مصاحبه سایت موسیقی ما با علی زند وکیلی خواننده نمایش ترانه های محلی
علی زند وکیلی: تعصب ریشهها را خراب میکند
موسیقی ما - با پایهگذاری هنرستان موسیقی شیراز در سال 1377 توسط استادش نوید افقه، فضا برای تحصیل در رشته موسیقی فراهم شد و «زندوکیلی» و دوستانش به عنوان اولین ورودی آن دوره پا به هنرستان گذاشتند. در سال 1380 «عبدالنقی افشارنیا» (نوازنده برجسته ساز نی که در آلبومهای بسیاری با صدای استاد شجریان همکاری داشته) و چند تن از اساتید دیگر که به صورت پروازی به شیراز آمده و در آن هنرستان تدریس میکردند، به او پیشنهاد دادند که برای پیشرفت بیشتر در عرصه موسیقی به تهران بیاید. خودش میگوید تا سال 84 تمام تمرکزش را بر روی نوازندگی گذاشته بود.
در ابتدا نوازندگی پیانو را شروع کرد و بعد به فراگیری سنتور پرداخت. تا اینکه شاهمحمدی در تابستان سال 84 برای تدریس آواز به شیراز آمد و زندوکیلی مدت 6 ماه نزد او آواز آموخت و سپس به محضر خانم معصومه مهرعلی راه یافت. این دو دوره کل مدت زمانی بود که علی به آموختن آواز پرداخت. در سال 86 با
... دیدن ادامه ››
علی قمصری، پوریا شیوافرد و فردین خلعتبری همکاری داشت که به توصیه آنها آواز را به صورت جدیتر ادامه داد.
نگاهی کوتاه به فعالیتهای هنری علی زندوکیلی بهانهای برای گفتگوی «موسیقی ما» با این خواننده موسیقی ایرانی است که سابقه همکاری با گروههای دنگشو، خموش، طلوع، نغمه کیمیا، شروند و گلبانگ را در کارنامه دارد:
* شما پیش از این سابقه همکاری با محمد رحمانیان را در یک موسیقی و نمایش دیگر تحت عنوان ترانههای قدیمی داشتهاید. لطفاً کمی درباره شکلگیری این تجربه صحبت کنید.
اردیبهشتماه سال 90 بود که فردین خلعتبری با من تماس گرفت و گفت موسیقی و نمایشی تحت عنوان «ترانههای قدیمی» با آهنگسازی خودش و نویسندگی و کارگردانی آقای رحمانیان قرار است اجرا شود. این کار 8 اپیزود داشت که هر کدام از آنها مربوط به یکی از ترانههای قدیمی اساتیدی چون همایون خرم، مینباشیان، مجید وفادار و روحالله خالقی است. به این ترتیب برای خواندن در آن نمایش از من دعوت شد. کار در آنجا به این صورت بود که در هر اپیزود، بازیگر به یک بیت از ترانههای قدیمی اشاره میکرد و خواننده با وارد شدن بر روی صحنه آن را میخواند. این کار در اختتامیه چهارمین جشنواره فیلم شهر در برج میلاد اجرا شد. سازهای ویلن، ویلنسل، پرکاشن و سازهای کوبهای و پیانو در این اجرا حضور داشتند. پیانو این کار را سامان احتشامی مینواخت. DVD این کار هم به بازار آمد و هماکنون در بازار موجود است.
* استقبال از آن نمایش به چه شکل بود؟
بعد از آن کار آقای رحمانیان برای زندگی به کانادا رفتند تا اینکه در مردادماه سال 92 فردین خلعتبری دوباره با من تماس گرفت و گفت آقای رحمانیان برگشتهاند و میخواهند مجموعه ترانههای قدیمی را دوباره به مدت 30 شب روی صحنه ببرند. تمرینهایمان دوباره آغاز شد. این دفعه قرار شد کل کار تنها با پیانوی «سامان احتشامی» اجرا شود. برای این اجرا سالن «اکو» در نظر گرفته شده بود که محدودیت جا داشت. شهریورماه سال 92 «ترانههای قدیمی» دوباره روی صحنه رفت و با استقبال بسیار خوبی مواجه شد تا آنجا که بعضی شبها دو سانس اجرا میرفتیم. هنوز هم که هنوز است خیلیها از آن اجرا صحبت میکنند. لازم است بگویم این کار دو هفته پیش هم در شیراز اجرا شد و قرار است در روزهای 26، 27 و 28 شهریورماه در مشهد و سپس در اصفهان اجرا شود.
