بعد تماشای اجرا قصد داشتم مجددا به تماشای اجرا بیام ولی دیدم امکان خرید بلیط نیست و متاسفانه نمایش توقیف شده. امیدوارم زودتر این مشکل رفع بشه تا ما بتونیم مجددا این اثر رو تماشا کنیم. اما برم سراغ نظر در مورد چیزی که دیدم. قبل هرچیز باید اقرار کنم که بعد کرونا (سال 1400) اولین اثریه که میتونم ادعا کنم به معنی واقعی کلمه «تئاتر» دیدم. اجرا انقدر پارامتر خوب داشت که نمیدونم از کجا شروع کنم. جلوه های بصری مثل نور، دکور، طراحی صحنه، گریم واقعا در عالی ترین سطح ممکن. لباس لباس لباس؛ طراحی بسیار خوب و زیبا و بدون زرق و برق و فقط با استفاده از دو رنگ سیاه و سفید، در کمال ایجاز حرفش رو میزد. فقط در مورد دکور و طراحی و صحنه اضافه کنم که در بدو ورود، توی صحنه دو تا پایه و سرم هایی که ازشون آویزون هستن وجود داره، طی اجرا دکور تغییر میکنه ولی پایه ها و سرمها در کل صحنه ها هستن، شاید بعضی جاها بهتر میبود تا همسو با سایر عناصری که از صحنه خارج میشن، اون پایه ها و سرم ها هم خارج میشدن و به موقع دوباره داخل صحنه میشدن. دو صحنه وجود داشت (یکی اواسط و یکی پیش از پایان اجرا) که تعداد زیادی از بازیگران همزمان در صحنه اجرا حضور داشتن، جدا از اینکه حرکاتشون واقعا یک رقص بی نظیر رو خلق میکرد، قابی که در اون دو صحنه ایجاد میشد واقعا زیبایی خیره کننده ای داشت. بدنهای بازیگران بی نقص و در مواردی بسیار سنگین (مثلا سکون دو بازیگر حین اورتور یا خانومی که با دستشون تک تک شمعها رو خاموش میکردن). در مورد بیان بازیگران هم واقعا حرفی برای گفتن باقی نمیمونه، علیرغم اینکه تمام مدت اجرا موسیقی در حال اجراست (بعضا با صدایی خیلی بلند) تماشاچی، حتی در ردیفهای انتهایی صدای بازیگران رو در کمال وضوح میشنوه. ادای حروف و کلمات هم بی نظیر بود، فقط در روزی که من حضور داشتم، آقایی که نقش مکبث رو اجرا میکردن در چندین جا حروف رو خوردن ولی در کلیت عالی بود. در مورد موسیقی که هرچی بگم کم گفتم. با اینکه یکسره در حال پخش بود ولی به قدری درست انتخاب شده بودن که نه تنها زاید به نظر نمیرسیدن بلکه حتی آدم رو در خودش غرق و البته با فضای اجرا درگیر میکرد. در مورد ریتم کار باید بگم که علیرغم اینکه طبعا ریتم کار کند بود ولی کسالت و خسته کنندگی اصلا احساس نمیشد. به نظرم باید بین کندی ریتم و مکث قایل به تفکیک بشیم. این اثر بیشتر از اینکه ریتم کندی داشته باشه، مکثهای خیلی به جایی داشت تا مخاطب بتونه چیزی که ارایه شده رو اول درک و هضم کنه و بعدش لذت ببره؛ برای مثال تابلویی که از لادا کشیده شده بود به شکل نقاط نورانی درومده بود و بعدش نور صحنه کم میشد، این صحنه به نسبت
... دیدن ادامه ››
از منظر زمانی بسیار طولانی بود ولی بهره بردن از زیبایی اون نقاط نورانی در تاریکی طبعا نیازمنده مکثه. القصه اثر سه ساعت حرف داشت و صرفا کشش نداده بودن. فقط بعضی جاها حرکات بازیگران و تغییر دکور به شکل کندی انجام میشد که در اون موارد نتونستم ضرورتش رو درک کنم که چرا. در مورد متن و کارگردانی هم واقعا حرفی برای گفتن باقی نمیمونه. علیرغم اینکه سه لایه روایت که در نگاه اول کاملا منفک هستن رو میدیدیم (مجمع الجزایر گولاک را با ریختن خون خواب چه کار!)، پیوستگی کاملا احساس میشد و از قضا سیر روایت سیال و غیر خطی اثر این پیوستگی رو تقویت میکرد. واقعا متن و کارگردانی در کلاس بسیار بالایی قرار داشت. فقط دوتا موضوع وجود داشت، اولا کاش واقعا بعد از بسته شدن درب سالن اجازه ورود ندن، با توجه به اینکه این اثر احتیاج داره تا درش غرق بشیم، ورودی که بعضا حتی 20 دقیقه-نیم ساعت بعد شروع اتفاق می افتاد، واقعا تمرکز رو بهم میزد و من رو به عنوان تماشاچی از صحنه جدا میکرد. دوم اینکه صدایی که ابتدای اجرا توضیحات میداد رو علت وجودیش رو نتونستم درک کنم؛ اولا جز در برخی موارد که حرکات به کندی صورت میگرفت و برخی صحناتِ تعویضِ دکور که کند انجام میپذیرفت، اثر هیچ وقت از ریتم نمی افتاد، ثانیا مخاطبی که حین بلیط مدت زمان اجرا رو میبینه پس از پیش میدونه قراره با چی مواجه بشه و به نظرم قرار گرفتن اون توضیحات در ابتدای اجرا مازاده. در مجموع خسته نباشید میگم. امیدوارم زودتر این مشکل توقیف رفع بشه و ما مجدد بتونیم برای تماشای اثر حضور پیدا کنیم.