۲۸ شهریور ساعت ۰۹:۵۸
نمایشی برای ادای دین
نمایشی برای آگاهی
اگه بخوام از احساسی که در قلبم انتهای نمایش ایجاد کرد بگذرم، نمایش در طنز حرف داشت و در نقد حرف داشت و در غم حرف داشت
پرشور شروع شد، پرده دوم از ریتم افتاد و از پرده سوم مجدد تماشاگر را از صندلی به وسط میدان کشاند
ریز دیالوگهایی که گذرا گفته میشد ولی تأثیر شگرفی داشت
« چرا من …»
مفهومی که آگاهی میداد
بازیها اکثرا روان بود و بازیگرها اکثرا در حال زندگی بودند نه بازی. فقط گاهی صداها در هم حل میشد که شاید باید کمی کنترل شود
همگی دستمریزاد