درباره نمایش «میکروچیپ» از «عطا عمرانی»
نیلوفر ثانی
«خشونت از میان هر چیزی می گذرد»
نمایش «میکروچیپ» بر دو محور اصلی «چرخه خشونت» و «تکنولوژی»، مسئله خود را طرح می کند. اگر چه خشونت، محور اصلی تر و قوی تری در نظر گرفته شده است.
خشونتی که معاصرسازی شده و از کلیشه روایت های انسانی که معمولا در ضرب و جرح های خانگی، زدو خوردهای کلامی و یا قتل تعریف می شود، فراتر رفته است و به دنیای امروز و نسلی رسیده است که تکنولوژی و استفاده از میکروچیپ ها و هوش مصنوعی، ابزارهای جدانشدنی و حتی محوری زیست انسانی شده اند.
«خشونت» که همواره از مصادیق بارز معضلات روابط انسانی، برتری جویی های جنسیتی، نژادی و اجتماعی، جنگ و تنش های منطقه ای و مذهبی است، می تواند در ابعاد و شکل های متنوع خود را بازتولید کند. حتی در جهان امروز در فناوری، روابط مجازی و تکنولوژی نیز نمود یابد.
«میکروچیپ» به نویسندگی مشترک «مجید خانلری مقدم و عطا عمرانی»، تلاش کرده در قالب یک چهارچوب خانوادگی و به فرمی مدرن و مینیمال، به پرداخت
... دیدن ادامه ››
این مسئله بپردازد و خود را در جهان امروز بازتعریف کند.
مادری مقتدر،کنترلگر و صاحب قدرت با تمکن مالی و اقتصادی، رباتی را که نام یکی از هوش های مصنوعی (کلاد) رایج را نیز دارد، در نبود همسر به خانه آورده که تنظیماتی محافظه کارانه در برخورد با خشونت و درگیری دارد. او مطیع است و با فرزند زن، همسایگان و دوستان نیز به نرمی رفتار می کند.
اما جهان انسانها لبریز خشونت است و زن، تنظیمات ربات را به خشونت بیشتر تغییر می دهد. آنچه بروز می کند، تشدید چرخه خشونت و تصاحب قدرت توسط ربات است. چنانکه خانواده ابزاری برای اعمال خشونت و سلطه او می شود. او آنچه را از انسانها که طلب خشونت بیشتر است، آموخته و بازتولید می کند. در نهایت به نظر می رسد جهان انسانی نمی تواند بدور از خشونت و آشوب های رفتاری، به صلح و آرامش برسد.
فرم اجرایی میکروچیپ با نمادها و نشانه ها آغاز شده و پیش می رود. دیالوگ ها هر کدام به سمتی می رود که مفاهیم مورد نظر، نه تنها از تولید و بروز خشونت بلکه به ادراک و عادی سازی آن برسد، و نه تنها از عاملی منفی و مخرب، بلکه به ضرورت و لزوم تبدیل شود.
بنابراین مخاطب تنها تماشاگری از وضعیت خشونت نیست بلکه در موجی از آن قرار می گیرد که مسئولیت های اخلاقی و ضروریت خشونت نیز زیر سوال می روند. مانند جنگ، دفاع از خود، روابط فردی و حقوق شهروندی.
طراحی صحنه، نور و موسیقی، افکت های صوتی و فرم بازی ها در راستای حفظ ویژگی های متن و مفاهیم، مینیمال، بیومکانیکی و مدرن است. و توانسته بخوبی همسو با مضمون پیش برود. کارگردانی عطا عمرانی، توانسته از پس کار بربیاید و میزانسن ها را مرتبط در نظر بگیرد با اینحال می تواند به تجرب بیشتر دست یابد.
نقطه آغازین نمایش، اولین نماد و نشانه را طرح می کند. خشونت اگر مدام و هدفمند بکار گرفته شود، تبدیل به خصیصه و مهارت می شود مانند چاقویی که در فضای بین انگشتان فرو می آید و نه بروی انگشتان. در ادامه، کنش و واکنش ها به سمتی می رود که چرخه خشونت را در مواضع پیش آمده، واکاوی می کند.
در نهایت به نظر می رسد خوی انسانی در برتری جویی های تثبیت شده در درونش، نه تنها در مواجهه با فناوری و هوش مصنوعی نمی تواند از خشونت فاصله بگیرد بلکه آن را به صورت گسترده تر و گاه نامرئی تر، افزایش می دهد.
حضور ماشین ها و رباتها اگر مغلوب رویکردهای خشونت محور انسانی شوند، آنچه واقع گرایانه تر نمود پیدا می کند شدت خشونت، آسیبهای فیزیکی و روانی و تحلیل اعتماد به نفس و خصائل انسانی ست و از ماست آنچه برماست.
16 مرداد 1405