دهخدا
بخاطر وجود طنز پردازان دهخدا،عبیدزاکانی و عارف قزوینی به شهر قزوین ، پایتخت طنز ایران میگویند.دقت کنید طنز با جوک که فقط سبب خنده میشود فرق دارد طنز آگاه بخش ذهن انسان پس از خنده است مثلاً کار مهران مدیری طنز هست ولی کار مهران رجبی و مهران غفوریان جوک هست.در قزوین صرفا یک بلوار دهخدا هست ولی در تهران یک موسسه لغت نامه دهخدا جهت آموزش زبان فارسی به سایر کشورها توسط دانشگاه تهران، در پایین میدان تجریش در خیابان ولیعصر هست(جنب کتابسرای راوی).مزارشان در قبرستان ابن بابویه شهر ری هست.
##
در سال ۱۳۳۲ رادیوی صدای آمریکا برنامهای را به زبان فارسی برای معرفی علیاکبر دهخدا ترتیب داده بود که در پاسخ به دعوت آنها، دهخدا اینگونه نوشت:
«شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رادیوهای ایران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفتهاند. اگر به انگلیسی این کار میشد، تا حدی مفید بود؛ برای اینکه ممالک متحده آمریکا، مردم ایران را بشناسند؛ ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقیده من نتیجه ندارد… اینهاست که شما میتوانید به
... دیدن ادامه ››
ملت خودتان اطلاعات بدهید، تا آنها بدانند در اینجا بهطوریکه انگلیسیها ایران را معرفی کردهاند، یک مشت آدمخوار زندگی نمیکنند.»
دیدار علی اکبر دهخدا و محمد مصدق
دهخدا در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، دهخدا ، به عنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری در ایران مطرح شد. مردی که میتوانست اولین رئیسجمهور ایران باشد. شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستمدیده استبداد و از آن مهمتر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. سلطنت پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه تبدیل شد. دهخدا را نمیشد سر پیری و به جرم طرح او به عنوان اولین رئیسجمهور ایران کشت، اما میشد به انزواء کشاند؛ و چنین کردند. او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همین دلیل تا پایان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند. دهخدا در دوره رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.
دهخدا در سالهای نهضت ملی شدن نفت به رهبری محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. آشنایی این دو به سالهای بعد انقلاب مشروطه بازمیگشت. در ماههای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبانها افتاد. به همین خاطر نیز مأموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانهاش ریختند و وی را شدیداً مضروب نمودند.
همزمان با آغاز مشروطیت، ستون طنز چرند و پرند به قلم دهخدا و با امضای دخو، خرمگس، سگ حسن دله، غلام گدا، اسیرالجوال، دخو علی شاه، روزنامه چی، خادم الفقرا، دخو علی، نخود همه آش در این روزنامه نوشته می شد.
دهخدا یکی از بنیانگذاران طنز در ایران است. سبک نگارش جدید این ستون در عالم روزنامه نگاری و نثر معاصر فارسی مکتب نوینی را پدیدآورد. دهخدا با قلم طنز مفاسد اجتماعی و سیاسی آن روزگار را در روزنامه منتشر می کرد.
مقالات دهخدا محمدعلی شاه قاجار و دستگاه او را به ستوه درآورد و آنان ابتدا با دادن پول خواستند او را وادار به سکوت کنند و چون نتوانستند نقشه از میان برداشتن او را کشیدند اما موفق نشدند. روزنامه صوراسرافیل تا روز قبل از قتل میرزا جهانگیرخان دایر بود و به توپ بسته شدن مجلس دایر بود و منتشر می شد.
جمعی از آزادیخواهان از جمله دهخدا تبعید و دستگیر شدند و به پاریس تبعید شدند.
اما با آغاز جنگ جهانی مجلس نزدیک به سه سال تعطیل شد و به علت ضعف دولت اشغالگران روسی و انگلیسی از هر سو وارد ایران شدند، به همین خاطر دهخدا به یکی از روستاهای چهارمحال و بختیاری ایران رفت.
علامه دهخدا هفتم اسفند سال 1334 چشم از جهان فرو بست و به رحمت ایزدی پیوست. جنازه آن مرحوم در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید.
منبع نت
##