افلیا فرصتیست که به هر زن داده نمیشود.
یک فضای خصوصی، لوازم خانه، نورهای جنونوارانه و موسیقی نئوکلاسیک تلفیق صحیح کارکتر افلیا شکسپیر در
... دیدن ادامه ››
زمان حالست. او از بیرون بازمیگردد و همچنان لباس کار او بر تناشست. پیرهن قرمز با چند آکساسوار خانه مثل دست و سر خونین و مشروب همخوانی دارد.
دختری خیانت دیده و سوگوار در درجات مختلفی از دیوانگی تصویر میشود. گاهی بهتزده، گاهی خشمگین، گاهی دلتنگ و گاهی عاشق. اما او همچنان یک قاتلست.
تاب نیاوردن افلیا گوشزدی به ماست که همیشه قرار بر این نیست که مرحله پایانی سوگواری، پذیرش باشد؛ موقعیتها، واکنشها را تراش میدهند. مرگ گاهی "تنها راه آرامش است."
تراژدی شکسپیر به خوبی در منشور نورپردازی، موسیقی، آکساسوار، دکور و بازیگر شکسته شده و به ریخت اکنون درآمده.
به تمام گروه خستهنباشید میگویم.