نمایش ذرات آشوب از آن نمایش هایی بود که فقط تماشا نمی کنی، با تمام وجود حسش می کنی.
ترکیب موسیقی، حرکت و فضایی که ابراهیم پشت کوهی ساخته بود، یک جهان زنده و پرتنش روی صحنه خلق کرده بود، جهانی که هم ریشه در تاریخ داشت و هم کاملاً معاصر و ملموس به نظر می رسید.
چیزی که بیش از همه برایم جذاب بود، هماهنگی و انرژی تمام گروه بازیگران بود؛ انگار هیچکس جدا از دیگری نبود و همه تبدیل به یک بدن واحد روی صحنه شده بودند.
در میان این جمع قدرتمند، بازی یاشار نادری و مینا ترکمن عزیز برای من درخشان تر بود؛ هر دو با حضور، بیان و حسی که منتقل می کردند، لحظاتی ساختند که واقعا در ذهن می ماند.
البته انصافاً تمام گروه بازیگری سهم مهمی در جان گرفتن این اثر داشتند و همین هم باعث شده بود نمایش این قدر یکدست و تاثیر گذار باشد.
ابراهیم پشت کوهی بار دیگر نشان داد چطور می شود تئاتر را از یک اجرای صرف، به یک تجربه حسی و انسانی تبدیل کرد.
ذرات آشوب برای من فقط یک نمایش نبود...
یک حجم زنده از صدا، بدن، تاریخ و احساس بود که تا مدت ها فراموشش نمی کنم.
خلیج همیشه فارس...