بعد از آن روزهای پرآشوب، دوباره به تئاتر برگشتن اتفاق مبارکی بود.
«عمارت چخوف» فقط برداشتی از آثار چخوف نیست، بلکه تلاشیست برای زندهکردن شیوهی درامپردازی او؛ جایی که تعلیق، سکون و انباشت معنا، جای روایت پرحادثه را میگیرند.
این اجرا قصه را مستقیم پیش نمیبرد، بلکه فضایی میسازد که تماشاگر در آن زندگی میکند.
در این اثر، خودِ فضا از هر شخصیت دیگری مهمتر است. طراحی صحنه، رفتوآمدها و حتی سکوتها، ردّی از حافظه را با خود حمل میکنند؛ حافظهی آدمهایی که یا خیلی دیر به فهم رسیدهاند، یا هرگز نرسیدهاند.
همینجا است که جهان چخوفی خودش را نشان میدهد: جایی میان میل و ناتوانی، میان خواستن و نتوانستن.
اجرا بهجای تکیه بر حادثه، بر وضعیت انسانی تمرکز میکند و همین آن را تأملبرانگیز میکند.