تیوال هستی ماه تابان | دیوار
S3 : 22:38:13
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هستی ماه تابان
درباره نمایشنامه‌خوانی بیرون از مولینگار i
خیلی وقت بود در مورد کارهایی که میدیدم چیزی نمینوشتم ولی از دیروز تصمیم گرفتم در حد امکان بنویسم.
حمید عزیز هر چند دیر ولی بازم میگم به خاطر جسارتی که همیشه تو کارهات داشتی بهت تبریک میگم.و به خاطر اینکه خودت هستی. به خاطر سادگی و صداقتی که همیشه در کلامت و در رفتارت هست. از کار بسیار لذت بردم. هم نمایشنامه خوانی بود هم تاتر. کمدی ظریف و قشنگی داشت و طبق معمول من نتونستم جلوی خنده های معروفم رو بگیرم. انتخاب دوستان برای کارکترها بسیار عالی و ظریف بود و به خوبی از عهده ایفای نقش براومدند به خصوص مارال عزیزم.
آرزوی قلبیم موفقیت و درخشش همه شما عزیزانه.
منم تازه دیدم این نظر پر از لطف و محبتت رو مهتاب جان، خیلی خیلی ممنونم از همراهی همیشگی و حس خوب و مثبت و درجه یکت.
واقعا خوشحالم که این مسیر یادگیری و تجربه در تئاتر رو در کنار دوستان و همراهانی چون شما طی می کنیم و امیدوارم لایق این همه لطف و همراهی باشیم ... دیدن ادامه » و کارهای بزرگی رو در کنار هم اجرا ببریم.
۲۸ آذر ۱۳۹۷
حمید جان، منم از داشتن دوستان خوب و درجه یکی چون شما به خودم میبالم. داشتن دوست خوب نعمت بسیار بزرگی که من یه عالمه دارم. امیدوارم راهی که پیش رو داری هموار و پر از درخشش و موفقیت باشه .
۲۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

زیستن زیباست، تنها... به ساحل تو نزدیکتر
زیباست در آنجا؛ در رویا بودن، جایی که تو در رویایی...
اگر بال و پری می داشتم همچو باد تنها می بودم،
اگر بال و پری می داشتم همانند شهاب پرواز می کردم به سوی شما،
زیستن زیباست، تنها....
(و چه بغضی با من همراه بود اینجا در کنار آنها با موسیقی زیبا)
مدام این سوال در ذهنم بود که چقدر خودم بودم و چقدر خودم هستم و حتی چقدر خودم خواهم موند؟ میتونم جای کس دیگه ای باشم؟تا حالا به خودم حسادت کردم یا میتونم به خودم حسادت کنم؟چقدر در عصر خودم تنها هستم؟ آدمهای دیگه چقدر تنهان؟
ریتم زندگی هر کدوم از ما تنده، کنده یا کلافه کننده س؟ زندگی چقدر جبر داره برای ما؟ چقدر دیکته میشه به ما؟اصلا چه کسی دیکته میکنه به ما؟و چه باید کرد؟ حسرت گذشته رو میخوریم یا در حال زندگی میکنیم یا نگران آینده هستیم؟ از چیزی که هستیم ر اضی هستیم ... دیدن ادامه » یا نه؟
صورت خوشبخت داریم یا سیرت خوشبخت؟؟
احسنت به کارگردان و انتخاب بازیگرها ،طراح لباس،طراح پوستر و احسنت به بازیگرها به خاطر بازی روان و تمرکز فوق العاده شون.
موفق باشی آریوی عزیز . راه پیش روت هموار و درخشان


مهتاب نازنینم, مهرررربان ترین
ممنون از بودددددنت و همراهی پر مهررررررت
۲۵ آذر ۱۳۹۷
چقدر خودم بودم و چقدر خودم هستم و حتی چقدر خودم خواهم موند؟

موجز ... به اصل مطلب اشاره به جائی کردید ...
سپاسگزارم برای اینهمه حس خوب که بخشیدید
پاینده باشید
۰۱ دی ۱۳۹۷
خواهش میکنم آریو جان.
راهت هموار
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گنجشک ناز و زیبا - که میپری اون بالا
بال و پرت به رنگ خاک - دلت مهربون و پاک
به من بگو - وقتی که پر کشیدی - بابام رو تو ندیدی؟
دیدمش از اینجا رف - اون بالا بالاها رف - پیش ستاره ها رف - یواش و بی صدا رف.