* ایده نمایش «ترانههای محلی» چگونه شکل گرفت؟
اسفندماه سال گذشته بود که در مراسمی آقای رحمانیان را دیدم. ایشان به من گفت میخواهم «ترانههای محلی» را هم در ادامه «ترانههای قدیمی» اجرا کنیم. کارهایی که بر اساس موسیقی فیلمهای «شیر سنگی»، «ناخدا خورشید»، «داشآکل» و... ساخته شدهاند.
* کمی درباره زمینه ورود موسیقی به این موسیقی-نمایش صحبت کنید.
قصه این موسیقی و نمایش مربوط میشود به یک محقق امریکایی که موضوع پایاننامهاش کار بر روی موسیقی نواحی مختلف ایران است.
* و اجرای آن از چه زمانی آغاز میشود؟
قرار است این کار از 7 مردادماه و به مدت 30 روز در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برود.
* این نمایش خواننده دیگری جز شما هم دارد؟
همانطور که میدانید، آهنگساز و مشاور این کار فردین خلعتبری است و بر اساس طرح، موسیقی یک سری از ترانههای قدیمی را میسازد. من اجرای بخشهای فارسی را به عهده دارم. خانم «هانا کامکار» بخش کردی را میخواند و «روزبه مهر» اجرای قسمت شمالی را به عهده دارد. انتخاب خوانندههای مختلف بر این اساس اتفاق افتاد که خواننده کاملاً باید به موسیقی و زبان محلی آشنایی داشته باشد. جالب است بدانید در این کار ترانه «ناردونه» که بر اساس آهنگهای محلی شیرازی و توسط خودم ساخته شده را هم اجرا میکنم.
* اگر نمایشهای عروسکی آقای غریبپور را دیده باشید، در آن کارها خواننده لحن خاصی دارد که به نوعی بازی او در نمایش به حساب میآید. آیا در «ترانههای محلی» شما پا را از یک خواننده بودن فراتر میگذارید؟
در این کار روی نمایش من کار نشده و من تنها خوانندگی میکنم.
* حضور شما در این تجربه هنری، بهانه یا انگیزهای غیر از خواندن هم داشته است؟
همیشه به اینکه آیا آواز ایرانی هم میتواند مانند آواز سایر ژانرها اَکت داشته باشد یا نه، فکر کردهام. بیشتر خوانندههای موسیقی ایرانی ایستاده آواز میخوانند، در حالی که تخلیه انرژی خواننده در بسیاری از موارد میتواند با حرکات دست اتفاق بیفتد. زمانی که با بچههای نمایش تمرین میکردم و تمرین کردن آنها را میدیدم، احساس آنها بر روی کلمات در خواندن من هم تأثیر میگذاشت. وقتی مردم را نگاه میکردم، میدیدم بازیگران با کلامشان روی آنها تأثیر میگذارند. اینکه بر روی دانهدانه کلمات و حروفت فکر کنی و آنها را ادا کنی، نکته جالبی است که در خوانندگی هم میتواند به کار بیاید. به نحوی که کلمات با آن حس و معنایی که دارند، به بهترین شکل به مخاطب برساند. من دارم از بچههای تئاتر اکت و ریتم درست را یاد میگیرم.
