بعضی روایتها تاریخ را از نگاه پادشاهان نقل میکنند و بعضی، از زبان خاموشترین شاهدان.
(کاش چشم نمیدید) زندگی و مرگ امیرکبیر را از زاویه دید یک حمامی روایت میکند، نگاهی متفاوت که برایم جذاب و تأملبرانگیز بود. متن نمایش روان و خوشساخت بود و توانست تا پایان، ریتم خود را حفظ کند. بازیها نیز صادقانه و هماهنگ بودند و هر کدام در خدمت روایت قرار داشتند. استفاده از اشعار آیینی سنتی و تلفیق آن با ترانه های جدید نیز جان تازه ای به کار بخشیده بود. بازیگران نیز با بازی به جا و شخصیت های جذاب لبخند بر روی لبان تماشاگران نشاندند. پیش از ورود به سالن، پوستر نمایش نگاهم را گرفت و پس از تماشای اجرا، احساس کردم آن تصویر، مقدمهای شایسته برای جهان نمایش بوده است. خسته نباشید به آقای مهدی صفارنژاد نویسنده و آقای مهدی ملکی کارگردان، بازیگران کار به خصوص هنرمند گرامی آقای محمد شادپور و همه عوامل این اجرا. امیدوارم این نمایش، مخاطبان بیشتری پیدا کند، چرا که یادآوری شخصیتهایی چون امیرکبیر، هر بار میتواند نگاهی تازه به تاریخ سرزمینمان ببخشد.