در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سیده زهرا غیاثیان: پنجاه کارگردان کلیدی تآتر قرن بیستم 10-آنتون آرتو ( 1896-1948) د
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 06:23:04
پنجاه کارگردان کلیدی تآتر قرن بیستم

10-آنتون آرتو ( 1896-1948)

در سال 1936 اظهار داشتن که آنتون آرتو بازیگر کارگردان نمایشنامه و مقاله نویس از سلامت عقل برخوردار نیست او یکی از اعضای اولیه ی جنبش سورعالیسم در پاریس و از شخصیت های مهم در تآتر آونگارد اروپا بود وی نیمه آرام باقی مانده از زندگی اش را در یک بیمارستان روانی سپری کرد یکی از جنبه های بارز روانپریشی آرتو این بود که از شکنجه اش لذت می برد آرتو هیچ گاه از همذات پنداری با شهیدان بزرگ تاریخ دین دست برنداشت چه هنگامی که تصور می کرد اوست که در جلجتا مصلوب شده است و چه زمانی که فکر می کرد راهبان بودایی تبت قصد جان او را کرده اند وی احساس می کرد که وظیفه دارد جامعه را از خواب غفلت نسبت به حقایق متعالی بیدار کند و می پنداشت تقدیر الهی این بوده که او به این حقایق دسترسی داشته باشد آرتو معتقد بود که این امر تنها از طریق تآتر عملی محقق میشود تآتر را درمانگاه , مکتب ورسانه ی انقلاب خود می دانست اواز طریق تآتر می خواست معنای یک زندگی پرشور را به انسانهای هم نوعش یاد بدهد تآتر بیش از هر نهاد دیگری توانایی تهییج مردم را دارد و می تواند تماشاگران را دچار غافلگیری وترس کند تآتر قادر است شگفت زدگی و نا آرامی و شوک و سراسیمگی به وجود آورد . جدا ... دیدن ادامه ›› از همه اینها تآتر می تواند مردم را برای پذیرش تحول اخلاقی مورد نظر آرتو مرعوب کند وی از دل توهماتش طرحی برای تآتر افکند طرح آرتو بر این عقیده استوار بود که تآتر می تواند مستقل از زبان وجود داشته باشد در تآتر معاصر ما ارتباط غیر کلامی آنقدر رواج پیدا کرده است که فراموش کرده ایم طغیان آرتو علیه دیکتاتوری کلمات در زمانه ی خودش چقدر انقلابی بوده است ایده ی معروف آرتو در مورد در هم شکستن زبان برای لمس زندگی نشان می دهد که از نظر او برای درک عمیق وضعیت بشر باید از قلمرو دستور زبان وواژگان گذر کرد عوامل لازم برای رسیدن به این مراتب در بطن ساختار بصری وموزون تآتر وجود داشتند اگر تآتر از ژست ها و حالت ها یک زبان تصویری مناسب می ساخت می توانست از طریق بدن مستقیمن به ضمیر ناخودآگاه رسوخ کند به اعتقاد او اگر تآتر از قید و بند صحنه آزاد می شد وبه محیط های بزرگ ( مثل انبار یا کارخانه ) و مشترک میان اجراکننده و تماشاگر راه می یافت تعثیر گذاریش به نهایت خود می رسید آنجا دیگر اثری از وسایل صحنه نبود وتماشاگران با کنش ها احاطه می شدند بازیگران لباس های باشکوهی می پوشیدند و سازهای باستانی می نواختند تا با ایجاد اصوات غیر قابل تحمل قدرت نیروهای مهارنشدنی را نمایش دهند نورپردازی طوری طراحی می شد که انگار تماشاگران میان امواج یا لابه لای پرده ها یا بارانی از تیرهای آتش غرق می شوند او ایده هایش را نه بر روی صحنه بلکه با شهامت تمام در زندگی اش پیاده می کرد آرتو جایی عنوان کرد که تصور وجود اثر هنری جدا از زندگی واقعی غیر ممکن است در نتیجه او زندگی خویش را مبدل به رسانه اش وخود را نمودی عینی از اصول مورد قبولش کرد سخن آخر اینکه جذابیت آرتو بیشتر به سبک زندگی اش مربوط بود تا آثار ونوشته هایش.مهمترین میراث آرتو تآتری نیست که امروزه به نام او اجرا میشود بلکه اشتیاق استفاده از تآتر برای فراهم کردن زمینه ی تحقق زندگی اصیل است
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید