خسته نباشید به بازیگران، کارگردان و تمامی دستاندرکاران اجرای «پایین نردبان».
میتوان گفت در مواجههی اولیه با این اجرا، با توجه به محدودیتها
... دیدن ادامه ››
و شرایط اجرایی، بهویژه محدودیتهای مربوط به فضای صحنه، انتظار میرود با برخی کاستیها و نارساییها مواجه شویم. با این حال، بخش قابلتوجهی از این کاستیها به واسطهی بازیهای قدرتمند، بدنهای آماده و کنترلشدهی بازیگران و استفادهی ماهرانه و شخصیتمند از صدا تا حد زیادی پوشانده میشوند.
اجرا حول محور خاطره، جهان درونی انسان و وابستگی او به اشیا و لحظات زیسته شکل میگیرد؛ موضوعی آشنا و قابل لمس برای مخاطب که ظرفیت ایجاد نوعی تجربهی کاتارتیک را فراهم میکند، احساساتی که بر روی یکدیگر تلنبار میشوند و شخص را به هنگام خریدن به سمت بالا عذاب میدهند. ساختار اپیزودیک اجرا نیز با ایجاد تغییر در زاویهی دید امکان مواجههی مخاطب با روایت از منظرهای مختلف را فراهم میکند و دامنهی دریافت او را گسترش میدهد.
یکی از نکات قابلتوجه در اجرا، استفادهی بهجا از اشیای به شیوه سمبولیک و اشیای غایب/نامرئی است. همچنین، خطاب مستقیم به مخاطب و نوع طراحی صحنه، بهویژه استفاده از پارچه بهعنوان عنصری که مخاطب را از فضای روایی جدا میکند، نوعی فاصلهگذاری ایجاد میکند. این فاصلهگذاری باعث میشود مخاطب صرفاً شاهد روایت نباشد، بلکه گویی به درون خود نگاه کند و در بخشهای مختلف اجرا به دنبال بخشی ملموس از تجربه و جهان درونی خویش بگردد.
با این حال، ریتم و روانی روایت و همچنین چیدمان صحنه میتوانست با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. در برخی لحظات، میزانسنها ظرفیت آن را داشتند که خلاقانهتر طراحی شوند و حتی بهصورت عامدانه نوعی فضای ناآرام و ناراحتکننده برای مخاطب ایجاد کنند. همچنین، در بعضی موقعیتها، نحوهی قرارگیری و حرکت بازیگران در صحنه باعث میشد حضور و کنش برخی از آنها تحت تأثیر عناصر صحنه قرار بگیرد و اصطلاحاً بازیگران برای عمده ای از تماشاگران ماسکه شوند.
از سوی دیگر، متن با plot hole و گسستهای روایی متعددی مواجه است که در برخی بخشها موجب گمشدن مسیر روایت و دور شدن مخاطب از خط اصلی درام میشود. این گسستها اگرچه میتوانستند بهعنوان بخشی از ساختار اپیزودیک و ذهنیتمحور اثر عمل کنند، اما در شکل فعلی، در بعضی لحظات بیشتر موجب سردرگمی مخاطب میشوند تا ایجاد ابهام سازنده. دیالوگها نیز در برخی بخشها از ظرفیت بازیگران و شخصیتپردازی اجرا عقب میمانند و حتی گاهی باعث میشوند کیفیت بازی و شخصیتپردازی آنچنان که باید به چشم نیاید.
با تمام این نکات، «پایین نردبان» از جمله اجراهایی است که میتواند فضایی برای تأمل شخصی دربارهی خود، خاطره و تئاتر در اختیار مخاطب قرار دهد. فضایی وهمآلود و دروننگر که همچون آینهای در برابر تماشاگر قرار میگیرد و او را وادار میکند نهفقط آنچه را روی صحنه میگذرد، بلکه روح، خاطرات و احساسات خود را از خلال تجربهی حسی و نمایشی اثر بازخوانی کند.
در پایان، بار دیگر خسته نباشید میگم به گروه گرامی و توانمند «پایین نردبان» و جناب فرزین محدث. تجربهای ارزشمند، متفاوت و لذتبخشی برای مخاطب رقم زدید. امیدوارم در ادامه نیز شاهد اجراهای بیشتری از این گروه و این نگاه خلاقانه به تئاتر باشیم.