* چرا علی زندوکیلی برخلاف خیلی از خوانندگان همنسلش تلفیق به معنای عمومی کلمه را بیشتر دنبال می کند؟ آیا از قالب شکستن هراس ندارد؟
هیچگاه تعصب در خوانندگی برایم معنا ندارد. تعصب ریشهها را خراب میکند و آنها را میسوزاند. وقتی به یک کودک نگاه میکنیم، میبینیم او در بدو تولد نمیتواند بد و خوب را با ملاک ما تشخیص دهد. ذات پاک او از ذهنش میآید. چنین فضاهایی را در نوازندگی تجربه و سعی کردهام با دوری از تعصب، زمینه پیشرفت را به روی خودم بگشایم. ترجیح دادم بیپرواتر شوم. البته در این بین، تمام سعیام را میکنم تا به چارچوب آواز ایرانی ضربهای نزنم.
* در این مسیر با مخالفت اساتید هم مواجه شدهاید؟
خیلی از اساتید با بیانی کاملاً رک به من گفتند به طور کامل با این جریان مخالفاند، اما من با تمام احترامی که برای تکتک آنها قائلم، نمیتوانم درهای دنیا را صرفاً به خاطر سلیقه دیگران به روی خودم ببندم. سلین دیون، پوچلی و پاوارتی کسانی هستند که بین 12 تا 14 سال آواز کلاسیک کار کردهاند، اما هر سه اینها موسیقی تلفیقی هم اجرا کردهاند. محدودیتها باعث دوری آدمی از خلاقیت و نوآوری میشود. فضا را برای پرواز کردن و بال زدن محدود میکند.
* اگر بنا باشد موسیقی پاپیولار و موسیقی ایرانی را در نحوه مواجهه مخاطب با این دو ژانر مقایسه کنید، تفاوت را در کجا میبینید؟
موسیقی پاپیولار در مقایسه با موسیقیِ چارچوبمندی مثل موسیقی ایرانی تأثیرگذاری سریعتری روی مخاطب دارد. در ضمن سریعتر هم میشود معرفیاش کرد.
* با این حال خیلیها شما را به عنوان یک خواننده آواز ایرانی میشناسند.
من سالها به موسیقی محلی عشق ورزیدهام و مطمئن هستم در ادامه هم با آن عشق خواهم کرد. پس با این فضا بیگانه نیستم.
* با گذر از این تجربههای متفاوت، آیا برنامهای برای کارهای صرفاً ایرانی بر اساس رپرتوار موسیقی ایرانی در ذهن دارید؟
در کنسرت «ناردونه» که آبانماه سال گذشته برگزار شد، قطعاتی کاملاً ایرانی را اجرا کردم. اما به واسطه زحمتی که سالها برای این موسیقی کشیدهام و به آن خاطر که خودم را وامدار این نوع موسیقی میدانم و به آن افتخار میکنم، باز هم در این مسیر قدم میگذارم. سالها زحمت کشیدهام، مقالات و نقدهای مختلف را خواندهام. تجارب من در نوازندگی و مسیری که در مبانی موسیقی طی کردهام، به مراتب بیش از سالهای آواز خواندنم است. اما همیشه سعی کردهام اگر نقشی به من داده میشود، آن را به بهترین نحو ایفا کنم. در صدد انجام کاری با «آرش فلاح» هستم که در حال سپری کردن مراحل ضبط است. این کار در مایه نوا و دشتی ساخته شده و ضبط آن تا دو هفته دیگر به پایان میرسد. این آلبوم متشکل از 4 تصنیف و دو آواز است. همچنین در زمینه اجرا هم بر مبنای تنظیم قطعه «زندگی خوب» است که به تازگی در اختیار مخاطبان سایت شما قرار گرفت. برنامهای داریم که کارهای جدیدی را با تنظیم جَز و بلوز و البته موسیقی امریکای لاتین و با ملودی و آواز ایرانی اجرا خواهیم کرد. این کنسرت انشاءالله در مهرماه امسال اجرا خواهد شد.
* اگر از شما بخواهیم نام دو تن از موزیسینها و خوانندگان جدید و قدیم را که بر روی کار شما تأثیر گذاشتهاند ذکر کنید، به کدام اسامی اشاره میکنید؟
در آوازخوانان نسل خودمان علیرضا شاهمحمدی و در قدما میرزا رضا ظلی. در نوازندگان دوره معاصر اردوان کامکار و از هنرمندان قدیمی استاد جلیل شهناز.