۲۸ شهریور ساعت ۱۳:۲۶
مهمان توخالی استعارهایست شاعرانه از گردشِ بیمارِ پول در جامعه که به نوبۀ خود عضو به عضو جوارحِ اورگانیکِ پیکرۀ آن را از صدر تا ذیل فاسد میکند، تمامی داراییهای اساسی مادی آن از خاک و آب تا هوا را جذاموار میبلعد («مردان باید حتی دیوارهای خانه را با خود ببرند») و از سرمایههای معنوی نظیر عدالت، آزادی، نوعدوستی و همبستگی دشتی ملخزده بر جای میگذارد («داری به یه آدم دیگه تبدیل میشی!»). سخن از وضعیتی بغرنج و پارادوکسیکال است که جامعه علی رغم درآمدهای کلان، به سببِ فقدان مدیریتِ توانمند و سالم، به جای استفاده از این درآمدها در آن غرق میشود. تورمِ مهارگسیخته، ناشی از شدت گردش پول-کالا، بر درآمدهای خالص پیشی میگیرد. تولید متوقف یا تکمحصولی میشود و سرمایه و نیروی کار به سمت خدمات و اَشغال کاذب و غیرمولد میل میکند. نشانههایی که در اقتصاد از آن به نام «بیماری هلندی» یاد میکنند.