطور. دوست داشتم درخشش بیشتری از علی عشقی توی ذهنم بمونه تا بتونم روزهای بیشتری به اون فکر کنم که نمیدونم چرا نشد. کاش آقای افشاریان اینقدر کسل نبود.
در ... دیدن ادامه » عین حال، شخصیت نقش سعید و بازی آقای شاهی در نقش یه دوست برای کسی مثل علی عشقی خوب پرداخت شده و بازی ایشون هم به خوبی بیانگر همچین دوستی بود. در کل، از نمایش لذت بردم و به دوستانم هم توصیه خواهم کرد که بیان و کار رو ببینند.
از این نمایش عاشقانه لذت بردم
جدای از عشق و عاشقی اسطوره ای این نمایش که جاش بدجور تو زندگی همه مون خالیه
جدای از اینکه اکثر آدم ها با این نمایش همذات پنداری کردن چون همه مون در تلاشیم تا عشق و زنده نگه داریم یا نمی تونیم یا هرچی
اما چیزی که برای من خیلی جذاب تر بود، وجود محسوس و نامحسوس دلبره، وجودی که همه این عاشقانه به خاطر اون شکل گرفته .ما دلبر و نمی بینیم و چیز زیادی ازش نمی دونیم ولی به شدت حس میشه ،انگار دلبر هست ولی نیست انگار فیزیکش نیست ولی همیشه و همه جا هست و این حضورش و خیلی دوست داشتم شاید اگه کاراکتر دلبر و حی و حاضر می دیدیم اینقدر دلچسب نمی شد. همه جذابیت این کار برای من قدرت حضور دلبره .
انگار تو یه لحظه اومده و دنیای علی عشقی رو عوض کرده و انگار دنیای همه ما رو هم..
من نتونستم دلبر و شماتت کنم ولی به این حضورش غبطه خوردم که همه ... دیدن ادامه » زندگی یه مرد رو اینجوری زیر و رو کرده غبطه خوردم چرا اینقدر قوی و جذابه.
وصد البته هنر سجاد افشاریان که این حضور و عدم حضور و به رخ ما می کشه انگار می خواد به همه ما ثابت کنه دلبرش خیلی دلبره و ارزش همه وفاداری های دنیا رو داره
با آرزوی موفقیت برای تیم شرقی غمگین در جشنواره
"دلبرش خیلی دلبره و ارزش همه وفاداریهای دنیا رو داره" عالی بود. خیلی دلبره که با ی "تعریف کن" اون بعد از دو سال دوری از دلبر ما که بیرون دنیای علی بودیم از حال علی حال میکردیم.
۰۸ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید