درود. آرمان امامی پور هستم کارگردان تئاتر. این نمایشنامه رو قبلاً بارها خوندهبودم.
متنجذابیه و قصد داشتم برای پروژهی بعدی، به عنوان یکی از گزینههای اصلیم مدنظر داشتهباشم.
ژانر این نمایشنامه، ترکیبی از این ژانرهاست: مهیج، روانشناختی، معمایی ، دلهرهآور، درامتاریک.
نویسنده عمداً اسم شخصیتها رو در متن نمایشنامه، عمومی نگهداشته و از آوردن نامواقعی شخصیتها پرهیز کرده. (زن، مرد، دختر، پسر جوان).
نویسنده تأکید داره هیچ انسانی رو از روی ظاهر نمیشه شناخت. هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست. مهربونی و معصومیت، میتونه کاملاً ساختگی باشه!
یکی
... دیدن ادامه ››
از خصوصیتهای بارز این نمایشنامه، این هست که تماشاگر رو از حالت ناظر بودن خارجمیکنه، و اون رو فراتر میبره.
مخاطب دغدغه مند، اتوماتیک سنسور های اخلاق و انسانیتش به کار میفته.
مخاطب، در لحظاتی از نمایش، دوسداره از رویصندلی بلندشه و کاریبکنه!
متن، پرسشمحور و تاثیرگذار هست. ارزش تأمل داره.
پرسش، اینجا فقط «چه اتفاقی افتاد؟» نیست.
نمایشنامه دربارهی این سوال میپرسه که چهچیزی ما رو قانع میکنه تا چیزی رو بپذیریم.
یا چرا ما به پذیرش میرسیم که داستانِ دیگران رو، به جای حقیقتِ خودمون بپذیریم، و به اصطلاح روانشناسی، نوعی "بحرانهویت" رو شاهد باشیم.
متن نشون میده چطور حرفها و رفتارهای ریزِ دیگران، میتونه باعثبشه آدمها نسبت به خاطرات، و نسبت به خودشون شک کنن.
اون هم نه با خشونت ناگهانی، بلکه با فریبِ نرم، و یک پیشروی ذرهذره.
متن، قدرتمنده، چون میتونه مخاطب مسئولیتپذیر و دغدغهمند رو به فکر وادار کنه.
شاید این نمایشنامه برای برخی افراد، قدری آزاردهنده باشه، اما یک آزار مفیده.
اگر مثل نویسنده و تمام عوامل این نمایش، شما هم آدم دغدغهمندی هستین،
و به دنبال نمایشی هستین که بعد از خروج از سالن تماشاخانه، با سؤال و تفکر همراه باشین، تماشای این نمایش، شما رو به هدفتون میرسونه.