در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمد حسن درباغی فرد درباره نمایش سیندرلا: در ستایش تئاتر یادداشتی از «حمیدرضا نعیمی » نمایش نامه نویس، بازیگ
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 02:16:22
در ستایش تئاتر

یادداشتی از «حمیدرضا نعیمی »
نمایش نامه نویس، بازیگر و کارگردان

نمایش «سیندرلا» را نخستین بار در سالن اصلی تئاتر‌شهر و به نویسندگی و کارگردانی جلال تهرانی دیدم. تجربه‌ای که کارگردان اصرار به دو سویه داشتنِ اجرا داشت و به همین دلیل روی صحنه‌ی سالن اصلی هم تماشاگر وجود داشت. سال‌ها بعد، کارگردان خوش‌فکر، خلاق و جوانِ تئاتر ایران، احسان فلاحت‌پیشه این نمایش‌نامه را با رویکردی کاملاً متفاوت به روی صحنه برده است. آذرماهِ سرد ۱۴۰۴ با وجود این اثر حقیقتن گرم و زیباست. تجربه‌ای ناب، اجرایی عجیب و البته سخت ... دیدن ادامه ›› و نفس‌گیر.

- نمایش‌نامه‌نویسی:

با آثار جلال تهرانی آشنا هستم. تقریبن همه‌ی آن‌هایی که چاپ شده‌اند را خوانده‌ام و تعدادی را با کارگردانی خودِ نویسنده دیده‌ام. نمایش‌نامه‌ی سیندرلا داستانی پیچیده دارد و حال و هوای آن، کمی به اثری چون «ملاقات با بانوی سالخورده» نوشته‌ی فردریش دورنمات نزدیک است. البته که در این جا نویسنده با نام سیندرلا بازی نشانه‌گانی می‌کند و کفشِ او را که در تمام خانه‌های شهر رفته استفاده‌ی مفهومی جذابی می‌کند. این نمایش‌نامه در دیالوگ‌نویسی کم‌نظیر است. به عبارتی باید نوشتن آن را بلوغ یک نویسنده‌ی ایرانی دانست. ببینید، بشنوید، بخندید، بهت‌زده و غافلگیر شوید.

- کارگردانی:

احسان فلاحت‌پیشه، در آخرین تجربه‌ی کارگردانی خود، در جایگاهِ یک کارگردانِ صاحبِ سبک، نگاه و امضا ایستاده است. او به همه چیز در این اثر نگاهِ دقیق و حساب‌شده دارد. هیچ حرکت، بازی و طراحی در نمایشِ سیندرلا به حال خود رها نشده‌اند. تصاویر، فضاسازی، ریتم و هدایتِ بازیگران نشان از «کارگردانی مؤلف» در تئاتر ایران دارد. او ما را به یک جادو در تئاتر فرا می‌خواند و سرمست از شنیدن و دیدن و پرسش‌هایی که در ذهن ایجاد می‌شود به خیابان‌های سردی که از آن آمده‌ایم، باز می‌گرداند. اما در برگشت، دیگر خیابان‌های آذرماهیِ تهران سرد نیستند. احسان فلاحت‌پیشه زندگی را با نمایش‌هایش برای ما اگر نه زیبا اما قابل تحمل می‌کند.

- طراحی لباس:

در تئاترهای اخیر که دیده‌ام، طراحی لباسِ نمایش «سیندرلا» عالی است. به زمان خاصی اشاره ندارد. می‌توان در کنارِ لباس سیندرلا که می‌تواند کاملا امروزی باشد، لباس‌های شَمَنی، سیرک، و مُدهای قرنِ نوزده را هم دید. اما مقدی شامیریان به جزئیات و طراحیِ خاصِ خود رسیده است. بر تن یکی از کاراکترها لباس ده جیب دارد و دیگری شبیه لباس‌های تزارهای روس پوشیده است با آن رنگ سُرخ، و البته که همگی در یک هماهنگی جلوه می‌یابند.

- طراحی صحنه:

سینا ییلاق‌بیگی دریای لایزال طراحی صحنه‌ی تئاتر ایران شده است. به هر تئاتر که سر می‌زنید در یکی از سالن‌های اجرا نام او را می‌بینید. نمی‌دانم این ترافیک و پرکاری و پرسرعتی خوب است یا نه. اما عجیب آنست که هر کدام با توجه به بودجه‌ای که در اختیار می‌گیرد، حساب‌شده و خلاق هستند. او در این روزها یک‌تنه بار طراحی صحنه‌ی تئاتر ایران را به دوش می‌کشد و یاریگر کارگردان‌ها و نمایش‌هاست. بهترین و ساده‌ترین و کاربردی‌ترین طراحی را برای نمایش «سیندرلا» می‌توانید ببیند.
همه چیز با یک تابلوی نقاشی شروع می‌شود. تابلویی که آدم‌ها به درون آن رفته و بیرون می‌آیند و مدام ذهن ما را بین حقیقت و مجاز بازی می‌دهد. ایجاز در دکور و اشیا و دیگر آکسسوار در طراحی سینا ییلاق‌بیگی کاملا هوشمندانه و از سر اُستادی است. طراحی صحنه در اثر مدام در حال رشد است و صرفاً حضوری تزئینی و جانبی نمی‌یابد.

- طراحی نور:

نور، عروس صحنه است. و در نمایش «سیندرلا» چه جلوه‌ی رازآمیزی دارد. نور در این‌جا اصرار به پوشیدگی و پنهان کردن دارد تا آشکار کردن و نمایان شدن. خِساست رضا خضرائی، طراح نور، موجب شده ما به فضای جادویی اثر نزدیک شویم؛ اگر چه در پایان به صورت مستقیم و با شدتِ تمام چشمانِ تماشاگران شلیک می‌شود.

- بازیگری:

اوج و شکوه بازیگری در ایران را این روزها می‌توان در بازی محمدصادق ملک و آرش فلاحت‌پیشه در نمایش «سیندرلا» دید. این دو در کنار دیگر عزیزان چون مهدی نصرتی که گروهبان را عالی بازی می‌کند و بهناز توسلی و مصطفی احدی درخشان هستند، مرز بازیگری را جابجا کرده و یا یک پله ارتقاء می‌دهند. تمام مدعیانِ بازیگری تئاتر و سینما و علاقمندان و دانشجویان باید این مدرسه‌ی بازیگری را ببیند، حظ برده و یاد بگیرند. کاراکتر پردازی، اشراف دقیق بر لحن و بیان، بدن و ژست و میمیک استثنایی است. محمدصادق ملک را اگر بر سر و چشم ننشانیم، پس چه کنیم؟

نمایش سیندرلا را ببینیم، لذت ببریم و افسوس همیشگی برای مدیریتِ کلان فرهنگ و هنر و تئاتر ایران، که این عزیزان و دیگر گروه‌های توانمند باید برای زندگی‌شان چشم به گیشه و فروش داشته باشند. حال آن که مدت زمان محدود اجرا در یک سالن کوچک، شانسی برای موفقیت مالی نیست. فقط چند اجرا باقی مانده شانس دیدن نمایش «سیندرلا» را از دست ندهید.

حمیدرضا نعیمی