در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | امین محمدی درباره نمایش وانیا و سونیا و ماشا و اسپایک: تیم طراحی نمایش واقعا کار فوق العاده‌ای انجام دادند. طراحی صحنه خیلی خ
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 14:05:36
تیم طراحی نمایش واقعا کار فوق العاده‌ای انجام دادند. طراحی صحنه خیلی خوب به فضاسازی نمایش کمک و تماشاگر رو به نمایش نزدیک‌تر می‌کرد. برای نورپردازی نه فقط از تجهیزات سالن، بلکه از عناصری روی خود صحنه‌ی نمایش هم استفاده شده بود. کاملا مشخص بود که برای طراحی لباس و گریم، زحمت زیادی کشیده شده و با توجه به متن نمایش، واقعا هم لازم بود که این کار صورت بگیره.
به نظر نمایش‌نامه ترجمه‌ی کاری از کریستوفر دورانگ هست که من تا حالا نمایش‌نامه‌هاش رو دنبال نکردم، اما چون نمایش‌نامه خیلی به نظرم جذاب اومد، تشویق شدم که کارهاش رو دنبال کنم. با توجه به این که نمایش قوی هست، حدس می‌زنم که در بازنویسی دست زیادی داخل نمایش‌نامه‌ی اصلی برده نشده باشه؛ چون معمولا در بازنویسی و اقتباس، خراب‌کاری‌های زیادی انجام میشه.از نقاط قوت بارز نمایش‌نامه، شخصیت پردازی هست. این‌که در نمایشی با این مقدار از عنصر کمدی، چنین شخصیت پردازی ظریف و قشنگی انجام شده، واقعا جذاب هست. خلاصه که انتخاب این کار از دورانگ، که احتمالا توسط کارگردان انجام شده، واقعا انتخاب مناسب و هوشمندانه‌ای بوده.
بازی‌‌ها هم به نظرم خیلی خوب بودند. بازیگرها نذاشتند که شخصیت پردازی خوب نمایش‌نامه حیف بشه. از تمام بازیگرها انرژی خیلی خوبی روی صحنه گرفته می‌شد. بازی نقش سونیا برای من خیلی جذاب بود چون کاملا اون شخصیت رو درک کردم و باهاش ارتباط گرفتم. فقط یک چیزی که برای من سوال شد، این بود که در دو جای نمایش که فنجون‌ها به زمین کوبیده شد، قرار بود فنجون‌ها واقعا بشکنن یا نه؟ چون در روزی که من نمایش رو دیدم، یک فنجون شکست و یک فنجون نه! بعد از اون هم بعضی از قطعه‌های فنجون شکسته روی صحنه بودند و بعضی بازیگرها بدون کفش روی صحنه راه ... دیدن ادامه ›› می‌رفتند.
در مجموع، من خیلی این نمایش رو دوست داشتم. جالبه که قرار بود در روز نمایش، نمایشی دیگه رو ببینم اما به ناچار برنامه عوض شد و بلیط این نمایش رو گرفتم و خوشحالم که این اتفاق افتاد. به نظرم این نمایش می‌تونه برای دوره‌های دیگه هم اجرا بشه و امیدوارم که قدردانی بیش‌تری ازش بشه. از صمیم قلب برای عوامل نمایش آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم که اتفاق‌های خوبی براشون بیفته.
فقط دو تا نکته وجود داره که دوست دارم به اون‌ها اشاره کنم. یکی در مورد تراکت‌ها هست. من خودم هیچ وقت نفهمیدم با این تراکت‌هایی که قبل نمایش داده میشه باید چی کار کنم. اگر بحث معرفی عوامل باشه، خب معمولا موقع انتخاب نمایش و خریدن بلیط این اتفاق میفته. اگر بحث معرفی نمایش به بقیه باشه، کم‌تر پیش میاد که با دست به دست کردن تراکت این اتفاق بیفته. اگر هم بخوایم میزان بهره‌وری تراکت‌ها رو ملموس ببینیم، کافیه که تماشاگرها رو موقع خروج از سالن زیر نظر بگیریم. حالا توجه من در این نمایش به این موضوع جلب شد، چون اتفاقا تراکت باکیفیتی هم آماده کرده بودند و به نظر هزینه‌ی زیادی برای اون شده بود. نکته‌ی دیگه هم در مورد زمان شروع نمایش هست. نظم سالن قبل از شروع نمایش و تا پایان نمایش، رابطه‌ی مستقیمی با به موقع شروع شدن نمایش داره. معمولا در عمارت هما نمایش‌ها با تاخیر شروع میشه. حتی در این نمایش، چون صندلی‌های خالی زیادی وجود داشت، زمان دادند که از ردیف‌های عقب به صندلی‌های جلوتر بیان. چنین چیزهایی در فضای سالن هنگام اجرا هم اثر می‌گذاره و این اتفاق در روزی که من نمایش رو دیدم، افتاد.