در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | حمید سلیمانی رازان درباره نمایش لیوانِ سوم: دوست عزیزم من حمید سلیمانی رازان؛ نویسنده و کارگردان نمایش لیوانِ سوم،
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:06:55
دوست عزیزم من حمید سلیمانی رازان؛ نویسنده و کارگردان نمایش لیوانِ سوم، از شما و مخاطبان عزیزی که به دلائل مختلف ابراز نارضایتی کردین صمیمانه عذرخواهی می‌کنم... و شرافتمندانه اعلام می‌کنم که پس از توقیف خودخواسته‌ی نمایش لیوانِ سوم، بخاطر همراهی با مردم، بارها به تیوال و شهرزاد اعلام کردم که فروش بلیط را برای این نمایش ببندند که متاسفانه ترتیب اثر ندادند... همچنین نه تنها در تغییر ساعت اجرای نمایش نقشی نداشتم بلکه به شدت مخالف بودم و حتا پوستر‌ها و تراکت‌های چاپ شده و هزینه‌های تبلیغات را مطرح کردم که در تمام آنها ساعت اجرا ۱۵ : ۱۹ درج شده بود. اما متاسفانه مدیریت شهرزاد هیچ ترتیب اثری نداد و بر اساس مصالح خود، زمان را به ساعت ۱۹ تغییر داد و خدا می‌داند چقدر ما از این مساله ضربه خوردیم... همانطور که مسئول فنی بی‌فرهنگ آنجا در دو روز قبل از اجرا به بهانه‌ی بلندی میز و کشویی بودن گونیاهای پشت لته‌ها، بجای لولایی بودن آنها، تائیدیه‌ی اجرا به ما نداد در حالیکه شهرزاد نیمی از پول سالن را پیش‌خور کرده بود و من روز بعد مجبور شدم با خواری تعهد کتبی بدهم تا اجازه‌ی اجرا بدهند و عصر همان‌روز که یک روز قبل از اجرا بود در حین ستاپ نور، نه تنها خودش نیامده بود بلکه به شاگردانش گفته بود تا نور ما را از ۴ پروژکتور اختصاصی مکتوب شده در قراردادی که هنوز هم نسخه‌ای از آن را به من نداده‌اند به ۲ پروژکتور کاهش دهند که بعداً در حین اجرا هیچ‌وقت نور کافی نداشتیم و چه ضربه‌ای که نخوردیم... همانطور که جنرال ما را ۳ ساعت قبل از اجرای افتتاحیه گذاشتند و قبل از آن هیچ‌وقت به سالن برای اجرا و آشنایی با سالن و محیط نیامده بودیم، بطوریکه در روز افتتاحیه با چایی و شیرینی عوامل و از جمله بازیگران را سر پا نگاه داشتیم و فقط خدا می‌داند چقدر مضطرب و نگران شده بودیم... همانطور که در روز اجرا بنر تبلیغاتی ما را که ۱۵ میلیون بابت آن گرفته بودند به بهانه‌های واهی تائید نکردند... همانطور که گفتند چرا وسائل صحنه‌ی ما زیاد است و فقط مکانی به ابعاد یک متر در یک متر و نیم به ما اختصاص دادند، در پشت پرده‌‌های کثیف و پاره‌ای که هیچ‌وقت از قسمت‌های بالا به هم نمی‌رسیدند و این نیز هرگز مناسب اجرای ما نبود... همانطور که بعد از هر اجرا فقط در مدت زمان ۱۵ دقیقه باید مخاطبان و مهمانان را از سالن مشایعت می‌کردیم و وسائل را جمع می‌کردیم و سالن را به گروه بعدی تحویل می‌دادیم... همانطور که مسئولان گیشه هیچ‌وقت روی خوش به عوامل نمایش لیوانِ سوم نشان ندادند و در مراجعه‌ی مخاطبی که شاکی شده بود که چرا نمایش یه ربع زودتر شروع شده است؟ جواب داده بود؛ کار کارگردان ... دیدن ادامه ›› است... همانطور که وقتی من بخاطر همراهی با مردم سرزمینم در حضور مخاطبان و مهمانانِ آخرین اجرا از جمله؛ پرفسور فرهاد ناظرزاده‌ی کرمانی اعلام کردم؛ که دیگر اجرا نمی‌رویم تا هنوز هم با مخالفت و فشار شهرزاد مواجه شده‌ام... و در مورد کامنت‌های مشابه، به شرافتم من حتا به عواملم نگفتم که در تیوال کامنت بگذارند و اساسا این نوع رفتارها در قاموس اخلاقی من نمی‌گنجد و حتا قضاوت نمی‌کنم که این مساله از کجا آب خورده است... من اولین بار است که با شهرزاد کار می‌کنم و البته آخرین بار هم خواهد بود... هرگز کسی را قضاوت نمی‌کنم حتا هنوز هم نمی‌دانم که دلیل این رفتارهای غیرحرفه‌ای و بعضاً مغرضانه چه بوده است!؟ تک‌تک اعضاء گروه نمایش لیوانِ سوم را با وسواس انتخاب کرده‌ام و همگی شریف و اخلاق‌مدار هستند، هیچ دلیلی برای این همه نابسامانی و رفتارهای ضد فرهنگی با گروه ما وجود نداشت... در طول ۶ شب اجرا علاوه بر عموم و دانشجویان، بیش از شصت استاد دانشگاه و اهالی درجه یک تاتر و هنرمندان رشته‌های دیگر به تماشای نمایش لیوانِ سوم نشستند و بازخوردها عالی بود... در شب افتتاحیه اجرا به زنده یاد استاد بهرام بیضایی تقدیم شد و شب ششم اجرا، به پرفسور فرهاد ناظرزاده‌ی کرمانی تقدیم شد که حضور داشتند و اعلام کردند: "ما امشب اجرایی را از یکی از سرمایه‌های تاتر کشور دیدیم." آن شب یکی از کیفی‌ترین شب‌های لابی شهرزاد بود... در شب ششم با وجود ۱۸ اجرای باقی‌مانده، با وجود استقبال خوب مخاطبان و با وجود چند صد میلیون هزینه و با وجود یک‌سال زحمت برای نوشتن متنِ لیوانِ سوم و چهار ماه زحمت شبانه‌روی برای به اجرا بردن نمایش لیوانِ سوم، من در تصمیمی بسیار سخت، بدون هماهنگی حتا با یک نفر از عوامل و همکارانم پایان اجرای لیوانِ سوم را با اشک و بغض اعلام کردم و مسئولیت همه‌جانبه‌ی آن را شخصاً بر عهده گرفتم... با همه‌ی این حرف‌ها به قول زنده‌یاد استاد ژاله عُلو؛ مخاطب فهیم، سرمایه‌ی تاتر است... لذا خود را مسئول آنچه از تلخی و نارضایتی بر هر یک از مخاطبان گرامی نمایش لیوانِ سوم گذشته است، می‌دانم و تمام قد از تک‌تک این عزیزان عذرخواهی می‌کنم...
امیدوارم در شرایطی مناسب‌تر و عزتمندانه‌تر برای تمامی هم‌وطنان‌مان، میزبان شما مخاطبان فهیم برای نمایش لیوانِ سوم و آثار بعدی باشیم...