من به شدت به روانشناسی علاقه دارم ، برای همین به دعوت دوست خوب هنرمندم ، مرضیه دهقان پور چند روز پیش فرصت تماشای نمایش «تل خواب» توی تالار مولوی رو پیدا کردم این نمایش چیزی فراتر از یک روایت ساده است؛ یک واکاوی عمیق در لایههای «ناخودآگاه»
با الهام از مفاهیم فروید و تکنیک «تداعی آزاد»، نمایش به شکلی ظریف نشان میدهد که چگونه افکار پنهان، رویاها و خاطراتِ سرکوبشده، واقعیتِ زندگی ما را میسازند. تماشای این اثر، مثل این بود که در میان خاطرات و تداعیهای بیوقفه، در میانهی یک خوابِ بلند گم شویم.
تجربه ای بود از ورود به قلمرویی که همهی ما در آن زندگی میکنیم، اما از آن میترسیم: «ناخودآگاه».
نویسنده و کارگردان در این اثر، به شکلی درست مفهوم «تداعی آزاد» فروید را از روی صفحات کتاب به روی صحنه تئاتر آوردن . در «تل خواب»، ما شاهد هستیم که چگونه کلمات، تصاویر و سکوتها، نه به عنوان ابزاری برای روایت داستان، بلکه به عنوان تکههایی از یک پازلِ درهمریخته از روانِ شخصیتها عمل میکنند. هر دیالوگ، گویی تلاشی است برای بیرون کشیدنِ آن چیزی که در لایههای زیرین ذهن پنهان شده است.
این نمایش با بهرهگیری از این ایده که حقیقت در تداعیهای بیپرده و بدون فیلتر نهفته است، مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که با خودِ ناآشنایش روبرو شود. تماشای «تل خواب» مانند این بود که در آینهای شکسته به اعماق وجودمان خیره شویم؛ جایی که مرز میان واقعیت و خیال، میان هوشیاری و خواب، بهطور کامل فرو ریخته است. تماشای این اثر در تالار مولوی، تجربهای بود که تا مدتها در ذهنم باقی میماند.
و در آخر سپاس از بازی خوب دوستانم در این اثر ، مرضیه دهقان پور، سحر گلشیرازی ، رها پور رحمتی، مهدی حیدری ، ساتیا نوروزی و ...