مروری بر نمایش «خونه قمرخانوم»
دوراهی کمدی ژانر و کمدی مؤلف
با سپاس و درود به کلیه عوامل نمایش از نویسنده تا کارگردان و بازیگران و دیگر عوامل پشت صحنه. خنداندن تماشاگر ایرانی کاری بسیار سختی است، اما دشوارتر از آن در این ایام پر از غم و اندوه، اجرای یک نمایش کمدی کاملاً بومی است. وقتی تاریخ درام در ایران را مرور کنیم از زمان قاجار نمایشنامه نویسانی مثل آخوندزاده، تبریزی، نریمانوف گرفته تا دوران پهلوی مثل آذری، شهرزاد، شفق زاده و تاکنون، کمتر به نمایشنامههای کمدی و طنز بر میخوریم. شاید دلیلش این باشد که موضوعات کُمیک در قالب انواع دیگر نمایش مثل نمایشهای روحوضی جا میگرفت. بهرحال به لطف اجرای پرانرژی کارکتر اصلی نمایش زُبیده و دیگر نقشهای اصلی، بازیهای پرانرژی و با ریتم مناسب دیگر بازیگران این اجرا امتیازات خوبی کسب میکند. هرچند نکات ظریف زیادی وجود دارد که می تواند کیفیت اجرا را دوچندان کند. لباسهایی که در پوستر نمایش طراحی شدهاند بسیار به واقعیت نزدیکتر بودند تا لباسهای اجرای اصلی، و اگر همان لباسها طراحی و دوخته میشدند در کنار گریم بازیگران، کار بسیار منقحتر از آب در میآمد.
به هر روی، بزرگترین پرسش شاید این باشد که آیا کارگردان میبایست متن نمایش را برای اجرا بصورت کمدی ژانر طراحی کند، یا کمدی مؤلف؟ نمایشهای
... دیدن ادامه ››
کمدی ژانر که بلیط آنها این روزها از سایت فانتیکت تهیه می شود تکلیفشان مشخص است و هدفشان صرفاً خنداندن و باز هم خنداندن است، حال بواسطه شوخیهای جنسی کلامی و یا موقعیتهای کُمیک. نمایش «خونه قمرخانوم» بر اساس نظریه مُحاکات، بازتاب اخلاق فردی و اجتماعی ما ایرانیان است، و بواسطه ساختار متن پویا قابلیت اجرا بصورت این نوع از نمایش کمدی را نیز دارد و حتی برای کارگردان کار سادهتر و اجرای پرمخاطبتری را نوید میدهد، البته با چند تغییر ساده. ولی کار کارگردان آنجا سخت میشود که تصمیم میگیرد یک نمایش کمدی اصیل بر اساس داستان کاملاً ایرانی با مؤلفههای بومی بسازد. نمایشی که حقیقت تاریخ معاصر ما ایرانیها را آنگونه مینمایاند که نقش بزرگترین آموزگار را برای ما خواهد داشت، و به مخاطب کمک میکند با تحلیل، نقد و بررسی خود را در آیینه تاریخ و فرهنگ ببیند تا رفتارش را اصلاح کند. به نظر میرسد کارگردان و بازیگران بالاجبار در برخی صحنه ها دچار خودسانسوری شده و داستانی که قابلیت طراحی حرکت و رقص بومی دارد را اجرا نکردند. حتی بازیگران مکمل نیز میتوانستند در کنار طنز کلامی و موقعیت، با طراحی دقیقتر و تمرکز بر «دراماتورژی بدن» و میزانسنهای کمیک، کیفیت اجرا را ارتقاء دهند. درکل همه این محدودیتها باعث شدند اجرا در میانه راه رسیدن به یک کمدی اصیل تا حدودی جا بماند.
سالنهای تئاتر محراب و یا سنگلج هر چند باکیفیت و مناسب، ولی در مناطق تجاری و بازار مرکزشهر قرارگرفتهاند که با فضا و اتمسفر فرهنگی و هنری کمی فاصله گرفته است، و این مسئله موجب کاهش استقبال مخاطبان میشود. این اجرای موفق از لحاظ کیفیت نمایشی، اگر در یکی از سالنهای خصوصی مثل تماشاخانه هما، شهرزاد و غیره انجام میشد، شاید تماشاگران بسیار بیشتری به خود جذب میکرد و استقبال بیشتری را از آن خود میکرد.
پایدار باشید