تکامل
«حجت بقایی؛ مشاور تحقیق و توسعه»
سلسلهمراتب
تنها پوستهای است خشک
و ریشهها
در لایههای زیرینِ تکتکِ آدمهاست.
ما
در پیِ بازسازیِ بناهای عظیم هستیم
در حالی که
سنگبنای هر سازمان
بخشهای
گسستۀ
روحِ یک
... دیدن ادامه ››
انسان است.
توسعۀ اجتماع
و مصلحتِ کلِ جهان
بدونِ صلحِ درونِ
هر خردمند نیست
توسعهای که
از «من» آغاز نشود
تنها
زخمی است که
با شکوهِ بیشتر
بر پیکرۀ اجتماع
مینشیند.
شرکتی که در آن
فرد کوچک و
خرد شده است
همان ساختمانی است که
از هیزمهای تر بنا شده؛
میسوزد
و دودش
چشمهای حقیقت را میزند.
ما
در میانِ گروههایی ایستادهایم که
گاه در نادانی غرقند
و گاه
در قدرتِ کاذبی که
از بیفکری میروید.
ترس
نه از نادانی
بلکه
از ساختارهایِ صلب و بیروحی است
که چون سگِ درِ سرایی
تنها با راندنِ حقیقت
سکون میخواهند.
بیایید
از سگِ وفادار بیاموزیم:
ثبات
در
تسلیمِ به اصلِ جاری است
نه در
ایستادگیِ بیهوده
در برابرِ جریانِ حیات.
اگرچه دزد را
بر پایِ دار
بستند و گفتند:
که این شکوه
از آن فقیرِ بیرشد نیست
و از آن دزدِ اعدام شده
بیاموزیم که کمال
در همان
نقطۀ اوجِ فروپاشی است؛
آنجا که
برای انجام عمل
هر چند به نظر دیگران بد
از خود میگذرد
و به مقصد میرسد.
بماند آن بنایی که
از روحِ آدمی است
و نه بنایی که
از سنگِ خاموش و بیروح است
ای کامکاری که گرهها را
از دلِ هستی میگشایی
در میانِ این ساختارهایِ سنگین و بیپناه
جانی را که
در پیِ توسعه است
و روحی را که
در پیِ حقیقت
به ترازِ خود برسان.
ای خالقِ هستی
و ای ریشه در جانها
بگشای در که راهِ رشد
از راهی که نمایی
دور نیست.
. .\\\\/. .\\\\/. .\\\\/. .