۳ روز پیش، سهشنبه ساعت ۱۲:۱۰
خداقوت.
مسئلهی امان مسئلهی پیوستهی ماست. امان نتیجهی بلبشوی فرهنگیست، نتیجهی سردرگمی سنت در فضایی که ادای مدرنیته را درمیآورد و تحت تاثیر تعصبات و خرافات و پیشداوریها، به رذیلت و فساد میانجامد.
دغدغهی آدمهای نمایش، دغدغهی هموارهی جامعه بوده که در هر دوره و بسته اتفاقات و تغییرات ظاهری جامعه، شکلِ بروزِ متفاوتی پیدا میکنند. پرداختن به موضوعات اینچنینی به خودی خود جسارت قابل توجهی را میطلبد چون معمولا از طرف گروههای مختلف با خط فکری متفاوت مورد نقد و هجمه قرار میگیرد.
اجرای چنین متنهایی شاید گول زننده هم باشد که فرضا "متن به تنهایی قابلیت درگیر کردن مخاطب را دارد" پس بصورت کلیشهای صرفا خوانده میشود یا اینکه برای رسوخ به مغزاستخوان مخاطب در فرمهای اغراقآمیز و آزاردهنده به نمایش درآید.
اما اجرای امان با بکارگیری ظرافت خاص و خلاقانهای در فرم، به "اندازه" میگوید و این اندازه گوییست که مخاطبش را همراه میکند.
در نهایت امان در عین جسارت، مفاهیمی را به شکل ویژهای بازنمایی میکند که بهاجبار یا اختیاری اجباری به حاشیه رانده شدهاند.
۰۵ مرداد ساعت ۰۲:۱۴
خداقوت.
لذت بردم از تماشای تابوت عهد. از قرار گرفتن در اتمسفر اجرا، از تماشا و لمس نسبتها، رابطهها و موقعیتهایی که در این فضای متمرکز و در عین حال سیال قرار گرفته و جریان داشتند، و احساس دلنشینی را متبادر میکردند. سادگی صحنه و نورپردازی همراستا با فضا و بدون هیچ اضافهکاریای در راستای بازنمایی مفاهیم مورد انتقال، از نقاط مثبت و قوت این اجراست که بنظرم پایه ساخت اتمسفر را شکل میدادند. در ادامه بازی درخشان صادق برقعی، آن سکوت و ایستایی های فعال که سرشار از احساس بودند. کاشتهای احساسی که باعث میشد در زمانهای سکوت کاراکترها، فضای خالی میان آنها به خوبی جلوهگر شود. و تنشی که بشکلی بخصوص، نرم و آرام ایجاد شد و ادامه یافت. همهی اینها برای درگیر کردن مخاطب و سهیم کردن او در رخداد جاری و تجربهی اجرا کافی و مناسب بود. با این وصف یعنی سهیم شدن در تجربهی اجرا، میتوان گفت که تابوت عهد فقط راجعبه یک شکل خاص از رابطه صحبت نمیکند؛ تابوت عهد دربارهی نقاط تلاقی زندگیست، تلاقی احساس و وظیفه، مسئولیت و غریضه، اجبار و انتخاب، و موقعیتهای اینچنینی که گاهی از شدت درگیری انسان با آنها، به ناگاه در ظاهر زنگمیبازند و کم اهمیت جلوه میکنند.