ناتنی تاریخ جنون برای من یکی از اون کارایی بود که واقعاً میزنه زیر پوست آدم. اصلاً حس یه نمایش معمولی رو نداشت. از همون اول معلومه چقدر با دقت و وسواس روش کار شده و چقدر گروه باهم هماهنگن.
کارگردان (که نویسنده هم هست) یه فضای خیلی آشنا اما ترسناک ساخته؛ یه خانواده کاملاً معمولی که زیر فشار گذشته و سوءظن کمکم داره میریزه به هم. چیزی که منو گرفت، بازی بازیگرا بود؛ انقدر دقیق و کنترلشده که آدم حس میکنه این نقشها رو مدتها با خودشون حمل کردن.
نمایش از یه عصر ساده شروع میشه، ولی هرچی جلوتر میره، حرفها، شوخیها و سکوتها سنگینتر میشن. همهچیز آرومآروم تبدیل میشه به یه تنش عجیب که نمیدونی از کجا شروع شده. و همین ریتم آروم ولی خطرناک واقعاً تاثیرگذار بود.
برای من ناتنی فقط داستان یه خانواده نبود؛ بیشتر شبیه روبهرو شدن آدم با چیزایی بود که فکر میکنه فراموش شدن ولی هنوز ته ذهنش برق میزنن. اجرای گروه هم کاملاً نشون میداد که این کار از دل تمرین واقعی و جدی دراومده.
صادقانه بگم، دیدن این نمایش برای من فقط دیدن یه اجرا نبود… انگار داشتم مسیر رشد و شکلگیری یه گروه رو میدیدم.
و واقعاً ارزش دیدن داره