"سرود ماندگار"

مهتاب هستی
درباره نمایش شکلک i
دیشب این نمایش رو دیدم. به خاطر برف و ترافیک با تاخیر رسیدم. اما شکلک تمام استرس ناشی از ترافک رو در من از بین برد. از لحظه به لحظه اش لذت بردم. بسیار عالی بود. موسیقی، دکور، داستان، بازی هر 4 نفر. به خصوص امیر جعفری و پانته آ بهرام. کاش میتونستم یک بار دیگه شکلک رو ببینم.
می تونید برا تولدت دعوتمون کنی
ما هم از دیدنش لذت ببریم.
گروه همیاری هم 20% تخفیف گذاشته برا همچین روز مبارکی.
۱۵ بهمن ۱۳۹۲
خوشحالم میشم. حیف که دوستان دعوتم کردن منزلشون و برام جشن گرفتند.
۱۵ بهمن ۱۳۹۲
من هم 22 این نمایش و دیدم خیلی عالی بود
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببخشید، ببخشید، یه سوال ... نوی این بلیط تاتر چنده اونوقت؟؟؟؟؟؟؟
لعیا فریدنیا و ع.ع.سامانی این را خواندند
Fatima_bahrami، dj amir و zahra cheshme این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه شیرین ترین توت ها پای درخت ریخته،
در حالیکه آدما برای چیدن توت های کال، چشم به بالاترین شاخه ها میدوزند.
این است قصه ندیدن.

از: ...
لذتی دارد از درخت بالا رفتن :)
لذت کودکی :)
۰۹ بهمن ۱۳۹۲
عالی عالی.
۰۹ بهمن ۱۳۹۲
مرسی از شما دوستان عزیز.
۱۲ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. دوستان.
یه سوال داشتم. دختر یانکی نمایش هست یا نمایشنامه خوانی؟
پاسخ: نمایش است.
:D
۰۶ بهمن ۱۳۹۲
منم امیدوارم. آخه از نمایشنامه خوانی قبلی یکتا ناصر زیاد خوشم نیومد. واسه همین دوست داشتم بدونم اینم مثل اون نباشه.
۰۶ بهمن ۱۳۹۲
بسیار زیبا و جذابه...روزهای آخره....غنیمت شماریدش....
۰۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضیا هرجا مى رن باعث خوشحالى مى شن و بعضیا هروقت مى رن.

از: اسکار وایلد
مارال عظیمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضیا هرجا مى رن باعث خوشحالى مى شن و بعضیا هروقت مى رن.

از: اسکار وایلد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضیا هرجا مى رن باعث خوشحالى مى شن و بعضیا هروقت مى رن.

از: اسکار وایلد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقـــتــی آدمـــاچـــرت وپـــرت جــواب

مـــیـــدن مــعــنــیــش ایــنـــه کـــه:نــمــیــخــوان جــواب بــدن..!


از: مهدی فخیم زاده. هم نفس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


حرف می زنه !

گاهی بو هم داره ... !

مثل چشمهاش که بوی قهوه ی تازه دم شده می داد ...

صدای سوختن هیزم در میان آتش ... !

اینها برای من تعریفی از امنیت بود !

وارنکا السووا | ماکسیم گورکی


از: وارنکا السووا | ماکسیم گورکی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهتاب هستی
درباره نمایش شکلک i
سلام بر دوستان عزیز.
یه سوالی دارم. کسانی که بلیت بدون صندلی دارند دقیقا کدوم قسمت سالن مینشینند؟
و اینکه ظرفیت جدید برای بلیت با صندلی باز میشه آیا؟
manimoon، طاها و رسول حسینی این را خواندند
دوست عزیز بزودی پیش فروش 5 روز بعدی نیز باز خواهد شد که شامل تخفیف دانشجویی هم می باشد.

در ضمن محل استقرار تماشاگران بدون صندلی بر روی ردیف های پله و همچنین مقابل هر چهار box تماشاگران می باشد.
۲۸ دی ۱۳۹۲
مرسی از اطلاع رسانی شما جناب ایمانیان
۲۸ دی ۱۳۹۲
خانم مرادی
دوست عزیز

از نظر دید مخاطب بدون صندلی مشکل خاصی نیست و شما تسلط مناسب را خواهید داشت
۲۸ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهتاب هستی
درباره نمایش سقراط i
سلام بر دوستان عزیز.

