برای من «حوالی» بیشتر از هر چیز دربارهی یادآوری نقش تماشاگر بود؛ اینکه قرار نیست فقط شاهد باشیم و همین ایده به نظرم نقطهی قوت اصلی اجراست. ویدئو آرت و تدوینهای عامدانه شلخته و ارجاعاتش به فضای تمرین و حافظهی تئاتر معاصر ایران هم جذاب بود و به اثر یک کیفیت زنده و بیواسطه میداد.
فکر میکنم اجرا هرجا بیشتر به اتمسفر، صدا و ریتم خودش اعتماد میکند، لحظات جذابتری شکل میگیرد. هرچند قابل درک است که ترس از انفعال مخاطب، گاهی باعث هدایت مستقیمتر تماشاگر میشود، اما به نظرم ظرفیت اجرا در همین اعتماد به لحظه و مخاطب است.
در مجموع، «حوالی» تجربهای جسورانه و قابل تأمل بود؛ اجرایی که کیفیت نهاییاش تا حد زیادی به حضور و شجاعت مخاطبانش گره خورده و همین ویژگی آن را زنده و متفاوت میکند