بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» براین باور است که رنج در این اثر هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود بلکه در سکوتها و رفتارهای ظریف شخصیتها خودش را نشان میدهد.
فروزان حسینی بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» به نویسندگی شهرام احمدزاده با کارگردانی تارا برزی که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه است، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره نقش خود در این اثر توضیح داد و در تشریح ابعاد شخصیتی که ایفاگر آن است، گفت: «شخصیتی که بازی میکنم، زنی است که سالها با زخمی از گذشته زندگی کرده؛ ترومایی که ریشه در کودکی او دارد و هنوز بر انتخابها، روابط و نگاهش به جهان تأثیرگذار است. جذابیت این نقش برای من در این بود که این رنج هرگز به شکل مستقیم بیان نمیشود، بلکه در سکوتها، مکثها و رفتارهای ظریف شخصیت، خودش را نشان میدهد.»
این بازیگر درباره نحوه مواجهه با فضای سورئال نمایش و حفظ پیوستگی اجرا، توضیح داد: «تلاش میکنم موقعیت و احساس شخصیت را کاملاً واقعی تجربه کنم. وقتی احساس واقعی باشد، جهان سورئال نمایش هم برای مخاطب باورپذیر میشود. برای من ورود به این فضا بیشتر از طریق ریتم، سکوتها و تمرکز روی لحظه اتفاق میافتد.»
او تعامل با تارا برزی در مقام کارگردان برای رسیدن به نگاهی مشترک در اجراها را مثبت ارزیابی کرد و گفت: «تارا برزی از همان ابتدای تمرینها نگاه مشخصی نسبت به جهان نمایش داشت، اما در عین حال فضای گفتوگو و کشف را برای بازیگر باز میگذاشت. در طول اجراها هم مدام جزئیات را مرور میکنیم و اگر تغییری قرار باشد اتفاق بیفتد، در راستای حفظ جهان اثر است، نه صرفاً متفاوت بودن. همین گفتوگوی مداوم باعث شده نقش همچنان زنده و پویا بماند.»
بازیگر نمایش «باران نمنم خواهد بارید» در پاسخ به پرسشی درباره چالشهای حفظ تمرکز در لحظات تعلیق و انرژیِ متغیر مخاطبان، سکوت را عنصری فعال در این اثر خواند و گفت: «هر دو چالش وجود دارد، اما فکر میکنم تفاوت انرژی مخاطبان جذابترین بخش اجرای زنده است. سکوت در این نمایش یک عنصر فعال است و اگر تمرکز از بین برود، تأثیر آن هم از دست میرود. در عین حال، هر شب مخاطبان واکنش متفاوتی دارند و همین باعث میشود هر اجرا تجربهای تازه باشد.»
حسینی در پایان با تأکید بر لزوم صداقت در بازیگری به عنوان ابزاری برای ایجاد پیوند میان تماشاگر و فضای انتزاعی نمایش بیان کرد: «فکر میکنم صداقت مهمترین ابزار بازیگر است. اگر احساسات شخصیت را بدون تصنع و با باور اجرا کنم، مخاطب حتی در فضایی انتزاعی هم میتواند با او همدلی کند. هدف من این است که فضایی ایجاد شود که هر تماشاگر بتواند تجربه و برداشت شخصی خودش را از نمایش داشته باشد. این نقش برای من صرفاً یک شخصیت نمایشی نیست؛ سفری است به لایههایی از انسان که شاید در زندگی روزمره کمتر فرصت دیدنشان را داشته باشیم. اگر نمایش بتواند حتی برای لحظهای مخاطب را به تأمل درباره خاطره، تنهایی و امید دعوت کند، فکر میکنم به هدفمان رسیدهایم.»