در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | عباس تقی خانی: اوایل کوچک بود. یعنی من این طور فکر می کردم. اما بعد بزرگ و بزرگتر شد.
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 10:11:10
اوایل کوچک بود. یعنی من این طور فکر می کردم. اما بعد بزرگ و بزرگتر شد. آن قدر که دیگر نمی شد آن را در غزلی یا قصه ای یا حتی دلی حبس کرد. حجم اش بزرگتر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجم شان بزرگتر از دل می شود، می ترسم. از چیزهایی که برای نگاه کردشان- بس که بزرگ اند - باید فاصله بگیرم، می ترسم. از وقتی که فهمیدم ابعاد بزرگی اش را نمی توانم با کلمات اندازه بگیرم یا در"دوستت دارم" خلاصه اش کنم، به شدت ترسیده ام.
فکر می کردم همیشه کوچک تر از من باقی خواهد ماند… اما نماند. به سرعت بزرگ شد. از لای انگشتان من لغزید و گریخت. مقهور آن شدم. آن قدر که وسعتش، از مرزهای "دوست داشتن" فراتر رفت. آن قدر که دیگر از من فرمان نمی برد. آن قدر که حالا می خواهد مرا در خودش محو کند.
اکنون من با همه توانی که برایم باقی مانده است می گویم "دوستت دارم" تا شاید اندکی از فشار غریبی که بر روحم حس می کنم رها شوم... .



از: ـ حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه/ مصطفی مستور ـ