اگر برای فردا تا جمعه کسی 2 تا بلیت اضافی داشت یا نتونست ازش استفاده کنه، خوشحال میشم اطلاع بدین.
ممنونتون میشم.
manimoon و بهرنگ این را خواندند
iranconcert هنوز بلیت داره
۲۳ دی ۱۳۹۲
ممنون از اطلاع رسانی شما جناب نوری.
۲۳ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ وقت برای تحقق همه آن چیزهایی که می‌توانید باشید، دیر نیست.

از: ...
دقیقا!
کاملاً موافقم و ممنون از یادآوریت مهتاب عزیز :)
۱۷ دی ۱۳۹۲
به نظر من هم دیره
۲۹ دی ۱۳۹۲
***سال نو مبارک***

امیدوارم سالی جاری سالی سرشار از هر خوبی وعاری از هر غم ومحنتی برایتان باش
۰۵ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

زنها زود پیر می‌شن، می‌دونی چرا؟ چون عروسک بازیشونم جدیه، رو عمرشون حساب می‌شه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون پرستاری یه مادرو می‌خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه‌های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.


(باغ‌های کندلوس - ایرج کریمی) آذر (خزر معصومی)

از: ...
بی نظیره...
۱۴ دی ۱۳۹۲
خواهش میکنم مصطفی عزیز.
من باغهای کندلوس رو خیلی دوست دارم.
۳۰ دی ۱۳۹۲
شاهکاره شاهکار.
۳۰ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه را باور کردن، خطرناک است. اما هیچکس را باور نکردن، خیلی خطرناک است.

از: آبراهام لینکلن
یا خود را باور نکردن خیلی خطرناک تر.. :-)
ممنونم
۱۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ناخدا خورشید؟ همون که یه دست نداره؟!
نه! همون که یه دست داره!

ناخدا خورشید - ناصر تقوایی


از: ...
از این دیالوگ خیلی خوشم میاد.
به نظرم اومد یادگاری جای بهتریه برای به اشتراک گذاشتنش.
۱۱ دی ۱۳۹۲
خواهش میکنم دوستان عزیزم.
مرسی از شما که وقت میگذارید و میخونید.
۱۴ دی ۱۳۹۲
عالی
۱۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه زمانی به بالا نگاه می کنید؟
روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰند.
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمیشود.
ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین می‌اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند.
ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی‌دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می‌گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می‌شود.
ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ 50 ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش می‌گذارد.
ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا می‌اندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد می‌کند.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ می‌کند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ ... دیدن ادامه » می‌کند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او می‌گوید.

ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ،
ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ می‌فرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ.
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان می‌افتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ.
بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ.


از: ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راحتی (تاکسی نوشته سروش صحت)
جوانی که کنارم نشسته بود با موبایلش حرف می‌زد. بقیه ساکت بودند. جوان پرسید: «ساعت نه خوبه؟... نه و نیم چی؟... باشه پس نه و نیم منتظرتم.» بعد موبایلش را قطع کرد و تا وقتی که یک ایستگاه بالاتر از تاکسی پیاده شد، کسی حرفی نزد. جوان که پیاده شد، راننده گفت: «حالا تا خود نه و نیم سرحاله.» به پیاده رو نگاه کردم، جوان کیفش را روی شانه‌اش انداخته بود و دور می‌شد. صورتش را نمی‌دیدم، اما به نظر من هم سرحال می‌آمد. زن مسنی که روی صندلی جلو نشسته بود، گفت: «خوش به حالش. من خانه برم رفتم، نرم نرفتم... سی ساله نه منتظر کسی هستم، نه کسی منتظرمه.» مردی که کنارم بود به زن مسن گفت: «اتفاقاً خوش به حال شما. قدر راحتی‌تون رو نمی‌دونید.» زن مسن گفت: «مرده شور این راحتی رو ببرن.» زن مسن که پیاده شد به دور شدنش نگاه کردم. صورت او را هم نمی‌دیدم. ■

از: ... دیدن ادامه » سروش صحت
من عاشق این تاکسی نوشت های سروش صحتم! :)
ممنون :)
۰۸ دی ۱۳۹۲
چه بهای گزافی هم هست بیتای عزیزم.
۱۵ دی ۱۳۹۲
ساره عزیزم ، در اصل به خودم گفتم که 100 بار هم خطا کنم باز درست نمی شوم.بله مهتاب جان حقیقتاً بهای گزافی است
۱۵ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید