نمایش «فقط خدا» به نویسندگی آرمان مهرابی، شاهین بامداد و محمود رشیدی و کارگردانی محمود رشیدی، با تکیه بر فضایی مینیمال و رویکردی فلسفی ـ روانشناختی، مخاطب را به سفری درونی برای مواجهه با تنهایی، بحران هویت و جستوجوی امر مطلق دعوت میکند؛ سفری که در نهایت به این پرسش بنیادین میرسد که پس از فرو ریختن همه تکیهگاهها، چه چیزی باقی میماند؟
نمایش «فقط خدا… onlyGod» روایت نوع بشر است در رینگ مبارزه زندگی؛ انسانی که گاه غالب است و گاه مغلوب، گاه زخمی و گاه ایستاده، گاه شادمان و گاه مغموم. شخصیتی که محمود رشیدی در هیأت بوکسور، پیک موتوری و دیگر صورتهای انسانی پیش چشم مخاطب قرار میدهد، نه صرفاً یک فرد، بلکه تصویری از انسان در مسیر پر فراز و نشیب زیستن است؛ انسانی که از تولد تا مرگ، با صورتهای مختلف رنج، امید، شکست، ترس و ایمان روبهرو میشود تا سرانجام نسبت خود را با حقیقتی بزرگتر بازشناسد.
نمایش را میتوان روایتی از همین مسیر دانست؛ مسیری که از تردید آغاز میشود، از رنج و تنهایی عبور میکند و در نهایت به مواجههای بیواسطه با حقیقت وجودی انسان میرسد. در این جهان نمایشی، انسان نه قهرمانی بینقص است و نه قربانی مطلق؛ او موجودی است در حال کشف، در حال فرو ریختن و دوباره برخاستن.
این اثر که برای سومین بار روی صحنه میرود، در امتداد تجربههای پیشین خود در بوتیک تئاتر ایران و تالار محراب، همچنان بر حذف پیرایههای روایی و تمرکز بر یک مسئله بنیادین تأکید دارد؛ مسئلهای که نه در قالب داستانی کلاسیک، بلکه در هیأت یک پرسش وجودی پیش روی مخاطب قرار میگیرد.
در جهان «فقط خدا»، انسان معاصر با همه اضطرابها، شکستها، امیدها و ترسهایش به تصویر کشیده میشود. شخصیت محوری نمایش در ظاهر تنهاست، اما در واقع نماینده انسان امروز است؛ انسانی که در میان هیاهوی جهان مدرن، بیش از هر زمان دیگری با خلأ معنا و نیاز به تکیهگاهی پایدار مواجه شده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای اجرای سوم نمایش، انتخاب سالن دوسویه خانه نمایش مهرگان است؛ انتخابی که فراتر از یک تصمیم صحنهای، کارکردی معنایی پیدا میکند. حذف دیوار چهارم و قرار گرفتن تماشاگر در موقعیتی همسطح با بازیگر، مخاطب را از جایگاه ناظر صرف خارج کرده و او را به بخشی از تجربه نمایشی تبدیل میکند.
نمایش با زبانی مینیمال و اجرایی مبتنی بر اقتصاد عناصر صحنه، تلاش میکند مسیر تأویل را برای مخاطب باز بگذارد. در اینجا خبری از پاسخهای قطعی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، مواجهه هر فرد با لایههای پنهان ذهن، خاطرات، ترسها و امیدهای خویش است.
«فقط خدا» همچنین کوششی برای بازتعریف نسبت انسان معاصر با مفهوم خداست. خدا در این اثر، صرفاً مفهومی متافیزیکی نیست، بلکه حضوری وجودی است که انسان در مواجهه با آن یا به فروپاشی میرسد یا به خودشناسی. از این منظر، نمایش بیش از آنکه تنها درباره خدا باشد، درباره انسان و نسبت او با امر مطلق است.
محمود رشیدی در مقام نویسنده، کارگردان و بازیگر، جهانی خلق کرده که مرز میان واقعیت بیرونی و جهان ذهنی را در هم میشکند. نتیجه این رویکرد، اثری است که مخاطب را نه فقط به تماشای یک روایت، بلکه به مشارکت در یک تجربه درونی دعوت میکند.
در نهایت، مهمترین دستاورد «فقط خدا… onlyGod» زنده نگه داشتن پرسشی است که تا پایان اجرا همچنان در ذهن مخاطب باقی میماند: وقتی همه چیز فرو میریزد، چه چیزی باقی میماند؟ پاسخی که نمایش پیش روی مخاطب میگذارد، همان اندازه ساده است که عمیق؛ فقط خدا.
منبع: خبرگزاری پانا