جنگ، ویرانگریِ طبیعت است؛ جایی که دشت و جنگل زیر بار بمباران، خانهای برای مین و موشکهای رهاشده میشود؛ و این فضایِ پر از خطر، شکوهِ گردش و آرامشِ گشتوگذار را از انسان حتی پس از جنگ میرباید.
حتی پس از جنگ، جنگ رنجی است بیکران؛ چرا که در آتش آن، دشت و کوه و جنگل به بازیچه بمباران بدل گشته و خاکهای پاک، در بندِ مین و موشکهای بیاثر، گرفتار میمانند؛ چنان که دیگر هیچ قدمی در پهنه طبیعت، نه از سرِ شوق و نه از سرِ گردش، با جراتی بر زمین نمینشیند.
به گونهای که راه برای قدم زدن و تماشای زیباییها بسته میگردد و ترس، جایگزین جراتِ گشتوگذار میشود.