در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | انتشارات بهت ماندگار درباره نمایش شنبه ساعت ده و ده دقیقه: شنبه؛... درمیان شیرینی هیاهوی هزاره ی سوم,تلخی حقیقت هنر هنوز اعجاز م
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:23:34
شنبه؛...
درمیان شیرینی هیاهوی هزاره ی سوم,تلخی حقیقت هنر هنوز اعجاز می کند...
بازیگران که بازیگر نیستند و هریک جهانی رنج و استقامتند مارا با خود به تودرتوی جنگ سرنوشتشان می کشند و مفاهیم را یکی پس از دیگری ،چون داغی ماندگار،برروحمان می گذارند...
درست در همین نقطه،می توان دریافت اندیشیدن سزاوار بهترین هاست وما که درجهان کوچک ذهنمان دچار فراموشی شده ایم،باید یکی را انتخاب کنیم:
فرار به گذشته یا صعود به تلخی حقیقت...
همه ی اینها در یک موقعیت دراماتیک اتفاق می افتد؛
شنبه؛ساعت...
مفاهیم ... دیدن ادامه ›› گفتند:
چه بی باکانه می توان سرود
چه جسورانه می توان فریاد کشید
چه صادقانه می توان رنج برد
و چه مشتاقانه می توان برصحنه رقصید..‌.
همه ی اینها دریک آن دراماتیک اتفاق می افتد؛
شنبه؛ساعت۱۰:۱۰...
دیگر فرار لازم نیست
چرا که مفهوم زن بودن یا مرد ماندن
به انسانیت تغییر یافته
وما همچنان بر رسوایی شیرینی این جهان
پایکوبان صحنه را با مفاهیم دراماتیک گذشته و حال وآینده اش،میبینیم؛
شنبه؛ساعت۱۰:۱۰دقیقه...
پرده در لحظه ی محتوم فرو می‌افتد...
رورانسی درکارنیست...
لطفا باسکوت سالن را ترک نمایید...

برای خانم موچانی،آقای معینی و گروه بی ادعایشان...
برای اینهمه احساس و نگاه زیبا ممنونم رفیق عزیز و خوش قلمم 💐
۴ روز پیش، شنبه
چه نقد باشکوه و جان‌داری نوشتی…
خواندنش برای من، ادامه‌ی همان اجرا بود؛ انگار نمایش بعد از افتادن پرده، در این کلمات نفس کشید.
از اینکه این‌قدر دقیق، شاعرانه و عمیق با اثر همراه شدی، بی‌نهایت سپاسگزارم. اینکه توانستی میان تلخی حقیقت و شیرینی رسوای جهان آن نقطه‌ی دراماتیک را پیدا کنی، برای من یعنی نمایش راه خودش را به دل مخاطبش باز کرده.
اینکه نوشتی دیگر فرار لازم نیست… برایم ارزشمندترین بخش بود. اگر حتی لحظه‌ای توانسته باشیم مخاطب را به صعود به حقیقت دعوت کنیم، رسالت‌مان را انجام داده‌ایم.
ممنونم که دیدی، اندیشیدی و چنین دقیق نوشتی..
حضور و نگاه مخاطبین چون تو برای ما، ادامه‌ی صحنه است...
۴ روز پیش، شنبه
الهه موچانی
چه نقد باشکوه و جان‌داری نوشتی… خواندنش برای من، ادامه‌ی همان اجرا بود؛ انگار نمایش بعد از افتادن پرده، در این کلمات نفس کشید. از اینکه این‌قدر دقیق، شاعرانه و عمیق با اثر همراه شدی، بی‌نهایت ...
سپاس و ارج می نهم لطف گرانمایه ی شمارا
که همواره تلاش برای ارائه ی دغدغه هنری ورسالت انسانی خوددارید...
مانا باشید...
۴ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید