درباره نمایش پسماند به کارگردانی مهدی برومند
نیلوفر ثانی
«رها در جهانی تروماتیک»
نمایش پسماند با بهره از داستان اسطوره ای فائدرا و هیپولیتوس،
... دیدن ادامه ››
تلاش می کند جهان خود را بسازد. با نگاهی مدرن و ابزورد و ویرانگرانه، همراه با خشونت و پوچی، بی ارادگی، مسخ شدگی و ناامیدی .
با نگاهی به «عشق فائدرا» و سبک نوشتاری سارا کین، مهدی برومند و حمید رحیمی، با تغییراتی تلاش در ساختن جهانی امروزی از وضعیت انسان معاصر دارند.
انسانی که در بی تفاوتی، انزوا، بی اعتنایی، میل به گناه و لذتهای بی ثمر گرفتار شده و قادر به برقراری ارتباط موثر و جهان بینی هستی شناسانه نیست.
«لانتیموس» شاهزاده ای ست که به بازیها و برنامه های تلویزیونی سرگرم است و اگرچه با زنان زیادی رابطه دارد اما این عمل را نه از روی لذت که از بی حوصلگی و خلاء عاطفی انجام می دهد. او در برابر ابراز عشق مادرخوانده خود، ملکه ای که از شب عروسی اش با شاه تنها رها شده و خود نیز در فقدان توجه و علاقه می سوزد، بی اعتنایی کرده و او را پس می زند. ملکه تصمیم می گیرد به انتقام یادداشتی بگذارد که لانتیموس به او تجاوز کرده و از شرم دست به خودکشی زده و در رودخانه خود را غرق می کند.
جهان ساخته شده در کاخی سلطنتی و آنچه سارا کین نیز به آن اشاره می کند، تجسمی از دنیای امروز است. دنیای که قادر نیست روابط معنادار و دلیل موجهی برای زندگی به انسان ارائه دهد و او را در افسردگی، ملال، بی هدفی، ناامیدی و جهانی تروماتیک رها می کند.
عشق که از سوی ملکه (فائدرا) نیز به عنوان چاره ای براین زخم ها ارائه می شود نیز به وجوهی غیراخلاقی، گناه آلود و امیال سرکوب شده و فشارهای اجتماعی آمیخته است.
کاخ به مثابه دنیای امروز و تیمارستانی روانی، انسانها را مملو از تروماها و عقده های روانی می بیند که برای پر کردن خلاءهای روانی خود دست به اعمالی خشونت بار می زنند.
در پایان لانتیموس در برابر اتهام تجاوز، مقاومت نمی کند، حتی ایمان، رستگاری و اعتراف، نمی تواند مرهمی برای وضعیت شقاوتی باشد که در آن دست و پا می زند. او اتهام را می پذیرد و این مسیر را راهی برای معنابخشی به وضعیتی می داند که دیگر هیچ چیز از اصالت و صداقت برخوردار نیست جز مرگ که براستی و بی پرده پوشی خود را عیان می کند و در نهایت نیز بر سر هر جسد و هر پیکره بی جان از اخلاق، عشق و پوچی، پیروزمندانه می رقصد. این همان پسماندی ست که از انسان امروز باقی می ماند، لااقل ذره ای از معنا در مرگ و نیستی.
مهدی برومند نمایش «پسماند» را با تغییراتی که در متن اعمال شده، و ضروریات ممیزی در اجرا، جسورانه بر صحنه آورده و با نورپردازی موفق و موسیقی کارآمد و زنده، افکتها و صداسازی های موثر، فضای نمایش را می سازد و اتمسفر را پی ریزی می کند تا مخاطب، وارد این جهان شده و عیان تر آن را لمس کند.
اما آنچه که می تواند این مسیر را کمی با اختلال روبرو کند بدون شک محتوای متن اصلی، حذف و تغییراتی ست که لطمه ی خود را وارد می کند و نمی تواند آن «In-yer-face» را عینی تر فراهم نماید. اگرچه بازی ها و پرفورمنس به ویژه حمید رحیمی تا حدودی توانسته این فقدان را جبران کند.
طراحی لباس و اکسسوارها نیز در خدمت معنای اثر است که سویه هایی از پست مدرن را نیز القا می کند.
در نهایت «پسماند» اثری ست قابل تعمق و تأمل که می تواند توجه مخاطبان خاص را به محتوای چند لایه ی خود بیش از یک وقت گذرا، جلب نماید.
6مهر 1405