در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | رضوان محمودی درباره نمایش بره سیاه: صحبت های دکتر رضا سربخش (دانش آموخته ارشد ادبیات نمایشی، دکترای مطالعا
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 11:35:57
صحبت های دکتر رضا سربخش (دانش آموخته ارشد ادبیات نمایشی، دکترای مطالعات تلویزیون و استاد دانشگاه)، در مورد نمایش "بره سیاه":

توانی ... دیدن ادامه ›› یا ناتوانی ؛ مسئله این است؟

نمایش «بره سیاه» به کارگردانی جواد فراهانی و با نمایشنامه‌ای از نیما آقاخانی و جواد فراهانی، در کاخ هنر روی صحنه رفت؛ اجرایی اپیزودیک با حضور بازیگران دارای نیازهای ویژه که نمونه‌ای از آن در تئاتر ایران چندان رایج نیست. تماشای چنین اجرایی، فارغ از کیفیت هنری آن، پرسشی بنیادین را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد: آیا صحنه تئاتر تنها به بدن‌های متعارف تعلق دارد یا می‌تواند پذیرای گونه‌های متنوع تجربه زیسته و بدن‌های متفاوت نیز باشد؟

با شکل‌گیری جریان «مطالعات معلولیت» (Disability Studies) در دهه ۱۹۸۰، تئاتر از نخستین هنرهایی بود که در برابر کلیشه‌های دیرپای جامعه درباره معلولیت ایستاد. گروه بک تو بک در استرالیا با اجراهای ماندگار خود نشان داد که معلولیت نه مانعی برای آفرینش هنری، بلکه سرچشمه نوعی زیبایی‌شناسی متفاوت است. در این رویکرد، بازیگران دارای نیازهای ویژه دیگر صرفاً ایفاگر نقش قربانیان، شخصیت‌های حاشیه‌ای یا سوژه‌های ترحم نیستند؛ آنان با حضور خود، تعریف تازه‌ای از بدنِ اجرایی و امکان‌های بازیگری ارائه می‌کنند. موفقیت‌های بین‌المللی این گروه، از جمله دریافت شیر طلایی دوسالانه ونیز، گواه آن است که تئاتر معلولیت، امروز به یکی از جریان‌های جدی هنر معاصر بدل شده است.

پترا کوپرز، از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان تئاتر معلولیت، معتقد است که این گونه از تئاتر در برابر نظام توان‌سالاری (Ableism) می‌ایستد؛ نظامی که تنها بدن‌های متعارف را شایسته حضور بر صحنه می‌داند. از نگاه او، بازیگران دارای نیازهای ویژه با نیروی حضور و کیفیت اجرایی خود، مخاطب را از نگاه ترحم‌آمیز دور می‌کنند و به مواجهه‌ای زیباشناختی با تفاوت فرامی‌خوانند. در چنین بستری است که مفاهیمی چون زیبایی‌شناسی معلولیت (Disability Aesthetics) ، تنوع عصبی (Neurodiversity) و مدل اجتماعی معلولیت (Social Model of Disability) در هنرهای نمایشی معنا پیدا می‌کنند.

نمایش «بره سیاه» نیز تلاشی است برای گشودن چنین افقی در تئاتر ایران. حضور ده‌ها بازیگر با توانایی‌ها و تجربه‌های متفاوت، اجرایی را شکل داده که بیش از هر چیز بر امکان دیده‌شدن بدن‌ها و روایت‌هایی تأکید می‌کند که سال‌ها از صحنه رسمی تئاتر دور مانده‌اند. بی‌تردید این تجربه، همچون هر اثر نمایشی دیگری، ظرفیت نقد و بررسی از منظرهای مختلف را دارد و می‌توان درباره برخی جنبه‌های اجرایی و نمایشی آن به گفت‌وگو نشست. با این حال، اهمیت «بره سیاه» بیش از هر چیز در گشودن مسیری است که در تئاتر ایران کمتر تجربه شده است؛ مسیری که می‌تواند نگاه تازه‌ای به مفهوم بازیگری، بدن و زیبایی‌شناسی در هنرهای نمایشی بگشاید. ارزش این نمایش، پیش از هر چیز، در جسارت تجربه‌کردن و فراهم آوردن فضایی برای حضور بازیگرانی است که سال‌ها کمتر فرصت دیده‌شدن بر صحنه حرفه‌ای را داشته‌اند؛ حضوری که مخاطب را به تماشای تفاوت، نه از دریچه ترحم، بلکه از منظر هنر دعوت می‌کند.