سلام و عرض خستهنباشید به تمامی عوامل این اثر، بهویژه جناب آقای دکتر ترابی، کارگردان محترم نمایش.
بیشک یکی از مهمترین دستاوردهای این اجرا، موفقیت آن در انتقال حس فرسایش، استیصال و انزوای شخصیتها به مخاطب بود؛ موفقیتی که تا حدی پیش رفت که مرز میان صحنه و سالن را از میان برداشت و تماشاگر را نیز به بخشی از تبعیدگاه تبدیل کرد.
اکرچه روایت نمایش در اقلیم سرد و یخزده شوروی میگذشت، اما تجربه زیسته مخاطب در سالن، بیش از آنکه یادآور سرمای سیبری باشد، تداعیکننده حضور در یک سونای بخار در میانه تابستان بود. گرمای قابل توجه سالن در کنار بخار متصاعدشده از بخشهای مختلف صحنه، تجربهای چندحسی خلق کرده بود که به شکلی ناخواسته اما مؤثر، رنج شخصیتها را به بدن تماشاگر نیز منتقل
... دیدن ادامه ››
میکرد.
همانگونه که آقای دکتر ترابی پس از اجرا اشاره کردند، کندی و اسلو شدن حرکات بازیگران انتخابی آگاهانه برای بازنمایی فرسایشی بودن زمان و زندگی در آن شرایط بوده است. در این راستا، ورود و خروج مکرر تخت بیمارستان با گامهای آهسته بازیگران و همچنین گفتوگوهای طولانی دو بیمار، چنان بر این کیفیت فرسایشی تأکید داشت که مخاطب نیز عملاً گذر زمان را با تمام وجود احساس میکرد.
به نظر میرسد کارگردان در تحقق هدف خود کاملاً موفق بوده است؛ تا آنجا که نگاههای مکرر تماشاگران به ساعت، انتظار برای آنتراکت و در نهایتت خروج از سالن با چهرههایی خسته و آغشته به عرق، خود به بخشی از اجرا و تجربه نمایشی بدل شده بود.
در مجموع، این نمایش توانست خشونت تاریخی، فرسایش روحی و رنج انسان در تبعید را نه صرفاً از طریق روایت، بلکه به شکلی ملموس و فیزیکی به مخاطب منتقل کند
یا آرزوی موفقیت برای تمامی عوامل نمایش