وقتی وارد سالن می شویم طوری موسیقی ما رو وارد اتمسفر نمایش می کنه که خود برای یک فضا سازی خوب بسیار کمک کننده است .
ابتدای نمایش به شیوه ای خلاقانه سلطه ی ناخدا جلال بر اهالی رو متوجه می شویم که پس از آن داستان بر این محور شکل می گیرد و داستانی که در اجرا وجود دارد خود باعث انسجام یک فرم نمایشی می شود چون منظور را ما می توانیم به خوبی متوجه شویم و با چیزهای تکراری و غیر ضروری یا غیر قابل فهم در این بخش مواجه نیستیم .
و بازیگری که به قدری خوب نقشش را شناخته که فقط با نوع راه رفتن روی صحنه می تواند اقتدار ، تکبر و زورگویی کاراکتر را به ما نشان دهد . همه ی این موارد می تواند بخشی از ساختار نمایش را به درستی شکل دهد .